جستجوی این وبلاگ

میرحسین موسوی/ مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها

۱۳۹۰ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

دردسرهای رای تهرانی ها و آمار ساختگی مسئولان

چکیده :آمار و ارقام ارائه شده از سوی ستاد برگزاری انتخابات با میزان واقعی مشارکت مردم همخوانی ندارد و از سوی دیگر اشتباهات فاحش در جمع و ضرب اعداد شائبه تقلب و تخلف را بیش از پیش تقویت می کند.در حالی مشاهدات میدانی حاکی از استقبال سرد مردم در انتخابات است و در مقایسه با دوره های قبل میزان مشارکت بسیار پایین تر بوده است، اما آمار وزارت کشور نشان از مشارکت حتی تا صد در صدی در برخی از حوزه های اخذ رای دارد که منطبق با واقعیت موجود جامعه نیست. ...

کلمه_ گروه سیاسی: خبر سایت بازتاب که بعد از مدتی از خروجی این سایت برداشته شد، استانداری تهران را به واکنش بازداشت.
مهندسی آرا از سوی وزارت کشور طی روزهای گذشته واکنش های زیادی را در فضای رسانه ای ایجاد کرده است.
به گزارش کلمه، آمار و ارقام ارائه شده از سوی ستاد برگزاری انتخابات با میزان واقعی مشارکت مردم همخوانی ندارد و از سوی دیگر اشتباهات فاحش در جمع و ضرب اعداد شائبه تقلب و تخلف را بیش از پیش تقویت می کند.
در حالی مشاهدات میدانی حاکی از استقبال سرد مردم در انتخابات است و در مقایسه با دوره های قبل میزان مشارکت بسیار پایین تر بوده است، اما آمار وزارت کشور نشان از مشارکت حتی تا صد در صدی در برخی از حوزه های اخذ رای دارد که منطبق با واقعیت موجود جامعه نیست.
وقتی از ماه ها قبل دستگاه های تبلیغاتی بطور هماهنگ خبر از مشارکت شصت درصدی می دهند و تنها سه ساعت پس از برگزاری انتخابات، سخنگوی شورای نگهبان از افزایش هشت تا نه درصد مشارکت سخن می گوید یعنی ادعای که دقیقا سه ماه پیش مطرح شده است، چگونه می توان به صحت این انتخابات شک نکرد؟
انتخابات مجلس طی دوره های قبل با میزان مشارکت ۶۰ درصدی همراه بوده است. دوره هشتم میزان مشارکت ۵۵٫۴ بود که در این میان مشارکت تهرانی ها نیز حدود سی درصد بود.
میزان مشارکت در انتخابات در “دوره پنجم” شورای اسلامی ۷۱.۱ درصد بود که تعداد شرکت کنندگان در آن بالغ بر ۲۴.۶ میلیون نفر بوده است. همچنین به ترتیب مجالس ششم با ۶۹.۳ درصد مشارکت، مجلس دوم با ۶۴.۶ درصد مشارکت و مجلس سوم با ۵۹.۷ درصد مشارکت رتبه های بعدی را در اختیار دارند.
نبود آمار و ارقام مستند در وبسایت رسمی وزارت کشور راه را بر هر گونه بررسی علمی نیز بسته است. اخبار و اطلاعیه های صادر شده از سوی ستاد انتخابات نیز آن چنان با شتاب صادر می شود که عاری از خطا و اشتباه نیست.
در همین حال،  جدول و آمار  واجدان شرایط  حق رای به تفکیک استانها و خیلی دیگر از آمار و ارقام که تا پیش از این در وبسایت وزارت کشور موجود بود، حذف شده است.
این در حالی است که مسئولان وزارت کشور ادعای برگزاری انتخابات رایانه ای را دارند.
هر چند در حال حاضر استانداری تهران با صدور بیانیه ای سعی کرده است که خطای یک وبسایت را تصحیح کند، اما آمار سی و هفت درصدی از مشارکت تهرانی ها برای آنان که از نزدیک شاهد برگزاری این انتخابات بودند بی شک پذیرفته شده نیست.
حتی با حضور ده ها خبرنگار خارجی باز هم به آنان اجازه نداده شده که آزادانه به تهیه گزارش بپردازند و آنان را سوار بر اتوبوس فقط به سه شعبه اخذ رای برده اند.
در نبود رسانه های مستقل و فیلم های ساختگی سیما در کنار تناقض آشکار در آمار و ارقام ارائه شده که با هیچیک از مستندات و مشاهدات همخوانی ندارد، باور به برگزاری یک انتخابات سالم دور از ذهن است.
مشارکت شهرهای بزرگ در انتخابات همیشه برای حکومت مساله ساز بوده است، اما اینک در حالی که هیچ آمار مستندی در اختیار افکار عمومی نیست، دست اندرکاران انتخابات بازی با ارقام را شروع کرده و با ارائه ارقام دستکاری شده، نمایندگان مورد نظر را به بهارستان می فرستند.
نتیجه نظرسنجی که از سوی یکی از مراکز پژوهشی وابسته به شهرداری انجام شد، میزان مشارکت تهرانی ها ده درصد تخمین زده شده بود.
در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی میزان مشارکت تهرانی ها ۳۰٫۲۲ درصد اعلام شده بود و در بالاترین میزان مشارکت تهرانی ها در دوره پنجم بود که ۵۵٫۷۴ درصد واجدین شرایط در انتخابات بوده است.
پیش از این سایت بازتاب در پی اعلام نتایج انتخابات نوشت: “بر اساس آمار رسمی استانداری البرز، تعداد واجدین شرایط در این استان با توجه به آخرین آمار سازمان‌های قانونی یک میلیون و ۳۴۵ هزار نفر است. تمدن استاندار تهران هم عنوان می کند تعداد واجدین شرایط استان تهران حدود ۵ میلیون نفر هست.”
این سایت با مقایسه آمار نوشته بود: حال برای قیاس بین تعداد واجدان رای دادن در محدوده جغرافیایی تهران و البرز – بین سال ۸۸ و ۹۰ – اگر اقدام به تجمیع تعداد واجدین انتخابات در این دو استان کنیم، تعداد واجدین این محدوده جغرافیایی در سال ۹۰ بر اساس امار وزارت کشور معادل ۶ میلیون و ۳۴۵ هزار نفر است.
استانداری تهران با انتقاد از این سایت می افزاید: مبنای این ادعا بی‌دقتی سر دبیر این سایت در کپی کردن اخبار سایر خبرگزاریهاست زیرا اگر به خود زحمت داده و مصاحبه استاندار تهران را خود گوش می‌داد متوجه می‌شد که استاندار آمار واجدان شرایط در شهر تهران و نه استان تهران را حدود ۵ میلیون نفر اعلام کرده است.
در ادامه این بیانیه آمده است: استاندار تهران در مصاحبه خبری خود با خبرنگاران رسانه‌های مختلف در روز چهارشنبه ۱۰ اسفند در محل ستاد انتخابات استان تهران در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری شبستان درباره میزان واجدان شرایط رأی دهندگان گفت: «قریب ۵ میلیون رأی دهنده ما داریم در تهران». همچنین آقای براتلو رئیس ستاد انتخابات استان تهران در روز دوم اسفند ۱۳۹۰ در مصاحبه با خبرگزاری مهر در پاراگراف چهارم اعلام کرد ۵ میلیون و چهارصد هزار نفر واجد شرایط رأی دادن در تهران هستند.
در این بیانیه همچنین از بازتاب اخبار این آمار و ارقام در رسانه های خارجی فارسی زبان انتقاد شده و آمده است: تکلیف دشمنان نظام و پیاده نظام آنان در رسانه‌هایی نظیر بالا‌ترین و بی‌بی سی و صدای آمریکا در مواجهه با این جشن تاریخی ملت ایران روشن و بدیهی است اما انتظار از رسانه‌هایی که نام نظام را یدک می‌کشند این است که آب به آسیاب دشمن نریزند و بدون تحقیق دل دوستداران نظام را نسوزانند.
اینک بر اساس  آمار رسمی، تعداد رای دهندگان در انتخابات اخیر مجلس ۴۶ درصد رای دهندگان در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ بود.
آمار قطعی تهران
از مجموع ۲۳۳۵۱۲۴ رأی مأخوذه که تعداد ۲۱۱۹۶۸۹ رأی آن صحیح است، حائزین اکثریت حداقل یک چهارم آرا‌ به ترتیب به شرح ذیل هستند:
۱- غلامعلی حدادعادل ۱،۱۱۹،۴۷۴
۲- سیدعلیرضا مرندی ۷۰۹،۳۹۱
۳- سیدمحمدحسن ابوترابی‌فرد ۶۹۳،۳۸۴
۴- مرتضی آقا‌تهرانی ۶۹۰،۸۴۸
۵- سیدمسعود میرکاظمی ۵۸۵،۲۲۸
غلامعلی حداد عادل در انتخابات دوره هشتم از میان بیش از یک میلیون رای، توانست ۸۴۴هزار و ۲۳۰ رای معادل ۴۹/۴۸ درصد را به خود اختصاص داده بود.
در انتخابات دوره هشتم مجلس، یک میلیون و ۷۴۰ هزار و۹۴۱ رای صحیح بود و ۱۹ نفر توانستند در مرحله اول به مجلس راه یابند.
اسامی ۵ نماینده مرحله اول تهران و تعداد آرای آنها به شرح ذیل است:
۱- غلامعلی حداد عادل ۸۴۴هزار و ۲۳۰ رای – ۴۹/۴۸ درصد
۲- مرتضی آقا تهرانی ۵۸۴ هزار و ۱۹۸ رای – ۵۶/۳۳ درصد
۳- علی مطهری ۵۷۱ هزار و ۷۱ رای- ۸۰/۳۳ درصد
۴- احمد توکلی ۵۶۸ هزار و ۴۵۹ رای- ۶۵/۳۲ درصد
۵- حسن غفوری فرد ۵۵۶ هزار و ۲۱۷ رای – ۹۵/۳۱ درصد

۱۳۹۰ اسفند ۱۵, دوشنبه

پاسخ محمد خاتمی به مردم در رابطه با شرکتش در انتخابات 15اسفند1390 ساعت3:29بعدازظهر

میدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید
http://www.khatami.ir/fa/news/1071

”تردیدی ندارم که احساسات و داوری ها در زمان مناسب می تواند به آنجا برسد که به جای هرگونه توجیهی، چه از سر افراط و چه از سر تفریط، درستی تصمیم هایی در جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند و ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید.“
در پی بروز ابهام ها و طرح پرسش ها، انتقادها و اعتراض فعالان سیاسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزیز در داخل و خارج، در فضای رسانه ای و از جمله پایگاه اطلاع رسانی کلمه در مورد شرکت رئیس جمهوری سابق ایران در انتخابات مجلس نهم، سید محمد خاتمی به پاس احترام به احساسات مردم متن کوتاهی را در اختیار رسانه ها گذاشت:

به نام خدا
در فضای رسانه ای، از جمله پایگاه اطلاع رسانی کلمه و از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزیز در داخل و خارج، حضور من در انتخابات مجلس با ابهام ها، پرسش ها، انتقادها و اعتراض ها مواجه شده است که از جمله اصحاب کلمه بخشی از آن را به من منعکس کرده اند. احترام به مردم و احساسات آنان ایجاب می کند که از همین طریق دوستانه و خودمانی مطالبی را بیان کنم.

