جستجوی این وبلاگ

میرحسین موسوی/ مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

مهران مديري :لطفا كپي نكنيد.........؟

اطلاعیه

سریال قهوه تلخ از فردا در دسترس عموم خواهد بود و این 3 روز تاخیر به دلیل روش متفاوت تکثیر و توزیع سریال اتفاق افتاد.
مجموعه دوم این سریال از شنبه دو هفته بعد 89/07/03 توزیع خواهد شد که از این تاریخ به بعد سریال قهوه تلخ ، شنبه هر هفته به طور منظم در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
به دلیل این تاخیر از مردم عزیزم عذرخواهی می‌کنم.

با احترام
مهران مدیری
89/06/22

درباره قهوه تلخ

«قهوه تلخ» 32 بازیگر اصلی دارد و داستان آن با بازی سیامک انصاری در نقش مورخ آغاز ‌شد. او در ابتدای داستان که در دنیای امروز می‌گذرد، یک فنجان قهوه تلخ می‌خورد و با خوردن آن به تاریخ سفر می‌کند. او در طول زمان به مورخی تبدیل می‌شود که در مرور خاطرات تاریخی خود، هربار دچار مسائلی می‌شود که این مسائل داستان‌های سریال را رقم می‌زند.
داستان‌های مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» توسط امیر مهدی ژوله و خشایار الوند نوشته شده است .

قهوه تلخ با حضور

مهران مدیری (بلوتوس)، سیامک انصاری(نیما/ استاد تاریخ/ مستشارالملک)، محمدرضا هدایتی (پادشاه/ جهانگیر شاه دولو)، سحر جعفری جوزانی (رویا/ دختر صدراعظم/ ناز خاتون)، سحر ذکریا (لعبت الملوک/ دختر پادشاه)، رضا فیض‌نوروزی (اعتمادالملک دیلمی/ صدراعظم)، برزو ارجمند (برزو خان/ سپهسالار اداره پیشمرگان)، بیژن بنفشه‌خواه (بیخودی الملک/ پسر صدراعظم)، آرام جعفری (کاترین/ سوگلی)، الیکا عبدالرزاقی (فخرالتاج/ زن پادشاه)، تادر سلیمانی (رستم/ سرآشپز/ اداره امیال مبارکه)، فلامک جنیدی (کبوتر/ زن سرآشپز)

آخرين تصاوير نگارخانه قهوه تلخ



مهران مدیری

کارگردان و بازیگر نام آور ایرانی ، سازنده سریال های طنز و آشنای همه ایرانیان می باشد. مهران مدیری سال ها در عرصه تئاتر، سینما ، کارگردانی و بازیگری فعالیت داشته است. از جمله مجموعه‌هایی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
سریال شب‌های برره، بازیگر/کارگردان، ۱۳۸۴ (دیگر بازیگران: سعید پیردوست، سیامک انصاری، محمد شیری، ساعد هدایتی و ...)
سریال باغ مظفر، بازیگر/کارگردان، ۱۳۸۵ (دیگر بازیگران: محمدرضا هدایتی،سیامک انصاری،نصرالله رادش،سحر جعفری جوزانی،شقایق دهقان،رضا شفیعی جم و ...)
سریال مرد هزار چهره، بازیگر/کارگردان، نوروز ۱۳۸۷( دیگر بازیگران: علیرضا خمسه، پژمان بازغی، سیامک انصاری، رضا فیض نوروزی، اکرم محمدی، فلامک جنیدی و ....)
و امسال باسریال قهوه نلخ طنزی دوباره را این بار برای نمایش خانگی عرضه می نماید.

قهوه تلخ امد

دوستان انتظار به سر رسيد

قهوه تلخ امد
پس از انكه رسانه ميلي ايران به جاي اكران  فيلم مهران مديري در نوروز 89
فيلمي از مسعود دهنمكي (دارا و ندار) را پخش كرد
و با مشكلاتي كه پيشه روي اين فيلم در ماه هاي اخير قرار داد
و پس از ماه ها اين فيلم به صورت خانگي در دسترس عموم قرار گرفت
در 30 قسمت كه هر هفته 3 قسمت ان را شما مي توانيد تهيه نماييد

جرس نيوز
               لطفا كپي نكنيد وكپي هم نخريد
و با خريد نسخه اورجينال از اين هنرمند مردمي پشتيباني نماييد
ومشت بر دهان رسانه ميلي بكوبيد

۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه

میرحسین موسوی:

چکیده : نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده و در این موارد هدف هر نوع وسیله ای را توجیه می کند. و این از ویژگیهای حاکمیت قدرتی است که نمی توان ازآن سوال کرد. در چنین وضعیتی کرامت انسانها و حقوق آنها می تواند نادیده گرفته شود و حفظ موقعیت و مکانت سیاسی حتی با آدم کشی مجاز شمرده شود. دروغ در چنین حالتی به صورت یک روش جهت حفظ موقعیت و منفعت در می اید و خیلی ساده بین منافع شخصی و منافع ملی خلط می شود.










جنبش سبز با محدودیت های امنیتی و حذف همراهان آن متوقف نمی شود



کلمه:میرحسین موسوی محدودیت ها و مزاحمت های امنیتی را در اطراف خودش موضوع تازه ای نمی داند و آن رابا انتخابات دهم ریاست جمهوری پیوند می زند که زمان آغاز اعمال محدودیت های غیرقانونی علیه وی بوده است.



موسوی معتقد است وقتی دروغ به یک روش در اداره مملکت تبدیل شود و منافع شخصی به جای مافع ملی جایگزین گردد کار به جایی می رسد که اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد.



خبرنگار کلمه در باره محدودیتهای اخیر و نیز حواشی آن مصاحبه ای را با آخرین نخست وزیر انجام داده است که متن کامل آن در پی می آید.



در خبرها آمده آست که محدودیت های امنیتی در اطراف شما زیاد شده است. ایا شما هم چنین برداشتی دارید؟



تاریخ این نوع مزاحمتها به قدمت انتخابات (دهم ) است. حمله به ستادهای انتخاباتی این جانب که از همان عصر روز ۲۲خرداد شروع شد، مقدمه محدودیت های غیر قانونی علیه بنده بود.



البته گذشته از اسناد و قراین فراوان، اگر متقلبان در انتخابات هیچ سندی جز همین حمله به ستادها را قبل از اتمام رای گیری و دستگیری شخصیتهای انقلابی در یک روز بعد و روزهای بعدتر به جا نمی گذاشتند، برای نشان دادن مقاصد آنان کافی بود. آنها خوشبختانه به دلیل حماقت انتشار دو نوار سخنرانی یکی از”سرداران مامور” زمینه را برای قضاوت عمومی راحت تر کردند. به هرحال مساله مزاحمت و محدودیت ها با فراز و فرودهایش از ان زمان تا حال ادامه پیدا کرده است.



پس معنای سخنانتان این است که اخبار منتشره در باره تشدید فضای امنیتی در اطراف خودتان تایید می کنید.



بله ،اخبار در باره تشدید محدودیت ها ی امنیتی درست است. اخیرا به خاطر خوف نیروهای امنیتی از حرکتهای خیابانی مردم این محدویت ها شدید تر شده است. به این فشارها اضافه کنید ممانعت سر تیم محافظان بنده را از انجام وظایف خود که بسیار سوال بر انگیز است .ایشان بیست سال سرتیم حفاظت بوده و حالا از انجام وظایف خود تعلیق شده و معلوم نیست چه خوابی دیده اند؟



آیا انها فکر می کنند یا به هر حال این امید را دارند که این نوع محدودیت دامنه تحرک جنبش را کم کند؟



مسلما اگر چنین فکری دارند اشتباه می کنند. جنبش ریشه دار تر از آن شده است که با محدویت و یا حذف امثال بنده متوقف شود. ریزش مدام مشروعیت و نارضایتی های در حال انباشت وضعیت ویژه ای را در کشور ایجاد کرده است.



اگر سال گذشته شعار «رای من کجاست» توانست میلیونها شهروند مسالمت جو را در روزهای ۲۵و ۲۸ و ۳۰ خرداد دور هم جمع کند اکنون با سیاستهای سرکوب یک سال گذشته و اوضاع معیشتی مردم و فشار های بین المللی ناشی از ماجراجویی ها، احتمال حرکتهای غیر مترقبه بیشتر شده است. بنده و برادر کروبی و دیگران همراهان کوچکی با مردم هستیم. انها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما.



یعنی شما فکر می کنید اهمیت موضوع تقلب در انتخابات، حالا با افزایش نارضایتی ها کمرنگ شده است؟



به هیچ وجه! بلکه در کنار مصیبتهایی که به دلیل سیاستهای من در آوردی همراه با دروغ و سرکوب وارد می شود مردم بیشتر از همیشه به راه حل کلیدی انتخابات آزاد غیر گزینشی توجه پیدا کرده اند. هر روز که می گذرد مردم بیشتر معتقد می شوند که ریشه بحران در استبداد و عدم توجه به حق انها برای حاکمیت به سرنوشت خودشان است. مردم می بینند که دولتمداران بین انها اختلاف می اندازند که به نام اسلام و در حقیقت بر خلاف اسلام خودشان حکومت کنند.



به نظر بنده در میان مردم تلازم عدالت و آزادی هر روز بیشتر جا می افتد. به همین دلیل همه کسانی که قدرت تالیف و تحقیق دارند یقینا توجه دارند که شکایت هفت مبارز فرهیخته و با سایقه کشور از سخنان سردار مامور تا چه اندازه اهمیت استراتژیک دارد و نباید از آن غفلت شود. وباید بصورت مشفقانه عرض کنم که رسیدگی عادلانه و علنی به این شکایت برای بیرون آوردن کشور از بحران از مانور نیروهای امنیتی که یک روز قبل از روز قدس در خیابانهای تهران شاهد آن بودیم و یا حمله به خانه های مراجع مورد علاقه مردم در قم و شیراز موثرتر است. و اگرنه بازداشت دکتر محمدرضا خاتمی و بازداشت هنرمند گرامی دکتر حبیب صادقی در کنار دفتر اینجانب مشکلی را حل نمی کند.



