جستجوی این وبلاگ

میرحسین موسوی/ مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰, سه‌شنبه

راز قتل سید احمد خمینی (آخرین افشاگری های سید احمد خمینی 5 روز قبل از مرگش در هفته نامه امید) + شرح ماجرای افشاگری باقی به نقل از ماهنامه نسیم بیداری

آیا ارتباطی میان قتل فرزند خمینی و افشاگری هایش در هفته نامه امید وجود دارد؟ هفته نامه ای که پس از انتشار این مطالب از سطح کشور جمع شد. گفتنی است که در جریان اعترافات سعید امامی، وی به قتل سید احمد خمینی اعتراف کرده بود و عماد الدین باقی با مطرح کردن آن، جنجالی به پا کرد که با نامه تأیید سید حسن خمینی مهر تأییدی بر ادعاهای باقی زده شد.
شرح بیشتری از ماجرا در مجله نسیم بیداری تیر ماه 1389 چاپ شده است که در ادامه می آید:
“منابع رسمی علت فوت را سکته قلبی تشخیص داده بودند و علایمی از مشکوک بودن مرگ را گزارش نداده بودند. پرونده فوت او برای چند سال مسکوت ماند تا اینکه بعد از ماجرای قتل های زنجیره ای پاییز 1377 و بحث هایی که در این زمینه در مطبوعات ایران جریان داشت، عمادالدین باقی از چهره های مطبوعاتی، نقل قولی از سید حسن خمینی فرزند حاج احمد خمینی را فاش ساخت که گمانه ها درباره به قتل رسیدن حاج احمد خمینی را تقویت می کرد؛ به گفته باقی حجت الاسلام نیازی، رئیس دادگاه نیروهای مسلح که پرونده رسیدگی به این ماجرا به وی سپرده شده بود به سید حسن خمینی گفته بود مجرمان قتل های زنجیره ای به قتل حاج احمد خمینی اعتراف کرده اند. این افشاگری باقی از سوی نیازی تکذیب شد و او به اتهام نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفت، اما ماجرا در اینجا خاتمه پیدا نکرد و باقی از سید حسن خمینی خواست که در زمینه درستی یا نادرستی گفته های او اظهار نظر کند و درست برخلاف آن چه بسیاری از ناظران انتظار داشتند، سید حسن خمینی با نگارش نامه ای درستی اظهارات عمادالدین را تأیید کرد.”
ماه نامه سیاسی فرهنگی نسیم بیداری - سال اول – شماره 8 – تیر و مرداد 1389
در زیر عکس های هفته نامه امید به همراه قسمتی از این مطالب می آید.