سید محمد خاتمی

"با وجود سختی و پیچیدگی این مسأله انتظار ندارم که همگان از توضیحات من قانع شوند، بخصوص که محدودیت ما در اطلاع رسانی فضایی را از هر طرف ایجاد کرده که هم توقعاتی خارج از امکانات و مصلحت مطرح می شود و هم تبیین کامل آسان نیست.
وجود چنین ابهام ها و پرسش ها در فضای عمومی به ویژه از سوی کسانی که در این سال ها متحمل مشکلات و محدودیت های گوناگون و هزینه های سنگین شده اند امری طبیعی است. من نمی توانم از کنار این پرسش ها و تحلیل ها و احساسات پاک آسیب دیده بی تفاوت بگذرم و احترام خود را به ناقدان و حتی مخالفانم تکرار نکنم. با ذکر این نکته که بحث تفصیلی در این باب به مجال مناسب تر واگذار می شود چند نکته را یادآور می شوم.
عزیزان
اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی که آن را مهم ترین و بلکه تنها راه سربلندی کشور و دست یابی به آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت می دانم و نیز برای دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده ام. هدف ممکن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعیتی است که در آن مصلحت کشور و خواست های اساسی و تاریخی مردم اصل قرار گیرد.
من براساس راهبرد اصلاح طلبانه به آشتی ملی و بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و قانون اساسی و ایجاد فضای همدلی و مشارکت همگان دعوت کرده و می کنم و انتظار داشته و دارم که همه با اسیر نماندن در گذشته و با نگاه به آینده روند تازه ای را در کشور آغاز کنند. تأکید اصلاح طلبی بر روندها و اقدام های قانونی و غیر خشونت آمیز به این معنا نیست که اصلاح امور کشور بدون پرداخت هزینه میسر است. اما در هر اقدام سیاسی در نظر گرفتن مصالح و شرایطی که نیروهای فعال در داخل کشور با آن مواجه اند ضرورت دارد. در مورد انتخابات مشارکت فعال و معرفی نامزد طبعاً در گرو وجود شرایط مناسب است. مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است و اقتضائات خاص خود را دارد. تعیین استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه لیست هیچگاه به معنی تحریم انتخابات نبود و می بایست این امر را در عمل اثبات کنیم تا با گرفتن هرگونه بهانه ای از بدخواهان روزنه ای برای امکان مفاهمه بیشتر با تکیه بر حقوق و مصلحت مردم و پیشرفت واقعی کشور باز شود.
امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید. تردیدی ندارم که احساسات و داوری ها در زمان مناسب می تواند به آنجا برسد که به جای هرگونه توجیهی، چه از سر افراط و چه از سر تفریط، درستی تصمیم هایی در جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند و ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید."


اقای خاتمی! بفرمایید آخر صف

اقای خاتمی! بفرمایید آخر صف

صدیقه وسمقی

جنبش سبز ایران راهی دراز و سخت پیش رو دارد. در این مسیر سبز باید از موانع بسیار گذشت. از مهمترین این موانع ، استبداد است. جنبش سبز ، در راه بی بازگشت خود تا کنون هزینه های بسیار داده است. چه سروها و شمشادها که در این راه با تیشه استبداد بر خاک افتاده اند ! وچه دلاورانی در زنجیر بیداد گرفتار آمده اند !
راهیان این راه ، نیک می دانند که رقیب شان ، رقیب فکری و سیاسی و حزبی نیست ، که اگر چنین بود کار بدین منوال که هست نبود. کار رهروان این جنبش به زیر آوردن بیداد و استبداد ودروغ و تزویر و زدودن ناپاکی و بی خردی از دامان ایران زمین است . این راه را نمی توان سپرد و به آخر برد ، مگر با صداقت ، وفاداری و استقامت . آنان که تاامروز به نمادهایی برای این جنبش بدل شده اند ، کسانی هستند که تا اینجا جز صداقت ، وفاداری و پایداری از آنان دیده نشده است . لازم نیست همه ما تبدیل به نماد شویم و در صف اول نقش آفرینی کنیم ، اما لازم است همه ما صداقت و پایداری را که شرط وفاداری است مشق کنیم، که این مشق، هم م ارا در پیمودن راه و هم در ساختن آینده کشور به کار می آید. هر کس بدون آن که درس پایداری و وفاداری را مشق و تمرین کرده واز آزمون آن با نمره قبولی بیرون آمده باشد، به صفوف جلو برود و درطول مسیربه دلیل عدم آمادگی لازم از پای در افتد، ممکن است زیر دست وپا بماند !
محمد خاتمی پس از انتخابات سال ۸۸ داوطلبانه کوشیده است در صف اول نقش آفرینی کند و پرچم در دست بگیرد. شاید او هنوز هم نمی داند جنبش چه می خواهد و چه سختی هایی در پیش است. من به عنوان یک دوست به خاتمی می گویم که بفرمایید آخر صف !
مهدی کروبی در مناظره انتخاباتی به میرحسین موسوی به عنوان اتمام حجت گفت که آیا میدانی چه سختی هایی پیش روی ماست؟ در مقابل این سختی ها چه خواهی کرد؟ وافزود که معلوم نیست چه بر سر ما می آید. او با شناختی که از ساختار درون حاکمیت داشت، با هشیاری می دانست که در چه راهی قدم نهاده است. از همین روست که بارها با صراحت به دوستان خود گفته است که همه دارایی و هستی خود را در این راه هزینه می کند و از جانبازی نیز هراسی ندارد و الحق که تا کنون نیز چنین کرده است. میرحسین موسوی نیز در پاسخ به کروبی گفت که خواهد ایستاد وبه راستی که او وهمسر گرانقدرش زهرا رهنورد نیز بر سر پیمان خود با مردم ایستاده اند. باید گفت حتا این عزیزان ارزشمندی که تا کنون برای پیشبرد این جنبش هزینه ها پرداخته اند نیز اگر از این پس ایستادگی نکنند، حرکت آزادیخواهی و استبدادستیزی ملت ایران متوقف نخواهد شد. میزان مقبولیت و امکان نقش آفرینی هر کس در جنبش سبز بسته به میزان وفاداری او به خواسته های جنبش و پایداری او در این راه است .
هر کس به هر دلیلی وبا هر توجیه و تحلیلی و در هر مقطعی بخواهد وارد بازی های سیاسی شود ویا در کمند فریب و تزویر افتد ، فقط می تواند برسرنوشت خویش تاثیر گذار باشد و نه بیش از آن . راهیان جنبش در هر قدم درسها می آموزند . اگر برخی گمان کنند در مقاطع حساس می توانند با حافظان و مدافعان استبداد به مذاکره بنشینند و با مصالحه برخیزند ، باید بدانند که این کار حاصلی جزآلودن خویش ندارد . این جنبش ماهیت حزبی و گروهی ندارد و خواسته های آن ملی و انسانی است . از همین رو این خواسته ها قابل مصالحه با هیچ قدرتی در هیچ زمانی نیست . حتا دلایلی مانند اینکه شرایط کشور بحرانی است ویا امنیت آن مورد تهدید قرار گرفته نیز توجیهات مناسبی برای دست کشیدن از خواسته های مشروع و نجاتبخش جنبش به نفع حاکمان نیست . چرا که بحران های موجود نتیجه سیاست های نادرست داخلی و خارجی همین حاکمان است. فراموش نکنیم که در هر شرایطی اعم از بحرانی و غیر بحرانی ، این حاکمانند که باید با مردم سازگاری داشته باشند. راه حل بحران، همراهی وسازگاری مردم ومعترضان با ستمگری و استبداد نیست . این راه حل که شاید برخی به آن می اندیشند ، نتیجه تحلیل وارونه از واقعیات است .گره افتاده در کار کشور، جز با کوتاه آمدن حاکمان بحران آفرین از مواضع لجوجانه خود در برابر مردم باز نخواهد شد. آنان که در صدد اصلاح امور کشور هستند حتما این نکته بدیهی را می دانند که مصالحه با ستمگران و کسانیکه دست هایشان به جان و مال مردم آلوده است هرگز به اصلاح امور کشور نمی انجامد. از نقاط برجسته جنبش سبز اینست که رهروان آن کورکورانه از هیچکس دنباله روی نمی کنند. پس همه با صداقت و پایداری به آرمانهای این جنبش وفادار باشیم ودر حد بضاعت خویش جنبش را یاری کنیم .

مشارکت ۵۸ درصدی ساختگی، ۶۸ درصد اعلام شد

چکیده :در حالی که بر اساس مشاهدات شاهد ان عینی مشارکت مردم در انتخابات بروجرد بسیار محدود بود و مانند شهرهای دیگر تنها چند حوزه اخذ رای تا حدودی پرتعداد بود، میزان مشارکت در بروجرد بنا به گفته فرمانداری به رقم 68 درصد رسید که 20درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل است....

اعلام نتیجه ۶۴ درصدی برای انتخابات مجلس نهم مسئولان را مشکلات جدی رو به رو کرده است.
در حالی که بر اساس مشاهدات شاهد ان عینی مشارکت مردم در انتخابات بروجرد بسیار محدود بود و مانند شهرهای دیگر تنها چند حوزه اخذ رای تا حدودی پرتعداد بود، میزان مشارکت در بروجرد بنا به گفته فرمانداری به رقم ۶۸ درصد رسید که ۲۰درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل است.
از ۲۳۰۰۰۰ هزار واجد شرایط رای دادن در بروجرد بنا بر اعلام فرمانداری بروجرد به خبرگزاری ایرنا ۱۳۴۰۶۰ نفر در انتخابات مجلس شرکت کرده‌اند.
بنا بر محاسبات ساده ریاضی در صورت شرکت کردن ۱۳۴۰۶۰ نفر مورد ادعای فرمانداری بروجرد در انتخابات مجلس و با توجه به اعلام سجاد معین فرماندار بروجرد در مصاحبه با ایرنا مبنی بر حق رای داشتن ۲۳۰۰۰۰ هزار بروجردی درصد مشارکت ۵۸ درصد می‌شود نه ۶۸ درصد.