آیا ممکن است محدودیت های اخیر با حمله به دفاترمراجع و فشار به روحانیون معترض مربوط باشد؟



باید به ریشه ها توجه کرد. نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده و در این موارد هدف هر نوع وسیله ای را توجیه می کند. و این از ویژگیهای حاکمیت قدرتی است که نمی توان ازآن سوال کرد. در چنین وضعیتی کرامت انسانها و حقوق آنها می تواند نادیده گرفته شود و حفظ موقعیت و مکانت سیاسی حتی با آدم کشی مجاز شمرده شود. دروغ در چنین حالتی به صورت یک روش جهت حفظ موقعیت و منفعت در می اید و خیلی ساده بین منافع شخصی و منافع ملی خلط می شود. در چنین اوضاعی اگر یک مرجع کاری با حکومت نداشت با او کاری ندارند و اگر در این شرایط یک مرجع و یا روحانی و یا مداحی از این حضرات تعریف و تمجید کند می شود مرجع عالیقدر و یا روحانی بر جسته و یا مداح دلسوخته اهل بیت. بلافاصله تصویر او در صدا و سیما نشان داده می شود و بسته به میزان طرفداری و تعریف تمجیدی که از صاحبان قدرت می کنند، چهره های آنها کوچک و بزرگ می شود و اگر به طور مثال همین مرجع انتقادی از صاحبان قدرت داشته باشد و یا نظری مخالف انها بدهد، بلافاصله او را از کشتی مرجعیت پیاده می کنند و یکباره کشف می شود که ایشان صلاحیت علمی لازم را نداشته است و انواع تهمتها به سمت ایشان روانه می شود و دفتر و خانه و مسجد و مقلدین ایشان مورد حمله نیروهای به اصطلاح خود سر قرار می گیرد. حضرت ایت الله دستغیب تا موقعی از نظرشان محترم است که چشم به ظلم و ستم اقایان ببندد و یابه شیوه اعمال وظایف مجلس خبرگان ایرادی نگیرد. در غیر اینصورت مسجدی که او در آن نماز می خواند با آن سابقه می شود مسجد ضرار و امام جمعه ای که میزان درک او در حدی است که به میلیونها انسان هموطن خود می گوید یک عده بزغاله و گوساله در کنار حرم مقدس رضوی یک باره خوابنما می شود که این عالم بزرگوار از خانواده ریشه دار و محبوب دستغیب ها در شیراز مهد تمدن و فرهنگ ایران موقعیت علمی و صلاحیت ندارد.



آیا فکر نمی کنید این اقدامات برای پوشاندن ابعاد بحرانهای سیاسی و اقتصادی از چشمان مردم باشد؟



امروز بحران فقط خود را در عرصه های اقتصادی و سیاسی نشان نمی دهد. همین حمله به خانه های مراجع و مدارس انها در کنار حمله به دانشگاهها و خوابگاهها یکی از چهره های تکان دهنده بحران است. توجه کنید نظامی که ریشه مشروعیت دینی آن بر آمده از سلسله مراتب حوزه ها و روحانیت است، مشغول مهندسی ویرانگر توامان دانشگاه و حوزه با هم است. از آن سو وزیرش دانشگاه حرف نشنو را تهدید به یکسان سازی با خاک می کند و از این سو منازل و شخصیت مراجع ضد ستم و منتقد مورد حمله فیزیکی و تبلیعاتی قرار می گیرد.



کسانی که این طرحها را می ریزند باید بدانند این گونه اقدامات کمکی به بقای انها نمی کند اگر این کار ها در گذشته توانست اثری داشته باشد و ستمگران را حفظ کند می توانند این سیره و روش را ادامه بدهند و در این میان اگر کسی به جای خود به بقای کشور و منافع ملی می اندیشد باید بسوی قانون و انصاف برگرددحتی اگر این برگشت به ضرر موقعیت و مکانت او تمام شود.



۵۴ دیدگاهدیدگاه تان را بنویسیدعلی

آفرین بر تو ای که با استقامت مثال زدنیت موجب ترک بر بنیاد ظلم و استبداد شدی . تا آخر با تو ایستاده ایم



0 0 ۱۳۸۹/۰۶/۲۲ ۱:۰۹ ب.ظ پاسخ دادن

ایران دوست

زنده باشی پدر عزیزم …

مصاحبه عالی و به جایی بود. اما جا داره که همون طور که بسیاری از دوستان در مطلب پیشین سایت هم درخواست کرده بودند شما مصاحبه ای ویدئویی با بچه های کلمه ترتیب دهید و در همین موارد و موارد دیگر با مردم سخن بگویید. ارتباط تصویری شما با مردم بازتاب بیشتری در اینترنت و شبکه های ماهواره ای خواهد داشت. ضمن اینکه بسیاری با دیدن تصویر شما روحیه می گیرند.



پاینده باشی مسیر حسین عزیز



0 0 ۱۳۸۹/۰۶/۲۲ ۱:۲۷ ب.ظ پاسخ دادن

فرزند سردار شهید

وای به حال اقلیت اقتدار گرا اگر کوچکترین تعرضی به میر عزیزمان کنند.به والله که عاشورایی دیگر میسازیم و ما را از داغ و درفش باکی نیست.یا حسین میر حسین.



0 0 ۱۳۸۹/۰۶/۲۲ ۱:۲۸ ب.ظ پاسخ دادن

هر ایرانی، یک رسانه سبز.

اگر همه این مصاحبه، تنها پاسخ به پرسش ماقبل آخر بود؛ کافی و وافی بود. همراهان سبز، لطفا اطلاع رسانی به عموم






0 0 ۱۳۸۹/۰۶/۲۲ ۱:۲۹ ب.ظ پاسخ دادن

محمد

درود بر این مرد بزرگ

ما تا پیروزی بر ظلم و دیکتاتوری کنارت هستیم

مهدی کروبی در مصاحبه با العربیه:هیچگاه فکر نمی کردیم چنین فضایی در کشور حاکم شود

مهدی کروبی نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، در گفت و گوی تلویزیونی با شبکه خبری ” العربیه ” تاکید کرد از سخت بودن شرایط انتخابات آگاه بود اما نه او نه میر حسین موسوی و حتی محسن رضایی پیش بینی نمی کردند چنین فضایی حاکم شود.




دبیرکل حزب اعتماد ملی در این مصاحبه امروز یکشنبه 12 – 9 – 2010 درباره تحریم های بین المللی ایران تاکید کرد که این تحریم ها در درجه اول بر مردم فشار می آورد.



آقای کروبی درباره تاثیر تحریم ها بر حکومت گفت که این تحریم ها بی اثر نیست اما در حال حاضر حاکمیت پول نفت دارد که آن را خرج می کند.



او درباره احتمال حمله به ایران گفت: “امیدواریم که چنین چیزی نشود . به کشور آسیب می رسد . به منابع اقتصادی آسیب می رسد. از آنطرف هم بر منطقه خیلی اثر سوء دارد.”



وی تاکید کرد که که اگر حمله بشود طبیعتا انسجام مردم بیشتر می شود و حکومت فشار بیشتری بر مردم می آورد و این فشارها را توجیه می کند.



نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، در ادامه گفت گوی خود تاکید کرد که فشارهای به وجود آمده از سوی حاکمیت و نهادهای امنیتی بر معترضان، نتیجه معکوس دارد.



او در این باره گفت: ” روزها و ماههای اول فشار آوردند. می خواستند اعتراض ها خاتمه پیدا کند اما خاتمه نیافت چون انبوه توده های جمعیت پشت اعتراض ها بودند.

این مساله خاص مردم بود. آنها خیال می کردند با یک فشار تمام می شود. بنابراین اگر فشار کمتر شده از باب این است که دیدند نتیجه ندارد.”



مصاحبه کامل کروبی با العربیه شب یکشنبه در برنامه پانوراما پخش خواهد شد و متن کامل آن فردا منتشر می شود.

تشدید محدودیت های امنیتی پیرامون ميرحسين موسوي

دایره محدودیت ها ی امنیتی برای میرحسین موسوی در هفته های اخیر و هم زمان با حمله به منزل مهدی کروبی و مراجع به شدت افزایش یافته است. این برخوردها از چهار هفته پیش و در روز دیدار جمعی از روزنامه نگاران با وی به صورت جدی تر از قبل کلید خورد و پس از آن در برخورد با اقشار و شخصیت های مختلف که قصد ملاقات با موسوی را داشتند، ادامه یافت.




به گزارش کلمه حدود چند هفته است که ماموران امنیتی دولت محمود احمدی نژاد از حضور مردم و شخصیتها در دفتر میرحسین موسوی جلوگیری می کنند و مراجعین را بازداشت و پس از ساعتها بازجویی رها می کنند ویا انها را به بازداشتگاه برده و تعهد کتبی برای عدم مراجعه مجدد می گیرند.



این مساله اولین بار در روز دیدار جمعی از خبرنگاران با موسوی رخ داد. آن روز یک خودروی ون متعلق به نیروهای امنیتی با استقرار در مقابل دفترموسوی تک تک خبرنگارانی را که قصد ورود به محل دفتر وی برای ملاقات را داشتند بازداشت و پس ازانواع توهین ها و بازجویی های چند ساعته و برخی پس از اجبار به دادن تعهد آزاد شده اند.



در روزهای بعد نیز که نیروهای امنیتی استقرار دایمی در نزدیک دفتر موسوی پیدا کردند با خانواده شهید کیانوش آسا که برای دیدار با موسوی از کرمانشاه به تهران آمده بودند، برخورد مشابهی کردند و ضمن ساعتها بازجویی و تهدید از دیدار آنها با موسوی جلوگیری شد. این برخوردها در روزهای بعدی نیز با برخی از مراجعه کنندگان دفتر موسوی تکرار شده است.