عکس صفحه اول
عکس صفحه دوم

“الان داخل شانزدهمین سال از عمر انقلاب اسلامی هستیم و هنوز بعضی از مسئولین، حتی مسئولین نهادهایی که پس از انقلاب تاسیس شده اند، مشکلات مدیریتی و مسایل خود را به گردن رژیم گذشته می اندازند و ندانم کاری های خود را ناشی از مشکلات بجا مانده از رژیم طاغوت می دانند! ایضا بعضی ها همه نقاط ضعف و بی کفایتی خود را با هیاهو به گردن استکبار جهانی و آمریکا انداخته و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند!”
“…[ناخوانا]… مشکلات و مسایل ما به کارشکنی آمریکا و ضدیت صهیونیست ها برمی گردد شکی نیست اما گسترش فساد اداری و رشوه خواری در ادارات و موسسات دولتی به خودمان بر می گردد. اتخاذ تصمیمات نابخردانه درباره ذخایر ارزی مملکت توسط خودمان بوده است.”
“آقای دکتر کاشان (حاج اصغر آقافخریه!) در زمان تصدی پست معاونت ارزی بانک مرکزی مملکت در خزانه بانک را باز کرد و به هر دلال و قاچاقچی و چاقوکش 5 هزار دلار تقدیم کرد و روزانه میلیونها دلار ذخایر ارزی بانک مرکزی را به جیب گانگسترها ریخت. آیا این نقشه تهی کردن خزانه ارزی مملکت را آمریکای جنایت کار جلوی حاج اصغر آقا گذاشته بود و یا به تصمیم گیری نابخردانه شخص او مربوط می شد؟ آیا این بابا رئیس بزگتری نداشت تا جلوی کار اورا بگیرد؟”
“میلیاردها ریال بیت المال هزینه ساخت پل هوایی می شود و ناگهان صدها تن سیمان و بتن و میل گرد روی سر رهگذران آوار می شود و جان عده ای را می گیرد. آیا سهل انگاری ساختن یک سازه بتنی توطئه آمریکای جنایتکار بوده است؟”
“ضعف مدیریتی و امنیت پرواز باعث سقوط پی درپی هواپیماهای مسافربری سیویل و نظامی می شود و هنوز مرکب خبر سقوط هواپیمای فوکر و آسمان خشک نشده خبر سقوط طیاره دیگری منتشر می شود. آیا این هم از توطئه آمریکاست؟”
“از یک طرف آقایان مرتبا مشکلات مملکت را به گردن نیروهای ناشناخته و استکبار موهوم می اندازند، و مرتبا می گویند در محاصره اقتصادی و غیره و ذالک هستیم. و از طرف دیگر عده ای از رجال می گویند ما چیزی نداریم که بخواهیم به آمریکا بفروشیم و احتیاجات خودمان را به نحو احسن از سایر کشورهای اروپایی و ژاپن تامین کرده و نیازی به آمریکا نداریم! بنابراین اثر محاصره اقتصادی آمریکا مردود است و به اعتراف خود آقایان تاثیری در حال و روز ما ندارد! در ثانی اگر قرار بود محاصره اقتصادی آمریکا موثر باشد تا به حال باید دولت کوبا و ملت کوبا و کشور کوبا با طی چهاردهه گذشته که در محاصره کامل دریایی آمریکا قراردارد از بیخ و بن مضمحل شده باشد.”
“آیا آمریکا به ما گفت که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راهمان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟! … یک مدت ایام ماه عسل بود، آقایان از دردسر جنگ فراغت یافته و پول های موجود را هزینه می کردند. دوستان انقلاب و نظام مرتبا حرص می خوردند و مضرات دریافت وام های سنگین خارجی را گوشزد می کردند اما آقایان در مصاحبه های خود دریافت هرگونه وجهی را از کشورهای خارجی تکذیب کرده و با قاطعیت می گفتند ما هیچگونه بدهی خارجی نداریم.”
“حالا اعلام می شود که صحبت از 35 تا 40 میلیارد دلار بدهی است و هر چند هفته یکبار اخبار مربوط به نحوه پرداخت بدهی ها به آلمان و فرانسه و انگلیس و هلند و کره و ژاپن وبعضی ممالک دور و نزدیک در جراید چاپ می شود و یک نفر هم نیست که این روزنامه ها را بردارد ببرد بگذارد جلوی برادر دکتر عادلی رئیس کل سابق بانک مرکزی و دکتر نوربخش وزیر سابق دارایی و از آقایان بپرسد که مگر شما نمی گفتید ما صنار به ممالک خارجی بدهکار نیستیم؟!”

مهدی کروبی؛ تصویر یک زندانی در دوقاب

تصویری از مهدی کروبی در حال تماشای عکس خودش در میان عکس زندانیان سیاسی رژیم پهلوی
تصویری از مهدی در حال تماشای عکس خودش در میان عکس زندانیان سیاسی رژیم پهلوی
تصویری از مهدی کروبی در حال تماشای عکس خودش در میان عکس زندانیان سیاسی رژیم پهلوی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه

یکی از نزدیکان هنرمند زندانی در مصاحبه با روز:

پنجشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰
یکی از نزدیکان هنرمند زندانی در مصاحبه با روز:

رامین پرچمی دنبال رای گمشده خود است

یکی از نزدیکان رامین پرچمی، بازیگر سینما در مصاحبه با "روز" اعلام کرد این هنرمند مثل سایر مردم ایران به دنبال رای گمشده خود و آزادی است.وی همچنین گفت رامین در دو سال گذشته با مردم معترض همراه بود و در جریان اعتراضات مردمی در روز 25 بهمن بازداشت شده و ادعای برخی رسانه های حکومتی مبنی بر حمل مواد مخدر از سوی رامین پرچمی را کذب محض خواند.
رسانه های حکومتی طی روزهای گذشته مدعی شده اند که رامین پرچمی به دلیل قاچاق مواد مخدر بازداشت شده و در حال سپری کردن دوران محکومیت خود است.
اما یکی از نزدیکان خانواده آقای پرچمی که تحت فشارهای شدیدی هستند به "روز" می گوید : کسی که معتاد باشد یا قاچاق مواد مخدر کرده باشد به "اقدام علیه امنیت ملی" و "اخلال در نظم عمومی" متهم نمی شود.
رامین پرچمی، بازیگر 38 ساله سینما و تلویزیون، روز 25 بهمن و در جریان تجمعات اعتراضی مردمی بازداشت شد. او اکنون در بند 350  اوین زندانی است و از سوی دادگاه انقلاب به یکسال حبس تعزیری محکوم شده است.
برخی گزارش ها از نحوه بازداشت آقای پرچمی حاکی از این بود که ماموران لباس شخصی، او رادر جریان راهپیمایی ۲۵ بهمن شناسایی کرده و به او تذکر داده بودند که محل تجمع را ترک کند اما بعد از مقاومت این هنرمنداو را بازداشت کردند:رامین هم مثل سایر مردم است، هیچ فرقی با سایر جوانان مردم ندارد؛ وقتی برخوردها با مردم را دیده، طبیعی بود که همراه مردم بماند. حالا چون هنرمند و شناخته شده بود که دلیل نمی شود بی تفاوت باشد. او آدمی است که پای عقاید خود می ایستد و دردسر را هم به جان می خرد.
او می افزاید: رامین ماسکی بر صورت داشته اما با این حال ماموران او را شناسایی کرده بودند.
روز 25 بهمن، مردم ایران به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای حمایت از جنبش اعتراضی مردم تونس و مصر به خیابان ها آمدند اما این تظاهرات به درگیری با نیروهای حکومتی و کشته شدن دو جوان دانشجوو ضرب و شتم صدها تن از مردم منجر شد.
خبر بازداشت رامین پرچمی تا پیش از انتقال او به بند 350 اوین با ابهاماتی مواجه بود که سکوت خانواده این هنرمند بر آن می افزود. چرا: "پدر و مادر رامین، حدود دو سال و نیم پیش در یک حادثه  فوت کردند و خانم رامین هم برای درس خواندن از ایران خارج شده.یعنی خیلی منابع خبری نبود و متاسفانه اطلاع رسانی چندانی درباره بازداشت رامین صورت نگرفت. از طرفی چون رامین بازیگر به هر حال شناخته شده ای بود ماموران خیلی فشار آوردند که ما سکوت کنیم.آنها می ترسند رسما اعلام شود چهره های شناخته شده ای چون هنرمندان و ورزشکاران و... همراه مردم هستند و به وضعیت فعلی اعتراض دارند. احساس میکنم از روحیه ای که از این طریق به مردم تزریق می شود هراس دارند".
از او می پرسم آیا رامین در سایر تجمعات هم همراه مردم شرکت میکرد؟ می گوید: رامین از ابتدا احساس میکرد رای اش گم شده و در تمام این مدت سعی میکرد در هر فرصتی که پیش می آید برای این قضیه کاری انجام دهد، منتهی گرفتاری های دیگری داشت به دلیل فوت پدر و مادر و گرفتاری های طبیعی فوت آنها، خیلی فرصت اینکه بتواند کاری انجام دهد پیش نیامد. خانواده رامین گیلانی هستند و پدر و مادرش را که در سانحه از دست رفتند در گیلان به خاک سپرده اند؛ رامین هم درگیر مسائل خانواده و فوت پدر و مادر بود ولی 25 بهمن تهران بود و کاری را که فکر میکرد باید انجام دهد انجام داد و به خیابان رفت. خود او تعریف کرهد که از قضا پارچه سبزی که همیشه دستش بود آن روز نبوده اما تا حضور مردم را دیده سریع مچ بندی از مردم گرفته و به دستش بسته و سعی کرده همراهی خودش با مردم و وفاداری اش به آزادیخواهی را با حضورش اعلام کند.