خاتمی! مسیح باز مصلوب

دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰

خاتمی! مسیح باز مصلوب

جناب آقای خاتمی!
آخر این چه کاری بود کردید؟ فکر نکردید دل ما را می شکنید و وادارمان می کنید هر چه فحش بلدیم نثارتان کنیم؟ کتک خورتان ملس شده و فحش کم خوردید در این چند سال که حالا به جای اینکه بروید پاریس یا لندن رای بدهید، رفتید دماوند رای دادید؟ دماوند هم شد جا؟ می خواستید رای بدهید همان سرکوچه خانه تان رای می دادید که نه ما مجبور شویم هی تائید و تکذیب کنیم نه خودتان این همه راه بروید؟ فرض کنیم رفتید دماوند برای استراحت، خوب استراحت تان را می کردید؟ این رای دادن، بدو بدو وسط روز تعطیل، همه مهمانها را معطل ناهار گذاشتن یعنی چه؟ همه را علاف کنید و بروید رای بدهید که چه بشود؟
هر چه فکر کردم که خاتمی برای چی رای داد، نتوانستم بفهمم، شما که دوستان تان در انتخابات شرکت نکردند، خودتان هم که به همه گفتید شرکت نکنند، تا همان شب قبلش ما از همه پرسیدیم چه کار کنیم؟ من خودم در بروکسل رفته بودم توی فرودگاه یک لنگی منتظر بودم که ببینم شما می خواهید رای بدهید یا نه، که اگر خدای ناکرده، دور از جان، رای دادید، ما هم بیائیم تهران، یا شاید هم دماوند یا اردکان برویم رای بدهیم. تا همان شب قبل منتظر ماندیم، گفتند رای نمی دهید. برگشتیم خانه. فردا ظهر یک دفعه دیدیم رفتید رای دادید، خب، ما آن وقت می توانستیم چه کنیم؟ حداقل یک روز قبل یک نشانه ای می دادید، بشکنی می زدید، چشمکی می زدید، که ما برویم در ترکیه که نیم ساعته خودمان را برسانیم ایران و رای بدهیم. من واقعا متاسفم که شما این کار را کردید، نه فقط من، بلکه بیش از دو هزار تا ندا ایرانی، 3574 سهراب ایرانی، 659 تا داریوش آریایی، 439 تا محمد موسوی سبز همه و همه علاف شما شدند. ما که خودمان عقل نداریم که، شما که در جریان هستید، وقتی شما می گوئید ما در انتخابات شرکت نمی کنیم، ولی تحریم هم نمی کنیم. ما که نمی توانیم خودمان تشخیص بدهیم. تا می شنویم که شما رفتی رای دادی، فکر می کنیم همین که رای دادی یعنی اینکه نامزد هم معرفی کردی و می خواهی کل استراتژی ات را عوض کنی. حالا ما هم که دست مان به آن عبای شکلاتی شما بند است، مجبوریم بدو بدو برویم رای بدهیم.
حتی رفیق من تماس گرفته از اردکان که فلانی ما شنیدیم آقای خاتمی رفته اردکان، رفتیم آنجا که اگر رای داد ما هم رای بدهیم، حالا چطوری این وقت روز برویم دماوند؟ به او گفتم که بابا جان، انتخابات تحریم است. برای چی رای بدهی؟ می گوید پس چرا خاتمی رای داده؟ می گویم خاتمی گفته ما در انتخابات شرکت نمی کنیم، یعنی نامزد نمی دهیم. می گوید: پس چرا رای داده؟ می گویم: چون دلش خواسته. می گوید یعنی چه دلش خواسته، مگر دلبخواه است که هر کسی دلش خواست رای بدهد، نخواست رای ندهد؟ می گویم: عزیز دل من! خوب آقای خاتمی که مثل من و تو نیست، او رئیس جمهور بوده، او به جمهوری اسلامی معتقد است. می گوید: ولی شعار ما جمهوری ایرانی است. می گویم: باشد، اشکالی ندارد، شعار تو هر چه می خواهد باشد، شعار آقای خاتمی جمهوری اسلامی است. می گوید: اصلا من خاتمی را قبول ندارم. می گویم: اشکال ندارد، قبول نداشته باش. می گوید: خاتمی باید مثل موسوی و کروبی اینقدر حرف می زد تا او را دستگیر می کردند. می گویم: بعد چی می شد؟ گفت: تو هم مثل اینکه گیجی ها، اگر موسوی و کروبی را دستگیر می کردند ایران قیامت می شد. مگر یادت رفته شعارش را دادیم؟ می گویم: خوب، حالا مگر چه قیامتی به سر موسوی زدی که حالا می خواهی توی سر خاتمی بزنی؟ می گوید: خوب، من که نمی توانم بروم توی خیابان و شعار بدهم و اعتراض کنم. می گویم چرا؟ می گوید: اولا پای من درد می کند، ثانیا زنم در راقفل کرده و می گوید اگر بروی بیرون من قیامت می کنم. می گویم: لابد تو هم از قیامت کردن زنت ترسیدی؟ می گوید: معلوم است که ترسیدم. زنم که مثل من نیست، او وقتی می گوید قیامت می کنم واقعا قیامت می کند. می گویم: خب، حالا من چکار کنم؟ می گوید: باید یک مقاله بنویسی که خاتمی خائن است. می گویم: چرا خائن؟ می گوید: چون گفته رای نمی دهم، ولی رای داده. می گویم: کجا گفته رای نمی دهم؟ می گوید: من چه می دانم. ولی حتما یک جایی گفته.
آقای خاتمی عزیز!
ببین ما را با چه دردسری مواجه کردی؟ تمام دنیا به هم ریخت، دنیا که می دانی یعنی چه؟ یعنی تمام فیس بوک، توئیتر، بالاترین، پائین ترین، گوگل پلاس، همه اش شد فحش خانه که چرا خاتمی رفت رای داد؟ تقصیر خودت است. البته من خیلی دفاع کردم، ولی فایده نداشت. سووال کردم خاتمی بدتر است یا احمدی نژاد؟ جواب دادند خاتمی. گفتم: چرا؟ گفتند: چون خاتمی به ما دروغ گفته. گفتم احمدی نژاد بیشتر دروغ گفته یا خاتمی؟ گفتند: احمدی نژاد و خامنه ای طبیعی است که دروغ بگویند، ولی خاتمی هیچ وقت دروغ نمی گفت، برای چی الآن دروغ گفته؟ گفتم: اولا که دروغ نگفته، ثانیا این چه منطقی است که اگر یک نفر یک دروغ بگوید کارش بدتر از کسی است که هزار بار دروغ بگوید؟ همین رفیق من، آقای خشایار ایرانی که از بس شجاع است، اسمش را نمی نویسد، گفته ما داریم از قلب درد می میریم، همه احساسات ما پر شده از خون و دست مان دارد می لرزد، تو هی می خواهی دلیل بیاوری؟ می گویم: عزیز من! آقای خاتمی اگر می خواست رای دادنش را همه بفهمند که به نفع حکومت کاری بکند، می رفت جلوی دوربین در تهران رای می داد، لابد نمی خواست کسی بفهمد، شما و خبرگزاری فارس دست به دست هم دادید که اگر کسی هم نمی دانست خبردار شود. حالا تو بیشتر نقش داشتی یا خاتمی؟ تو بیشتر تحریم شکنی کردی یا خاتمی؟ می گوید: ببین! همه چیز باید شفاف باشد. اگر خاتمی خیلی شفاف بگوید من مخالف ولایت فقیه هستم، بعد هم برگه رای را پاره کند و بزند با مشت توی دهان مخالفانش، مثل همان کروبی، آن وقت اگر دستگیر بشود ما قیامت می کنیم. می گویم: آن را که می دانم قیامت می کنی، فعلا سر آن قیامتت را بگیر آن طرف که من نترسم، ولی اگر شفافیت خوب است، چرا خودت در فرانسه جرات نمی کنی اسم واقعی ات را بنویسی؟ می گوید: من می روم ایران و برمی گردم، ممکن است مرا دستگیر کنند، یا پاسپورتم را بگیرند. می گویم یعنی تو معتقدی خاتمی که در ایران نشسته باید شفاف باشد، ولی تو در پاریس نباید شفاف باشی؟ می گوید: بله، چون خاتمی اگر می خواهد ما به او اعتماد کنیم، باید شفاف باشد. می گویم: فرض کن آقای خاتمی نخواهد تو به او اعتماد کنی، و بخواهد که در ایران، در همان فضای مسموم سیاسی که هر روز ممکن است همه چیزش به هم بریزد بماند و کار کند، آن وقت چه؟ می گوید: آن وقت ما هم به خاتمی فحش می دهیم. می گویم: یعنی کاری می کنی که رسانه های حکومتی بنویسند که طرفداران خاتمی به او فحاشی کردند و خاتمی جزو فتنه گران نیست؟ گفت: بله. گفتم: و نتیجه اش این می شود که خاتمی به حکومت نزدیک می شود و مورد اعتماد آنها قرار می گیرد؟ یک نگاه تندی به من می کند و می گوید: خاتمی در هر حال الآن مورد اعتماد حکومت است، دیگر مورد اعتماد جنبش سبز نیست. می گویم: یعنی اگر رای نمی داد مورد اعتماد جنبش سبز بود؟ می گوید: نه، معلوم است که نبود. خاتمی وقتی درخواست سازش با رهبری را کرد دیگر ما به او اعتماد نداشتیم. می گویم: پس چه فرقی می کرد رای بدهد یا ندهد؟ وقتی تو در هر حال به او اعتماد نداشتی، چه فرقی می کرد رای بدهد یا ندهد؟
آقای خاتمی!