این فشار ها درست از هنگامی که به دلایل گوناگون از جمله تهدیدات کم سابقه ی بیگانه و لجاجت ها و بی قاعدگی های متحجرین و منافقین جدید حاکم بر دولت زمزمه هایی مبنی بر وحدت و همگرایی مردم در کشور به گوش می رسید افزایش یافته است.



اگر چه از همان ابتدا طرح مساله ی همگرایی برای مقابله با مشکلات کشورمان با تردید هایی جدی مواجه بود و تفاوت سخن و عمل مسوولان نیز بر این تردید ها می افزود اما آگاهی از شرایط خطیر کشورمان و نیز برای قرار نگرفتن در سناریوی منافقین حاکم بر دولت که قصدشان منحرف کردن اذهان مردم از ا‍شفتگی های اداره کشور و ارتزاق از فضای بحرانی و امنیتی بود از رسانه ای کردن این اتفاقات خود داری شد.



پیش از این نیز هراس دولتیان از طرح هر چند کمرنگ و شاید ظاهری “همگرایی مردم” برای مقابله با تهدیدات اقتصادی داخلی و سیاسی بین المللی دراین جمله ی احمدی نژاد خود را نشان داد که گفته بود: “عده ای تصور می .کنند کار فتنه گران تمام شده و باید دولت را مورد هجمه قرار دهند”.



فردای اظهار نظر احمدی نژاد نیز مصلحی متصدی وزارت اطلاعات این دولت در قامت «خبر ویژه نویس کیهان» و نه یک «متخصص زبده امنیتی» ظاهر شد و با تکرار سخنان جنتی کمک یک میلیارد دلاری به آنچه که سران فتنه ‌ می خواند از سوی برخی کشورها را واقعیت دانست و گفت : “بلکه می‌توانید بالاتر از آن را نیز حساب کنید!”.



همه ی این اظهار نظر ها و از همه مهمتر حملات سازماندهی شده ی اوباش به منزل حجت الاسلام والمسلمین کروبی به روشنی این پیام را منتقل می کرد که نفع کسانی که تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز مردمی را به خشونت می کشیدند همچنان در بحرانی نگه داشتن و امنیتی کردن فضای جامعه است. شاید به همین دلیل این گروههای امنیتی دیروز هم در جهت اعمال محدودیت های جدید از دیدار جمعی از فعالان سیاسی با میرحسین موسوی جلوگیری کردند و حتی حبیب صادقی از هنرمندان متعهد کشور را بازداشت و از محمدرضا خاتمی بازجویی خیابانی کردند.



برخی ازناظران سیاسی، استاندارد دوگانه در برخورد با منتقدان را ناشی از عدم صداقت حاکمیت با مردم و نوعی فریب در طرح های ادعایی می دانند و برخی دیگر دولتیان را که بیشترین سود از فضای غبار الود کشور می برند و گزینه ترجیح منافع ملی بر شخص و جناح را خصوصا در شرایط خطیر کنونی مساله ای اساسا بلاموضوع می دانند، مانع حل شدن مشکلات کشور از جمله دلجویی از اسیب دیدگان انتخاباتی و بازگشت حاکمیت مردم به کشور می دانند.



به هر حال افزایش محدودیت های امنیتی جدید بر میرحسین موسوی جدا از هر انگیزه ای واقعیتی است که ممکن است نتیجه ی ظاهری آن محدودیت ارتباط میرحسین با مردم باشد اما قطعا پیامد آن کند شدن حرکت جنبش برای بازگشت به آرمانهای مردم نخواهند بود. به نظر می رسد هفته های آینده آبستن بسیاری از اتفاقات خواهد بود.

شیوا نظر آهاری آزاد شد

دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال حقوق کودکان که از تاریخ ۲۹ آذر ماه سال گذشته در زندان اوین به سر می‌برد، دقایقی پیش از زندان اوین آزاد شد.




اتوبوس حامل جمعی از فعالان اجتماعی و خانواده های زندانیان سیاسی که برای شرکت در مراسم خاکسپاری مرحوم آیت الله منتظری عازم قم بودند در میدان انقلاب توسط نیروهای امنیتی متوقف شد و جمعی از افرادی که در این اتوبوس بودند از جمله شیوا نظرآهاری و کوهیار گودرزی بازداشت شدند.



۱۳ شهریور ماه دادگاه شیوا نظر آهاری به ریاست قاضی پیر عباس در شعبه ۱۶ دادگاه انقلاب برگزار شده بود.



وی با تودیع وثیقه‌ی ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده است.



منبع: رهانا

نامه آيت الله دستغيب به نمايندگان خبرگان رهبري:بياييم به وظيفه اصلي خود عمل کنيم

چرا به این بزرگواران، آقایان مهندس میرحسین موسوی و جناب حجّت الاسلام و المسلمین کروبی و یاران آنها این همه تهمت زده می‌شود، در حالی که هیچ دادگاهی آن را به اثبات نرسانده و هنوز هم به دنبال تهمت زدن به این و آن هستند،




بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک آقایان نمایندگان خبرگان رهبری



سلام علیکم



بیش از یک سال از واقعه‌ی 22 / 3 / 88 می‌گذرد و همچنان عدّه‌ی زیادی از مردم به دنبال مطالباتشان می‌باشند. آیا ما خبرگان رهبری به وظیفه‌ی دینی، شرعی و عرفی خود که همان اجرای دقیق قانون اساسی، یعنی حرکت سه قوّه و تذکّر به خلاف قانون است عمل کرده‌ایم؟



آیا بعد از یک سال توانسته‌ایم در نظام یک آرامش نسبی خالی از رعب و وحشت ایجاد کنیم؟ اگر باز هم می‌گوییم در جامعه مشکلی نیست، پس چرا دائم به صورت لفظی دم از وحدت می‌زنیم؟ اگر هست، چرا مردم در یک استراحت واقعی نیستند؟ چرا وحدت به همراه رعب و وحشت از ناحیه‌ی عدّه‌ای باشد و عدّه‌ی کمی در آرامش به خیال خود باشند و هر چه بر زبانشان می‌آید، می‌گویند و هیچ به فکر عواقب الفاظ خود نیستند. آیا شما خبرگان تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا نتوانسته‌ایم مردم را نسبت به وقایع موجود راضی کنیم و در رأس همه‌ی اینها، آیا پی به این معنا برده‌ایم که چرا مراجع و علما نسبت به وضع موجود رضایت ندارند؟ می‌دانید عدم رضایت مراجع و علما از این وضع، یعنی سست شدن مجلس خبرگان و از اعتبار ساقط شدن آن؟ چون بقای مجلس خبرگان از ناحیه‌ی تأیید مراجع و علما می‌باشد.



اینجانب به عنوان یکی از اعضای خبرگان رهبری در این ماه مبارک رمضان که گذشت، از خداوند تبارک و تعالی طلب عفو کردم که نتوانستم حقوق این ملّت را حسب وظیفه‌ای که دارم، انجام دهم که ان، دنبال کردن اجرای دقیق قانون اساسی است. حال بیاییم در این اجلاسیه به وظیفه‌ی اصلی خود که تقاضای اجرای دقیق قانون اساسی است عمل کنیم. در زمان فعلی راهی نیست جز سر فرو آوردن به خواست ملّت؛ باید از بحث‌های انحرافی در مجلس خبرگان دست برداشته، به اصل مطلب که همان خواسته‌های ملّت رشید ایران است جامه‌ی عمل بپوشانیم. از تهمت زدن در طول این یک سال چه نفعی برده شد؟ از صدا و سیما تا قوّه‌ی قضائیه و از نیروهای نظامی و انتظامی تا مجلس خبرگان، آیا موجب رضایت ملّت شده‌اند؟ امروز می‌بینیم که جناح مقابل به اتّحاد خود نزدیک‌تر و به احیاء نظرات حضرت امام امّت(ره) بیش‌تر تمایل دارد و خواسته‌ای ندارد جز اجرای دقیق قانون اساسی، از شورای نگهبان گرفته تا نیروهای نظامی.



در همه جا در جامعه سخن از فضای باز سیاسی زده می‌شود و از این و آن تقاضای گذشت می‌کنند، آیا گذشت در مقابل عدم اجرای قانون اساسی، عاقلانه است و امکان دارد؟ چرا به این بزرگواران، آقایان مهندس میرحسین موسوی و جناب حجّت الاسلام و المسلمین کروبی و یاران آنها این همه تهمت زده می‌شود، در حالی که هیچ دادگاهی آن را به اثبات نرسانده و هنوز هم به دنبال تهمت زدن به این و آن هستند، در صورتی که می‌دانند که اینها به هیچ وجه راهگشا جهت حفظ نظام نیست، امّا چه باید کرد که عدّه‌ای این مسیر را، یعنی دروغ و تهمت و کشف و خواب و مسائل تخیّلی را دنبال می‌کنند و از همه بدتر، خود را مجری دستورات حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عج) می‌دانند. اینها چه می‌گویند و به چه راهی می‌روند؟ اگر خداوند توفیق دهد، در اجلاسیه، باقی مطالب بیان خواهد شد. ضمناً توجّه داشته باشید از آن جایی که مجلس خبرگان در حقیقت باید مورد تأیید مراجع عظام و علمای اعلام باشد، لذا اگر مطلب مهمّی بخواهد در مملکت صورت گیرد، حتماً باید مورد توجّه و تأیید مراجع باشد.



سیّد علی محمّد دستغیب



۲۰/ 6 / 1389





--------------------------------------------------------------------------------

يک پاسخ به “نامه آيت الله دستغيب به نمايندگان خبرگان رهبري:بياييم به وظيفه اصلي خود عمل کنيم”ندا:

سپتامبر 12, 2010 در t 12:49

زنده باد مرجع سبز شیراز باید به داد اسلامی رسید که به دست این نامردان روزگار اسیر شده

فاطمه کروبی در واکنش به بیانیه سپاه:به قصد شهادت ما آمدند

چطور«یک مشت خودسر»


این کارها را می کنند؟

لیلا طیری



فاطمه کروبی در گفتگو با “روز” اعلام کرد ماموران امنیتی، روز عید فطر از ورود دوستان، بستگان و کسانی که برای تبریک عید به منزل مهدی کروبی مراجعه می کردند، جلوگیری به عمل آوردند.







