جستجوی این وبلاگ

میرحسین موسوی/ مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۷, سه‌شنبه

گزارش تکان دهنده وزیر دولت خاتمی از وضعیت اقتصاد کشور

چکیده :کل درآمد ایران از نفت، از آغاز اکتشاف نخستین چاه نفت تا سال ۸۹ ، یک هزار میلیارد دلار بوده است که میزان ۴۵۰ میلیارد دلار آن مربوط به ۶ سال اخیر است/ هر اقتصاددانی که نقد کرد، یا گفتند که طرفدار اقتصاد غرب یا وابسته به دولت های قبلی یا رانتخوار است/ در کدام دولت، مقام های بالای آن متهم به فساد مالی بوده اند؟ حتی قبل از انقلاب هم نبوده است/ یکبار آقای احمدی نژاد آمار بالایی را بیان کرد که آن را ناشی از ورود نیروهای ارزشی دانست، لذا در نامه ای درخواست کردیم تا ادعای خود را ثابت کنند، بعد هم شروع به فحاشی کردند ...

وزیر صنایع و معادن دولت سید محمد خاتمی می گوید: کل درآمد ایران از نفت، از آغاز اکتشاف نخستین چاه نفت تا سال ۱۳۸۹ یک هزار میلیارد دلار بوده است که میزان ۴۵۰ میلیارد دلار آن مربوط به ۶ سال اخیر، میزان ۴۰۰ میلیارد دلار آن مربوط به پس از انقلاب تا سال ۱۳۸۴و میزان ۱۵۰ میلیارد دلار هم متعلق به قبل از آن است .طبق قانون برنامه پنجساله چهارم، اگر به آن برنامه عمل می شد، باید بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در این حساب وجود داشت.
در چهل و چهارمین نشست تخصصی ماهانه این بنیاد که به تازگی با حضور محمد خاتمی، رییس و دیگر اعضای بنیاد باران در تهران برگزار شد، اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و معادن دولت اصلاحات به بررسی وضعیت شاخص های مهم اقتصادی کشور، رویکردها و سیاست های موجود و راه حل ها، پرداخت که سایت بنیاد باران متن این سخنرانی را منتشر کرد.
وی در ابتدا فعالیت های اقتصادی را در کنار مقوله های فرهنگ، سیاست و امور اجتماعی، چهار رکن اصلی دوام و قوام جامعه امروز دانست و گفت : نمی توانیم در صورت حساسیت نسبت به دیروز و فردایمان، نسبت به امور اقتصادی غافل باشیم. این فعالیتها بر سه بخش دیگر، هم تاثیر گذار و هم تاثیر پذیر هستند و مثلا رویکردهای سیاست داخلی و خارجی عامل تعیین کننده هستند.
به گزارش کلمه، جهانگیری معتقد است که در فعالیت های اقتصادی سه بازیگر تعیین کننده وجود دارد؛ دولت، بنگاه ها و خانوار. به نسبت اینکه رویکردها، دولت محور، بنگاه محور یا مصرف محور باشد، نقش این بازیگران در اقتصاد کشور افزایش یا کاهش می باید. در اقتصاد کنونی ایران دولت نقش عمده را دارد و آن چه مسلم است اینکه اقتصاد عامل تعیین کننده در اقتصاد ایران است.
وی می گوید: اینکه اقتصاد در رکود یا رونق است و…، مربوط به سیاست های دولت است که باید کالبد شکافی شود. بررسی سیاست های کلان دولت زمان بر و نیازمند آمار مفصل و بحث های تخصصی است.
کلی گویی و شعار دادن در امر اقتصاد در میان مسئولین مرسوم است
یعنی چه ۱۰۰ برابر دولتهای قبلی کار انجام شده؟
به گفته این وزیر دولت سابق امروز،  در امر اقتصاد، کلی گویی و شعار دادن که در میان مسوولین مرسوم است، مقبول نیست. اینکه بگوییم ۱۰۰ برابر دولت های قبلی کار انجام شده است، قابل قبول نیست، بلکه باید با کمیات در مورد اقتصاد توضیح داده شود. نکته دیگر در اقتصاد تراز و یا عامل سنجش است؛ اینکه گفته شود رشد ۵ درصدی خوب بوده است، صحیح نیست. بلکه باید چند شاخص سنجش وجود داشته باشد. در اقتصادی مانند ایران «برنامه» از جمله این شاخص هاست. عامل سنجش دیگر «مقایسه با سال های قبل» است، البته ممکن است این مقایسه صحیحی نباشد و شرایط داخلی و بین المللی و داده های برنامه قبل با آن سال ها تفاوت داشته باشد. عامل دیگر هم «مقایسه با کشورهای هم تراز و همسایه» است.
در دولت نهم و دهم آمارها دچار تردید شد
وی به مخدوش شدن آمار در این دوران اشاره می کند و می گوید: متاسفانه در دولت نهم و دهم، بعد از دوره ای ۲،۳ ساله آمار هم دچار تردید شد و هم از عرصه اطلاع رسانی حذف شد. در حالی که آمار رشد اقتصادی و بیکاری هر سال سه ماه یکبار از سوی بانک مرکزی منتشر می شد. هیچ گاه دولت ها فکر نمی کردند اگر آمار مغایر با سیاست ها بود، متتشر نکنند، زیرا این آمارها مبنای پژوهش ها و نقد سیاست ها می شود.
سال ۹۰ رشد اقتصادی صفر درصد خواهد بود
وی سپس به بررسی شش شاخص اصلی در اقتصاد ایران می پردازد و می گوید: «رشد اقتصادی» از اصلی ترین چهره های اقتصاد است و رفاه ملت را در بردارد و آینده یک ملت خود را در رشد اقتصادی نشان می دهد. در برنامه ۵ ساله سوم، متوسط رشد ۵/۵ درصد است، در برنامه چهارم هدف گذاری رشد ۸ درصد بود که در سه سال اول این رقم تا حدی قابل قبول است، اما از سال ۸۷ کاهش می یابد تا اینکه در ۸۸ بر اساس اعلام صندوق بین المللی پول به هشت دهم درصد می رسد. پیش بینی سال ۹۰ هم صفر درصد است که این موضع موجب نگرانی شده است.
وی می افزاید: قرار بود در برنامه چهارم با صرف ۱۰۰ میلیارد دلار، میزان ۸ درصد رشد اقتصادی داشته باشیم. اما در عمل (در ۶ سال) ۴۰۰ میلیارد دلار هزینه شد، اما میزان رشد ۳٫۹ درصد است.
وی شاخص دیگر را «واردات» می داند و می گوید: در برنامه سوم، قرار شد تا مهر عدم ساخت برداشته شود و واردات تعرفه ای صورت گیرد که یکی از گلوگاه های مهم فساد برداشته شود که شاید در یکی از ملاقات های اول با رهبری، ایشان گفتند که یکی از گلوگاه های مهم فساد مهر عدم ساخت است. با انجام این کار هم به سرمایه گذارها علامت روشن دادیم و هم اینکه لازم نبود، واردکننده ها به وزارت صنایع و معادن مراجعه کنند و مجوز بگیرند. در همان موقع طی بررسی ها مشخص شد که ۲۰۰ هزار رفت و آمد بخش خصوصی و وزارتخانه کم شده بود. اما ضوابط فنی هم قرار دادیم تا کالاهایی در سطح کیفیت اروپا حق ورود دارند. اما در عین حال وقتی میزان واردات به حدود ۲۷ میلیارد دلار رسید، در هیات دولت بحث شد که ایران نبدیل به پایگاه کالاهای خارجی نشود.
با  پول نفت «چینی سازی» اقتصاد در حال انجام است
وی معتقد است اکنون دولت می گوید، واردات را بخش خصوصی انجام می دهد، اما در پاسخ باید گفت که این عمل از طریق پول نفتی که در اختیار این بخش قرار گرفته، انجام می شود. لذا منابع نفتی به جای تبدیل شدن به زیربنای اقتصاد و پایه توسعه، تبدیل به واردات شد، به جای ایجاد اشتغال در داخل کشور در خارج اشتغال ایجاد شد و در نهایت «چینی سازی» اقتصاد انجام شد. در حالی که ما در دولت قبل بسیاری از تجار را به تولیدکننده تبدیل کردیم، اما امروز متاسفانه بسیاری از صنعتگران تولیدات خارجی را می آورند و چند قطعه به آن اضافه می کنند که خودشان می گویند، جز از این راه نمی توانیم زندگی کنیم.
واردات از ۲۴ میلیارد دلار به ۵۳ میلیارد دلار رسیده، کسی هم حساسیت نشان نمی هد
تعرفه وارادت شکر در زمان اصلاحات ۱۰۰درصد بود الان صفر درصد!!
وی به برنامه پنجم اشاره می کند و می گوید : متوسط واردات در برنامه پنجم هم ۲۴ میلیارد دلار بود که در برنامه چهارم پیش بینی رشد ۴/۶ درصدی بود، اما متاسفانه رقم متوسط واردات اکنون به ۵۳ میلیارد دلار رسیده است که بدترین اتفاق در کشور است و تعجب می کنم که حساسیتی به آن وجود ندارد. مثلا تعرفه شکر در زمان دولت اصلاحات، ۱۰۰ درصد بود که اکنون به صفر درصد رسیده است و چغندرکاری و… در کشور وضع مطلوبی ندارد.
اعلام رقم یک میلیون و ۶۰۰ هزار ایجاد اشتغال، جز تمسخر کردن مبانی علم اقتصاد، چیز دیگری نیست
وی درباره شاخص بعدی که  «بیکاری» است می گوید:  موضوع لشکر بیکاران و ایجاد سرمایه گذاری در کشور برای ایجاد اشتغال همواره مطرح بوده است. نرخ بیکاری با رشد تولید ناخالص داخلی و رشد سرمایه گذاری خارجی، نسبت معکوس دارد و فرمول سنجش آن مشخص است. با اجرای طرح های زودبازده و ضربتی که پمپاژ پول به جامعه و هدر دادن منابع را در پی دارد، هیچگاه مساله اشتغال قابل حل شدن نیست. در قانون برنامه چهارم نرخ بیکاری باید تک رقمی می شد. طبق اعلام مرکز آمار(که بعدا جلوی اعلام آمار آن گرفته شد) در سال ۸۸ این رقم ۹/۱۱ درصد و در بهار ۸۹، ۶/۱۴ بوده است. در حالی که این رقم در سال پایانی برنامه سوم، ۳/۱۰ درصد بوده است. بهترین سال دولت آقای خاتمی از نظر رشد اقتصادی سال ۸۲ بود (با ۷ درصد) که حدود ۱۱ درصد هم رشد سرمایه گذاری بود؛ با این آمار، ۶۰۰ هزار شغل ایجاد کردیم. بهترین سال رشد اقتصادی در دولت نهم، سال ۸۶ با ۶/۸ درصد و حدود ۷ درصد هم رشد سرمایه گذاری بوده است که بر اساس آمار رسمی ۶۰۰ هزار شغل ایجاد کردند. اما یکباره در سال ۸۹ اعام می کنند یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل ایجاد شده است. در حالی که بر اساس اعلام خودشان رشد اقتصادی یک درصد است و طبق آمار صندوق بین المللی پول، صفر است. رشد سرمایه گذاری هم اصلا اعلام نمی شود؛ و اعلام رقم یک میلیون و ۶۰۰ هزار، جز تمسخر کردن مبانی علم اقتصاد، چیز دیگری نیست.
از تورم ۱۱ درصد تا تورم بالای ۲۵ درصد
وی ادامه می دهد: شاخص دیگر، «نرخ تورم» است که می تواند چهره اقتصاد را تا حدی نشان دهد. متاسفانه این رقم در کشور ما همواره دو رقمی بوده است، اما ما در اصلاح ساختاری که در برنامه پنجم پیش بینی کردیم، تصور کردیم در برنامه چهارم می توان آن را تک رقمی کرد، لذا در این راستا هدف گذاری کردیم. در سال ۸۰ هم این رقم به ۱۱٫۴درصد رسیده بود، در حالی که تا سال ۷۴ این رقم، ۴۹ درصد بود. سال ۸۱ اتفاق مهمی در اقتصاد کشور افتاد که تک نرخی کردن ارز بود که خیلی ها پیش بینی تورم ۳۰ درصدی بود، اما با تدابیری که اندیشیده شد و ایجاد صندوق ذخیره ارزی، نرخ تورم به ۱۵٫۳درصد رسید. اما متاسقانه با پمپاژ کردن پول نفت به اقتصاد که  انگار دیگران نمی توانستند از آن استفاده کنند!، در سال ۸۷ نرخ تورم به بالای ۲۵درصد رسید که بعد ها تا حدی آن را کنترل کردند.
وی بحث دیگر  را «طرح های بزرگ» می خواند و در عین حال می گوید: این طرح ها عامل حیات و موتور محرک اقتصاد ایران است. البته این به معنای نادیده گرفتن طرح های کوچک نیست، زیرا در صنعت اکثر طرح ها کوچک و متوسط است. مهمترین طرح بزرگ در اقتصاد ایران نفت و گاز است که می تواند عامل رشد یا خلاف باشد، اما با وجود استفاده بد از آن، اگر وجود نداشته باشد، اقتصاد دچار آسیب می شود. حدود ۲/۴ میلیون بشکه تولید نفت کشور در سال ۸۳ بود و قرار بود یا ظرفیت سازی از طریق منابع مشترک و ایفای نقش در اوپک، این رقم به ۵ میلیون بشکه در روز طی برنامه برسد. متاسفانه سال گذشته زیر ۴ میلیون بشکه تولید شد که از این نظر وضعیت پارس جنوبی بدتر است.
وی به پارس جنوبی دقت بیشتری نشان می دهد و می گوید: این منطقه یکی از بزرگترین نعمت هایی است که خداوند به ما عطاکرده است و میدان مشترکی با قطر است که آن ها ۱۰ سال قبل از ما شروع کردند اما با سرعتی که در زمان آقای خاتمی پیدا کردیم، از نظر برداشت روزانه به آنها رسیدیم و اگر برنامه ها ادامه می یافت، ازقطر جلوتر می رفتیم، زیرا گاز سیال است و هر کشوری هرچه بیشتر برداشت کند، گاز به سمت آن کشور می رود.
وی می افزاید : مقام رهبری به پارس جنوبی رفتند و فکر می کنم گزارش های مربوط به این منطقه به گونه ای است که هرکس دلسوز باشد، حساسیتی نشان می دهد. در این میدان گازی، مناقصه فاز های ۱۵ و ۱۶ هم در زمان دولت اصلاحات انجام شد، اما اکنون به طور خوشبینانه بالای ۶۰ درصد و بدبینانه زیر ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است، اما با این وضعیت می گویند که یکباره تا فاز ۲۹ را می خواهند به مناقصه بگذارند تا ۳۵ ماهه کار تمام شود. این اتفاق در فولاد و فلزات وضع بدتری دارد و یکبار آقای احمدی نژاد  در سخنرانی ۲۲ بهمن آمار بالایی را بیان کرد که آن را ناشی از ورود نیروهای ارزشی!! دانست. لذا در نامه ای درخواست کردیم تا ادعای خود را ثابت کنند، بعد هم شروع به فحاشی کردند تا اینکه در نهایت گفتند منظور ما ظرفیت تولید است. در حالی که تولید باید مطابق با ظرفیت پیش بینی شده باشد و طبق برنامه چهارم ظرفیت این طرح ها خیلی باید بالاتر می رفت.
۵هزار میلیارد تومان معوقات بانکی به ۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده است
شاهد موج چک های برگشتی هستیم
وی به «معوقات بانکی» هم اشاره می کند و می گوید: میزان پنج هزار میلیارد تومان معوقات بانکی در سال ۸۳ بود که اکنون به ۵۰ هزار میلیارد رسیده است. هرچند که در این سال ها تلاش کردند تا این پولها را تبدیل به وام کردند تا حالت معوقه به خود نگیرد، لذا شاهد موج شدید چک های برگشتی هستیم. همچنین شاهدیم که فقط افرادی که پول ها را پرداخت نکرده اند محکوم می شوند، در حالی که این اتفاق ناشی از سیاستگذاری های غلط است.
وی می افزاید :این شاخص ها در دوره ای بوده که طلایی ترین دوره اقتصاد ایران است. «درآمد افسانه ای نفت» از جمله دلایل مهم بودن این دوره است. کل درآمد ایران از نفت، از آغاز اکتشاف نخستین چاه نفت تا سال ۸۹ ، یک هزار میلیارد دلار بوده است که میزان ۴۵۰ میلیارد دلار آن مربوط به ۶ سال اخیر، میزان ۴۰۰ میلیارد دلار آن مربوط به پس از انقلاب تا سال ۱۳۸۴و میزان ۱۵۰ میلیارد دلار هم متعلق به قبل از آن است. یکی از بزرگترین کارها در برنامه سوم که البته با تاخیر انجام شد، حساب ذخیره ارزی بود که در پایان دوره اصلاحات ۱۲ میلیارد دلار ذخیره در آن موجود بود. در یکسال پایانی دولت اصلاحات، برخی دوستان به آقای خاتمی فشار می آوردند که این پول را استقاده کند و کالا به بازار وارد کند، اما ایشان گقتند که مگر این پول شخصی بنده است و با اعتبارات مملکت می توان این گونه برخورد کرد؟ رییس جمهور بعدی طرح های بزرگ را با آن اجرا می کند».
به جای ۲۰۰ میلیارد دلار تنها ۱۵ میلیارد دلار در صندوق توسعه ملی است
به گفته جهانگیری ، طبق قانون برنامه پنجساله چهارم، اگر به آن برنامه عمل می شد، باید بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در این حساب وجود داشت. کویت همین میزان در حساب دارد و در عربستان هم چند برابر؛ آنها از این اعتبار برای ذخبره پول و استفاده از رکود جهانی با خرید سهام شرک تهای اروپا، استفاده کردند. اما ما فقط کالا خریدیم و نتیجه اینکه ۱۹۸ میلیون دلار در حساب ذخیره ارزی و ۱۵ میلیارد دلار در صندوق توسعه ملی وجود دارد.
وی دومین فرصت طلایی که این دولت از آن برخوردار بوده است را «حمایت تمام ارکان نظام» می نامد و می گوید: یعنی تمام دستگاه ها در خدمت منویات آن بودند. فرصت سوم این بود که سه برنامه توسعه بعد از جنگ اجرا شده بود و زیر ساخت ها شکل گرفته بود. فرصت چهارم هم اینکه در موارد اختلافی اقتصادی به تفاهم ملی رسیده بودیم، زیرا دولت آقای خاتمی آن را تدوین و مجلس با ریاست آقای ناطق نوری آن را تصویب کرد، در حالی که تا قبل از آن در مورد مناطق آزاد، مالیات بالای ۶۰درصد و… اختلاف نظر داشتیم. نیروی انسانی ۲۶ سال تربیت شده بود و یا تحصیل کرده بودند یا اینکه در طول پس از انقلاب تجربه کسب کرده بودند.
وی ادامه می دهد: اصل ۴۴ قانون اساسی هم به عنوان دغدغه ما در برنامه سوم که می توانست تحولات زیادی را ایجاد کند، پس از کار روی سیاست های آن، در این دولت به نتیجه رسید و ابلاغ شد. سند چشم انداز بیست ساله هم فرصت طلایی دیگری بود.
به گفته وزیر دولت اصلاحات، با توجه به این فرصت ها و آن شاخص ها، مهمترین سوال این است که چرا اقتصاد کشور چنین شد؟ در سال ۸۴ آقای احمدی نژاد طی یک انتخابات، انتخاب شد؛ اما وی این روند را یک انقلاب دانست که این یک دید غلط و آغاز مشکلات بود. مشکل دیگر، تمرکز تمام قدرت در ریاست جمهوری بود، لذا شوراهای مختلف منحل شدند، وزرایی که نظر متفاوت داشتند، برکنار شدند، به علم اقتصاد اعتقادی وجود ندارد و به توان شخصی افراد اعتماد می شود و از قانون عبور می شود.
می گفتند می خواهیم بودجه در جیب جا بگیرد! در حالی که بودجه باید شفاف و قابل بررسی باشد
وی ادامه می دهد: این رویکردها منجر به سیاست هایی شد که آن شاخص ها را در پی داشت. یکی از آن رویکردها کنار گذاشتن برنامه توسعه و سند چشم انداز بود؛ به صراحت گفتند که این برنامه ها غربی است و نیازی به آن نیست، در حالی که مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص آن را تصویب کرده بودند. رویکرد دیگر انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و ۲۸ شورای تخصصی بود. سازمان مدیریت جلوی تمام سیاسی کاری ها را می گرفت و نتیجه انحلال آن تورمی شدن بودجه و وابستگی شدیدتر به نفت است، تا جایی که می گویند اگر نفت زیر ۸۰ دلار شود در هزینه های جاری دچار مشکل می شویم. دایم می گفتند می خواهیم بودجه در جیب جا بگیرد! در حالی که بودجه باید شفاف و قابل بررسی باشد. در نتیجه بودجه سال ۱۳۹۰ برای اولین بار پس از آغاز سال تصویب می شود یا سال ۸۹ بدون برنامه توسعه می گذرد.
هر اقتصاددانی که  انتقاد کرد گفتند یا طرفدار غرب است یا رانتخوار
به اعتقاد جهانگیری رویکرد دیگر بی اعتمادی به اقتصاددانان است. هر اقتصاددانی که نقد کرد، یا گفتند که طرفدار اقتصاد غرب یا وابسته به دولت های قبلی یا رانتخوار است. تغییرات پی در پی مدیران هم رویکرد دیگری است؛ سه مدیرکل بانک مرکزی، چند وزیر اقتصاد و… از جمله این موارد است.
۱۷ هزار میلیارد تومان، بدهی دولت به شرکت های پیمانکاری است
وی این سوال را مطرح می کند که اما چه باید کرد؟ و می گوید: فکر می کنم این شاخص ها، نشان می دهد وضعیت نگران کننده است. من از دغدغه های مقام معظم رهبری در اعلام سال جهاد اقتصادی خبر ندارم، اما در هر صورت این شاخص ها نیازمند جهاد است تا جمهوری اسلامی نسبت به کشورهای منطقه عقب نیفتد. راهکار هم «استفاده از تمام سرمایه های کشور» است. دارایی کشور فقط نفت نیست، نیروهای انسانی و سرمایه های اجتماعی هم هست و هیچ کس حق ندارد با دارایی انسانی یک نظام برخورد کند؛ ممکن است کسانی که در پست ها حضور نداشته باشند، اما در محافل علمی باید برای آنها فضا ایجاد کنیم، هچنین باید فضای کسب و کار را با محوریت بخش خصوصی ایجاد کنیم. بدترین فضای کسب و کار اکنون بر کشور حاکم است؛ باید به بخش خصوصی واقعی اعتماد کرد. خیلی از شرکت های پیمانکاری سرمایه های کشور هستند، زیرا با شرکت های خارجی رقابت می کردند، اما اکنون ۱۷ هزار میلیارد تومان، بدهی دولت به این شرکت هاست. مبارزه با فساد هم باید انجام شود، زیرا وقتی عده ای ببینند که از این طریق می توانند پول به دست آورند، دیگر تلاشی انجام نمی شود. در کدام دولت، مقام های بالای آن متهم به فساد مالی بوده اند؟ حتی قبل از انقلاب هم نبوده است، لذا دستگاه قضایی باید تکلیف موضوع را روشن کند. دلیلی ندارد کارمندان پایین دست احساس کنند، مقام های بالاتر، دست به این کارها می زنند.
به اعتقاد جهانگیری اقتصاد هم باید به عنوان یک علم پذیرفته شود و با اتکا به نیروی انسانی، به آن عمل شود. در بررسی کشورهای آسیای شرقی می بینیم که حتی با انجام کودتا در یک کشور هم سیاست های کلی تغییر نمی یابد. تعامل با اقتصاد جهانی هم باید صورت گیرد؛ زیرا اقتصادی که ۲۰۰ میلیارد دلار تجارت دارد، اقتصاد بزرگی است که باید بتواند با دنیا تعامل کند. همچنین باید امکان نقد خشن صاحبنظران به سیاست ها، فراهم شود تا بتوان اشتباه ها را اصلاح کرد.
جهانگیری در پایان تاکید کرد: “من معتقدم، کسانی که دلسوز این انقلاب هستند باید حساسیت نشان دهند و اشتباه ها را جبران کنند.”