این شده داستان ما. اصلا من نمی فهمم شما که رهبر یک جنبش اصلاحات هستید که حداقل بین ده تا یک سال است کاملا مرده است، برای چی رای دادید؟ تا حالا باید شناسنامه شما را هم باطل می کردند. البته ما خیلی خوشحالیم که شما در جنبش سبز نبودید و الآن ما مجبور نیستیم بار خفت رای دادن شما را تحمل کنیم، وگرنه الآن چه مکافاتی باید می کشیدیم؟ همین رفیق ما که هفته ای هشت روز پیام می دهد که اصلاحات مرده است، و هیچ کسی طرفدار خاتمی نیست، می گفت حکومت برای این روی رای دادن شما تبلیغ کرده چون مردم طرفدار شما بروند رای بدهند. به او می گویم: مگر نمی گوئی خاتمی را کسی قبول ندارد؟ پس چطور بخاطر شرکت نکردن در انتخابات مردم از او تبعیت می کنند؟ و حکومت هم بخاطر اینکه او را به طرف خودش بکشد، آن هم بعد از ده سال که از فوت او می گذرد، این همه تبلیغات می کند؟ می گوید: ببین، اصلاحات مرده، این که معلوم است، ولی خاتمی نباید رای می داد. می گویم: اگر مرده چطور رای اش اثر دارد؟ می گوید: اتفاقا هیچ اثری هم ندارد. می گویم: اگر هیچ اثری ندارد، پس چرا ناراحتی؟ می گوید: من که ناراحت نیستم، من می گویم که خاتمی که خودش می داند اصلاحات مرده و کسی طرفدار اصلاحات نیست، چرا رای داده؟ می گویم: حالا بالاخره بگو ببینم اصلاح طلبی مرده یا نه؟ می گوید: بله که مرده. می گویم: پس حالا یکی رفته در یک جای دور با شناسنامه مرحوم اصلاحات یک رای به جمهوری اسلامی داده، تو رو سنه نه؟ می گوید: دهه کی! ما تمام مشکل مان همین است که چرا کسی که اصلاحاتش مرده چرا رفته به جمهوری اسلامی رای داده؟ می گویم: لابد او معتقد است هنوز می تواند کاری بکند. می گوید: ولی نمی تواند. می گویم: فرض کن نمی تواند، چی کارش کنیم؟ می گوید: خاتمی دیگر جزو نظام جمهوری اسلامی است. می گویم: خودش هم که همین را می گوید. می گوید: از این به بعد هم نباید خودش را جزو ما حساب کند. می گویم: جزو کی؟ می گوید: ما سبزها. می گویم: مگر شما سبز هستید؟ می گوید: نه، ما به سبزها انتقاد داریم، سبزهای خائن پلید. می گویم: پس شما نه سبز هستید و نه اصلاح طلب هستید و معتقدید خاتمی نباید خودش را جزو شما حساب کند. گفت: بله، همین. می گویم: خودش هم که همین را می گوید.
جناب آقای خاتمی!
دردسر بدی برای ما درست کردید. من دیگر هرگز شما را نمی بخشم، البته می دانید که بخشیدن من چقدر نقش مهمی در تاریخ دارد. شما هشت سال باعث شدید من و هزاران آدم مثل من بتوانیم در ایران کار فرهنگی کنیم و روزنامه داشته باشیم و کتاب چاپ کنیم، من خودم 45 کتاب در آن سالها چاپ کردم، درست است که خودم را مدیون آن دوره می دانستم، ولی به خاطر همین رایی که دادید دیگر خودم را مدیون نمی دانم. حالا می خواهد خوشتان بیاید، می خواهد خوشتان نیاید. همین رفیق من، می گوید که رضاشاه پانزده سال مملکت را از یک ویرانه تبدیل به یک کشور کرد، ولی بخاطر کشتن تقی ارانی، که معلوم نیست رضاشاه اون را کشت یا خودش مریض شد، همه اش به باد رفت و ما حتی اجازه نمی دهیم کسی اسمش را بخوبی ببرد. فرح پهلوی بیست سال از فیلم و کتاب و آزادی زنان و سینما و نمایش حمایت کرد، ولی بخاطر اینکه دهها کتاب در حکومت پهلوی سانسور شدند که اگر ما انقلاب نکرده بودیم و به جای دهها کتاب، هزاران کتاب سانسور نشده بود، حسابش را کف دستش می گذاشتیم و البته تا جایی که توانستیم مزد زحماتش را دادیم. یا مثلا همین آقای امیر عباس هویدا، درست است که ده سال ایران را به بهترین شکل اداره کرد، ولی او هم در انتخابات رای داد و در شرایطی که می توانست کودتایی، انقلابی، حداقل تروری بکند و شاه را بکشد که زودتر ما سر کار بیاییم و مملکت را به همین جا که هست برسانیم، نکرد، ما او را هرگز نمی بخشیم. البته ما مصدق را می بخشیم، چون در اواخر عمرش در تبعید بود و ما خیلی تبعیدی ها را دوست داریم، همین امام خمینی اگر شش ماه قبل از انقلاب مرحوم شده بود، الآن قهرمان ملی ما بود. یا مثلا همین شاپور بختیار که او هم مثل شما فکر می کرد می تواند یک نظام ستمشاهی را اصلاح کند، البته ما خیلی دوستش داریم، آنهایی هم که به او گفتند بختیار بختیار نوکر بی اختیار، می دانید که همه آن یک میلیون نفر از گوادالوپ آمده بودند، لهجه شان را یادتان نیست؟ ما هرگز هاشمی را نمی بخشیم، چون دانشگاه آزاد را برای منافع شخص خودش و جاسبی درست کرد و دخترش را به زور نماینده تهران کرد، حالا دخترش زندانی بشود ممکن است او را ببخشیم و حتی جایزه نوبل صلح هم برایش درخواست کنیم. ما موسوی را می بخشیم، چون الآن زندانی است. پایش را از زندان بیرون بیاورد چنان پوستی از او می کنیم که دیگر غلط بکند شال سبز روی گردنش بیاندازد. ما کروبی را تا وقتی زندانی است می بخشیم. همانطور که گنجی را داشتیم کاملا می بخشیدیم چون داشت می مرد، بدبختانه آمد از ایران بیرون، حالا هر چه بنویسد بالاخره یک چیزی پیدا می کنیم و او را نمی بخشیم، مرتیکه پاسدار مزدور رژیم. اصلا بیخود کردی شش سال زندان رفتی! اصلا خود شما برای چی هشت سال دولت اصلاحات را اداره کردید! باید می گذاشتید یک دولتی مثل احمدی نژاد بیاید تا ما پدرش را در بیاوریم و نشان بدهیم که اگر بنویسند خاتمی و بخوانند احمدی نژاد ایران قیامتی می شود که نگو و نپرس.
آقای خاتمی!
شوخی های مرا ببخشید. روزهای سختی است. ایران روزهای سیاهی را پیش رو دارد. کسانی که غیرمسوولانه، ناآگاهانه، و بی آنکه به آینده کشور فکر کنند، وقتی دهان شان را باز می کنند و قلم شان را رها می کنند و هر چه می خواهند می نویسند و فحاشی می کنند، اینها نمی دانند فردا باید کسی باشد تا بتواند در این نظام بی در وپیکر که از رهبر تا رئیس جمهورش همه با شتاب کشتی ای که ایرانیان در آن ساکنند و در دریای بلا موجاموج خطر احاطه اش کرده، کسانی را می خواهد تا اگر بنا نباشد ایران زیر بمب ها و موشک ها ویران شود، لااقل ده نفر باید مانده باشند که قدرت ایجاد سازش را داشته باشند.
من گمان می کردم که شما در انتخابات رای ندادید، خبرها چنین به دستم رسیده بود، بعدا فهمیدم رای دادید. خیلی فکر کردم، تا به این نتیجه رسیدم که آن برگه گرانقیمت، چه چیزی را خرید. مطمئنم حکومتی ها دوست داشتند شما و هاشمی رای نمی دادید تا با اخراج تان از حکومت خیال شان برای هر دیوانگی راحت شود، ولی حالا خیالم راحت است که آن طرف کسی هست که می توان هنوز به وجودش امیدوار بود. آبرویی که شما با هشت سال اصلاحات به دست آوردید، حتی اگر اشتباه کرده بودید، برای همچون منی که تا چشمم کار می کند بی معرفت و نادان و کج فهم و بی کفایت در سیاست این کشور می بینم، باز هم چیزی نبود که بشود به اعتبار یک اشتباه از عمری خدمت گذشت، اینک که به دقت می نگرم، به همه آنها که در ایران تلاش می کنند تا روزنه امید را باز بگذارند، وقتی نگاه می کنم، می بینم که دادن این رای تا چه حد در دانایی سیاسی ما، اگر بخواهیم بفهمیم، چقدر نقش داشته است.
سالهاست به من می گویند ماله کش خاتمی، یعنی کسی که هر اشتباهی از شما را سعی می کنم با هر طریق می توانم بپوشانم. واقعیت این نیست که چنین می کنم، من فقط صبر می کنم و سعی می کنم زود قضاوت نکنم و نگذارم هیاهوی تبلیغات بر ذهنم اثر بگذارد، اما در مقابل آنچه شخصا از صدقه سر دولت اصلاحات به دست آوردم، یعنی چند سال احساس آزادی، حتی ارزش ماله کشی را هم دارد. آن هم ماله کشی برای آدمی مثل خاتمی. آنقدر کودک نیستم که فکر کنم که آبروی سیاسی ما باید مثل پیردختری که بکارتش را به گور می برد، بی آنکه لذت یک گناه را چشیده باشد، می ارزد. یک بار گفته ام و مکررش می کنم، زمانی آقای احمد ستاری در روزنامه بنیان در پاسخ سووال من که پرسیده بودم رئیس کیست، خندیده بود و گفته بود، والله چه عرض کنم، می گویند تو تحمل آقا بالاسر نداری. گفتم: اشتباه می کنند، ولی اینها که تا حالا دیدم هیچ کدام شان آقا نبودند.
آقای خاتمی عزیز!  
روزگار سختی است، تحمل سختی را از شما یاد گرفته ایم. می دانیم کشور در شرایط دشواری است. شرایطی که نه قضاوت سریع را شایسته است و نه عافیت نشستن را بایسته. درودتان باد که در جای سختی نشسته اید و این همه دروغ و دغل را تاب می آورید. خداوند عمرتان را طولانی کند که برای روزهای سخت آینده مردم نیازمند آنند.