او همچنین با اشاره به بیانیه اخیر سپاه رسول الله که حمله هفته گذشته لباس شخصی ها به منزل آقای کروبی را به نیروهای خودسر و بی تدبیر نسبت داده بود، گفت:” اینکه بپذیریم گروهی خودسر یک واحد مسکونی را به محاصره در آوردند و هر کاری خواستند کردند وکسی نتوانست جلوی آنها را بگیرد غیر ممکن است.”







هفته گذشته و همزمان با شب های قدر، منزل مهدی کروبی، روحانی معترض به انتخابات مخدوش سال گذشته و دبیر کل اعتماد ملی توسط نیروهای بسیجی و لباس شخصی مورد حمله قرار گرفت.







به فاصله چند روز و در عید فطر نیز منزل آقای کروبی به محاصره در آمد؛ اما این بار این محاصره به گفته خانم کروبی توسط نیروهای امنیتی انجام گرفت:” از حدود ساعت 7 صبح این نیروها بیرون مستقر شدند و هر کسی که قصد آمدن به منزل ما را داشت بعد تلفن میکرد و می گفت دم در اجازه ندادند وارد ساختمان شویم و ما را برگرداندند. چند گروهی از نیروهای امنیتی بودند که در ماشین ها مستقرو برخی هم پیاده بودند و البته رفتار مودبانه ای داشتند و مانع از ورود افراد به منزل ما شدند.فقط حدود ظهر فرزندانم با خانواده هایشان آمدند؛یعنی تنها کسانی که اجازه ورود یافتند همین پسرانم بودند و تاشب کس دیگری اجازه ورود به خانه ما را نیافت.”















بدنه سپاه با مردم است







خانم کروبی، نماینده سابق مجلس و صاحب امتیاز نشریه ایران دخت در گفتگو با “روز” می افزاید:” من از سپاه تشکر میکنم که 5 شب حمله و محاصره منزل ما را محکوم کردند. سپاه متعلق به کشور است و اعتبارش هم متعلق به همه است.بخش قابل توجهی از بدنه سپاه هم با مردم هستند اما اینکه بپذیریم گروهی خودسر یک واحد مسکونی را به محاصره در آوردند و هر کاری خواستند کردند وکسی نتوانست جلوی آنها را بگیرد غیر ممکن است.”







همسر مهدی کروبی می گوید:” نیروی انتظامی هیچ گونه واکنشی در مقابل حملات این افراد نشان نداد حتی به داخل ساختمان هجوم آوردند؛ گاز اشک آور زدند؛ تیراندازی کردند؛ لوله های آب را ترکاندند؛ در ساختمان را به اتش کشیدند اما هیچ واکنشی از نیروی انتظامی دیده نشد. بالاخره این افراد از یک جایی سازماندهی می شدند و امکانات می گرفتند و خودسر نبودند. آخر مگر می شود در یک مملکتی 5 شب به خانه ای هجوم بیاورند، به رگبار ببندند و … کسی هم مانع نشود؟ امکانات را چه کسی در اختیار آنها قرار داده؟ با چه اعتماد به نفس و اطمینانی این کارها را انجام دادند و پشت شان به چه کسی گرم بود؟ اگر سپاه نبود بالاخره از یک جایی سرچشمه می گرفت.”















به قصد شهادت ما آمدند







خانم کروبی با تاکید بر اینکه این جریان برنامه ریزی و سازماندهی شده بود می گوید:” ما داخل واحد مسکونی مان بودیم و اول خدا و سپس فداکاری محافظان بود که این افراد نتوانستند وارد ساختمان شوند و گرنه ما اطمینان کامل داشتیم که قصد به شهادت رساندن ما و بچه هایمان را دارند. خیلی هم متاسف هستیم که چه شب هایی بر ما گذشت؛ گریه میکردم که چرا کار نظام به اینجا کشیده است. رکیک ترین حرفها و توهین ها را به من که یک زن 60 ساله هستم و آقای کروبی که 73 سال دارد گفتند. این شیوه حکومت نیست، این اسلام نیست، نمیدانم چه اسمی باید بر این اعمال بگذارم. بسیار شب های بدی بود. نه اینکه نگران باشیم که می آیند و ما را می کشند و … ولی زار زار گریه میکردم که چرا نظام به اینجا رسیده است. در 31 سال گذشته ، امسال اولین باربود که من از حضور در روز قدس و نماز عید فطر محروم شدم و … می ترسیدند روز قدس حاج آقا بیرون برود؛ خب راه حل های مختلفی داشت به جای لشکر کشی، می آمدند مثل همین دیروز مودب می ایستادند و نمی گذاشتند بیرون برویم نه اینکه این افراد را با هرزگی فرهنگی تربیت کنند و شب های مقدس در خانه مردم بفرستند.”







این نماینده سابق مجلس سپس می پرسد: ” این افراد تحت پوشش چه کسی و ارگانی بودند که با امنیت کامل هر کاری خواستند کردند و کسی هم اعتراضی به آنها نکرد؟”







از خانم کروبی می پرسم گفته می شود حکومت با این کارها در حال سنجش افکار عمومی است و احتمال دارد آقای کروبی را در حصر خانگی قرار دهند. او در پاسخ می گوید:” ملت ایران ، ملت باهوش و فهیمی هستند. می توان به آنها گفت نخورید اما نمی توان به آنها گفت نفهمید. مردم کاملا به مسائل آگاه هستند و آقای کروبی هم برای هر هزینه ای آماده است.”







خانم کروبی همچنین در خصوص ، آقای یاری، سر تیم محافظان مهدی کروبی که در حمله لباس شخصی ها مصدوم شده بود می گوید”: ایشان که اسلحه شان دستشان بود،به کوچه رفته بود تا با این افراد صحبت کند اما متاسفانه به شدت او را زده بودند تا حدی که بی هوش شده بود و با آمبولانس او را به بیمارستان بردند.چند روزی هم بیمارستان بود و اکنون هم در خانه بستری است و متاسفانه ما هنوز ایشان را ندیده ایم. ضربه های خیلی شدیدی به او زده بودند و اسلحه اش را هم گرفته بودند.ما نمیدانیم اکنون اسلحه او دست چه کسانی است.”

۱۳۸۹ شهریور ۲۰, شنبه

» حال عمومی صفایی فراهانی مساعد نیست؛

هشدار همسر صفایی فراهانی: نگذارید فاجعه ای اتفاق بیفتد

همسر محسن صفایی فراهانی با اظهار نگرانی شدید از این شیوه درمان و وضعیت بد جسمانی همسرش از مسولان می خواهند ضمن رسیدگی جدی به وی شرایط مرخصی او را نیز برای درمان هر چه سریع تر فراهم کنند . چرا که وی بیماری قلبی دارد و باید هر چه زودتر توسط پزشکی متخصص که سابقه بیماری اش را می داند مدوا شود و گرنه فاجعه ای در زندان رخ خواهد داد .

زهرا رهنورد :آنچه موجب پدید آوردن واقعه ای نظیر صحنه کربلا در محل سکونت آقای کروبی شد نشان می دهد که جنبش سبز منفعل نیس

جنبش سبز منفعل و خاموش شده است؟ این سوال  برای بخش هایی در داخل  جنبش سبز مطرح است که  چرا جنبش اعتراضی مردم ایران در مقایسه با روزهایی که  با اتکا به استراتژی حضور در خیابان، اعتراض خود را به نتیجه انتخابات سال گذشته بیان می کرد، این روزها تحرک چندانی ندارد؟
مسیح علی نژاد
جنبش سبز، سال گذشته از تمامی مناسبت های رسمی ثبت شده در تقویم جمهوری اسلامی ایران علیه خود حاکمیت بهره می جست و با حضور در خیابان، عملا تمامی راهپیمایی هایی که می باید محل اقتدار نظام در عرصه های عمومی تلقی می شد را  به ضد خود بدل کرده بود اما امسال و خصوصا در راهپیمایی روز قدس عملا تحرکی از سوی جنبش سبز شکل نگرفت. این در حالی بود که پیش از برگزاری راهپیمایی روز قدس ، نهادهای موازی امنیتی نیز با هجوم به محل سکونت رهبران جنبش، دایره سرکوب و تهدیدهای هشدارگونه را تنگ تر کرده تا مبادا مردم، راهکارِ حضور در خیابان را بار دیگر و در آستانه یکی دیگر از راهپیمایی های رسمی کشور از سر بگیرند.

 جرس با زهرا رهنورد در مورد حمله های اخیر  به سران جنبش و این نکته که آیا خشونت گران با  تاکتیک  سرکوب و تهدید موفق شده اند که جنبش سبز را منفعل کنند، گفتگوی تلفنی انجام داده است که در پی می آید:
  
خانم رهنور اجازه می خواهم که مصاحبه ام با یک سوال انتقادی آغاز شود؛ سال گذشته جنبش سبز نماد قدرت معترضان ایران بود، به گونه ای که تمامی مناسبت ها و راهپیمایی های رسمی کشور به میدانی برای عرض اندام و اعلام حضور آزادی خواهان بدل می شد اما امسال شاهد بودیم که روز قدس هیچ نشانی از سبزها نداشت آیا این به معنای انفعال جنبش سبز بود؟

خیلی صریح باید بگویم اتفاقا آنچه موجب پدید آوردن واقعه ای نظیر صحنه کربلا در محل سکونت آقای کروبی شد نشان می دهد که جنبش سبز منفعل نیست و آنها هم با آگاهی از این امر به چنین سرکوب و خشونتی روی آوردند.  جنبش سبز سال گذشته در راهپیمایی میلیونی معترضان با شعار « رای من کجاست» متولد شد. کسانی که بی هیچ هراسی، شجاعانه به خیابان آمده بودند و سنگین ترین هزینه ها را هم برای حضور و حماسه شان پرداخت کرده اند، به دنبال چه بودند؟  مگر « ابطال انتخابات» مهمترین خواسته راهپیمایی کنندگان و چهره های سیاسی معترض به انتخابات در آن روزها نبود؟ اما حالا چه می خواهند؟  اتفاقا رشد مطالبات  و خواسته های به حقِ معترضان نشان از شکوفایی و باروری این جنبش دارد. جنبشی که شاید محصول هیجان و خدشه دار شدن احساس مردم بود تا رای دزدیده شده خود را از حاکمیت طلب کنند اینک به عقلانیتی مثال زدنی دست یافته  که دیگر تنها به ابطال یک صندوق رای و برگزاری یک انتخابات با همان شرایط مشابه رضایت نمی دهد و اینها همه نشان از موفقیت جنبش است. یعنی شعار « رای من کجاست» چون نورافکنی بود که تاریکی ها را روشن کرد، نشان داد که تاریخ انقلاب در کجا ها خلاء داشت و ملت باید برای کدام یک از آرمان های مغفول مانده این سی سال و دردهای پنهان یک جامعه همدلانه تر تلاش کند.