خاتمی: قانون اساسی را چارچوب عملی می دانم / این فضای مسموم باید درمان شود

سید محمد خاتمی با انتقاد از شرایط موجود تصریح کرد: اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم، اما تندروهایی بوده و هستند که فقط به انحصار می اندیشند و نه تنها اصلاح طلبان را بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند.
وی با اشاره به تحولات منطقه اظهار داشت: محور تمام تحولات و مسائلی که در خاورمیانه شکل گرفته است نیز همین است که آنان می خواهند بر سرنوشت خویش حاکمیت داشته باشند. آنها می گویند: ما حکومت استبدادی مادام العمر نمی خواهیم. ما دیکتاتوری نمی خواهیم، ما انتخابات آزاد و آزادی احزاب و تشکل ها و جوامع را می خواهیم. ما می خواهیم ظلم و استبداد و وابستگی نباشد.
اگر جمهوری اسلامی همانگونه بود که مردم می خواستند و اگر معیارها و ارزشهایی که از جمله در قانون اساسی ما منعکس است با دقت بیشتری مورد توجه و عمل قرار گرفته بود و اگر شبهه تعارض میان آزادی های اساسی و دینداری رفع می شد آیا امروز تمام مردم منطقه نمی گفت، حکومت اسلامی می خواهیم؟ و می دانیم که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در عرصه تحولات و انقلاب های منطقه حضور دارند مسلمانند. خاتمی با ابراز نگرانی از شرایط موجود ادامه داد: واقعا من نگرانم با تقابلی که در درون کشور ایجاد شده که باعث ایجاد توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف دیگر شده است و دائماً هم از دو طرف به آن دامن زده می شود. از اصطکاک میان شیدایی بی حساب و نفرت فزاینده باید ترسید و به خدا پناه برد.
برخی از رفتارها دارد نظام را تضعیف می کند و چهره انقلاب و اسلام را زشت جلوه می دهد.
ما می گوییم این جو مسموم درمان شود. هر منتقدی برانداز و عامل دشمن به حساب نیاید و اگر فضا تلطیف و تعدیل شود بسیاری از مسائل حل خواهد شد.
به گزارش وبسایت سید محمد خاتمی، جمعی از رزمندگان دوران دفاع مقدس و ایثارگران با سیّد محمّد خاتمی دیدار و گفت و گو کردند. در این دیدار که در آستانه ایام فاطمیه برگزار شد رئیس جمهوری سابق ایران ضمن بزرگداشت مقام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها با اشاره به اینکه در ماه جمادی دوم به مناسبت ایام فاطمیه و نیز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نام و یاد آن بانوی بزرگوار بیشتر فضای جامعه را معطر می کند برکت وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را برای اسلام و بشریت بی نظیر دانست.
متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این دیدار در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
در این ماه (جمادی دوم) به مناسبت ایام فاطمیه و نیز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نام و یاد آن بانوی بزرگوار بیشتر فضای جامعه را معطر می کند. برکتی که وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برای اسلام و بشریت داشته است واقعا بی نظیر است. چه در دوران سختی مکه که اسلام و مسلمانان با بحران و ناملایمات زیادی مواجه بودند و چه پس از هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
در واقع حضرت زهرا سلام الله علیها یک پناه و یک تکیه گاه اطمینان بخشی برای حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و ایشان بارها فرمودند: “زهرا مادر پدر است” حضرت زهرا سلام الله علیها نقشی داشت که پیامبر با او احساس آرامش می کرد و نیز حضرت زهرا در کنار امام علی علیه السلام کانونی را به وجود آورد که از آن خیر کثیر که همان «کوثر» است نصیب امت اسلامی شد و امامت از چشمه جوشان کوثر جوشید و بوجود آمد.
ملت ایران نیز همواره ارادت خاصی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشته و دارند و این امر مختص به شیعه هم نیست و حتی سایر مذاهب و ادیان هم دلبستگی خاصی به حضرت زهرا سلام الله علیها دارند. علاوه بر مسلمانان در ایران زرتشتیان و مسیحیان و یهودیان ایرانی هم به بانو زهرا ابراز علاقه ویژه می کنند.
اهمیت ایران
در انقلاب اسلامی نیز شیوه و منش فاطمی نقش مهمی داشت و این ایام که روزهای این بانو است یاد و نام او بیشتر طرح می شود و ما نیز به ریسمان ولایت ایشان، پدر بزرگوار ایشان، شوهر و فرزندانشان چنگ می زنیم.
من خوشحال و خشنودم که در خدمت شما فاطمیون و شما عزیزانی هستم که دلتان به عشق فاطمه و اهل بیت می تپد و در راه اهل بیت و سیره آنان در ۸ سال دفاع مقدس در جبهه های جنگ ایثارگری کردید و هزینه ها دادید.
شاید مناسب این بود که نشست با شما که از حاضران فداکار در جبهه ها بوده اید و از ایثارگرانید در سوم خرداد برگزار می شد که نماد سرافرازی ملت ایران در ۸ سال دفاع مقدس بود. بی شک حماسه آفرینی رزمندگان هرگز از یاد و خاطر ما نمی رود. آن هم جنگی که برخلاف آنچه در دویست سال گذشته در جنگهای ایران حاصل شده است حتی یک وجب از خاک کشور عزیزمان را از دست ندادیم.
شاید اینجا یک سوال پیش بیاید که مگر خاک ایران چه اهمیتی دارد؟
تقابل اسلام و ایران نه
باید بگوییم این خاک مهم است. ایران بسیار عزیز است و هیچگاه نبایستی ایران و اسلام را در مقابل هم قرار داد.
ما می گوییم: ایران و اسلام هر دو. ایران ظرف این انقلاب و وطن عزیز ما است لذا اهتمام به ایران بایستی همواره مدنظر باشد. نگرانی شما و بسیاری از عزیزان نسبت به لطمه دیدن اسلام جا ندارد، گرچه اگر کسانی و مسلمانانی اسلام را بد بفهمند و به نام اسلام بد عمل کنند نظرها نسبت به آنچه هست منفی می شود و در طول تاریخ بارها تحریف در دین چه در وجه نظری و چه در وجه عملی صورت گرفته است اما اصل اسلام همیشه مانده است و خواهد ماند و حتی اگر اسلام به گونه ای عرضه شود که موجب بدبینی های موسمی و مقطعی شود ولی اصل اسلام و آنچه در عمق وجود مسلمانان و تاریخ است کار خودش را می کند.
به قول سید جمال اسلام چیزی است و مسلمانان چیزی دیگر. لذا اگر انحرافی هم باشد ما منحرف می شویم نه اساس اسلام که به یاری حق آسیبی نخواهد دید.
من معتقدم وقتی حکومتی خود را منتسب به اسلام می داند باید مرز میان حقایق اسلامی و آنچه صورت می گیرد را مشخص کند، نه اینکه خدای ناکرده به گونه ای باشد که حتی نارواییها و نارساییها به نام اسلام تمام شود. و این وظیفه حکومت و کسانی است که امکانات در اختیارشان است. گرچه در طول تاریخ این فراز و نشیب ها بوده است از این جهت هیچ نگرانی وجود ندارد و ما معتقدیم این مشیت و عزم و اراده خداوند است که پیامبرش را فرستاد تا دین او را بر همه گرایش ها و مکتب ها غالب کند ولو اینکه کج اندیشان و بددینان و منحرفان نخواهند.
ما ایمان داریم که حق پیروز است البته معتقدیم باید وظیفه خود را بشناسیم و دغدغه انجام وظیفه هم داشته باشیم اما نباید نگران باشیم که اصل دین خدا لطمه می بیند که خدا فرمود: «ما ذکر را فرو فرستادیم و بر نگاهداری آن تواناییم» .
ما باید نگران ارزشها و مطالبات بر حق مردم از انقلاب و نظام و مسئولیت های اجتماعی مان در شرایط کنونی باشیم.
بشر امروز متفاوت است
مسائل مختلفی در اینجا مطرح شد که هر کدام بحث های مفصلی را می طلبد ولی نکته ای را یادآور می شوم که مخصوص این روزگار است و اسلام، خاورمیانه و ملت ما هم با آن مواجه بوده است.
من بارها گفته ام: بشر امروز، بشری است متفاوت با بشر دیروز و ارتباطات که به طور شگفت انگیزی گسترده و کارآمد شده است تأثیر مهمی در این تفاوت داشته است.
امروز هیچ کس نمی تواند جلوی حرف حق و یا ناحق را بگیرد. تعبیر انفجار اطلاعات درست است و انقلاب سایبری و انقلاب الکترونیکی کل مرزها را برداشته است و اینکه برخی حکومت ها و نظام ها خیال کنند که با ایجاد محدودیت ها و بخشنامه و دستور می توانند بین دنیای اطلاعات و ذهن ملت ها دیوار ایجاد کنند خیال باطلی است.
من یادم هست وقتی در وزارت ارشاد بودیم ویدئو را ممنوع کردیم و معاونتی اختصاص دادیم تا ممیزی صورت بگیرد و با فیلم های غیر مجاز هم برخورد شد. فیلم های زیادی ضبط و سوزانده شد.
تازه آن روز ها فضای سایبری کنونی حاکم نبود ولی ما صد در صد موفق نبودیم و ویدئو راهش را به خانه ها باز کرد. یکی از عوامل بسیار مهم در تحولاتی که امروز در دنیا و منطقه از تونس گرفته تا مصر، لیبی، سوریه، یمن و بحرین و سایر نقاط رخ داده وی می دهد همین شبکه های ارتباطی، اینترنتی و الکترونیکی و ارتباطات گسترده است.
میدانداران دلسوز انقلاب نیستند
در ایران و بسیاری از جاهای دیگر هم گرچه محدودیت و فیلترینگ ایجاد می شود با این حال پوشش این امواج وسیع است.
اکنون گرچه بخش قابل توجهی از مردم دسترسی به اینترنت ندارند اما همه آنهایی که اینترنت دارند و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می شود از این محدودیت ها عبور می کنند و به مطالب خوب یا بد دسترسی دارند.
اتفاقاً در این عرصه تنها افرادی مثل ما که دلشان برای انقلاب می سوزد محدود می شویم ولی مردم و جوانان به آسانی به جهان اطلاعات دسترسی پیدا می کنند.طبیعی است در این میان وقتی خیرخواهان محدود می شوند میدان بدست کسانی می افتد که هر دو طرف را قبول ندارد. متاسفانه امروز میدان دار کسانی هستند که دلسوز انقلاب و مردم و کشور نیستند و دلسوزان انقلاب در محدودیت و ممنوعیت های مختلف قرار دارند.
اخیراً یکی از دوستان می گفت به روستایی ۹۰ خانواری رفته و از پشت بام خانه ای بیش از ۸۰ دیش ماهواره را شمرده است.
بنابراین ارتباطات در دنیای امروز وجود دارد و طبیعی است وقتی عرضه های مختلف وجود دارد در صورتی ما موفق خواهیم بود که عرضه ما جذاب تر، پاسخگوتر و دلپذیرتر باشد.
وقتی ما می گوییم: اسلام، نباید از نوسازی فکر دینی غافل شود و باید به پرسش های بشر امروز توجه داشته باشیم. با همه تلاش ارجمندی که عالمان دینی در گذشته داشتند باید اذعان کرد که با بسیاری از آن معارف ارزشمند گذشته نمی توانیم جوابگوی سؤوالات و شبهات نسل حاضر نحله ها و مکتب های مختلف باشیم.
بشر حق حاکمیت می خواهد
امروز هم جهان تغییر کرده و هم پرسشها و نیازهای بشر امروز. و دینی که جاودانه است باید بتواند به پرسش ها پاسخ دهد و نیازها را برآورد. مثلا یکی از مسائل مهمی که در زمان م و در دنیای متجدد بسیار مطرح و رایج شده است حق و حرمت انسان و بخصوص حق حاکمیت انسان بر سرنوشت است. البته ما ریشه این حق و اعتراف به آن را به خوبی می توانیم در متن آموزش های اصلی اسلامی و دین های الهی بیابیم، ولی آنچه تازه است عمومیت یافتن این انگاره است و انگیزه ای که به دنبال آن پیدا می شود. و واقعا امر مبارکی است که اگر کسانی که پای بند به اسلامند توجه به این امر نکنند و راه کار مسأله را از اسلام نجویند هم به اسلام جفا کرده اند و هم به جامعه. خوشبختانه در قانون اساسی ما اصل مهمی وجود دارد (اصل ۵۶) که نه تنها حق حاکمیت انسان بر سرنوشت را به رسمیت شناخته است بلکه بالاتر از حق طبیعی آن را حق الهی هم به حساب آورده است.