آرای خوانده شده تهرانی ها به روایت وزارت کشور

آرای خوانده شده تهرانی ها به روایت وزارت کشور

چکیده :مشارکت شهرهای بزرگ در انتخابات همیشه برای حکومت مساله ساز بوده است، اما اینک در حالی که هیچ آمار مستندی در اختیار افکار عمومی نیست، دست اندرکاران انتخابات بازی با ارقام را شروع کرده و با ارائه ارقام دستکاری شده، نمایندگان مورد نظر را به بهارستان می فرستند....

در حالی که بر اساس مشاهدات میدانی حضور مردم در انتخابات تهران بسیار اندک بوده است، وزارت کشور خبر از شمارش بیش از دو میلیون رای در تهران داد.
مشارکت شهرهای بزرگ در انتخابات همیشه برای حکومت مساله ساز بوده است، اما اینک در حالی که هیچ آمار مستندی در اختیار افکار عمومی نیست، دست اندرکاران انتخابات بازی با ارقام را شروع کرده و با ارائه ارقام دستکاری شده، نمایندگان مورد نظر را به بهارستان می فرستند.
نتیجه نظرسنجی که از سوی یکی از مراکز پژوهشی وابسته به شهرداری انجام شد، میزان مشارکت تهرانی ها ده درصد تخمین زده شده بود.
در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی میزان مشارکت تهرانی ها ۳۰٫۲۲ درصد اعلام شده بود و در بالاترین میزان مشارکت تهرانی ها در دوره پنجم بود که ۵۵٫۷۴ درصد واجدین شرایط در انتخابات بود.
آخرین اخبار از نتایج شمارش آرا در حوزه انتخابی تهران حاکی از این است شمارش آرا در تعداد سه هزارو ۸۱۱ شعبه به پایان رسیده است و از مجموع دو میلیون و ۲۰۵ هزار و ۱۵۲ رای ماخوذه تعداد یک میلیون و ۹۹۹ هزار و ۴۷۴ رای صحیح است.
این در حالی است که در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی، در حوزه انتخابیه تهران،ری،اسلامشهر و شمیرانات،یک میلیون و ۹۰۹ هزار و ۵۶۲ رای در ۳۹۰۴صندوق اخذ شده بود.
غلامعلی حداد عادل در انتخابات دوره هشتم از میان بیش از یک میلیون رای، توانست ۸۴۴هزار و ۲۳۰ رای معادل ۴۹/۴۸ درصد را به خود اختصاص داده بود.
بر اساس آخرین اطلاعیه وزارت کشور، پنج کاندیدا حائز اکثریت یک چهارم آرا شده‌اند و تا کنون ۲۵ کرسی از کرسی‌های مجلس در حوزه انتخابیه تهران، ری و شمیرانات به مرحله دوم رسیده‌اند.
نتایج آرا شمارش شده تا ساعت هشت شب روز یکشنبه در حوزه انتخابیه تهران بدین شرح است:
۱- غلامعلی حداد عادل با کسب یک میلیون و ۹۶ هزار و ۷۴۴ رای
۲- سید علیرضا مرندی با کسب ۶۹۲ هزار و ۶۱۷ رای
۳- سید محمد حسن ابوترابی فرد با کسب ۶۷۷ هزار و ۷۲۰ رای
۴- مرتضی آقا تهرانی با کسب ۶۷۶ هزار و ۱۴۲ رای
۵- سید مسعود میر کاظمی با کسب ۵۷۴ هزار و ۴۹ رای

پخش تلویزیونی «جدایی نادر از سیمین» در نوروز ۹۱

پخش تلویزیونی «جدایی نادر از سیمین» در نوروز ۹۱

چکیده :تلویزیون اقدام به خرید فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» کرده و قرار است این فیلم سینمایی که به تازگی جایزه اسکار را از آن خود کرده، در ایام نوروز روی آنتن شبکه یک سیما...

فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در ایام نوروز از شبکه یک صدا و سیما پخش می‌شود.
تلویزیون اقدام به خرید فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» کرده و قرار است این فیلم سینمایی که به تازگی جایزه اسکار را از آن خود کرده، در ایام نوروز روی آنتن شبکه یک سیما برود.
طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، قرار است این فیلم سینمایی روز پنج‌شنبه ۱۰ فروردین‌ماه روی آنتن برود.
فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی ساخته شده و پیمان معادی، لیلا حاتمی، ساره بیات و شهاب حسینی از بازیگران اصلی آن به شمار می‌رود.
این فیلم به تازگی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را از آن خود کرده است و مسئولان دولتی هنوز پیام تبریکی برای فرهادی نفرستاده اند.

گزارشی از رای گیری روز جمعه انتخابات حماسی با آماری مخدوش

گزارش

یکشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۰
گزارشی از رای گیری روز جمعه

انتخابات حماسی با آماری مخدوش

یک روز پس از برگزاری انتخابات مجلس نهم، مقامات و رسانه‌های رسمی جمهوری‌اسلامی در تلاش هستند تا به هر شکل ممکن اثبات کنند که حضور مردم در این انتخابات "حماسی" و دور از انتظار بوده است. در همین حال، مخالفان و منتقدان حکومت نیز بر این باورند که آمار ارائه شده از سوی نهادهای دولتی، قابل اعتنا نیست.
رهبر جمهوری‌اسلامی، دو روز پیش از انتخابات، در یک سخنرانی اعلام کرده بود که "چیزی که من می‌بینم این است که ملت ایران روز جمعه می‌آید و سیلی سخت‌تری به چهره استکبار می‌زند".
وی همچنین روز انتخابات، و در زمان انداختن رای خود به صندوق، از مردم خواسته بود که با حضور در پای صندوق‌های رای، مشت محکمی بر دهان استکبار بزنند.
به فاصله چند ساعت از آغاز مرحله رای‌گیری، دست‌اندرکاران انتخابات، به تایید سخنان رهبر جمهوری‌اسلامی درباره حضور مردم در انتخابات پرداختند. عباس‌علی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، با گذشت 3 ساعت از آغاز رای‌گیری، خبر از افزایش 9 درصدی مشارکت مردم نسبت به انتخابات مجلس هشتم داده بود.
احمد جنتی دبیر شورای نگهبان نیز، یک روز پس از برگزاری انتخابات، گفت: "همانطور که مقام معظم رهبری پیش‌بینی می‌کردند، مشارکت مردم در انتخابات بسیار بالا و بهتر از دوره گذشته بود".
نرخ مشارکت نزدیک به 65 درصدی مردم در انتخابات، در حالی اعلام شده است که حدود دو ماه پیش، علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران، اعلام کرده بود که حدود 65 درصد مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد.
در همین حال، سایت رجانیوز، با اشاره به یکی از سخنرانی‌های رهبر جمهوری‌اسلامی در سال 88، که در آن گفته بود: "مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‌شاء اللّه خواهيد ديد در انتخابات آينده -كه حالا دو سه سال ديگر است- همين مردم با وجود همين بازيگرى‎اى كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بى خبران داخلى كردند، يك حضور مستحكمِ قوى‌اى در انتخابات خواهند داشت". رجانیوز سخنرانی رهبر جمهوری‌اسلامی در آن زمان را "پیش‌بینی الهی و معجزه‌گونه" نامیده بود.
دیگر مقامات رسمی جمهوری اسلامی نیز، همگی خبر از حضور پرشور مردم در پای صندوق‌های رای داده‌اند. تنها هاشمی‌رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، پس از انداختن رای خود به صندوق، ابراز امیدواری کرد که رای مردم درست و بدون دست‌کاری خوانده شود و گفت: "انشاء الله نتيجه انتخابات هماني باشد كه مردم مي‌خواهند و همان رايي باشد كه به صندوق مي اندازند. اگر نتیجه همانی باشد که مردم در صندوق می اندازند انشاء الله مجلس خوبي خواهيم داشت".
مقامات جمهوری‌اسلامی در حالی خبر از حضور پرشور مردم در پای صندوق‌های رای می‌دهند که اصلاح‌طلبان و هواداران جنبش سبز از شرکت در انتخابات خودداری کرده بودند.
آمارهای ضد و نقیض
با گذشت 24 ساعت از زمان برگزاری انتخابات، برخی آمارهای ضد و نقیض که تاکنون توسط مسوولان ارائه شده است، توسط مخالفان در شبکه‎‌های اجتماعی منتشر شده است.
یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی، با استناد به آمار ارائه شده زا سوی مقامات جمهوری اسلامی، نوشت: "با استناد آمار مرکز آمار و سایت های دولتی جمعیت بالای 15 سال تا 64 سال ایران بر اساس سرشماری سال 1385 : 49.158.000 نفر بوده است و جمعیت 65 سال به بالای ایران در سال 1385 3.657.000 نفر بوده است که جمع آن میشود : 52.815.000 میلیون نفر (کل جمعیت بالای 15 سال ایران در سال 1385) که به عبارت دیگر همین مقدار میشود جمعیت بالای 20 سال (با گذشت 5 سال از سال 1385 ) در سال 1390. یعنی بدون احتساب مرگ و میر جمعیت بالای 20 سال ایران باید 52.815.000 نفر در سال 1390 باشد. خوب به این آمار باید 18 سال تمام ها و 19 سال تمام ها را نیز اضافه کرد که با توجه به نرخ رشد جمعیت در سال های 1371 و 1372 به طور متوسط هر سال 1 میلیون 400 هزار نفر متولد شده اند که جمع آن میشود 2 میلیون 800 هزار نفر برای سال های 71 و 72 و به عبارت دیگر جمعیت 18 و 19 ساله ایران در سال 1390 2.800.00 نفر میباشد.
در نتیجه: 52.815.000 (جمعیت بالای 20 سال در سال 1390) + 2.800.000 (جمعیت 18 و 19 ساله در سال 1390) میشود رقمی برابر با 55.615.000 (جمعیت 18 سال تمام به بالای ایران در سال 1390 بدون احتساب مرگ و میر)
حالا از این مقدار باید آمار مرگ و میر و مهاجرت نیز کاسته شود. که با توجه به آمار مرگ و میر از آبان سال 1385 ( زمان سرشماری ) تا اسفند سال 1390 در هر سال به طور متوسط 370 هزار نفر فوت شده اند. یعنی: 5 سال و 4 ماه ضربدر 370.000 نفر میشود میزان مرگ مرگ و میر از آبان سال 1385 تا امروز که رقمی است برابر با 1.970.00 نفر و از سوی دیگر با توجه به نرخ مهاجرات در ایران چیزی در حدود 550 هزار نفر در این مدت مهاجرت نموده اند. که میزان مرگ و میر به اضافه مهاجرت میشود: 2.520.00 نفر که این مقدار باید از کل جمعیت بالای 18 سال در سال 1390 کم شود. به عبارت دیگر : 55.615.000 (جمعیت بالای 18 سال ایران در سال 1390) - 2.520.000 (میزان مرگ و میر و مهاجرت) برابر میشود با : 53.093.000 نفر جمعیت 18 سال تمام به بالای ایران در اسفند 1390 که واجد شرایط رای دادن در انتخابات هستند بدون احتساب ایرانیان خارج از کشور".
این کاربر نتیجه گرفته است که مسوولان دولتی، تعداد واجدان شرایط رای دادن درانتخابات مجلس نهم را کمتر از میزان دقیق آن اعلام کرده‌اند.
سایت بازتاب امروز نیز، در مطلبی با اشاره به کاهش دو میلیونی تعداد رای‌دهندگان در دو استان تهران و البرز، نوشته است: "بر این اساس، آمار رسمی استانداری البرز، تعداد واجدین شرایط در این استان با توجه به آخرین آمار سازمان‌های قانونی یک میلیون و 345 هزار نفر است. تمدن استاندار تهران هم عنوان می کند تعداد واجدین شرایط استان تهران حدود 5 میلیون نفر هست... تعداد واجدین این محدوده جغرافیایی در سال 90 بر اساس امار وزارت کشور معادل 6 میلیون و 345 هزار نفر است... حال آن که بر اساس آمار وزارت کشور در همین محدوده جغرافیایی در سال 88 تعداد واجدین شرایط معادل۸٬۷۹۶٬۴۶۶ نفر بوده است".
در همین حال خبرگزاری مهر، خبری را منتشر کرده بود که براساس آن از 373 هزار ایلامی واجد شرایط 380 هزار رای جمع اوری شد. این خبرگزاری ساعاتی بعد خبر خود را اصلاح کرد و نوشت که نرخ مشارکت در این منطقه تنها 76 درصد است، این در حالی است که خبرگزاری فارس نوشته نرخ مشارکت در ایلام را 87 درصد اعلام کرده.
رییس ستاد انتخابات کشور نیز اعلام کرد که امیدوار است نرخ مشارکت در تهران به حدود 40 درصد برسد و این نترخ تا ساعت 7 عصر حدود 34 درصد بوده، اما وزیر کشور مدعی شد که 51 درصد مردم تهران در انتخابات شرکت کرده‌اند.
در همین حال، در بسیاری از حوزه‌ها نرخ مشارکت مردم در انتخابات بیش از صد در صد اعلام شده است. برخی از این حوزه‌های انتخاباتی، جز مناطقی هستند که هرگز نرخ مشارکت این چنینی را تجربه نکرده بودند.
در همین حال یک روزنامه‌نگار از رشت، به "روز" گفت که "خرید و فروش رای، چندبار رای دادن و انواع تخلف‌ها" در انتخابات وجود داشته است. وی مدعی شد که خود چهار بار در انتخابات شرکت کرده و رای داده است.
از سوی دیگر در آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور، تنها آرای صحیح اعلام شده و خبری از مجموع آرا و آرای باطله منتشر نشد.
برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز اقدام به انتشار عکس و فیلم‌های مختلف از صندوق‌های اخذ رای کرده‌اند. آن‌گونه که در این عکس و فیلم‌ها نشان داده می‌شود، بسیاری از این حوزه‌های را‌ی‌گیر خلوت و خالی از حضور رای‌دهندگان است.
برخی از شاهدان عینی نیز اعلام کرده‌اند که حضور مردم در پای صندوق‌های رای، به میزانی که حاکمیت ادعا کرده، نبوده است.
در تحولی دیگر، ویلیام هیگ، وزیر امورخارجه بریتانیا، نیز گفت که انتخابات مجلس در ایران "ازاد و منصفانه" نبوده است.
وی با اشاره به این‌که "مدتهاست که انتخابات در ایران آزاد و منصفانه برگزار نمی شود"، اضافه کرده: "حکومت ایران به جای اینکه انتخابات را به فرصتی تبدیل کند که مردم بتوانند آزادانه نمایندگانشان را انتخاب کنند، از انتخابات به عنوان آزمونی برای سنجیدن وفاداری مردم به خود استفاده کرده است".
وزیر خارجه بریتانیا گفته است: "در چنین شرایطی، تعجبی ندارد که اکثر اصلاح طلبان ترجیح دهند که در این رقابت حضور نداشته باشند، که این امر خود انتخابات را به صحنه رقابت داخلی کاندیداهای جناح محافظه کار بدل کرد. به همین دلیل است که ما معتقدیم این انتخابات منعکس کننده خواست واقعی مردم ایران نبود".
در همین حال، سازمان گزارشگران بدون مرز نیز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که جمهوری اسلامی به بسیاری از خبرنگاران خارجی اجازه حضور در تهران و پوشش انتخابات را نداده است.
در همین حال اویوان واتسون، خبرنگار سی ان ان، روز گذشته در صفحه توییتر نوشت که خبرنگاران خارجی را بر اتوبوسی سوار کرده و آن‌ها را به حوزه‌های مشخصی می‌برند. وی گفت که به خبرنگاران اجازه آزادانه تردد در خیابان‌ها داده نمی‌شود و وی این فضا را تاکنون در جایی ندیده است.