یعنی اگر بعد از راهپیمایی بزرگ بیست و پنجم خرداد و بیانیه های آقایان موسوی و کروبی،  بعد عملگرایانه تر این اعتراض مردمی تقویت می شد و حاکمیت رضایت به ابطال انتخابات و یا کنار گذاشتن رییس دولت فعلی می داد آیا بخش مهمی  از خواسته های جنبش سبز محقق نمی شد؟

فراتر از این باید بگویم حتی اگر آقای موسوی در انتخابات پیروز هم می شدند آنچه که امروز و با شکل گیری جنبش سبز شاهد آن هستیم هر گز رخ نمی داد. اینکه پس از حضور و همدلی مردم با نامزدهای انتخاباتی شان، شدت سرکوب چنان بالا گرفت که  جامعه نسبت به ستم ها و ظلم های پنهان آگاه شد، دستاورد کمی نیست.  آگاه شدن سطوح مختلف جامعه از ظلم هایی که  نیروهای نفوذی در حاکمیت به شهروندان معمولی روا داشته اند، دستاورد اندکی نیست. در گذشته نسبت به این ظلم های پنهان، تا این حد اطلاع رسانی نشد.  بنابراین حتی اگر در بیست و پنج خرداد و راهپیمای های گسترده بعد از آن مثلا مردم می رفتند ارگان ها دولتی را می گرفتند، در زندان ها را باز می کردند، چه اتفاقی می افتاد؟ حداکثر این بود که انتخابات را ابطال می کردند و مردم هم درست در همان روزها غیر از رای گمشده خود شعار دیگری نمی دادند و اساسا درخواست دیگری در روزهای ابتدایی جنبش نداشتند اما، شدت سانسورها، سرکوب ها، دخالت آشکار در حریم خصوصی شهروندان، دستگیری ها و کشتارهای بی رحمانه، روی دیگر حکومت را به مردم نشان داد که دیگر فراتر از ابطال انتخابات،  به یک حاکمیتِ پاک و برازنده می اندیشند.  با اقدامات عجیبی که خود رژیم انجام داد، ریشه اعتراض مردم عمیق تر شد. شاید اگر آقای موسوی در یک انتخابات سالم پیروز انتخابات می شد، مردم رفاه بیشتری داشتند و صداقت و پاکی بر دولت ایران حاکم می شد اما هرگز چنین فرصتی به وجود نمی آمد که ایرانیان با تفکر متفاوت و تکثر آراء در کنار هم بایستند و برای  حقوق و آرمان هایی  که سی سال و یا شاید بیشتر از سی سال مغفول مانده است، مبارزه ای مسالمت آمیز اما استوار را از سر بگیرند. حتی بخش هایی از جامعه که طرفدار  دولت فعلی بود هم با چشم های خودش دید که چگونه با ظلم و خشونت در صدد سرکوب یک  جنبش اصلاحی بر آمدند، به گمانم ریزش طرفداران این تفکر استبداد زده، بی شک خود یک موفقیت برای جنبش محسوب می شود.  

باز هم بر می گردم به سوال اولم، به هر ترتیب پیش از راهپیمایی روز قدس، حاکمیت به صورت غیر رسمی، بدنه جنبش سبز را به واسطه حمله و هجمه به سران جنبش – حمله به منزل آقای کروبی و یا بازجویی خیابانی خود شما- تهدید کرد تا منفعل شود و به حاشیه بنشیند، فکر می کنید چه تاکتیکی می توانست این شیوه را خنثی کند؟

 اتفاقا خودشان با اقدامات سرکوب گرایانه که بهتر است نامش را بگذاریم، تدابیر شعبان بی مخی، هویت اصلی شان را باردیگر به افکار عمومی داخلی و جهانی معرفی کردند. ما همه شیوه ها را به کار گرفتیم که در راهپیمایی روز قدس که خود حاکمیت برای حضور در آن تبلیغ می کند شرکت کینم. ولی این همه هراس و متوصل شدن به تاکتیک شعبان بی مخی نشان داد که چه دروغ عظیمی پشت آن همه تبلیغ نهفته است. همان گروه های نفوذی که حاکمیت ایران را اشغال کرده اند ثابت کردند با استفاده از هر ابزاری می خواهند در قدرت باقی بمانند و به مردم  خودشان ظلم کنند. جالب است که بدانید،  همان روز قدس وقتی  ما اعلام آمادگی کردیم که در منزل آقای کروبی حاضر شویم،  همزمان در  میادین و کوچه های اطراف  ما هم افراد زیادی با لباس شخصی، لباس نیروی انتظامی و لباس سیاه ها که موسوم به نیروها ی ضد شورش هستند، حضور یافتند تا مانع از خروج ما شوند. خودرویی که برای بررسی وضعیت خیابان، پیش از ما از منزل مان  خارج شده بود مورد هجوم این افراد قرار گرفت. چون فکر کرده بودند من و موسوی در خودرو نشسته بودیم. گفته می شود این لباس شخصی ها حتی به ماشین معاون احمدی نژاد هم حمله کردند ولی بعد متوجه شدند که موسوی در ماشین نیست.

ما هیچ هراسی برای مواجه شدن با این افراد نداشتیم اما مهم این بود که به مقصد نمی رسیدیم. آنکسی که در جریان راهپیمایی روز قدس باخت ما نبودیم، هر سرکوب و هر تهاجمی از طرف رژیم،  یک باخت برای حاکمیت و یک برد برای جنبش سبز است برای همین است که باور دارم،  بازنده همان کسانی بودند که با مامور جلوی منازل مردم می ایستند تا مبادا راهپیمایی تبلیغاتی و رسمی شان با حضور مردم، چهره واقعی تری به خودش بگیرد، بازنده کسانی هستند که از مردم بی اسلحه می ترسند و با اسلحه مانع حضور آنها در خیابان های کشور خودشان و در راهپیمایی ها و مناسبت های تقویم کشور خودشان می شوند ، نتیجه هم چنین می شود که خود فلسطین نسبت به حضور نمایشی آنها برای روز قدس موضع بگیرد و بگوید کسانی که تقلب می کنند، صلاحیت دفاع از  مردم فلسطین را ندارند.

خانم رهنورد، یک ویژگی غالب فرهنگی-اجتماعی ایرانیان آن است که دوست دارند در کوتاه‌ ترین زمان به بزرگ‌ترین نتایج برسند، ما می‌گوییم که «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» ولی اغلب به این دستورالعمل باور قلبی نداریم و از  برنامه‌های بلند مدت خسته و ناامید و بی‌حوصله می‌شویم؛ فکر می کنید  چه تدبیری برای آینده  نزدیک و دور این جنبش باید اندیشیده شود که  هم مانع یأس و انفعال این جنبش نشود و هم آن‌ها را برای ادامه‌ راهی طولانی آماده و امیدوار سازد؟

پیروزی های سهل الوصول، به سرعت از بین می رود، به قول میشل فوکو اگر ما باستان شناسی کنیم که بر سیستم چه گذشته است این هرگز با  پیروزی های کوتاه مدت برابری نمی کند. انتظارات سریع از جنبش داشتن، می شود چیزی شبیه انقلاب که  اگر چه محصول سالیان متمادی تلاش و مبارزه  همه گروه ها علیه یک نظام سلطنتی بود اما  نیروهای مذهبی  چون نیروهای جدی تری در سطوح رهبری و در بدنه جامعه داشتند  به طور طبیعی، حاکمیت را در اختیار گرفتند و در نهایت  حقوق زنان، برابری خواهی، عدالت،  آزادی، دموکراسی، قانون گرایی، کثرت گرایی فکری و فرهنگی، اهتمام به امور اقوام و زبان ها و مفاهیم دیگری در این سی سال مغفول ماند. مفاهیمی که جنبش سبز  اینک به شدت روی آن تاکید دارد و اینها هرگز با سرعت به دست نمی آید برای همین است که می گویم اگر مثلا در همان بیست و پنج خرداد یا سی تیر این جنبش به ثمر می رسید، قطعا این همه روشنگری و آگاهی پیرامون خواسته ها و مطالبات یک جنبش متکثر شکل نمی گرفت. در مورد یاس و سرخوردگی هم من نظر متفاوت دارم چون تا کنون هیچ یک از کسانی که برای این جنبش هزینه های سنگین داده اند را نا امید ندیده ام.

 خانواده های زیادی عزیزانشان را در جریان اعتراضات خیابانی از دست داده اند، جمع زیادی از شهروندان ایرانی زندانی شده اند آیا شکنجه، تهدید، تجاوز، دستگیری های فله ای و کشته شدن شهروندان، منجر به ایجاد فضای نا امیدی و سرخوردگی در میان خانواده های آنان و جامعه نشده است؟

باید صادقانه بگویم در تمام این مدت که با خانواده های صبور شهدا و همچنین خانواده های زندانیان مقاوم دیدار کرده ام، علی رغم تمام سختی ها و رنجی که کشیده اند، نا امیدی و یاسی در آنان ندیده ام. 