امروز همه مکاتب و نحله ها و و گرایش ها با هم مسابقه دارند که چگونه حاکمیت بشر بر سرنوشت را نشان می دهند. ما هم به عنوان مسلمان نه تنها نمی توانیم نسبت به آن بی اعتناء باشیم،‌ بلکه باید بکوشیم راه حلی که ارائه می دهیم منطقی تر، جذاب تر و بهتر باشد.
بشر امروز می گوید: من انسانم دارای حرمت و کرامتم و حق دارم و مهمترین حق هم، حق حاکمیت بر سرنوشتم می باشد.
اگر یادتان باشد امام به هنگام ورود به ایران در بهشت زهرا فرمودند که پدران ما حق نداشتند برای ما تصمیم بگیرند. ما خود باید تعیین تکلیف کنیم و برای تعیین تکلیف هم همه پرسی و بعد انتخابات آزاد را راه کار دانستند و دانستیم. جذابیت و بی بدیل بودن مردم سالاری هم در دنیای امروز از همین جا ناشی می شود.
البته دموکراسی یک روش و شیوه برای ادراه حکومت است و محتوایش بستگی به فرهنگ، منش و انتخاب آن جامعه دارد. از این جهت هم منافاتی میان اسلامی بودن و دموکرات بودن نمی بینیم.
اگر جامعه ای دین مدار بود گرچه روش و چارچوب دموکراسی است اما رنگ و بوی آن حاکمیت، دینی خواهد بود. مهم این است که اسلام حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را به رسمیت می شناسد و ما نیز به شدت به این مهم باور داریم و بر آن پا می فشاریم.
منطقه استبداد نمی خواهد
محور تمام تحولات و مسائلی که در خاورمیانه شکل گرفته است نیز همین است که آنان می خواهند بر سرنوشت خویش حاکمیت داشته باشند. آنها می گویند: ما حکومت استبدادی مادام العمر نمی خواهیم. ما دیکتاتوری نمی خواهیم، ما انتخابات آزاد و آزادی احزاب و تشکل ها و جوامع را می خواهیم. ما می خواهیم ظلم و استبداد و وابستگی نباشد.
اگر جمهوری اسلامی همانگونه بود که مردم می خواستند و اگر معیارها و ارزشهایی که از جمله در قانون اساسی ما منعکس است با دقت بیشتری مورد توجه و عمل قرار گرفته بود و اگر شبهه تعارض میان آزادی های اساسی و دینداری رفع می شد آیا امروز تمام مردم منطقه نمی گفت، حکومت اسلامی می خواهیم؟ و می دانیم که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در عرصه تحولات و انقلاب های منطقه حضور دارند مسلمانند.
باری اسلام و حکومت اسلامی که ما می فهمیدیم و امام راحل ارائه داد اگر پیاده می شد مطمئن باشید که امواجش امروز در سراسر منطقه سایه می انداخت.
انقلاب اسلامی ما افتخارش این بود که این پاسخ را می داد که می توان حکومت منتسب به اسلام داشت که در آن آزادی های اساسی وجود دارد و انسان، هر انساین در پناه آن محترم است. البته مراد از آزادی ولنگاری و فحشا نیست، زیرا رکن دیگر این حکومت اخلاق و تأمین فضائل انسانی است.
آزادی بیان و اندیشه
آزادی یعنی: آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی انتخاب، آزادی پرسش از قدرت و هزینه نداشتن پرسش.
و می دانیم که ایمان حقیقی هم در متن آزادی بوجود می آید. زیرا ایمان ارزشمند ایمانی است که با انتخاب و خردورزی به دست آید و انتخاب و خردورزی منوط به وجود آزادی است.
یعنی انقلاب ما خواستار آزادی های اساسی مورد نظر جهان سکولار منهای بداخلاقی و ولنگاری است که دشمن عقل و امنیت و کرامت انسانی است.
بهرحال الان حق رایج و مطلوب و مورد تقاضا در جهان امروز حاکمیت بر سرنوشت است و ظالم کسی است که این حق را از مردم بگیرد و حکومت عادل آن است که از هر جهت زمینه انتخاب آزاد را فراهم آورد تا مردم در سرنوشت خویش نقش داشته باشند. از سوی دیگر حکومت مطلوب آن است که زمینه رشد و اعتلاء و پیشرفت کشور را توأم با عدالت فراهم آورد.
می توان بهتر اداره کرد
ما می گوییم خیلی بهتر از آنچه هست می شود کشور را اداره کرد. ببینید: از روزی که نفت در ایران کشف شد که حدود یکصد سال از آن می گذرد تا کنون حدود یکهزار میلیارد دلار پول از محل فورش نفت نصیب این ملت شده است که حداقل ۴۵۰ میلیارد دلار آن که نزدیک به ۵۰درصد درآمد نفتی ایران از ابتدا تاکنون بوده است در این پنج شش سال اخیر حاصل شده است. آیا به تناسب این درآمد وضع مملکت هم خوب است؟
رشد اقتصادی به شدت پایین آمده و حتی گاه منفی است. اشتغال وضع خوبی ندارد. تولید در همه عرصه ها لطمه فراوان دیده است. مگر می شود مدعی ایجاد 5/2میلیون شغل شد ولی رشد اقتصادی پایین باشد. ایجاد 5/2میلیون فرصت شغلی مستلزم حداقل ۲۰ درصد رشد اقتصادی است.
سال ۸۳ ما به خودکفایی گندم رسیدیم و در آن سال نیز به طور سمبولیک گندم صادر شد اما بعدها دیدیم که باز هم میلیونها تن گندم وارد شد. و نیز به جای حضور بهتر و بیشتر در بازارهای جهانی بر حجم واردات، بر حجم بودجه جاری و بر اتکاء به درآمد نفت افزوده شد.
فقط به انحصار می اندیشند
چه کسی است که عدالت را نخواهد ولی عدالت واقعی یعنی اینکه بنیاد جامعه درست باشد و حق هر ذی حقی نه فقط در عرصه اقتصادی، در همه عرصه ها داده شود. آنچه ما می گفتیم و باز هم می گوییم این مورد است که جمهوری اسلامی آنگاه تحقق می یابد که در سایه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، عدالت، اخلاق و ادب حاکم باشد. دروغ و فریب نباشد.
همه مردم این کشور از اندیشمندان و روشنفکران گرفته تا رزمندگان، بانوان و تمام لایه ها و طبقات اجتماعی در انتخاباتی که گذشت مشارکت فعال داشتند. چه کسی سبب شد که آنهمه شور و شکوفایی در انتخابات پدید آید؟ حالا چرا باید عده ای به جرم مشارکت فعال در انتخابات مورد فشار و تنگنا قرار گیرند؟
اگر از آغاز یک هیأت بی طرف رسیدگی به اعتراض و دغدغه بخش مهمی از جامعه را به عهده می گرفت بدون تردید مشکل حل می شد و اصلا شاهد بحران نبودیم، اما تندروهایی بوده و هستند که فقط به انحصار می اندیشند و نه تنها اصلاح طلبان را بلکه حتی اصولگرایان را هم از دایره خارج می دانند.
چنانچه می بینید امروز دیگر فقط بحث اصلاح طلبان نیست و حتی می گویند مسائل انحرافی در جاهای دیگری است.
به هر حال اصلاح طلبان که به نظام و جمهوری اسلامی پای بندند و در متن نظام جمهوری اسلامی حرمت و کرامت انسان ایرانی را می طلبند، به ایران نیز عشق می ورزند و خدمت به ایران و ایرانی را افتخاری بزرگ می دانند و القاء تقابل میان اسلام و ایران را امری انحرافی می دانند.
اگر مردم سالاری داشتیم الگوی جهان می شدیم
شهید مطهری نیز در خدمات متقابل ایران و اسلام نوشت: این جان ایرانی بود که انوار اسلام را گرفت و انتشار داد، این نزدیکی ایران و اسلام بود که تمدن اسلامی را بوجود آورد.
اوایل جنگ در حضور امام گفته بودند شط العرب، امام گفته بودند: «اروند رود» چه اشکالی دارد؟ آیا امام خدای ناکرده ضد اسلام بودند؟ من می خواهم بگویم ما خواستار هم ایران و هم اسلام هستیم. این جان ایرانی بود که در ایجاد عظمت های فرهنگی و علمی و تمدن اسلامی نقش ممتاز داشت و ایران کانون انقلاب است و ایران می تواند و باید امروز هم الگو باشد.
ما اگر مردم سالاری داشته باشیم که با معنویت و عدالت توأم باشد آیا این برای دنیا الگو نمی شود؟
اتهامات گزاف
بسیاری از کسانی که عشق به امام، انقلاب و اسلام داشته و دارند با اتهام های گزاف در زندان به سر می برند یا در تنگنا و محدودیت قرار می گیرند. اصلاحات می گوید: دروغ و تهمت نباشد، آزادی های اساسی تأمین شود. همان آرمان هایی که در انقلاب ما جلو ه داشت و جوانها برای آن جان دادند مورد توجه و مبنای عمل قرار گیرد.
اصلاحات می گوید: به سادگی آبرو و حیثیت افراد صالح به نام دفاع از انقلاب زیر سؤال نروند و مورد اتهام و تحت فشار قرار نگیرند.
این ملت هم اگر به جمهوری اسلامی رأی داده خواسته هایی داشته است. بیاییم بررسی کنیم مردمی که به جمهوری اسلامی رأی دادند به چه چیزی رأی داده اند؟
شما مصاحبه ها و گفتارهای امام در قبل و پس از پیروزی انقلاب تا مرحله رفراندوم جمهوری اسلامی را بخوانید. مردم به آن جمهوری اسلامی رأی دادند. بعد از انقلاب هم همین امام فرمان هشت ماده ای را صادر کردند که تأمین کننده بسیاری از حقوق مدنی افراد و گروهها ست.
توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف
در قانون اساسی ما هم اصول آن اگر همه جانبه و درست و متوازن رعایت شود مطالب آمده است و می تواند تأمین کننده خواستهای مردم در رأی به جمهوری اسلامی باشد.
ما به اسلام و جمهوری اسلامی اعتقاد داریم. قانون اساسی را چارچوب عملی می دانیم. همین حقوقی را که در قانون اساسی به ملت داده شده است ما همان را می خواهیم.
البته قانون اساسی وحی منزل نیست. ساز و کاری هم در آن گنجانده شده و می شود در قانون اساسی تجدید نظر کرد.
ما معتقدیم این نظام باید بماند و البته که اصلاحات مداوم براساس موازین و معیارهای درست راه تداوم نظام و انقلاب هم هست و راه دیگری نیست.
واقعا من نگرانم با تقابلی که در درون کشور ایجاد شده که باعث ایجاد توهم و شیدایی در یک سو و ایجاد نفرت در طرف دیگر شده است و دائماً هم از دو طرف به آن دامن زده می شود. از اصطکاک میان شیدایی بی حساب و نفرت فزاینده باید ترسید و به خدا پناه برد.
برخی از رفتارها دارد نظام را تضعیف می کند و چهره انقلاب و اسلام را زشت جلوه می دهد.
ما می گوییم این جو مسموم درمان شود. هر منتقدی برانداز و عامل دشمن به حساب نیاید و اگر فضا تلطیف و تعدیل شود بسیاری از مسائل حل خواهد شد.
فضا باز شود، احزاب و گروه ها کار کنند و عقلا هم ساز و کاری را برای انتخابات در نظر بگبرند تا در آن حرف و حدیث نباشد. خدا می داند اگر چنین شود آرامش و ثبات و پیشرفت از هر جهت تأمین خواهد شد.
اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. البته همه بکوشیم برای آینده روی فضای سالم و امن و آزاد و تأمین حقوق مردم همراه و زمینه ساز شویم.
حاضرین در این دیدار در آغاز ضمن عرض ارادت به پیشگاه حضرت صدیقه طاهره و تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه، از عظمت روحی رزمندگان در دفاع مقدس و آرمانها و خواسته های آنها یاد نموده، ضمن تأکید بر جایگاه والای سپاه و بسیج نسبت به وقایع روز جامعه و بروز تلقی ایستادن بسیج و سپاه در برابر خواست مردم ابراز نگرانی نمودند.
همچنین با اشاره به این نکته که اصلاح طلبی اصیل راهی مطمئن برای جریان یافتن اندیشه های امام و استقرار قانون اساسی و پیشرفت کشور است بر لزوم حضور در صحنه ها و بخصوص پرکردن خلاء رابطه میان توده مردم و رهبران و شخصیت های اصلاح طلب تأکید شد.
رزمندگان و ایثارگران حاضر در این نشست بر اهمیت اطلاع رسانی بهتر به علماء اعلام و انتقال این توقع جامعه به مراجع برای سخن گفتن و موضع گیری در برابر ناروایی ها و نارسایی های جامعه و ظلمی که بر افراد می رود و رفتارهایی که به اسلام و انقلاب و ایران لطمه می زند شده و علماء بزرگوار را پناه مردم و اسلام دانستند.