توضیح و تبیین سید محمد خاتمی در اولین فرصت منتشر خواهد شد

سایت خبری تحلیلی "کلمه" سیزدهم اسفندماه با انتشار مطلبی تحت عنوان "شگفتی ناظران از حضور انتخاباتی سید محمد خاتمی! او پاسخ خواهد داد" با تأکید بر این نکته که اظهار نظرهای کاربران در مورد این موضوع بی کم و کاست در اختیار دفتر ایشان قرار خواهد گرفت، پاسخگویی سید محمد خاتمی را وعده داده است.
به دنبال درج این خبر، دفتر سید محمد خاتمی ضمن تشکر و استقبال از اظهار نظر و تحلیل های منتشر شده در رسانه ها و فضای مجازی اعلام داشت:
"در سایت کلمه مطلبی در باب شرکت جناب آقای سید محمد خاتمی در انتخابات نشر یافته است که اظهار نظرها، اعتراض ها و پرسش های کاربران عزیز را نیز به همراه داشته است. با سپاس از همه عزیزان، توضیح و تبیین ایشان در اولین فرصت منتشر خواهد شد.
دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی"

 

کامنتهای این خبر دراختیار آقای خاتمی قرار خواهد گرفت شگفتی ناظران از حضور انتخاباتی سیدمحمد خاتمی؛ او پاسخ خواهد داد

چکیده :بدنبال انتشار خبرشرکت خاتمی در انتخابات، طیف های مختلف سیاسی اظهار نظرات متفاوتی داشتند و گمانه زنی ها از این شرکت بسرعت در فضای مجازی و سیاسی شکل گرفت.سید محمد خاتمی چند ماه پیش با بیان شروطی برای شرکت در این انتخابات گفته بود: وقتی همه نشانه‌ها دلالت بر این دارد که نباید در انتخابات شرکت کنیم، شرکت در انتخابات معنایی ندارد. وی تضمین سلامت انتخابات، رفع حصر از رهبران جنبش سبز، آزادی زندانیان سیاسی، و ایجاد فضای باز برای احزاب و مطبوعات را بعنوان پیش شرط انتخابات مطرح کرده...

شرکت سیدمحمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان در انتخابات مجلس نهم واکنش های زیادی به دنبال داشت.
به گزارش رسیده به کلمه وی بعد از ظهر ۱۲ اسفند در حسینیه پنج تن منطقه آبسرد گیلاوند، حوزه ای در دماوند رای خود را به صندوق انداخت و این رای شگفتی ناظران را برانگیخت.
بدنبال انتشار این خبر، طیف های مختلف سیاسی اظهار نظرات متفاوتی داشتند و گمانه زنی ها از این شرکت بسرعت در فضای مجازی و سیاسی شکل گرفت.
سید محمد خاتمی چند ماه پیش با بیان شروطی برای شرکت در این انتخابات گفته بود: وقتی همه نشانه‌ها دلالت بر این دارد که نباید در انتخابات شرکت کنیم، شرکت در انتخابات معنایی ندارد.
وی تضمین سلامت انتخابات، رفع حصر از رهبران جنبش سبز، آزادی زندانیان سیاسی، و ایجاد فضای باز برای احزاب و مطبوعات را بعنوان پیش شرط انتخابات مطرح کرده بود.
با توجه به چنین شروطی که پیامدهای و کنشهای زیادی طی ماه های گذشته به همراه داشت، بی شک سیدمحمد خاتمی به واکنش های گسترده ای که این حضور در انتخابات می توانست در پی داشته باشد، آگاهی داشته و چنین فضایی را پیش بینی می کرده است.
گفته می شود وی در روزهای آینده دلایل خود برای این مشارکت را با مردم در میان خواهند گذاشت.

* از آنجا که  این خبر واکنش های زیادی به همراه داشته است، کلیه نظرات مردمی در ذیل این خبر بی کم و کاست در اختیار دفتر  آقای خاتمی قرار داده خواهد شد و نظرات منتشر نمی شود.
از کاربران عزیز درخواست می شود جدای از مخالفت و موافقت صرف، نظر و  تحلیل خود را  بیان کنند

» مسوولان باز هم نتوانستند دقیق آمار سازی کنند اسرار مشارکت ۶۴ درصدی؛ تناقض دو میلیون و پانصد هزار نفری در واجدین شرایط فقط در استان تهران و البرز

چکیده :بر اساس آمار رسمی استانداری البرز، تعداد واجدین شرایط در این استان با توجه به آخرین آمار سازمان‌های قانونی یک میلیون و 345 هزار نفر است. تمدن استاندار تهران هم عنوان می کند تعداد واجدین شرایط استان تهران حدود 5 میلیون نفر...