 به هر حال از خانواده خود شما، برادرتان  ماه ها در انفرادی بوده است،، خواهر زاده و برادر زاده شما نیز زندانی شده اند،  خواهر زاده آقای موسوی هم  مورد هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسیده اند، برخی ها می پرسند   اعتراض مردم به یک انتخابات  ارزش این همه هزینه دادن را داشت؟

خانواده ما هیچ فرقی با بقیه مردم ندارند، هر کس به شکلی هزینه داده است.  خون این عزیزان و جوانی و زندگی عزیزان دیگرمان در زندان همه هزینه فرزندان این کشور شده است که در آینده چنین ظلمی را تجربه  نکنند. ما همه درگیر نظامی هستیم که به شدت منحرف شده است و همه کسانی که برای مبارزه با این انحراف هزینه داده اند، گمان نمی کنم ناامید شده باشند. این خون های به زمین ریخته بی ثمر نمی ماند. این خون ها و رنج های یاران جنبش، به پیکر ملت تزریق شده است. تنها در یک صورت می توان گفت که شکست خورده ایم و آن زمانی است که دست از آرمان های بلند سبزمان  بکشیم  و در کنج دانشگاه و خانه و محل کار بی تفاوت و حاشیه نشین شویم، اما شما کجا می بینید که معترضان و یاران جنبش سبز عافیت طلبی پیشه کرده باشند؟ این پله پله ها که ما برای تحقق مطالبات آزادی خواهانه مان طی می کنیم، بی همراهی سهراب و ندا و محرم و شبنم و علی حسن پور، محسن روح امینی، اندرزجانی، امیر جوادی فر  وتک تک آن عزیزانی که  خون  شان را تقدیم کرده اند ممکن نیست. نه آنکه ما با یاد آنها داریم برای دموکراسی و عدالت و آرمان های پاک یک جنبش مبارزه می کنیم، بلکه آنها  در کنار ما ایستاده اند،  آنها خودشان راه پیمایان اصلی این قله هستند ونه تنها  ما را رها نمی کنند بلکه  پیشوایی می کنند. من در چشمان  مظلوم و بی دفاع و همچنین در چهره مصمم و مقاوم مادر ندا و سهراب و  کیانوش آسا و نعیم آبادی  و مادرانِ عزیزان دیگری  که نمی شود اسم همه آنها را در این گفتگوی کوتاه گفت، هرگز نا امیدی ندیده ام، از قضا آنها امیدوارانه تر دارند برای جنبش قدم بر می دارند. پیشرو آنها هستند و دنباله رو ماییم.  شما خودتان با خانواده های بسیاری از این شهدای عزیز مصاحبه کرده اید. در کلام کدام یک از این عزیزان یاس و نومیدی یافته اید؟  کدام یک از آنها کوتاه آمده اند؟  پس بهتر است بگوییم هر آنکس که برای این جنبش هزینه بیشتری داده است کمتر نا امید می شود و  دیگران را هم به مبارزه قدم به قدم  با ظلم و استبداد ریشه دار تشویق می کند .

 همه این اتفاقات که گفته اید معمولا در پایتخت اتفاق می افتند.  بسط آگاهی اجتماعی و بسیج کردن آنان در راه احقاق حقوق شهروندی، نیازمند ابزارهای آگاهی‌بخشی، رسانه‌های آزاداندیش و مبتکر و در نهایت تقویت شبکه های اجتماعی است،  اما شبکه های مجازی و ماهواره ها شاید نتوانند خلاء ارتباط با توده مردم را پر کند. چه باید کرد؟

وقتی ما دانشجو بودیم فکر می کردیم مبارزه باید چریکی باشد. در شرایط فعلی تکنولوژی حرف های جدیدتری برای شیوه های مبارزه دارد.  حتی این امکان که کسی آن بالا بنشیند و دیگران هر آنچه او گفته است را مشق کنند و به عنوان فصل الخطاب به جامعه منتقل کنند هم تغییر کرده است. هزاران جویبار در دل این جنبش جریان دارد که در نهایت به یک نهر می رسند و نهرها به دریا و دریا به اقیانوس می پیوند و این اقیانوس  همان ملت ایران است. ما راه  مشترک و مشخصی را به سمت دموکراسی، آزادی، عدالت، برابری و کلیه مفاهیم والای آزادی که در کشورمان از مشروطه تا کنون از قلم افتاده  است را با هم داریم طی می کنیم تا برسیم به بستر برپایی یک «انتخابات آزاد». در این راه ایجاد شبکه های اجتماعی مهمترین نقطه قوت بود.  شاهدیم که شبکه ای از انسان های فهیم و فداکار، کاملا مستقل و با اتکا به دانش و دردمندی و مسولیت پذیری با یکدیگر جمع می شوند، آرمان ها و اهداف بلندشان را  با استفاده از ابزارها و امکانات دیجیتالی به جامعه منتقل می کنند و در نهایت، بازخورد آن در جامعه موجب می شود که حتی قدرت هم در برابر آن چاره ای جز تسلیم نبیند. کاری که فعالان شبکه های مجازی در اطلاع رسانی از وضعیت جنبش سبز انجام  می دهند واقعا جای ستایش دارد.  «هر فرد یک رسانه » را از شعار به مرحله اجرا در آورده اند، چنانکه  وقتی رژیم به سرکوب بخشی از جنبش بر می آید، ناگهان بسیج همدلی در شبکه های مجازی چنان بسط پیدا می کند که هیچ کسی در داخل جنبش احساس نمی کند که دارد به تنهایی هزینه می دهد  اما همه این شیرینی زمانی صد چندان می شود که  این شبکه های اجتماعی کاملا به توده های مردمی، کارمندان، کارگران، کشاورزان، زنان خانه دار و دیگر اقشار جامعه  منتقل شود. یعنی شبکه های اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از سطوح نخبگان و تحصیلکردگان به سمت توده های مردم سوق پیدا کند. زمانی که این شبکه های خودساخته اجتماعی به  روستاها برسد می شود به پیروزی نهایی امیدوارتر بود. روستایی امروز یک انسان آگاه است و نه یک فرد ساده لوح که با خبرسرانی دروغین حاکمیت تحت تاثیر قرار گیرد و هم وطنان در رنجِ خود را فراموش کند. ممکن نیست یک روستایی از عمق ظلمی که به شهروندان می رود مطلع باشد اما سکوت و بی تفاوتی پیشه کند. ممکن نیست  یک روستایی از فاجعه ای به نام بسط دروغ در رسانه های رسمی و ملی آگاه باشد  اما به نتیجه انتخاباتی که در آن از خون هموطنانش هزینه شده است رضایت دهد. اگرچه خود رژیم هم با سرکوب هایی که می کند در آگاه سازی روستاییان و توده مردم نسبت به هویت واقعی خود نقش دارد اما جنبش سبز هم باید شبکه های اجتماعی را  به منظور اطلاع رسانی و آگاه سازی شهرها و روستاها تقویت کند.

شما بارها  و همچنین  در این گفتگو  تاکید کرده اید متکثر بودن جنبش را نقطه قوت آن  می دانید.  سوال این است که فصل مشترک میان گروههای مختلف اصلاح طلب  و در واقع جنبشی که در داخل کشور شکل گرفته است با برخی از گروه های اپوزوسیون دیگری که  باوری به چهارچوب های نظام و قانون اساسی و حتی دین  ندارند، در کجاست؟

در این شکی نیست که تکثر و تنوع  مهمترین شاخصه جنبش سبز است. در دل جنبش از آدم های صد در صد مذهبی وجود دارد تا کسانی که به لحاظ اعتقادات مذهبی ضعیف و یا حتی لاییک هستند. با صداقت جور در نمی آید که حضور این افراد در جنبش سبز را انکار کرد.  اما کف خواسته های  همه نیروها و چهره های متفاوت با جنبش، آزادی، دموکراسی و احترام به حقوق شهروندی است. با واقعیت جنبش هم جور در نمی آید که همه را وادار کنیم که مثل هم فکر کنند.

به عنوان مثال  کسانی که به پوشش اجباری اعتقاد ندارند اما در خود جنبش حضوری فعال دارند، به عقیده شما  کف خواسته های مشترک شان با سران جنبش چیست؟

برگزاری یک انتخابات آزاد و احترام به حق انتخاب آدم ها. من خودم به « حق انتخاب» اعتقاد زیادی دارم چون خودم انتخاب در پوشش را تجربه کرده ام و می دانم این تجربه شیرنی است. در جنبش سبز هم همانند جنبش برابری خواهی زنان، کسی ادعا ندارد که همه باید مثل هم فکر کنند و سلیقه ای مشابه هم داشته باشند.  کسانی که با گشت های ارشادی به دنبال تحمیل نظر خود هستند، خودشان بیشتر قوانین را زیر پا گذاشته اند. در کجای اسلام آمده است که به زور باید یکی را به بهشت برد، این گشت های ارشاد خودش یک کار جهنمی است. من نمی گویم کار فرهنگی نکنند اما اینکه به زنان به بهانه حجاب حمله کنند تا مانور قدرتی برای اقتدار نداشته شان باشد، این حکایت دیگری است. برای ما هم رعایت قوانین همین قانون اساسی موجود، می تواند فصل مشترک باشد که البته تاکید می کنم  قانون اساسی هم هرگز به عنوان وحی منزل نیست. شاهد بوده ایم که خواسته های مشترک زنان پیرامون رفع تبعیض، احترام به آزادی های شهروندی،  همه سلیقه ها ها را یک جا جمع و متحد کرده است.

مثال روشن تان در مورد اینکه  که زنان با سلایق مختلف در کنار هم ایستاده اند چیست و آیا این شیوه می تواند رویکرد و راهکار اصلی جنبش سبز هم تلقی شود؟ .