مشایی مجوز تأسیس دانشگاه گرفت؛ پذیرش دانشجو بدون کنکور

سحام‌نیوز: شورای عالی انقلاب فرهنگی با اعطای مجوز تأسیس دانشگاه غیرانتفاعی به اسفندیار رحیم مشایی با عنوان “دانشگاه جامع بین‌المللی ایرانیان” موافقت کرد.
به گزارش فارس این دانشگاه که دانشگاه “جامع بین‌المللی ایرانیان” نام دارد مؤسسه‌ای غیردولتی-غیرانتفاعی بوده و بدون کنکور اقدام به پذیرش دانشجو می‌کند.
پیش از این نیز شورای عالی انقلاب فرهنگی که انحصار صدور مجوز تأسیس مؤسسات آموزش عالی در استان تهران را در دست دارد، اقدام به صدور مجوز مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی ابراز برای همسر محمد مهدی زاهدی وزیر علوم دولت نهم و مؤسسه آموزش عالی غیر انتفاعی رفاه برای محسن هاشمی کرده بود.
دانشگاه جامع بین‌المللی ایرانیان یک دانشگاه غیردولتی بوده که دوره‌های آموزشی آن به صورت حضوری در تهران برگزار شده و هیچ‌گونه وابستگی به شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور که نهادی دولتی است، ندارد.
به تازگی برخی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در اعتراض به فرآیند تصمیم‌گیری و رأی‌گیری‌ها در شورای عالی انقلاب فرهنگی اقدام به استعفا و یا عدم حضور در جلسات آن کرده‌اند.

طرح سبز/ برای فلسطین

چکیده :توده ی کوچک/بی شمشیر و بی گلوله می جنگد/برای نانِ همه برای نور و برای سرود...


اعتراض دانشجویان دانشگاه تبریز در حضور منوچهر متکی

سحام نیوز: منوچهر متکی وزیر معزول امور خارجه، روز شنبه ۲۴ اردیبهشت ماه در دانشگاه تبریز حضور یافت که با اعتراض دانشجویان و سوالاتی پیرامون نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران و دخالتهای جمهوری اسلامی در سوریه و کشتار مردم آن کشور مواجه شد.
به گزارش دانشجو نیوز، منوچهر متکی که در آیینی از سوی “جامعه اسلامی دانشگاه تبریز” در تالار “شفایی” این دانشگاه پیرامون تحولات خاورمیانه سخنرانی می کرد با اعتراض دانشجویان به عدم پرسش و پاسخ شفاهی مواجه شد. در پی این اعتراضات حراست دانشگاه در حضور آقای علوی (رئیس دانشگاه) مسئولین را مجبور به اجازه سوال شفاهی کردند.
اعتراض به منوچهر متکی چندی پیش نیز در دانشگاه بین المللی قزوین اتفاق افتاده بود. وی که پیرامون تحولات منطقه در آن دانشگاه سخنرانی می کرد با خشم دانشجویان و ترک سالن توسط آنها مواجه شد. بطوریکه التماس های منوچهر متکی برای ماندن دانشجویان نیز بی پاسخ ماند و بخش اعظم سالن سخنرانی خالی شد.
در دانشگاه تبریز اما یکی از دانشجویان توانست سوالاتی را از آقای متکی بپرسد. وی در ابتدا آیاتی از قرآن را قرائت کرد و در ادامه از فضای امنیتی دانشگاه در دو سال گذشته گلایه کرد. این دانشجو همچنین به تعطیل کردن انجمن های مختلف دانشگاه اعتراض کرد. اعتراضات این دانشجو منجر به دخالت حراست دانشگاه و لباس شخصی ها شد که با اعتراض دانشجویان، وی سخنان خود را ادامه داد.
این دانشجو سپس به “زنده بودن دانشگاه تبریز” و وقایع ۲۰ تیر سال ۷۸ در این دانشگاه اشاره کرد.
دانشجوی یاد شده، در ادامه سوالاتی در مورد موضوع جلسه از منوچهر متکی پرسید. وی از متکی درباره دوگانگی سیاست جمهوری اسلامی پیرامون تحولات اخیر در خاورمیانه و سوریه سوال کرد.
به گزارش ایسنا، آقای متکی در پاسخ به این سوال گفته است: “به عقيده من دولت سوريه همانند دولت هاي ديگر بايد وارد يك تعامل سازنده با مردم شده و به خواسته هاي آنها رسيدگي كند. ولي آنچه كه تحركات سوريه را از ساير كشور ها متمايز مي كند دخالت آشكار بيگانگان در امور داخلي اين كشور است در حالي كه در يمن يا بحرين در ميان حركت مردم ردپايي از بيگانگان وجود ندارد.”
این دانشجو در سوال دوم خود پرسید که چرا مردم بحرین را مظلوم قلمداد می کنید ولی بعد از انتخابات سال ۸۸ در کشور خودمان که بقول آقای هاشمی رفسنجانی “هنوز قشر کثیری از مردم قانع نشده اند” در قبال ملت خودمان پاسخگو نیستید که با قطع سخنانش از سمت منوچهر متکی مواجه شد.
گفتنی است حضور مسولین جمهوری اسلامی در دانشگاه ها در سال های اخیر همواره با اعتراض دانشجویان همراه بوده است. وزیر علوم اخیرا درباره اعتراض دانشجویان و مناظراتی که در دانشگاه ها برگزار می شود گفته است: “کسانی که در گذشته با ایجاد فضای هیجان کاذب و سرو صدا نظم جلسات و مناظرات را به هم می زدند در واقع حرفی برای گفتن نداشتند و به همین سبب مانع از اجرای صحیح این جلسات می‌شدند.”

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

درخواست چندباره نوری زاد از رهبری: زندانیان سیاسی را آزاد کنید

درخواست چندباره نوری زاد از رهبری: زندانیان سیاسی را آزاد کنید
درخواست چندباره نوری زاد از رهبری: زندانیان سیاسی را آزاد کنید
جرس: محمد نوری زاد در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به سختی های زندان انفرادی، بار دیگر خواستار آزادی زندانیان پس از انتخابات شده است.