علیرغم تلاش بی وقفه و شبانه روزی مسوولان برای دقت  در ارایه آمار مشارکت و واجدین شرایط شرکت درانتخابات تناقضهای آمار اعلامی همچنان ادامه دارد.
به گزارش کلمه این تناقضها که ناشی از عدم شفافیت و  صداقت در ارایه اطلاعات به مردم است نشانگر مهندسی ناشیانه آمار برای با شکوه  نشان دادن انتخاباتی است که  هیچ یک از معیار های شرعی و قانونی موجود در قانون اساسی جمهوری اسلامی را ندارد.
در حالی که از نظر سنی و سایر شرایط قانونی میزان واجدین شرایط در انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری تفاوتی ندارد برگزار کنندگان انتخابات در تناقضی دیگر آمار واجدین شرایط در انتخابات را در استان تهران و البرز را حدود دو میلیون نفر کمتر از واجدین شرایط در انتخابات آخرین دوره ریاست جمهوری اعلام کرده است.
طبق گزارش بازتاب امروز “بر اساس آمار رسمی استانداری البرز، تعداد واجدین شرایط در این استان با توجه به آخرین آمار سازمان‌های قانونی یک میلیون و ۳۴۵ هزار نفر است. تمدن استاندار تهران هم عنوان می کند تعداد واجدین شرایط استان تهران حدود ۵ میلیون نفر هست.”
استان البرز و تهران، در این دوره از انتخابات از هم تفکیک شده اند، اما دو سال قبل یک استان واحد محسوب می شدند.
حال برای قیاس بین تعداد واجدان رای دادن در محدوده جغرافیایی تهران و البرز – بین سال ۸۸ و ۹۰ – اگر اقدام به تجمیع تعداد واجدین انتخابات در این دو استان کنیم، تعداد واجدین این محدوده جغرافیایی در سال ۹۰ بر اساس امار وزارت کشور معادل ۶ میلیون و ۳۴۵ هزار نفر است.
نکته جالب دقیقا در همین جای محاسبات است. رقم ۶ میلیون و ۳۴۵ هزار واجد شرایط در دو استان تهران و البرز برای انتخابات سال ۹۰٫ حال آن که بر اساس آمار وزارت کشور در همین محدوده جغرافیایی در سال ۸۸ تعداد واجدین شرایط معادل۸٬۷۹۶٬۴۶۶ نفر بوده است.
یعنی تعداد واجدین استان تهران و البرز در سال ۹۰ کمتر از واجدین همین محدوده جغرافیایی در سال ۸۸ هست!
در سال ۸۸ تعداد واجدین شرایط همین محدوده جغرافیایی (یعنی تهران و کرج) معادل ۸٬۷۹۶٬۴۶۶ نفر بوده است و حالا پس از دو سال در همین محدوده جغرافیایی ( که حال به دو استان مجزا تفکیک شده) به گفته مسئولان انتخاباتی قرار است ۶ میلیون و ۳۴۵ هزار نفر واجد رای باشند!
اگر  فرض را بر این بگذاریم که حتی یک «رای اولی» هم  در این دو سال  به آمار واجدین شرایط  شرکت در انتخابات اضافه نشده باشد مسئولان برگزاری انتخابات ۲ میلیون و ۴۵۰ هزار شهروندی که تا همین دو سال پیش در این محدوده واجد رای بوده اند را به یکباره پاک کرده اند.
حال باید مسوولین پاسخ دهند که آیا در دو سال گذشته ۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر دراین دو استان از واجد شرایط بودن حذف شده اند؟ ایا در این دو سال در تهران و البرز این تعداد شهروند به یکباره فوت کرده اند که سبب شده تعداد واجدین ۹۰ به این میزان کمتر از واجدین ۸۸ باشد؟ آیا این تقلب در آمار  در سال ۸۸ رخ داده است و یا  همین امسال برای نشان دادن شور و حال  انتخاباتی؟
حتما باید گفت که در این دو سال حتی یک شهروند هم وجود نداشته که از سن ۱۶ سال در سال ۸۸ به سن ۱۸ سال در سال ۹۰ رسیده باشد و به عنوان رای اولی، به آمار واجدین افزوده شود؟ چرا که اگر رای اولی ها هم به همان واجدین سال ۸۸ اضافه شوند رقم واجدین پاک شده از ۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر هم بالاتر می رود.
مخاطبان باید در جریان قرار بگیرند که آمارهای ارائه شده در مورد تهران و البرز، حتی با این شیوه، قابل قیاس با آمار دو سال پیش نیست. چه رسد به این که بخواهیم رشد جمعیت واجد رای دادن در این دو سال را هم به آمار واقعی اضافه کنیم. چرا که اگر بخواهیم حداقل رای اولی های این دو استان را نسبت به سال ۸۸ لحاظ کنیم حداقل ۴۰۰ هزار نفر باید به واجدین این دو استان در این دو سال افزوده شوند. چرا که تعداد رای اولی های کل کشور نسبت به انتخابات سال ۸۸ معادل ۳ میلیون و ۹۶۰ هزار نفر است که اگر حداقل ۱۵ درصد آن سهم تهران و البرز باشد، حداقل در این محدوده جغرافیایی ۵۵۰ هزار نفر رای اولی خواهیم داشت که باید به رای سال ۸۸ اضافه شود.

گزارش کلمه از حضور مردم تهران در انتخابات؛ احتیاجی به رای ما نیست، نتیجه مشخص است

چکیده :در اولین ساعات پس از برگزاری انتخابات خبرگزاری های نزدیک به حکومت با ارقام مشارکت65، 64 و 70 درصدی به استقبال زودرس نتیجه آرا رفته اند.اما مردم اعتنایی به اعداد وارقام ندارند. آنچه برای مردم ملموس است، مشاهدات خودشان است. حوزه هایی که خالی از جمعیت بود. خانواده هایی که برای اولین بار طی این سه دهه به پای صندوق رای نرفتند....

گروه اجتماعی کلمه_ زهره نقیبی:  نهمین انتخابات مجلس با بی اعتنایی مردم مواجه شد. این در حالی بود که رسانه های حکومت تصویر دیگری را در مقابل چشم مردم به تصویر می کشیدند.
خیابان های تهران امروز در نقاطی مثل همیشه مملو از جمعیتی بود که همچون ماه های اخیر در حال خرید نوروزی بودند فارغ از اینکه حوزه های زیادی برای حضورشان در انتخاباتی نمایشی تدارک دیده شده است.جمعیتی که وقتی بحث همین صندوق ها و انتخابات هم می شود ابایی ندارد که از حکومت انتقاد کنند و صندوق های آن را نمایشی بخواند.دروغ آنها را فریاد کند و از قهر با صندوق ها برای همیشه سخن بگوید.
اما خبرگزاری نزدیک به سپاه خبر از مشارکتی می دهد که از مرز سی میلیون گذشته و از کمبود تعرفه های انتخاباتی می گوید که هیچ رغبتی برای مشارکت در میان مردم نمی یابی.
در حالی که تمام شواهد حاکی از خلوت بودن حوزه های اخذ رای و عدم استقبال تهرانی ها از این انتخابات دارد، خبرگزاری پیشرو در دروغ سازی نوشته است که تهرانی ها بیش از ۵۰ درصد در این انتخابات شرکت کردند.
بی شک بازی با اعداد و ارقام یکی از شعبده بازی هایی است که در انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری ۸۸ برای مردم به نمایش گذاشته شد، نمایشی که میرحسین موسوی به صراحت اعلام کرد که تسلیم این صحنه آرایی ها و شعبده بازی ها نمی شود.
هر چند تمام تبلیغات حکومتی متمرکز بر تامین نظر رهبری مبنی بر مشارکت دشمن شکن دارد و پیش بینی ها نشان از اعلام مشارکت بالای شصت درصدی دارد، نتیجه نظرسنجی های حتی وابسته به بسیج نیز حاکی است که در خوش بینانه ترین حالت نرخ مشارکت  کمتر از ۴۰ درصد خواهد بود.
در اولین ساعات پس از برگزاری انتخابات خبرگزاری های نزدیک به حکومت با ارقام مشارکت۶۵، ۶۴ و ۷۰ درصدی به استقبال زودرس نتیجه آرا رفته اند.
اما مردم اعتنایی به اعداد وارقام ندارند. آنچه برای مردم ملموس است، مشاهدات خودشان است. حوزه هایی که خالی از جمعیت بود. خانواده هایی که برای اولین بار طی این سه دهه به پای صندوق رای نرفتند.
اسامی مشخص است

وقتی تنی چند از همین شهروندان را در مورد انتخابات امروز مورد سوال قرار می دهم پاسخ های جالب به گوش می رسد. برخی از شهروندان نه تنها از مشخص بودن نتایج از قبل سخن می گویند و آراء مردم را نمایشی می دانند ، بلکه در مورد ترکیب آینده مجلس هم سخن می گویند.
خانم میانسالی می گوید: اسامی که مشخص است.
شهروندی هم می گوید: به زور نمی توانند پای مردم را به صندوق ها بکشانند.مردم گرفتار خرید شب عید هستند با این گرانی و مشکلاتی که برای مان با تورم درست کردند.
جوانی در این زمینه اشاره دارد که یک بار مار گزیده شدیم بس است.
مسیر را ادامه می دهم، مساجد و حوزه های مختلفی که برای رای گیری تدارک دیده شده را پشت سر می گذارم متحد الشکل سربازی با اسلحه درمیانه در حوزه های مختلف ایستاده است. فارغ از رفت و آمدی و حضوری. فضای سردی که تا چشم کار می کند سکوت است و سکون. در برخی حوزه ها هم دست اندرکاران آن را پر جمعیت گذاشته اند. اما استقبال چشمگیری از مردم نیست.
با پیرمردی که در حال عبور است، هم صحبت می شوم، می گوید: ما شرمنده شما جوانان هستیم. اشتباه ما را تکرار نکنید.
می پرسم: واقعیت این است که می بینیم یا آنچه سیما می رود. سری تکان می دهد و می گوید: این طنزهای تلویزیونی دیگر برای مان قدیمی شده است.
خانمی را برای گفت و گو پیدا می کنم که در این مورد اشاره دارد: تصاویر تلویزیون عجیب نیست. منتظر بودیم ما که در حال خرید بودیم را در صف رای فتوشاپ کنند و ببینیم.
شهروند دیگری هم معتقد است: به هر حال آنها هم جمعیتی دارند که نمی توان انکار کرد. اگر چه آنها اغراق می کنند.
آن دیگری نظرش این است که برخی حوزه ها را برای تبلیغات و شوی تلویزیونی آماده می کنند و طبیعی است باید جمعیتی هم در آن جای دهند. می گوید: حال باید با این جمعیتی که نمی بینیم منتظر شنیده کم شدن تعرفه هم باشیم.
یکی از مساجد پر نام و آوازه که در ایام انتخابات رفت و آمد پرشکوه مردمی را در کارنامه دارد. جز رفت و آمدی کم رونق چیز دیگری مشاهده نمی شود.
شهروندی می گوید: مدت ها است دیگر اخبار را دنبال نمی کند.می گوید: حق همین است که خودمان می بینیم و قضاوت می کنیم.رسانه های دو طرف اغراق می کنند.امروز برای کاری از جنوب تهران تا شمال شهر رفتم.هیچ خبری نبود.او به قضایای دو سال گذشته اشاره می کند و می گوید بعد از آن شهدا و زندانیان مردم چه اطمینانی به این صندوق ها دارند.
با این حال علاوه بر اظهارنظرهای فوق جمعیتی هم هستند که هنوز صندوق های رای را قبول دارند و اطمینانی از اینکه رایی شمرده می شود در آنها زنده است.
مرد میانسالی که با خانواده از یکی از حوزه ها بیرون می آید می گوید رای داده و نظرش بر این است که نمایندگانی هم هستند که برای مردم کار می کنند.
خانمی هم با عصبانیت این اظهارنظر را می کند که به چه کسی رای می دهند؟ کی به فکر مردم است؟
جوانی هم که از ته مانده تبلیغات انتخاباتی عصبانی است، می گوید: انگار نه انگار که انتخاباتی برپاست.
هر چه پیش می روم ، بی رونق تر، مسیرها و حوزه های مختلف را که پشت سر می گذاری بی رونقی بهترین توصیف برای آنهاست،خیابان های خلوت و تقریبا کم تردد ، فضای سرد و حوزه های خالی شکل غالبی است که در بیشتر مناطق پایتخت به چشم می خورد غیر از مناطق خرید که طبیعی است هم چون قبل پر رونق از حضور مردم باشند.
اینها همه در حالی است که تنها ساعاتی پس از آغاز رای گیری، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان میزان مشارکت در انتخابات مجلس نهم را ۸ تا ۹ درصد بیشتر از میزان مشارکت در انتخابات مجلس هشتم دانست و همزمان، صولت مرتضوی، رئیس ستاد انتخابات کشور گفت: روز جمعه “رکورد جدیدی” از میزان مشارکت در انتخابات در ایران ثبت خواهد شد.
اعلام این میزان مشارکت زودهنگام ،در شرایطی که انتخابات نهم مجلس به عنوان نخستین انتخابات پس از کودتای خرداد ۸۸ و حوادث و وقایع پس از آن رقم خورد، خود جای تردید دارد.انتخاباتی که حکومت زیر بار تقلب آن نرفت و د رمسیر آن از سرکوب و حبس و حصر کم نگذاشت تا اولین انتخابات پس از آن حوادث برایش مهم ترین و حساس ترین انتخابات شد.
خبرگزاری فارس در خبری نوشت : تعداد آرای شرکت کنندگان در انتخابات مجلس نهم از مرز انتخابات مجلس هشتم فراتر رفت.
این خبرگزاری پیشتر در گزارشی مدعی شد که نرخ مشارکت در انتخابات ۱۲ اسفند بیش از ۶۲ درصد خواهد بود. این رقم مشارکت برای نخستین‌بار یک ماه پیش از سوی علی سعیدی٬ نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران اعلام شد.
اخباری که به نظر می رسد همگی در پی راضی کردن رهبری است که نزدیک انتخابات از دغدغه مشارکت سخن گفت و از مردم خواست و اظهارامیدواری کرد با حضور خود مشتی محکم بر دهان استکبار بزنند.
با وجود فضای سردی که امروز با عدم حضور مردم در انتخابات نمایشی نصیب حکومت شد، شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون از همان ابتدای صبح این انتخابات را با شکوه خواند و حضور مردم را به عنوان یک حماسه مورد تاکید قرار دادافرادی را مقابل دوربین به نمایش گذاشت که حرف های آنها از جنس اکثریت جامعه نبود.روایتی و تصاویری که همه حکایت از یک انتخابات پر شور دارد که آرزوی حکومت بود.
آرزویی که به مدد تصاویر و عناصر خود آن را برآورده کرد. آرزویی که سندی شد بر نمایشی بودن انتخابات و مشارکتی تصنعی از دست اندرکارانی که سابقه و اتهام تقلب و دست بردن در میزان آرا و نتایج را در کارنامه دارد.
به هر روی مردم خود بهترین شاهد برای قضاوت در مورد حوزه های انتخابیه و فضای سردی هستند که امروز بر انتخابات نمایشی گذشت. شاهدانی که خود گواه می دهند مشارکت سیاسی دیگری را با عدم حضور در انتخابات رقم زدند.

۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه

11اسفند زاد روز میر عزیز در بند


میرحسین بعد از انتخابات چه گفت


عکس / حضور چشمگیر اخوندی در انتخابات

عکس / حضور چشمگیر اخوندی در انتخابات


سایت خبری راه کارگر: در حالیکه نیمی از روز انتخابات گذشته، خبرگزاری فارس با انتشار اطلاعیه های ستاد انتخابات اعلام کرد که برای رای دادن احتیاجی به همراه داشتن شناسامه عکس دار و کارت ملی نیست، با شناسنامه بدون عکس هم می توان رای داد. در روزهای گذشته رژیم تمام توان امنیتی خود و ترفندهای سیاسی ممکن را بکار بسته تا بتواند تعداد بیشتری را به پای صندوق های رای بکشاند. اما عکسهای منتشر شده توسط رسانه های وابسته به دولت تنها نشان از عدم رغبت مردم در رای گیری دارد. خبرگزاری فارس نیز عکسهائی از رای دادن حاکمان به خودشان را منتشر کرده است.

















یادی از شیخی شجاع که در بند است

یادی از شیخی شجاع که در بند است




این روزها شاید کمتر کسی در فکر این باشد که ما دو رهبر نمادین برای جنبش سبز داشتیم که الان در بند هستند .این روزها همه چیز روزمره شده است.بیشتر یا خبر جنگ است یا خبر سفارت گیری یا اینکه یارانه مردم دیر شده است. اما میخواهم امروز از شیخ شجاع یادی کنم. با وجودی اینکه هر سال انتخابات را تحریم میکردم سال 88 در انتخابات شرکت کردم و به مهدی کروبی رای دادم.از رای دادنم پشیمان نیستم.شاید او میتوانست آن تغییر را به وجود آورد و ما را تا یک رفراندوم به پیش برد.

روزهای تظاهرات فراموش نشدنی هستند.زمانی که شیخ با وجود عارضه تنفسی با وجود گاز اشک اور و گاز فلفل در بین تظاهر کنندگان حاضر میشد و به همه مردم روحیه میداد.از جانباخته راه آزادی همرزم عزیز زهرا بهرامی (بانو کردیه) از هواداران پادشاهی در ایران که ناجوانمردانه به دست این جانیان در روز عاشورا دستگیر واعدام شد نقل میکنم که در گفتگویی که در یک تالار صوتی داشتیم میگفت : وقتی دیدیم که کروبی به بهشت زهرا آمد ما روحیه تازه ای گرفتیم.حال کروبی هر که میخواهد باشد. مهم این است که او امروز یک آزادی خواهی است.
میخواهم بگویم وقتی کسی پای در عرصه آزادی خواهی گذاشت ملت ایران اینقدر بزرگ هستند که او را حمایت کنند.کارهای گذشته را به فراموشی بسپرند و دل در گرو آینده آزاد ببندند.

پس شیخ عزیز به یادت هستیم هر کجا که باشی.در این روزگاری که در بین دو راهی بودی که جنتی باشی یا مهدی کروبی , مهدی کروبی را انتخاب کردی و عنوان شیخ شجاع را برای خود خریدی. بودند شیخ ها و ملاهایی که سر تسلیم در مقابل ولی فقیه خم کردند و تکلیف آنها برای ملت روشن است ولی به جرات میتوان گفت پس از آیت الله کاظمینی بروجردی عنوان دومین روحانی شجاع به مهدی کروبی میرسد.

گزارش تصویری (۱)/ شعب خلوت اخذ رای، جمعه (۱۲ اسفند)

گزارش تصویری (۱)/ شعب خلوت اخذ رای، جمعه (۱۲ اسفند)

 http://www.chamrannews.com/

گزارش‌های تصویری برخی خبرگزاری‌ها نشان می‌دهد نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی همانطور که پیش بینی شده بود، با تحریم حامیان جنبش سبز و اصلاح طلبان با بی‌اعتنایی مردم مواجه شده، و علی رغم تبلیغات فراوان شور و اشتیاقی در مردم  برای حضور در انتخابات دیده نمی شود.

خبرگزاری ایسنا روز جمعه (۱۲ اسفند) سه گزارش تصویری٬ (+)٬ (+) منتشر کرده که در این گزارش‌ها به وضوح خلوت بودن شعب اخذ رای مشاهده می‌شود.
خبرگزاری فارس نیز با گذشت بیش از چهار ساعت از زمان آغاز رای‌گیری٬ تنها دو گزارش تصویری از تهران و یک گزارش تصویری از قم منتشر کرده است.
یکی از این گزارش‌ها مربوط به حضور محمدرضا مهدوی‌کنی در شعبه اخذ رای مستقر دردانشگاه «امام صادق» است که تنها تعداد اندکی در آن حضور داشتند.
دیگر خبرگزاری‌ها و سایت‌های محافظه‌کار نیز تا زمان مخابره این خبر٬ گزارشی تصویری از شعب اخذ رای در تهران و دیگر شهر‌ها منتشر نکرده‌اند.
ستاد انتخابات کشور هم با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرده که «عکس‌دار بودن ‌شناسنامه برای رای دادن ضروری نیست» و شورای نگهبان هم اعلام کرده که بدون کارت ملی نیز می‌توان رای داد.

آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی: انشاء الله نتيجه انتخابات هماني باشد كه مردم مي‌خواهند

رئيس مجمع تشخيص مصلحت با بیان اینکه انشاء الله نتيجه انتخابات هماني باشد كه مردم مي‌خواهند و همان رايي باشد كه به صندوق مي اندازند،گفت: اگر نتیجه همانی باشد که مردم در صندوق می اندازند انشاء الله مجلس خوبي خواهيم داشت.

ایلنا: آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی دقایقی پیش با حضور در مسجد جماران رأی خود را به صندوق انداخت.

به گزارش ایلنا، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با حضور در مسجد جماران رأی خود در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را به صندوق انداخت.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني پس از انداختن راي خود در صندوق در جمع خبرنگاران گفت: امیدواریم با شركت مردم در انتخابات، مجلس به محلی تبدیل شود كه در شرايط خاص كشور بتواند تاثير گذار باشد و مشكلات كشور را حل کرده و آينده انقلاب را تضمين كند.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بیان اینکه انشاء الله نتيجه انتخابات هماني باشد كه مردم مي‌خواهند و همان رايي باشد كه به صندوق مي اندازند،گفت: اگر نتیجه همانی باشد که مردم در صندوق می اندازند انشاء الله مجلس خوبي خواهيم داشت.

وی گفت: مردم ، دلسوز نظام ،انقلاب، اسلام و ايران هستند و براي من هم همراهي و همدلي ملت و مسئولان مهم است. جريانات سياسي هم مي‌توانند با نقادي و ارائه مطالب درست به بهتر شدن وضع كشور كمك كنند.

هاشمي رفسنجاني در پایان ضمن تشکر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات و خبرنگاران گفت: خداوند به همه ما توفيق دهد كه راه انقلاب را در نظر داشته و آن را حفظ كنيم و اجازه ندهیم زحمات فراوان نيروهاي مجاهد انقلاب و فداكاري‌هاي خانواده‌هاي شهدا، جانبازان، ْآزادگان از دست برود.

پایان پیام

1390/12/12 - 09:41
کد خبر : 247020  

انتشار فیلمی در یوتیوب از حضور اصغر فرهادی در راهپیمایی ۲۵ خرداد ۸۸


سیلی سخت!

همایش پرشکوه ٣٠ نفره جبهه متحد اصولگرایان، سیلی سختی است