نمونه اخیر آن لایحه موسوم به حمایت از خانواده بود که البته من اسمش را می گذارم لایحه تخریب خانواده.  زنان در این خصوص تجربه عظیمی کسب کرده اند از اتحادشان. همه زنانی که اتفاق نظر داشتند تا این لایحه از دستور کار مجلس خارج شود، الزاما همشکل و هم لباس و یا هم عقیده در همه زمینه ها نبوده اند اما همه وحدت نظر داشتیم و موفق هم شدیم. همین که لایحه به کمسیون قضایی مجلس بازگشت و از دستور کار خارج شد نشان می دهد که اتحاد و توافق زنان بر سر مطالبات مشترک می تواند به نتیجه ای روشن دست یابد. در مورد جنبش سبز نیز از این قاعده بیرون نیسیتم و تا مادامی که برای خواسته های مشترک مان  همبستگی و همدلی پیشه کنیم، هیچ ظلمی نمی تواند بر تلاش مان پیروز شود. 
با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس گذاشتید

۱۳۸۹ شهریور ۱۹, جمعه

آیت الله صانعی: اگر کسی ظلم کرد در همین دنیا گرفتار ظلم می شود

چکیده : اگر کسی، به مردم ظلم کرد، علاوه بر عذاب آخرت که سرجای خود باقی است، در همین دنیا گرفتار ظلم خواهد شد، و پس از آن هم هر چه دعا کند، گرفتاری‌هایش برطرف نشده و دعایش مستجاب نمی‌شود، چرا که خودش مسبب آن بوده است.

یکی از مراجع تقلید شیعیان، گفت: استفاده تمام ملت‌های مسلمان از نماز عید فطر باید این باشد که اگر دیروز راهی رفته‌ایم که آبروی اسلام رفته است و یا قوانین اسلام را زیر پا گذاشته‌ایم، از امروز به بعد کاری کنیم که جبران شود و آبروی قوانین اسلام را حفظ کنیم.
به گزارش ایلنا ، آیت الله یوسف صانعی، صبح امروز، در خطبه‌های نماز عیدفطر در محل دفتر خویش در قم، اظهار داشت: پرداخت زکات فطره، عملی است که باید قبل از نماز عیدفطر، صورت پذیرد.
وی در مورد علت این که زکات فطره بایستی قبل از نماز عیدفطر، پرداخت شود، گفت: علت این امر این است که با رسیدن زکات فطره به دست فقرا و نیازمندان و گرسنگان، آن ها هم در این عید خوشحال و با ما شریک باشند؛ گرچه برای همگان این عید از نظر معنوی عید است، اما برای گرسنگانی که چه در ماه رمضان و چه در غیر آن گرسنگی بکشند، که این عید نیست.
این مرجع تقلید شیعیان، در بخش دیگری از سخنانش، گفت: نقل شده است که پیامبراسلام(ص)، هرگاه به نماز می رفتند، از یک راه رفته و از راه دیگر بر می گشتند؛ برخی از فقها از این امر تعبیر کرده اند که پیامبر(ص) می خواستند با این کار نشان دهند، انسان ها باید همواره در طول زندگی، راه خود را عوض کنند تا به راه بهتری برای زندگی کردن دست پیدا کنند.
وی افزود: اگر کسی می بیند که در راهی که دیروز رفته است، نقصی داشته، باید به راه دیگری برود، تا آن نقص را برطرف و هر روز در یک راه نماند.
آیت الله صانعی، ادامه داد: هر کس باید در اقتصاد، در سیاست، در فتوا دادن و نظر دادن و در قانون گذاشتنش، از راهی که همیشه می رفته نرود و تلاش کند راه دیگری را که بهتر باشد را پیدا کند.
وی گفت: هر شخصی باید بداند که اگر راهی که دیروز می‌رفته مشکلات داشته و در آن به مردم ظلم و ستم کرده است، فردای قیامت گرفتار مشکلات و عذاب خواهد شد.
استاد برجسته درس خارج فقه، گفت: بر حسب آیات، روایات و بر حسب تجربه و عقل، هر کسی ظلم کرده باشد، قبل از آن که در عالم آخرت گرفتار ظلم و ستم، و عذاب خداوند شود، در این دنیا گرفتار ظلم و ستم خواهد شد؛ به گونه‌ای که اگر مردم را بگریاند، یک روز گریانده می‌شود؛ اگر بی جهت به مردم صدمه زده و مردم را اذیت کند، یک روزی در همین دنیا، اذیتش می‌کنند.
وی ادامه داد: اگر کسی، به مردم ظلم کرد، علاوه بر عذاب آخرت که سرجای خود باقی است، در همین دنیا گرفتار ظلم خواهد شد، و پس از آن هم هر چه دعا کند، گرفتاری‌هایش برطرف نشده و دعایش مستجاب نمی‌شود، چرا که خودش مسبب آن بوده است.
آیت الله صانعی تأکید کرد: استفاده تمام ملت‌های مسلمان از نماز عید فطر باید این باشد که اگر دیروز راهی رفته‌ایم که آبروی اسلام رفته است و یا قوانین اسلام را زیر پا گذاشته‌ایم، از امروز به بعد کاری کنیم که جبران شود و آبروی قوانین اسلام را حفظ کنیم.
پایان‌پیام

۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

چرا با انتشار نامه دروغین، با شعور مردم بازی می‌کنید؟

چکیده : بنده بار اولی هست که این چیزها را می‌شنوم که شهید دستغیب با نوشتن نامه به آیت الله مشکینی از ایشان می‌خواهد که آیت‌الله علی‌محمد دستغیب را از مسئولیت خلع کند! خوب بنده خدا، سر و ته این نامه که به هم نمی‌خورد؟! دروغگویی آقایان از این مشخص می‌شود که در پایان نامه، امضای شهید دستغیب را اینطور نوشته‌اند: سید عبدالحسین دستغیب!! در حالی که امضای شهید دستغیب این است: الاحقر عبدالحسین دستغیب الحسینی.

آیت‌الله سید محمدهاشم دستغیب، فرزند شهید آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب (شهید محراب)، در سخنانی با تکذیب شدید دروغ‌پراکنی‌های اخیر علیه آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، خطاب به دروغ‌پردازان گفت: خجالت بکشید، چرا با شعور مردم بازی می‌کنید؟
به گزارش کلمه، پایگاه اطلاع رسانی حدیث سرو که اخبار تلاش‌های اخیر سرکوب‌گران برای فشار بر علمای مستقل و نواندیش شیراز را به خوبی پوشش می‌دهد، ساعتی پیش از سخنرانی شدیداللحن آیت‌الله سید محمدهاشم دستغیب علیه دروغ‌پردازان خبر داد. آیت‌الله سید محمدهاشم دستغیب، فرزند آیت‌الله شهید عبدالحسین دستغیب است که در مسجد جامع عتیق به اقامه نماز می‌پردازد.
بر اساس این گزارش، وی در سخنرانی امشب خود در این مسجد، با اشاره به پخش شایعاتی در سطح شهر علیه آیت الله سید علی‌محمد دستغیب، نماینده مجلس خبرگان، با اشاره به نامه‌ای جعلی که از سوی عوامل حمله اخیر به مسجد قبا در سطح وسیع در شهر شیراز منتشر شده، گفت: بنده بار اولی هست که این چیزها را می شنوم که شهید دستغیب با نوشتن نامه به آیت الله مشکینی از ایشان می خواهد که آیت الله دستغیب را از مسئولیت خلع کند! خوب بنده خدا سرو ته این نامه که بهم نمی خورد؟!
اشاره‌ی فرزند شهید محراب به تصویر نامه‌ای است که به تازگی در برخی سایت‌ها و وبلاگ‌های حامی دولت درج شده، و در آن نامه‌ای با امضای شهید دستغیب خطاب به آیت‌الله مشکینی آمده است که در آن، این عالم بزرگوار به پیمودن خط انحرافی متهم می‌شود و درخواست عزل او از حاکم شرعی مطرح می‌شود!
اما فرزند شهید محراب شیراز در سخنرانی خود درباره این نامه سراسر کذب، گفت: اخیرا یک عده ای در شهر شیراز اقدام به پخش شایعاتی کرده اند. امروز یک نامه ای را به دست بنده دادند که آقای دستغیب (آیت الله سید علی محمد دستغیب) فلان مطلب را درباره حاکمیت گفته است و می خواهیم برکنارش کنیم و شهید دستغیب هم در آن زمان موافق ایشان نبود و به آیت الله مشکینی نامه می نویسد، و جنابعالی زحمت بکشید و زیر این نامه را امضاء کند.
به گزارش کلمه، آیت‌الله محمدهاشم دستغیب خاطرنشان کرد که در جواب این مدعیان گفته است: بقول آن بنده خدا آنجای آدم دروغگو! بنده که پسر شهید دستغیب هستم و مرتب با ایشان حشر ونشر داشتم، مخصوصا در پیروزی انقلاب و جایی نبود که ایشان حضور داشته باشد و بنده در آنجا نباشم، یکی از شایعات همین نامه نوشتن شهید دستغیب به آیت الله مشکینی مبنی بر عدم کفایت آیت الله دستغیب هست.
فرزند شهید محراب ادامه داد: بنده بار اولی هست که این چیزها را می شنوم که شهید دستغیب با نوشتن نامه به آیت الله مشکینی از ایشان می خواهد که آیت الله دستغیب را از مسئولیت خلع کند؟! خوب بنده خدا، سر و ته این نامه که به هم نمی‌خورد! و آن وقت می‌گویی نامه محرمانه بوده است؟! تو چه کاره بودی که آقای مشکینی نامه را به تو نشان داد؟ و مطلب دیگر که از آن دروغگویی این آقایان مشخص می شود، این است که در پایان نامه امضای شهید دستغیب را اینطور نوشته‌اند: سید عبد الحسین دستغیب!! در حالی که امضای شهید دستغیب این است: الاحقر عبدالحسین دستغیب الحسینی.
وی افزود: کسانی که این نامه را به دست من دادند، آن را با چاپی بسیار عالی و درجه یک ارائه کردند. خوب بنده خدا، می‌دانی که پول چاپ یک همچین کاغذی چقدر است؟ از کجا آورده ای؟ از پولهای حلال و طیب آورده ای؟! خجالت بکشید، چطور دارید با شعور مردم بازی می کنید؟ بالاخره یکی دو نفر گول بخورند، سومی می فهمد. برای چه این کار را می کنید؟ لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
آیت‌الله محمدهاشم دستغیب در ادامه سخنانش با اشاره به اظهارات برخی مبنی بر اینکه مسجد قبا مسجد ضرار است، گفت: برای چه این مسجد را را ضرار می نامید؟! تا دیروز مسجد جبهه و جنگ و شهداء بود، حالا شده مسجد ضرار؟! بنده و جنابعالی حواسمان باشد گول اینها را نخوریم. می آیند، به مسجد حمله می کنند و آتش می زنند و خراب می کنند به اسم اینکه مسجد ضرار است. خوب تو کی هستی که تشخیص می دهی این مسجد ضرار است؟ لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
ایشان با اشاره به اینکه در این انقلاب مشروطه با وجود اختلاف سلایق بین سران مشروطه، دیده یا شنیده نشد که مسجد یکدیگر را هتک کنند، خطاب به مهاجمان گفت: مسجد خانه خداست، برای چه درب و پنجره اش را می شکنی؟ سوره فیل و آن جریانات حمله به خانه خدا را بخوانید: (أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ.أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ.وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ.تَرْمِیهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّیلٍ.فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ: آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران [= لشکر ابرهه که براى نابودى کعبه آمده بودند] چه کرد؟!آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟! و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد،که با سنگهاى کوچکى آنان را هدف قرارمى‏دادند؛سرانجام آنها را همچون کاه خورده‏شده (و متلاشى) قرار داد!) خوب چطور یک عده‌ای حقایق را وارونه جلوه می‌دهند؟!