در این نامه که در وبسایت این نویسنده منتشر شده، آمده است: یکی از تلخ ترین ساعت ها و حتی ثانیه های زندان ، لحظه ها و روزهای انفرادی است . در یک فضای تنگ ، و ارعابی هایل ، و بلاتکلیفی عذاب آور، و اضطرابی گسترده، و نگرانی وسیع، و آشوبی درهم پیچیده ، و تلخکامی آشوبنده، و ترسی فراگیر، و امیدی که به سستی تار مو گراییده، و بی خبری و بی کسی و بی پناهی روح خراش ، و  حالت ها و وضعیت های آمیخته به نفرت و ترس ، و آینده ای که به دره ای از بیچارگی درافتاده است . دره ای که در ته آن ، رودخانه ای از تیزاب سلطانی و اسیدهای ساینده در حرکت است .

وی با تشریح سلول انفرادی می افزاید: سلول انفرادی به خودی خود شکنجه است . فرد زندانی – هرکه هست باشد- در سلول انفرادی ، ساعت به ساعت می فرساید و آب می شود . یکی از حقوقی که از زندانیان سیاسی ، به  ناجوانمردانه ترین شکل زیر پا نهاده می شود ، محاسبه ی یکسان سلول انفرادی با بند عمومی است .
من هرچه در توان داشتم ، از همان درون زندان ، دراین خصوص گفتم و نوشتم . درآخرین دیدارم با دادستان تهران – حدودا دوهفته ی پیش – به همین مهم اشاره کردم . با این همه ، مرا چاره ای نیست که به نمایندگی از همه ی زندانیانی که حقوقشان به هیچ گرفته می شود ، به این ظلم آشکار اشاره کنم . شخصا به دادستان تهران گفتم : اگر خود شما یا یکی از قضات صاحب رای شما ، تنها یک روز از هول و هراس زندان انفرادی را ” درک” می کردید ، به محض بیرون آمدن ، همان یک روز را معادل صدروز محاسبه می کردید . علت این ظلم مستمر هیچ نیست الا این که قانون گذار ، مطلقا خود به این مهم واقف نیست .

نوری زاد درخواست خود از رهبر جمهوری اسلامی را در دو مرحله عنوان می کند:  آزادی همه ی زندانیان بعد از انتخابات است . اگر این درخواست ناشدنی است ، ناگزیر دست به دامان ترمیم همان حقوق نادیده گرفته شده می برم .این که حضرت ایشان در فرمانی جامع الاطراف ، دستور فرمایند تا : تحمل یک روز زندان انفرادی ، حداقل معادل ده روز محاسبه شود . که اگر این مهم رخ بدهد ، بسیاری از جوانان و زندانیان این روزهای عرصه ی سیاست ، به آغوش خانواده های خود باز خواهند گشت. رهبر ما خود طعم زندان و تبعید را چشیده اند و از هول و هراس انفرادی خبر دارند . بدیهی است که بی توجهی به این حق دور انداخته شده ، ما را بدهکار جوانان و دیگرانی خواهد کرد که : در سرای دیگر ، و یا حتی درهمین دنیا ، طلب خود را مطالبه خواهند کرد .

وی در خاتمه می پرسد که آیا صدای مظلومیت زندانیان طلبکار ما به گوش قانونگذاران دستگاه قضا و رهبری می رسد؟

گزارش تصویری + متن پیام محمد خاتمی مراسم تولد فخرالسادات محتشمی پور

محمد خاتمی: خدا را سپاسگزاریم که شما نمونه انسان درد آشنا و دلیر و با ایمانید که مسئولیت شناسی راباذوق درهم آمیخته و آزادگی را با هیچ چیز سودا نخواهد کرد.
khatami تحول سبز: سید محمد خاتمی در پیامی تولد فخرالسادات محتشمی پورهمسر سید مصطفی تاج زاده را به وی تبریک گفت. خاتمی در این پیام خطاب به وی آورده است: ” خدا را سپاسگزاریم وسپاس گزارید که شما نمونه انسان بیدار و دردآشنا ودلیر و باایمانید که شعور و مسئولیت شناسی را با ذوق سرشار درهم آمیخته است و آزادگی را با هیچ چیز سودا نخواهد کرد.”
همچنین عصر امروز جمعی از زنان و جوانان اصلاح طلب، خانواده های زندانیان سیاسی و دوستان با حضور سرزده در منزل این زوج سبز، ضمن تبریک تولد فخرالسادات محتشمی پور از تلاشها و پایداری و استقامت وی و همسرش تجلیل کردند و یاد همسر دربندش را گرامی داشتند.
متن کامل پیام سید محمد خاتمی به فخرالسادات محتشمی پور که در اختیار تحول سبز قرار گرفته است در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
بانوی سرفراز و درد آشنا وروشن بین خانم فخرالسارات محتشمی
هنگامی که دل به در می آید اشک جاری می شود که سخت است، ولی زلالی آن حکایت گر دل دردمندی است که خانه ایمان و عشق است.
دلی پاک است که مالامال از عشق و ایمان باشد. ایمان به خدا و عشق به انسان و درد آن، درد انسانی که برترین افریده حضرت حق است ولی در درازای تاریخ مظلوم بوده است.
رهایی انسان از بند هوس خویش و هوای قدرت جبار آرزوی هر کسی است که انسان و انسانیت را می ستاید.
و مگر نه این که پیامبر بزرگوار آمده است تا بندهای گران درون و بیرون را از دست و پای جان آدمیان بردارد؟
خدا را سپاسگزاریم وسپاس گزارید که شما نمونه انسان بیدار و دردآشنا ودلیر و باایمانید که شعور و مسئولیت شناسی را با ذوق سرشار درهم آمیخته است و آزادگی را با هیچ چیز سودا نخواهد کرد.
سالروز تولدتان مبارک باد!
سید محمد خاتمی


فیلم منتشر نشده ای از حضور کروبی در منزل پدر شهید سید علی حبیبی

سحام نیوز: فیلم منتشر نشده ای از حضور مهدی کروبی در منزل پدر شهید سید علی حبیبی موسوی؛ خواهر زاده میرحسین موسوی، برای عرض تسلیت شهادت فرزند ایشان چند روز پس از عاشورای خونین 1388.
آقای کروبی در همان روزها با صدور پیامی این واقعه را به مردم ایران تسلیت گفت. در بخشی از این پیام آمده بود: «امروز در عاشورای حسینی از بدو صبح با خشونتی وصف ناپذیر بر مردم یورش بردند و جمع زیادی را مجروح، دستگیر و بنابرگزارش های رسیده تعدادی از هموطنان را به شهادت رساندند . آنان که هویت و شناسنامه این انقلابند و در روزگار مبارزه در صف اول مبارزان بودند، بیاد دارند که در عاشورای ۱۳۴۲ تظاهراتی عظیم با شعارهایی تند علیه شاه صورت گرفت اما رژیم ستم شاهی حرمت عاشورا نگاه داشت و کشتار، سرکوب و دستگیری رهبران مبارزه و در راس آن امام را به روزهای بعد موکول کرد. براستی چه شده است که حکومت برخواسته از قیام عاشورا، در روز عاشورا دست بر خون مردم برده و جماعتی وحشی را به جان مردم انداخته است.»

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

۲۵ اردیبهشت نقطه آغاز مجدد اعتراضات , همراه شو عزیز , ما بیشماریم

Large

مقاله‌ای که تنها پس از گذشت ۲۴ ساعت از انتشار آن لرزه بر تن کودتاگران انداخت!

image اعلامیه ی سبز
به نظر می‌رسد مقاله‌ی تحلیلی-راهبردی «اردشیر امیرارجمند، مشاوری در قامت رهبر» پس از تنها گذشت ۲۴ ساعت از انتشار، نیروهای حکومتی را به جنب و جوش انداخته و غوغای شدیدی در بین آنها بپا کرده است. گویا حاکمان، ترس شدیدی از عملی شدن ایده‌ی پیشنهادی در این مقاله که آقای اردشیر امیرارجمند را به عنوان فردی با صلاحیت و صداقت لازم برای عملی کردن اتحاد فراگیر در جبهه نیروهای مخالف با معرفی وی به عنوان «سخنگوی رسمی شورای هماهنگی راه سبز امید» می‌داند، احساس کرده‌اند.

کیهان که بر همه روشن است که منعکس کننده ی صدای بیت رهبری می باشد، به شدت از پیدا شدن دوباره ی رهبریتی منسجم در بین هواداران جنبش سبز، در هراس است و اکنون که آقای اردشیر امیرارجمند را فردی صادق و تابع خواست اکثریت مردم دریافته است و احتمال مقبولیت ایشان را در بین عامه‌ی مردم بالا دیده، به شدت برای جلوگیری از عملی شدن این طرح به تلاطم افتاده است.

لازم به ذکر است کیهان و به تبعیت از آن، دیگر سایت‌ها و خبرگزاری‌های وابسته به کودتا به صورت گسترده طی انتشار خبری ویژه در این باب، در مورد خودنویس که همواره بی‌طرف بودن خود را نسبت به مقالات ارسالی توسط اعضا در این مجموعه اعلام داشته است، آورده‌اند: «يكي از اين محافل، سايت خودنويس بود كه در پي انتقادهاي تند از شورا، متقابلاً متهم شد از اطلاعات سپاه پاسداران پول مي گيرد تا ميان اپوزيسيون اختلاف بيندازد. ظاهراً سمبه شورا پر زورتر بود چرا كه سايت وابسته به نيك آهنگ كوثر با ۱۸۰ درجه چرخش، روز گذشته يك تملق نامه و رپرتاژ آگهي كامل را براي اردشير اميرارجمند (از اعضاي آشكار و راه اندازي كننده شورا) منتشر كرد. خودنويس درباره امير ارجمند كه پيوندهايي با برخي سرويس هاي جاسوسي غربي و گروهك منافقين دارد، نوشت: جناب دكتر امير ارجمند مشاوري در قامت رهبر جنبش است. مصاحبه اخير او با تلويزيون رسا، دموكرات گونه و صادقانه بود [!!]»

همچنین لازم به ذکر است که در بخشی از مقاله‌ی منتشر شده‌ی توسط «اعلامیه سبز» آمده: «وجه بارز این مصاحبه رویکرد دموکرات گونه جناب آقای اردشیر امیر ارجمند در انتقاد از خود بود که تقریباً برای اولین بار در یکی از جریانات سیاسی کشورمان با این صراحت دیده می‌شود. این حرکت آقای امیر ارجمند امید را به دل تمامی مبارزان راه آزادی برگرداند. در این مصاحبه علی رغم حفظ هویت سیاسی جریان اصلاح طلب با هوشیاری از هرگونه مرزبندی سیاسی در این مقطع حساس پرهیز می شود و هدف غایی رسیدن به خواست مردم معرفی می گردد و شورای هماهنگی راه سبز امید را  نه به عنوان رهبر جنبش آزادیخواهی، بلکه یکی از جریانات در کنار مردم و دیگر جریانات سیاسی مطرح می‌نماید.»

اعلامیه سبز، ضمن دعوت از خوانندگان گرامی به خواندن این مقاله در سایت خودنویس، تشکر خود را برای حمایت دوستان از این مقاله و بازنشر آن در وبسایت‌های خود و نوشتن تحلیلات و نظرات خود در این باب، اعلام می‌دارد.

راز قتل سید احمد خمینی (آخرین افشاگری های سید احمد خمینی 5 روز قبل از مرگش در هفته نامه امید) + شرح ماجرای افشاگری باقی به نقل از ماهنامه نسیم بیداری

آیا ارتباطی میان قتل فرزند خمینی و افشاگری هایش در هفته نامه امید وجود دارد؟ هفته نامه ای که پس از انتشار این مطالب از سطح کشور جمع شد. گفتنی است که در جریان اعترافات سعید امامی، وی به قتل سید احمد خمینی اعتراف کرده بود و عماد الدین باقی با مطرح کردن آن، جنجالی به پا کرد که با نامه تأیید سید حسن خمینی مهر تأییدی بر ادعاهای باقی زده شد.
شرح بیشتری از ماجرا در مجله نسیم بیداری تیر ماه 1389 چاپ شده است که در ادامه می آید:
“منابع رسمی علت فوت را سکته قلبی تشخیص داده بودند و علایمی از مشکوک بودن مرگ را گزارش نداده بودند. پرونده فوت او برای چند سال مسکوت ماند تا اینکه بعد از ماجرای قتل های زنجیره ای پاییز 1377 و بحث هایی که در این زمینه در مطبوعات ایران جریان داشت، عمادالدین باقی از چهره های مطبوعاتی، نقل قولی از سید حسن خمینی فرزند حاج احمد خمینی را فاش ساخت که گمانه ها درباره به قتل رسیدن حاج احمد خمینی را تقویت می کرد؛ به گفته باقی حجت الاسلام نیازی، رئیس دادگاه نیروهای مسلح که پرونده رسیدگی به این ماجرا به وی سپرده شده بود به سید حسن خمینی گفته بود مجرمان قتل های زنجیره ای به قتل حاج احمد خمینی اعتراف کرده اند. این افشاگری باقی از سوی نیازی تکذیب شد و او به اتهام نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفت، اما ماجرا در اینجا خاتمه پیدا نکرد و باقی از سید حسن خمینی خواست که در زمینه درستی یا نادرستی گفته های او اظهار نظر کند و درست برخلاف آن چه بسیاری از ناظران انتظار داشتند، سید حسن خمینی با نگارش نامه ای درستی اظهارات عمادالدین را تأیید کرد.”
ماه نامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری - سال اول – شماره 8 – تیر و مرداد 1389
در زیر عکس های هفته نامه امید به همراه قسمتی از این مطالب می آید.