مهدي كروبي:آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند

سحام نيوز: مهدي كروبي در نامه اي به ملت ايران، پرده از حوادث شب هاي قدر و حمله به منزلش برداشت. به گزارش سحام نيوز مهدي كروبي در بخش هايي از اين نامه آورده است:”. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند.”
ايشان همچنين در بخش ديگري از اين نامه خطاب به اقتدار گرايان گفت:”؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند” . متن كامل اين نامه بدين شرح است:
بسمه تعالی
ملت شریف و آزاده ایران
شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند.
ملت صبور ایران
ظاهر امر چنان است که از خدا بی خبران تازه به قدرت رسیده، یک شهروند منتقد را هدف حمله خود قرار داده اند، اما چه جای انکار است که رفتار سبعانه و سخیفانه آنها،انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. که اگر چنین نبود، این همه اتکا به عناصر بی بصیرت و خودسر از چه ناشی می شد ؟! آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم بوده است ، سر ستیز و جنگ دارند. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند.
دستان مردم انقلابی و خداجوی ما را به هر طریق ممکن بسته اند و آن دستانی را که نتوانسته اند ببندند به پشت میله های زندان فرستاده اند و در مقابل اما دست این از خدا بی خبران را چنان باز گذاشته اند تا هر انچه از سبعیت و درنده خویی می توانند را به نمایش بگذارند. از خود می پرسم این انقلاب را چه شده است که امروز قوای امنیتی و انتظامی ودستگاه قضائی و مدیریت این کشور هفتاد میلیونی، در کنترل چندمزدور، این همه ضعف و زبونی نشان می دهند و جهان و جهانیان را به استهزای مردمی با فرهنگ وامی دارند ؟ البته پاسخ روشن است. آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند. به راستی که این عذابی الهی است که آنها را چنین بی آبرو و هویدای وجودشان را بر مردم آشکار کرده و طشت رسوایی شان را از بام انداخته است. طنز ماجرا اما آنجاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده دلانه گمان می برند که می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند.
مردم شریف ایران

مردم آزادیخواه ایران
ما نیک واقفیم که در جناح دیکتاتورماب تمامیت خواه چنان یاس و ناامیدی، تفرقه و تشتت،و سر در گمی و عدم برنامه ریزی ای حکم فرماست که بروز چنین رفتارهای ابلهانه ای از جمله نتایج همین یاس و ناامیدی است. واقفیم که اولیا امور تسلطی بر اعصاب و روان پریشان خود ندارد و از داشتن برنامه ای برای اداره کشور حتی در ابتدائی ترین سطوح آن محرومند و بارزترین نمونه آن همین حمله های ناشیانه و به بند کشیدن خبرگان و نخبگان این ملت است. در ماجرای حملات وحشیانه شب های قدر دیدیم که ابتدا مزدبگیران را افراد مؤمن، متعهد و ولایت مدار قلمداد کردند و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی و سیاسی منطقه در صحنه، مهر تائید بر این ادعا زدند. اما وقتی دیدند که نقشه های شان بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند. آنچنان ناشیانه می خواهند دروغ را با دروغ پاک کنند که نمی توانند دم خروس تزویرشان را از پس پشت قسم حضرت عباس خوردن های شان پنهان نگه دارند. و البته این عاقبت مکرکنندگان است که خدا مکر انها را به خودشان برمی گرداند.
ملت شریف ایران
در پایان وظیفه خود می دانم از عزیزانی که از سراسر ایران و دنیا با تماس ها و رفت و آمدها و پیگیری های مکررشان جویای سلامتی بنده و خانواده ام شدند و همچنین از همسایگان مهربانی که صبورانه عربده کشی های مشتی از خدا بی خبر را شنیدند و تحمل کردند، تشکر و عذرخواهی کنم؛ و همچنین باید که از وظیفه شناسی و درایت محافظین خود و در رأس آنها جناب سرهنگ یاری که شدیداً مورد ضرب و شتم قرار گرفت و اکنون در محاصره کامل قرار دارد و از دیدار و ملاقات و گفتگو و حتی مراجعه به پزشک قانونی برای گرفتن طول درمان محروم شده است قدردانی کنم و از خدای بزرگ عقلانیت و درایت را برای آمران و آگاهی و بصیرت را برای مهاجمان مسئلت کنم.
ما با نشاط و امیدوار به لطف پرودگار، راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند. چنین نمایش های کودکانه ای نیز نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود: راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی.
مهدی کروبی
17/6/1389

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

پاسخ خودگردان فلسطين به احمدي نژاد:کسی که قدرت را دزدیده، نمی تواند درباره فلسطین سخن بگوید

تشکیلات خودگردان فلسطینی از سخنان محمود احمدی نژاد،  در باره روند صلح خاورمیانه به شدت انتقاد کرده و گفته است “فردی که نماینده مردم ایران نیست و قدرت را دزدیده نمی تواند در باره فلسطین و رئیس جمهور آن سخن بگوید.”
به گزارش بی بی سی، نبیل ابو ردینه، سخنگوی محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بیانیه ای که وفا، خبرگزاری رسمی فلسطینی آن را منتشر کرده، به اظهارات رئیس جمهور ایران در نماز جمعه روز قدس در تهران پاسخ داده است.
آقای احمدی نژاد که سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه روز قدس (۱۳ شهریور، سوم سپتامبر) بود، با انتقاد شدید از مذاکرات صلح خاورمیانه که در واشنگتن آمریکا با حضور رهبران فلسطینی، اسرائیل، مصر و اردن برگزار شد، گفته بود که سرنوشت فلسطینیان از طریق مقاومت مردم این سرزمین تعیین می شود، نه در واشنگتن، پاریس و لندن.
احمدي نژاد در سخنان خود همچنین این سئوال را مطرح کرد که “نماینده ملت فلسطینی چه کسی است؟ او که صحبت می کند، از کجا این نمایندگی را به دست آورده؟ چه کسی حق دارد قطعه ای از سرزمین فلسطین را به دشمنان بفروشد؟”
 تشکیلات خودگردان فلسطینی در پاسخ به احمدي نژاد گفته است “فردی که نماینده مردم ایران نیست و در انتخابات تقلب کرده و مردم ایران را سرکوب می کند و قدرت را دزدیده، نمی تواند در باره فلسطین و رئیس جمهور فلسطین سخن بگوید.”
در این بیانیه آمده است که ابو مازن (محمود عباس)، رهبری فلسطینی و سازمان آزادیبخش فلسطین، تنها نماینده قانونی مردم فلسطین هستند که می دانند چگونه از حقوق خود دفاع کنند و به دیگران اجازه نمی دهند که مشروعیت ساف را که توسط ابو مازن هدایت می شود، تهدید کرده و یا مورد سئوال قرار دهند.
تشکیلات خودگردان فلسطینی، تا کنون چند بار از آنچه مداخلات ایران در امور فلسطینیان خوانده، انتقاد کرده است.
محمود عباس، رئیس این تشکیلات که رئیس جنبش فتح هم به شمار می رود در چندین نوبت این انتقادها را به طور علنی بیان کرده است.

ديدار اعضاي مجمع نمايندگان ادوار مجلس با مهدي كروبي

سحام نيوز: امروز جمعي از مجمع نمايندگان ادوار مجلس با حضور در منزل مهدي كروبي با وي ديدار و گفتگو كردند.
به گزارش خبرنگار سحام نيوز در اين ديدار كه جمعي بيست نفره از نمايندگان ادوار گذشته مجلس حضور داشتند، آقاي كروبي ضمن خيرمقدم به ارائه گزارش پيرامون حوادث پياپي شب هاي قدر پرداخت. دراين ديدار يك ساعته نمايندگان ادوار ضمن محكوم نمودن اين اقدامات، از مقامات قضايي و اطلاعاتي خواستند تا با عاملين چنين حوادثي برخورد و مسببين آن را به مردم معرفي نمايند.
همچنين روز گذشته محسن رهامي از اعضاي مجمع روحانيون مبارز و نيز سيد محمد صدر -پدر همسر ياسر خميني- با مهدي كروبي ديدار داشتند.