عکس صفحه اول
عکس صفحه دوم

“الان داخل شانزدهمین سال از عمر انقلاب اسلامی هستیم و هنوز بعضی از مسئولین، حتی مسئولین نهادهایی که پس از انقلاب تاسیس شده اند، مشکلات مدیریتی و مسایل خود را به گردن رژیم گذشته می اندازند و ندانم کاری های خود را ناشی از مشکلات بجا مانده از رژیم طاغوت می دانند! ایضا بعضی ها همه نقاط ضعف و بی کفایتی خود را با هیاهو به گردن استکبار جهانی و آمریکا انداخته و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند!”
“…[ناخوانا]… مشکلات و مسایل ما به کارشکنی آمریکا و ضدیت صهیونیست ها برمی گردد شکی نیست اما گسترش فساد اداری و رشوه خواری در ادارات و موسسات دولتی به خودمان بر می گردد. اتخاذ تصمیمات نابخردانه درباره ذخایر ارزی مملکت توسط خودمان بوده است.”
“آقای دکتر کاشان (حاج اصغر آقافخریه!) در زمان تصدی پست معاونت ارزی بانک مرکزی مملکت در خزانه بانک را باز کرد و به هر دلال و قاچاقچی و چاقوکش 5 هزار دلار تقدیم کرد و روزانه میلیونها دلار ذخایر ارزی بانک مرکزی را به جیب گانگسترها ریخت. آیا این نقشه تهی کردن خزانه ارزی مملکت را آمریکای جنایت کار جلوی حاج اصغر آقا گذاشته بود و یا به تصمیم گیری نابخردانه شخص او مربوط می شد؟ آیا این بابا رئیس بزگتری نداشت تا جلوی کار اورا بگیرد؟”
“میلیاردها ریال بیت المال هزینه ساخت پل هوایی می شود و ناگهان صدها تن سیمان و بتن و میل گرد روی سر رهگذران آوار می شود و جان عده ای را می گیرد. آیا سهل انگاری ساختن یک سازه بتنی توطئه آمریکای جنایتکار بوده است؟”
“ضعف مدیریتی و امنیت پرواز باعث سقوط پی درپی هواپیماهای مسافربری سیویل و نظامی می شود و هنوز مرکب خبر سقوط هواپیمای فوکر و آسمان خشک نشده خبر سقوط طیاره دیگری منتشر می شود. آیا این هم از توطئه آمریکاست؟”
“از یک طرف آقایان مرتبا مشکلات مملکت را به گردن نیروهای ناشناخته و استکبار موهوم می اندازند، و مرتبا می گویند در محاصره اقتصادی و غیره و ذالک هستیم. و از طرف دیگر عده ای از رجال می گویند ما چیزی نداریم که بخواهیم به آمریکا بفروشیم و احتیاجات خودمان را به نحو احسن از سایر کشورهای اروپایی و ژاپن تامین کرده و نیازی به آمریکا نداریم! بنابراین اثر محاصره اقتصادی آمریکا مردود است و به اعتراف خود آقایان تاثیری در حال و روز ما ندارد! در ثانی اگر قرار بود محاصره اقتصادی آمریکا موثر باشد تا به حال باید دولت کوبا و ملت کوبا و کشور کوبا با طی چهاردهه گذشته که در محاصره کامل دریایی آمریکا قراردارد از بیخ و بن مضمحل شده باشد.”
“آیا آمریکا به ما گفت که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راهمان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟! … یک مدت ایام ماه عسل بود، آقایان از دردسر جنگ فراغت یافته و پول های موجود را هزینه می کردند. دوستان انقلاب و نظام مرتبا حرص می خوردند و مضرات دریافت وام های سنگین خارجی را گوشزد می کردند اما آقایان در مصاحبه های خود دریافت هرگونه وجهی را از کشورهای خارجی تکذیب کرده و با قاطعیت می گفتند ما هیچگونه بدهی خارجی نداریم.”
“حالا اعلام می شود که صحبت از 35 تا 40 میلیارد دلار بدهی است و هر چند هفته یکبار اخبار مربوط به نحوه پرداخت بدهی ها به آلمان و فرانسه و انگلیس و هلند و کره و ژاپن وبعضی ممالک دور و نزدیک در جراید چاپ می شود و یک نفر هم نیست که این روزنامه ها را بردارد ببرد بگذارد جلوی برادر دکتر عادلی رئیس کل سابق بانک مرکزی و دکتر نوربخش وزیر سابق دارایی و از آقایان بپرسد که مگر شما نمی گفتید ما صنار به ممالک خارجی بدهکار نیستیم؟!”

مهدی کروبی؛ تصویر یک زندانی در دوقاب

تصویری از مهدی کروبی در حال تماشای عکس خودش در میان عکس زندانیان سیاسی رژیم پهلوی
تصویری از مهدی در حال تماشای عکس خودش در میان عکس زندانیان سیاسی رژیم پهلوی
تصویری از مهدی کروبی در حال تماشای عکس خودش در میان عکس زندانیان سیاسی رژیم پهلوی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه

یکی از نزدیکان هنرمند زندانی در مصاحبه با روز:

پنجشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰
یکی از نزدیکان هنرمند زندانی در مصاحبه با روز:

رامین پرچمی دنبال رای گمشده خود است

یکی از نزدیکان رامین پرچمی، بازیگر سینما در مصاحبه با "روز" اعلام کرد این هنرمند مثل سایر مردم ایران به دنبال رای گمشده خود و آزادی است.وی همچنین گفت رامین در دو سال گذشته با مردم معترض همراه بود و در جریان اعتراضات مردمی در روز 25 بهمن بازداشت شده و ادعای برخی رسانه های حکومتی مبنی بر حمل مواد مخدر از سوی رامین پرچمی را کذب محض خواند.
رسانه های حکومتی طی روزهای گذشته مدعی شده اند که رامین پرچمی به دلیل قاچاق مواد مخدر بازداشت شده و در حال سپری کردن دوران محکومیت خود است.
اما یکی از نزدیکان خانواده آقای پرچمی که تحت فشارهای شدیدی هستند به "روز" می گوید : کسی که معتاد باشد یا قاچاق مواد مخدر کرده باشد به "اقدام علیه امنیت ملی" و "اخلال در نظم عمومی" متهم نمی شود.
رامین پرچمی، بازیگر 38 ساله سینما و تلویزیون، روز 25 بهمن و در جریان تجمعات اعتراضی مردمی بازداشت شد. او اکنون در بند 350  اوین زندانی است و از سوی دادگاه انقلاب به یکسال حبس تعزیری محکوم شده است.
برخی گزارش ها از نحوه بازداشت آقای پرچمی حاکی از این بود که ماموران لباس شخصی، او رادر جریان راهپیمایی ۲۵ بهمن شناسایی کرده و به او تذکر داده بودند که محل تجمع را ترک کند اما بعد از مقاومت این هنرمنداو را بازداشت کردند:رامین هم مثل سایر مردم است، هیچ فرقی با سایر جوانان مردم ندارد؛ وقتی برخوردها با مردم را دیده، طبیعی بود که همراه مردم بماند. حالا چون هنرمند و شناخته شده بود که دلیل نمی شود بی تفاوت باشد. او آدمی است که پای عقاید خود می ایستد و دردسر را هم به جان می خرد.
او می افزاید: رامین ماسکی بر صورت داشته اما با این حال ماموران او را شناسایی کرده بودند.
روز 25 بهمن، مردم ایران به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای حمایت از جنبش اعتراضی مردم تونس و مصر به خیابان ها آمدند اما این تظاهرات به درگیری با نیروهای حکومتی و کشته شدن دو جوان دانشجوو ضرب و شتم صدها تن از مردم منجر شد.
خبر بازداشت رامین پرچمی تا پیش از انتقال او به بند 350 اوین با ابهاماتی مواجه بود که سکوت خانواده این هنرمند بر آن می افزود. چرا: "پدر و مادر رامین، حدود دو سال و نیم پیش در یک حادثه  فوت کردند و خانم رامین هم برای درس خواندن از ایران خارج شده.یعنی خیلی منابع خبری نبود و متاسفانه اطلاع رسانی چندانی درباره بازداشت رامین صورت نگرفت. از طرفی چون رامین بازیگر به هر حال شناخته شده ای بود ماموران خیلی فشار آوردند که ما سکوت کنیم.آنها می ترسند رسما اعلام شود چهره های شناخته شده ای چون هنرمندان و ورزشکاران و... همراه مردم هستند و به وضعیت فعلی اعتراض دارند. احساس میکنم از روحیه ای که از این طریق به مردم تزریق می شود هراس دارند".
از او می پرسم آیا رامین در سایر تجمعات هم همراه مردم شرکت میکرد؟ می گوید: رامین از ابتدا احساس میکرد رای اش گم شده و در تمام این مدت سعی میکرد در هر فرصتی که پیش می آید برای این قضیه کاری انجام دهد، منتهی گرفتاری های دیگری داشت به دلیل فوت پدر و مادر و گرفتاری های طبیعی فوت آنها، خیلی فرصت اینکه بتواند کاری انجام دهد پیش نیامد. خانواده رامین گیلانی هستند و پدر و مادرش را که در سانحه از دست رفتند در گیلان به خاک سپرده اند؛ رامین هم درگیر مسائل خانواده و فوت پدر و مادر بود ولی 25 بهمن تهران بود و کاری را که فکر میکرد باید انجام دهد انجام داد و به خیابان رفت. خود او تعریف کرهد که از قضا پارچه سبزی که همیشه دستش بود آن روز نبوده اما تا حضور مردم را دیده سریع مچ بندی از مردم گرفته و به دستش بسته و سعی کرده همراهی خودش با مردم و وفاداری اش به آزادیخواهی را با حضورش اعلام کند.
دست خطی از رامین پرچمی منتشر شده که این هنرمند 9 اسفند 89 در زندان اوین برای یکی از هم بندی هایش نوشته است: ما دلیرانه به تاریکی شب تاخته ایم، طرح نابودی شب تا سحر انداخته ایم.
این عضو خانواده پرچمی می گوید : او هیچ اعتراض عجیب و غریبی ندارد؛ هیچ چیز عجیب و غریبی نمیخواهد و طرفدار هیچ جریان یا آدم خاصی نیست بیشتر آزادی برای او مهم است، اینکه دیکتاتوری نباشد، اینکه آزادی ای که هر فردی باید داشته باشد، وجود داشته باشد. می گفت باید بتوانم در کشور خودم آنطور که میخواهم زندگی کنم، نه اینکه خط قرمز های اطراف هر روز بیشتر و بیشتر شود و مرا در حصار تنگ تری بگیرد.
از او درباره وضعیت فعلی این هنرمند می پرسم. می گوید:ظاهرا ملاقات کابینی دارد؛ وضعیت اش هم بغرنج نیست ولی گفته هنرمند باید همراه مردم و با دردهای مردم زندگی کند.
او می گوید: رامین روحیه بالایی دارد؛در آخرین ملاقاتی که داشته گفته این زندان و این قضایا یک خوبی داشت و آن اینکه وقتی بقیه زندانیان او را دیدند خوشحال شدند که جنبش زنده است و افرادی که به نحوی چهره ای محسوب می شوندهم همراه جنبش هستند. او گفته: از این مساله حس خوبی دارم.  وقتی آمدم کسانی که از مدتها پیش اینجا هستند، چون اخبار خیلی به داخل زندان نمی رسد، این حس را داشتند که جنبش سرد شده ولی جریان 25 بهمن و دستگیری کسانی مثل من در زندان این حس را در آنها به وجود آورد که جنبش هست و زنده است.
او می افزاید: رامین از اینکه امید و حس خوبی را با حضورش در زندان ایجاد کرده خوشحال است.
رامین پرچمی، دارای کارشناسی ارشد کارگردانی و بازیگری تئاتر است و مردم او را با فیلم هایی چون "ضیافت، مهمان مامان، تلفن، خاکستری، اخراجی های 2" وهمچنین سریال های تلویزیونی چون "در پناه تو، همسایه ها و زیر آسمان شهر" می شناسند.
او مدتی سردبیر هفته نامه فرهنگی هنری نقش "آفرینان" بود و فیلم کوتاهی با عنوان "راه حل" را نیز کارگردانی کرده است.
رامین پرچمی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی، فیلمبرداری و اخلال در نظم عمومی از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده‌ است.

میرحسین!دلم برای صدای امید دهنده ات تنگ شده است/کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد

چکیده :میرحسین! وقتی از جلوی ستاد انتخاباتی ات در شهرمان رد شدم گفتم اینم مثل بقیه .......اما وقتی ادب و متانت وسخنان معقولانه ات و سخن از ارزش های اخلاقی ات در مقابله با تمام رذایل اخلاقی را در مناظره با نماد این نامردمان دیدم فهمیدم که اندیشه بزرگ تو را این سیستم محقر وخشک مغز تحمل نخواهد...

کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد چندی پیش در فراخوانی اعلام کرد که «رهبران جنبش اعتراضی سبز در ایران،اکنون بدون محاکمه و هیچ گونه حکم قضایی در زندان خانگی به سر می برند. کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد از همه کسانی که در ایران و جهان به نقض حقوق آنها و در بند کشیدن شان معترض اند درخواست می کند که برای این رهبران جنبش اعتراضی ایران نامه بنویسند.»
به گزارش کلمه، این کمپین اظهار امیدواری کرده بود که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود:« ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به ادرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.»
یکی از نامه های برگزیده ای که برای این کمپین ارسال شده، به شرح زیر است:
میرحسین! تو را از خود جدا نمی بینم
۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
سلام برتو، یرحسین سلام برتو ای همراه من
هیچ ندارم بگویم چون کار اشتباهی نکرده ایم جرم ما جز پافشاری برسخن راست خود در مقابل دروغ سازان ریاکاری که با دزدیدن آرزوهای من وتو که اهل ریا و فرعون پرستی بودند به اوج غرور رسیده بودند و ما را خس وخاشاک ومیکروب می نامیدند و شاید انسان هم حسابمان نمی کردند.
میرحسین! برخود ببال که تو دربین همین افراد مغرور به مردم خدمت کردی ومثل آنها نشدی…..
میرحسین! وقتی که این جماعت پول پرست قدیس ماب خود رافصل الخطاب اعلام می کردند تو مردم رافصل الخطاب اعلام کردی..میرحسین فریاد حق طلبی ات مانند سیلی های پی درپی بر صورت این جماعت نشست و پرده ی ریا و نفاق را ازصورتشان برای همیشه کنار زد.
میرحسین! وقتی از جلوی ستاد انتخاباتی ات در شهرمان رد شدم گفتم اینم مثل بقیه …….اما وقتی ادب و متانت وسخنان معقولانه ات و سخن از ارزش های اخلاقی ات در مقابله با تمام رذایل اخلاقی را در مناظره با نماد این نامردمان دیدم فهمیدم که اندیشه بزرگ تو را این سیستم محقر وخشک مغز تحمل نخواهد کرد….از فردای آ نروز برای اولین بار به سایت انتخاباتی ات قلم وارد شدم….
آن روزها با تمام تلخی هایی که داشت گذشت به ما گفتی صبر و استقامت کنیم. ننگ هایی را با نام هتک حرمت عاشورا و پاره کردن عکس خمینی و حمله به عزاداران حسینی را با خونمان برما چسبانده بودند شاید این روزها سخت ترین روزهای سبز زندگی من بود اما بهمن شد ماه اعتراض…..
صدای دل نشین تو همچون خرداد ماه روحی سبز از جنس زندگی را درجنبش سبز دمید و روزی سبز دیگر را رقم زد تا تلنگری باشد بر قلب های خفته این نامردمان…
من اینک روح تو را در خود میبینم و تو را از خود جدا نمی بینم زیرا
میرحسین موسوی! تو از همه ی مان میرحسین ساخته ای!
اما دلم برای صدای امید دهنده ات تنگ شده است.
مرا عهدی است با جانان که تا جان دربدن دارم هوادران کویش را چو جان خویشتن دارم.
نویسنده: ماهان از خوزستان
مقصد:تهران-خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد

کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد

حاکمی که درد مظلومان را نداشته باشد حاکم مطلوب امام علی نیست

چکیده :آن چه ما می‌خواهیم و می‌گوییم و انقلاب ما هم می‌خواست همین است. یعنی نظامی که هم در آن ارزش‌های الهی باشد هم خرد و منطق و عقل بر آن حاکم باشد و هم آزادی‌های مطلوب و مشروع وجود داشته باشد و هم پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم باشد و هم امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم باشد و هم حق و امکان مردم به جابجایی قدرت با انتخابات و به طریق آزاد و مسالمت‌آمیز. این‌ها خواست جمهوری اسلامی بود که ریشه‌های الهی را در آن می‌بینیم. ...

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید»، گفت:«آنچه ما می‌خواهیم و انقلاب ما هم می‌خواست؛ پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم و امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم است نه اینکه خدای نکرده مثل گذشته‌ها، قدرت در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد.»
حجت الاسلام سید محمد خاتمی در جمع معلمان با تبریک فرارسیدن روز معلم و گرامی داشت سالروز شهادت آیت‌الله دکتر مرتضی مطهری به تببین تفکرات شهید مطهری پرداخت.
سید محمد خاتمی در این دیدار ضمن خوشامدگویی به معلمان گفت :شما عزیزا در حساس‌‌ترین و مهم‌ترین موقعیت کشور در جایگاه بسیار ارزنده‌ای خدمت کردید و می‌کنید.
کاش در روز معلم ، معلمان زندانی در میان ما بودند
وی سپس به معلمان زندانی اشاره کرد و گفت : ای کاش عزیزانی از معلمان که گرفتارند در میان ما بودند، کسانی که در صداقت و پاکی و خدمت‌های‌شان تردیدی نیست، هر چند نمی‌خواهم بگویم هیچ‌کس اشتباه نمی‌کند ممکن است هرکس اشتباه کند ولی سوابق و انگیزه‌های آنها را می‌دانیم که اهل خدمت بودند، زحمت کشیدند، امروز در میان ما نیستند و گرفتار هستند.البته هر کسی که در بند گرفتار شود برای ما باعث تاسف و تاثر است ولی امروز به مناسبت روز معلم می‌گوییم ای کاش معلمانی که واقعا گناهی به آن صورت ندارند و جرمی مرتکب نشده‌اند و امروز گرفتار هستند در میان خانواده و خود ما و جامعه بودند.
وی ابراز امیدواری کرد که به لطف خداوند هر چه زودتر همچنان که بارها گفته‌ایم زندانیان آزاد شوند و فضا باز شود این به نفع کشور و نظام و همه خواهد بود و امیدواریم شاهد روزهای بهتری در این زمینه باشیم.
وی افزود: نام‌گذاری هفته معلم و روز معلم به مناسبت شهادت استاد شهید مطهری نکته و تناسب بسیار مهمی دارد چرا که به حق عنوان معلم برای آیت‌الله شهید مطهری بسیار به جا است.گرچه در فرهنگ یونان و نیز در فرهنگ فلسفی اسلامی معلم معنای خاصی داشت و دو معلم در تاریخ و فلسفه جهانی و اسلامی نامور شدند یکی ارسطوست و دیگری فارابی که موسس فلسفه اسلامی است.
معلمان شخصیت انسان‌ها را بر اساس آگاهی و عدل و ارزش‌ها شکل می‌دهند
به گفته خاتمی معلم به اقتضای وضعیتی که دانش و  اندیشه و فلسفه در گذشته داشت که فلسفه و حکمت شامل همه شعب و شاخه‌های علوم و دانش‌های بشری و فنون مختلف بود به کسی می‌گفتند که صاحب تبحر در همه این رشته‌ها و شاخه‌ها باشد و به همین دلیل ارسطو را که در مابعدالطبیعه و طبیعیات و موسیقی و سیاست صاحب‌نظر بود و به خاطر جامعیتش، معلم اول گفتند و در دنیای اسلام هم فارابی که در همه رشته‌ها و شاخه‌ها و شعبه‌ها صاحب‌نظر بود معلم دوم لقب گرفت. البته امروز که دانش‌ها از هم باز شده‌اند و رشته‌های مختلفی پیدا کرده‌اند دیگر اصلا محال است کسی به این معنا معلم باشد حتی ذوالفنون‌هایی که شیخ بهایی می‌گفت باز شامل همه رشته‌ها نمی‌شود، گرچه در زمان شیخ بهایی علوم مختلف تحت عنوان حکمت مطرح می‌شد. ولی در دنیای جدید با گستردگی علوم، دیگر معلم بدان معنا تحقق پیدا نمی‌کند ولی معلم یعنی کسی که آگاهی را به جامعه ‌می‌دهد و شخصیت انسان‌ها را بر اساس آگاهی و عدل و ارزش‌ها شکل می‌دهد الان هست و رایج است.
وی سپس خصوصیات آیت الله مطهری را برشمرد و گفت :علامه شهید آیت‌الله مطهری علاوه بر اینکه معلم بود یعنی مدرس و تعلیم دهنده دانش‌ها و علوم بود لااقل در حیطه دانش الهی و علوم اسلامی و حتی پاره‌ای از علوم عام امروز، جامع‌الاطراف بود. در کلام، فلسفه، عرفان، تفسیر، تاریخ، فقه و سایر رشته‌هایی که وجود دارد و آثار ایشان نیز شاهد مدعی است و نیز دارای تلاش برای آگاهی بیشتر نسبت به علوم و دانش‌های زمان خودش لاقل آنچه به رشته‌هایی که به حوزه تخصص ایشان مربوط می‌شد مثل فلسفه جدید و جامعه‌شناسی و اموری نظائر آن واقعاً شهید مطهری اگر نگوییم بی‌نظیر، کم‌نظیر بود و کار ایشان هم کار معلمی بود، چه در حوزه علمیه و چه در دانشگاه.شهید مطهری به خاطر دفاع از اندیشه درست و حاکمیت انصاف و عقلانیت در جامعه مورد غضب قرار گرفت و بدست انسان‌های پلیدی که با رشد و پیشرفت جامعه و روشن شدن حقایق و دور شدن جامعه از تعصبات نابه‌جا مخالف بودند شهید شد.
وی افزود: روز معلم به مناسبت شهادت آن بزرگوار است. بطور خلاصه اگر شهید مطهری را بخواهیم توصیف کنیم انسانی دین‌باور بود و از موضع استوار دین، انسان‌مدار بود و ایشان رسالت خود را دفاع از حقیقت دین و دین‌داری می‌دانستند با این توضیح که معتقد بودند در عرصه دین‌داری نیز خرد باید حاکمیت داشته باشد و دین باید استوار بر پایه‌های محکم منطق و برهان و خرد قرار بگیرد.
به اعتقاد رئیس جمهور سابق کشور، راهی که ما برای فهم دین خدا و بسط دین خدا داریم خردی است که خدا به ما داده است و به همین دلیل یکی از پیشتازان مبارزه با الحاد از یک طرف به عنوان تفکر ضدالهی و ضدتوحیدی استاد مطهری بودد بخصوص به آن صورت که در دوران ما رایج بود و نیز مبارزه با التقاط یعنی آمیخته شدن حق با باطل و عرضه مطالب به صورتی که بنیاد فکری و عقلانی ندارد و از هر جایی تکه‌ای گرفته شده و مجموعه ناهمگونی به نام مکتب، اندیشه و ایدئولوژی مطرح می‌شد و از طرف دیگر مبارزه با خرافات و تحریفات در در دین ایشان یکی از انسان‌هایی است که واقعاً درد داشت در مقابل خرافه‌گرایی در جوامع و جامعه اسلامی و مبارزه با تحریف و بد عرضه شدن دین و نادرست فهمیدن و فهماندن دین در جامعه.آثاری که شهید مطهری در زمینه تحریف‌های دینی و مبارزه با خرافات دارد و دفاع از آزاداندیشی گویای این مطلب است.
ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید
خاتمی اشاره کرد : ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید، ایمان تحمیلی نیست، ایمان را نمی‌توان به دیگران داد، در فضای آزاد با بکار انداختن خرد و عقلانیت است که انسان به خاطر فطرتی که دارد به آن حقیقت می‌رسد و ایمان می‌آورد، به همین دلیل است ایمان‌های ارثی، ایمان‌هایی که بصورت عادت درآمده است ایمان‌هایی که به خاطر تعصبات ایجاد شده است به آن صورت ارزشی ندارد.
ایمان مبتنی بر آگاهی و انتخاب است
وی افزود: ایمان مبتنی بر آگاهی و انتخاب است که در فضایی که آزادی وجود داشته باشد انسان امکان انتخاب دارد و البته این فضا باید الوده به خرافات و کج‌روی‌ها و تعصبات نشود. قرآن کریم نکوهش می‌کند گذشتگان و دیگران را که در مقابل پیامبران بودند، آنان که به تعبیر قرآن کریم می‌گفتند: “إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى اثارهِم لمُّقْتَدُونَ” چون پدران ما این چنین بودند و سنت را عبارت از عادت‌هایی می‌دانستند که از گذشته به ارث رسیده است بی‌آنکه فکر خود را به کار بیاندازند این را مردود می‌داند و می‌گوید انسان باید تفکر کند.
خاتمی معتقد است که ایمان اصیل، انسان‌ها را از دو اسارت نجات می‌دهد. وی ادامه می دهد : از اسارت هوای نفس و شیطان و از اسارت قدرت‌های سلطه‌گری که خودشان را حق مطلق می‌دانند و اجازه نمی‌دهند حق الهی و خداداد را که حاکمیت انسان بر سرنوشت او است با تشخیص و انتخاب انسان‌ها اعمال شود. با دو استبداد، دو جباریت پیامبران مبارزه کردند، جباریتی برخاسته از درون و هوس‌زدگی و قرار گرفتن بخش انسانی وجود در خدمت بخش حیوانی و دیگری جباریتی از بیرون و حاکمیت نفس‌گیر زورگویان بر جامعه.
وی تصریح کرد: باری شریف‌ترین شغل که شغل انبیاء هم هست همین معلمی است و مگر نه اینکه صفت خاص پیامبر تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه انسان‌هاست اموزش و آگاهی دادن از یک طرف و پاک کردن و پالایش دادن درون برای اینکه این سنگینی‌ها از او گرفته شود و بتواند اوج بگیرد و بالا بیاید.جالب اینکه در آن جایی که حضرت امام علی‌(ع) از حق متقابل والی و مردم صحبت می‌کند نیز آگاهی‌بخشی و تعلیم و تأدیب جایگاه مهم دارد. واقعاً در سیر تاریخ بشر این‌طور از حق مردم در مقابل حکومت صحبت نشده است، البته حکومت حدود و اختیاراتی دارد ولی اینکه همه امکانات و همه حق در خدمت قدرت باشد و همه فرمان‌پذیری‌ها و اطاعت محض برای مردم، شیوه‌ای بوده که نوعاً در حکومت‌ها جبار وجود داشته و اسلام عزیز و امیرالمومنین است که به صراحت از حق مردم صحبت می‌کند و حق مردم بر حکومت را عبارت می‌داند از بالابردن آگاهی جامعه، فرو‌انداختن پرده‌های جهل و نادانی در جامعه و پرورش انسان‌ها. می‌فرماید حق شما بر من والی و فرمانروا عبارت است از: توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا
وی ادب را در فرهنگ اسلامی و حتی ایرانی دارای دامنه وسیعی برشمرد و گفت: ادیب آن کسی است که بینش و منش درست و والا دارد و ادب هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی.ادب آن است که بینش، عالمانه و رفتار، درست باشد و انسان برخوردار از زندگی معقول باشد. جامعه‌ای که در آن جهل و فقر و تبعیض باشد جامعه مطلوب امام علی علیه السلام نیست. حکومتی که مورد خواست و رضایت مردم نباشد حکومت مطلوب نیست. و حاکمی که درد مظلومان و عزم مبارزه با استثمارگران و زورگویان را نداشته باشد حاکم مطلوب امام علی علیه السلام نیست.


وی افزود: امام بعد از حق مردم از حق حکومت سخن می‌گوید: اولین حق حکومت بر مردم انتقاد کردن، نصیحت یعنی انتقادی که توام با خیرخواهی است، اینکه آزادی مطلوب در جامعه باشد. جالب این است که امام علی آزادی و اندیشه و بیان و نقد و انتقاد را حق حکومت و وظیفه جامعه می‌داند.ما در سایه بینش علوی یک گام از دنیای امروز جلوتریم که می‌گوید حق آزادی اندیشه، حق انتقاد و حق بحث آزاد در جامعه و پرسش از حکومت و… باید پاس داشته شود.
وی سپس به آنچه که انقلاب ایران می خواست پرداخت و گفت: آن چه ما می‌خواهیم و می‌گوییم و انقلاب ما هم می‌خواست همین است. یعنی نظامی که هم در آن ارزش‌های الهی باشد هم خرد و منطق و عقل بر آن حاکم باشد و هم آزادی‌های مطلوب و مشروع وجود داشته باشد و هم پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم باشد و هم امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم باشد و هم حق و امکان مردم به جابجایی قدرت با انتخابات و به طریق آزاد و مسالمت‌آمیز. این‌ها خواست جمهوری اسلامی بود که ریشه‌های الهی را در آن می‌بینیم.
قدرت نباید در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود
وی سپس اضافه کرد: نباید خدای نکرده مثل گذشته‌ها قدرت در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد. جمهوری اسلامی بر آمده از اراده آزاد مردم است و قدرتی که متمرکز شده است در مقابل مردم مسئول است و مردم حق بلکه وظیفه دارند انتقاد، امر به معروف و نهی از منکر کنند و کدام نهی از منکر بالاتر از اینکه اگر مردم می‌بینند ظلمی در جامعه است، اگر فقری در جامعه است، امکاناتی از جامعه از بین می‌رود، مسائل را بیان کنند و بعداً هم بالاتر از این مردم در موقعیتی قرار بگیرند که وقتی چیزی را نپسندیدند با آزادی و اراده کاملا آزاد و امنیت کامل با انتخاب خودشان بتوانند امور را جا‌به‌جا کنند. جمهوری اسلامی یعنی همین و ما هم ار آن دفاع می‌کنیم. همیشه هم از آن دفاع می‌کنیم.
وی به نکته دیگری هم اشاره کرد و آن قرار دادن اسلام در مقابل جاهلیت است و گفت :نگرانی امروز من هم که همیشه بوده و امروز هم هست اینکه خدای نکرده در این کشاکش‌ها اسلام آسیب نبیند.
وی افزود: باعث تأثر است این موج مبارکی که در خاورمیانه و در دنیای عرب و ان‌شاء‌الله در همه قسمت‌ها ایجاد شده و خواهد شد، موج‌آزادی خواهی، موج ضدیت با دیکتاتوری، موج مخالفت با وضعیت فوق‌العاده در تمام این کشورها در سوریه، مصر، الجزایر، یمن و همه جاهای که هست می‌گویند که باید این حالت فوق‌العاده از بین برود. انتخابات آزاد باشد. اینها خیلی مبارک است ولی در جنبه ایجابی مسأله چگونه است؟ این موج مبارک در کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، جاهایی که اکثریت آنها مسلمان‌اند. ما خیلی علاقمند بودیم که در مقابلش بگویند ما می‌خواهیم نظام دینی و اسلامی هم حاکم باشد و اگر در ذهن این جوامع بود که اسلام با آزادی می‌تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم می‌تواند سازگار باشد و نه تنها برای مسلمانان این آزادی برای همه کسانی که در ذیل و ظل حکومت و جامعه اسلامی زندگی می‌کنند این آزادی و حرمت وجود دارد ولو دین دیگری داشته باشند همه شهروند‌اند و حقوق شهروندی دارند آن وقت می‌دیدید امروز موجی که بود جنبه ایجابی آن هم جنبه اسلامی بود.
به گفته خاتمی ، در گذشته نگاه می‌کنند به نام اسلام چه جباریت‌هایی صورت گرفته، در زمان ما هم در همسایگی ما یک حکومت‌های جباری که با ابتدایی‌ترین حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهای دیگر و به نام خدا می‌کشتند، زنان را اسیر می‌کردند، ظلم می‌کردند، ترور و سرکوب می‌کردند و آزادی‌های مردم را می‌گرفتند و این‌ها را به نام اسلام انجام می‌دادند خوب مردم می‌گویند اگر بناست دیکتاتوری باشد باز این دیکتاتوری‌هایی که هست نامقدس است اگر یک دیکتاتوری مقدس بخواهد بیاید بهتر است که نیاید ترس از آنهاست.
وی خاطر نشان کرد: من بارها گفته‌ام و الان هم می‌گویم، که آنچه ما اصلاحات می‌نامیم تداوم انقلاب اسلامی است و تداوم حرکتی که مردم در یکصدوپنجاه سال گذشته داشته‌اند و در مشروطیت و نهضت ملی جلوه کرده و در انقلاب اسلامی جلوه روشن‌تر داشت ما همان راه را داریم. حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان، آزادی از سلطه استبداد و استعمار، پیشرفت در جامعه، مبارزه با عقب‌افتادگی و جریان یافتن عدالت در جامعه.
وی درباره عدالت گفت : عدالت هم فقط عدالت اقتصادی نیست گرچه عدالت اقتصادی بسیار بسیار مهم است. همین شهید مطهری از نکته‌های بسیار ارزنده‌ای که دارد در کتاب مبانی اقتصاد می‌فرماید عدالت در سلسله علل احکام اسلام قرار می‌گیرد. یعنی آن چیزی اسلامی است که عادلانه باشد نه اینکه ما هر برداشتی هر چیزی از اسلام داشتیم ولو در آن ظلم و تبعیض باشد آن اسلام است این اسلامی نیست! باید بسنجیم ببینیم این کارو حکمی که می‌کنیم عادلانه هست یا نه؟ اخلاق هم بسیار مهم است و من در جایی گفته ام اخلاق هم در سلسله علل احکام اسلامی است عدالت و اخلاق در خیلی جاها غریب است، ولی جایی که نام اسلام هست اگر اخلاق و عدالت لطمه ببینید زیانش به اسلام می‌رسد آن وقت بدبینی نسبت به اسلام پیدا می‌شود. ما باید از اسلام دفاع کنیم. امروز باید کاری نکنیم که جوانان ما در اینجا و در سراسر دنیا یک نوع سوء‌ظن نسبت به اسلام پیدا کنند.
رئیس جمهور سابق کشور افزود: حکومت‌ها می‌آیند می‌روند، جوامع می‌گذرند، ولی ما هم وظیفه‌ای داریم که در این زمان از اسلام و چهره رحمانی و انسانی و آزادی‌ خواهانه اسلام و عدالت‌پرور اسلام و ضد شرک اسلام دفاع کنیم.به هر حال اسلام در مقابل جاهلیت است. وظیفه ما این است از اسلام دفاع کنیم. نگذاریم اسلام لطمه بخورد. بخصوص اسلامی که مدعی است می‌تواند بر جامعه حکومت کند و ما هم به این معتقدیم.
وی سپس از اسلامی نام برد که باید حکومت کند و افزود: بدین معنا نیست که نه تنها یک گروه خاص و با ویژگی خاص همه امکانات را در انحصار خود بگیرد و در صدد طرد و حذف همه سلایق ولو اسلامی و شیعی بر می‌آید، بلکه غیرمسلمان هم در درون حکومت اسلامی محترم و صاحب حق است و باید باید همان حرمت و موقعیت را داشته باشد که یک مسلمان دارد.
وی افزود: شناخت وظیفه در این موقعیت خیلی مهم است. انسان مومن واقعی کسی است که هیچ‌گاه نباید مایوس شود. یکی از وظایفی که در این موقعیت برای خودم می‌دانم این است که از اسلام دفاع بکنم و به نکته دیگری هم اشاره کنم به مناسبت روز کارگر. کار و کارگری جایگاه مهمی در همه جوامع دارد.
با ادعا مسائل حل نمی شود
وی تصریح کرد: خوشبختانه در دوره ما سه‌جانبه‌گرایی را مورد توجه قرار دادیم. هم کارفرما، هم کارگر و هم دولت که با هم مسائل را حل کنند و بسیار هم مفید بود. به هر حال کارگر بخش زحمت‌کش و مؤثر جامعه است و در طول تاریخ تحولات یک‌قرنه کارگران ما بسیار هوشیار و بیدار عمل کرده‌اند، در همه صحنه‌ها حاضر بوده‌اند و بحمدالله تحت تأثیر تبلیغات مکاتب انحرافی قرار نگرفته‌اند و در عین حال همواره نسبت به حقوق خود حساس بوده‌اند. و پرسش این است که واقعا به حقوق خود رسیده‌اند؟ آیا امروز کارگران راضی هستند؟ پشتوانه کار و امنیت کارگر رواج و رونق تولید در جامعه است. آیا وضع تولید در جامعه مطلوب است؟ آیا کارفرمایان ما آنگونه که شایسته است می‌توانند فعال باشند؟ در حالی که در این سال‌ها از یک طرف امکانات بسیار وسیعی در اختیار دولت بوده است. از کل درآمد نفت از اول پیدایش و صدور نفت در یک قرن گذشته حدود نیمی از این درآمد در این پنج شش سال گذشته نصیب کشور شده است. از سوی دیگر نقشه راه یعنی سند چشم‌انداز پیش روی دولت بوده است. آیا در این مسیر حرکت کرده‌ایم؟ آیا رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری مطلوب و رواج و رونق کشاورزی و صنعت را شاهدیم؟ با ادعا مسائل حل نمی‌شود. اگر رشد ما پایین یا منفی است یعنی کار و کارگر هم دچار مشکل است!
وی در پایان برای کارگران عزیز و کارفرمایان و همه کسانی که به این مرز و بوم خدمت می‌کنند  آرزوی موفقیت کرد و گفت: معتقدم امکانات کم است ولی ایا مسیر طوری است که امیدوار کننده و به سوی بهبود زندگی پیش می‌رود؟کارگر باید کار داشته باشد همچنین حقوقی دارد باید بحث کند و از حقوق خود دفاع کند و تضمین برای آینده داشته باشد.
در آغاز این دیدار تعدادی از حاضران ضمن بزرگداشت هفته معلم و جایگاه تعلیم و تربیت از اینکه بعضی فشارها و ‌دستگیری‌ها نسبت به معلمان اعمال می‌شود اظهار ناراحتی کردند و نسبت به رواج خرافه و مطالب بی‌اساس نسبت به دین هشدار دادند و اینکه باید هوشیار بود که شاهد انحصارطلبی فکری و ترجیح بلامرجع بعضی بینش‌ها به نام انقلاب و اسلام نباشیم. این امور از یک سو، هویت جامعه را تهدید می‌کند و از سوی دیگر سبب گریز بخش‌هایی از جامعه بخصوص جوانان از دین و نظام می‌شود. و نیز بر لزوم هر چه بیشتر آگاه کردن جامعه و ارتباط با قشرهای مختلف جامعه برای بالابردن آگاهی آنان تأکید کردند.
در این دیدار از استاد شهید مطهری به عنوان معلم دینداری و روشنفکری و عقل‌گرایی تجلیل شد و بر لزوم پرداختن بیشتر به اندیشه‌های امام و شهید مطهری و ارزش‌های اصیل انقلاب اسلامی که متأسفانه در معرض تهدید است تأکید به عمل آمد.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

چکیده :ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به آدرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم...

کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با رونمایی وب سایت این کمپین آغاز به کار کرد.
به گزارش کلمه، در فراخوانی که به همین مناسبت از سوی این کمپین منتتشر شده، آمده است:«همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد.»
در همین فراخوان آمده است که « ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به آدرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.»
پایه گذاران این کمپین در گفت و گو با کلمه خبر داده اند که به زودی کمپینی نامه نویسی به مهدی و فاطمه کروبی نیز راه اندازی می شود.
متن کامل فراخوان کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به این شرح است :
میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، از رهبران جنبش اعتراضی سبز در ایران،اکنون بدون محاکمه و هیچ گونه حکم قضایی در زندان خانگی به سر می برند. کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد از همه کسانی که در ایران و جهان به نقض حقوق آنها و در بند کشیدن شان معترض اند درخواست می کند که برای این رهبران جنبش اعتراضی ایران نامه بنویسند.
ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به ادرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.
همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد
ما با تعداد زیاد نامه هایمان که از هر گوشه به این آدرس ارسال خواهیم کرد،ادارات پست ایران را در قبضه پیام های آزادی خواهی مان در خواهیم آورد و پیام روشنی به حکومت خواهیم داد:رهبران ما را آزاد کنید.
شما می توانید از نامه های خود و مراحل پست آن فیلم و یا عکس تهیه کنید و به آدرس کمپین ارسال کنید.شما می توانید نسخه ای از نامه تان را نیز برای ما بفرستید.ما تا تعدادی از این نامه ها را انتخاب و در وب سایت این کمپین منتشر می کنیم.
ما تاکید می کنیم هدف اصلی از این کمپین به پرواز درآوردن نامه ها در فضای واقعی است و نه در فضای مجازی اما حتما تعدادی از این نامه ها را نیز در وب سایت کمپین منتشر خواهیم کرد.
ما به هم وطنان عزیز داخل کشور توصیه می کنیم جهت رعایت نکات ایمنی از درج آدرس صحیح پستی خود خودداری کنند
ما از همه ایرانیان و غیرایرانی ها ی آزادیخواه در سراسر جهان درخواست می کنیم که نامه های خود را علاوه بر آدرس منزل موسوی به آدرس سفارت خانه های ایران در کشور محل سکونت خود نیز ارسال کنند.
آدرس ایمیل : nemehnevisi@gmail.com
آدرس وب سایت :http://namehnevisi.info/
کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
*کلمه ضمن تبریک راه اندازی این کمپین، به نوبه خود تلاش می کند نامه های برگزیده به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را در این سایت نیز منتشر کند.