دست خطی از رامین پرچمی منتشر شده که این هنرمند 9 اسفند 89 در زندان اوین برای یکی از هم بندی هایش نوشته است: ما دلیرانه به تاریکی شب تاخته ایم، طرح نابودی شب تا سحر انداخته ایم.
این عضو خانواده پرچمی می گوید : او هیچ اعتراض عجیب و غریبی ندارد؛ هیچ چیز عجیب و غریبی نمیخواهد و طرفدار هیچ جریان یا آدم خاصی نیست بیشتر آزادی برای او مهم است، اینکه دیکتاتوری نباشد، اینکه آزادی ای که هر فردی باید داشته باشد، وجود داشته باشد. می گفت باید بتوانم در کشور خودم آنطور که میخواهم زندگی کنم، نه اینکه خط قرمز های اطراف هر روز بیشتر و بیشتر شود و مرا در حصار تنگ تری بگیرد.
از او درباره وضعیت فعلی این هنرمند می پرسم. می گوید:ظاهرا ملاقات کابینی دارد؛ وضعیت اش هم بغرنج نیست ولی گفته هنرمند باید همراه مردم و با دردهای مردم زندگی کند.
او می گوید: رامین روحیه بالایی دارد؛در آخرین ملاقاتی که داشته گفته این زندان و این قضایا یک خوبی داشت و آن اینکه وقتی بقیه زندانیان او را دیدند خوشحال شدند که جنبش زنده است و افرادی که به نحوی چهره ای محسوب می شوندهم همراه جنبش هستند. او گفته: از این مساله حس خوبی دارم.  وقتی آمدم کسانی که از مدتها پیش اینجا هستند، چون اخبار خیلی به داخل زندان نمی رسد، این حس را داشتند که جنبش سرد شده ولی جریان 25 بهمن و دستگیری کسانی مثل من در زندان این حس را در آنها به وجود آورد که جنبش هست و زنده است.
او می افزاید: رامین از اینکه امید و حس خوبی را با حضورش در زندان ایجاد کرده خوشحال است.
رامین پرچمی، دارای کارشناسی ارشد کارگردانی و بازیگری تئاتر است و مردم او را با فیلم هایی چون "ضیافت، مهمان مامان، تلفن، خاکستری، اخراجی های 2" وهمچنین سریال های تلویزیونی چون "در پناه تو، همسایه ها و زیر آسمان شهر" می شناسند.
او مدتی سردبیر هفته نامه فرهنگی هنری نقش "آفرینان" بود و فیلم کوتاهی با عنوان "راه حل" را نیز کارگردانی کرده است.
رامین پرچمی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی، فیلمبرداری و اخلال در نظم عمومی از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده‌ است.

میرحسین!دلم برای صدای امید دهنده ات تنگ شده است/کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد

چکیده :میرحسین! وقتی از جلوی ستاد انتخاباتی ات در شهرمان رد شدم گفتم اینم مثل بقیه .......اما وقتی ادب و متانت وسخنان معقولانه ات و سخن از ارزش های اخلاقی ات در مقابله با تمام رذایل اخلاقی را در مناظره با نماد این نامردمان دیدم فهمیدم که اندیشه بزرگ تو را این سیستم محقر وخشک مغز تحمل نخواهد...

کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد چندی پیش در فراخوانی اعلام کرد که «رهبران جنبش اعتراضی سبز در ایران،اکنون بدون محاکمه و هیچ گونه حکم قضایی در زندان خانگی به سر می برند. کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد از همه کسانی که در ایران و جهان به نقض حقوق آنها و در بند کشیدن شان معترض اند درخواست می کند که برای این رهبران جنبش اعتراضی ایران نامه بنویسند.»
به گزارش کلمه، این کمپین اظهار امیدواری کرده بود که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود:« ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به ادرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.»
یکی از نامه های برگزیده ای که برای این کمپین ارسال شده، به شرح زیر است:
میرحسین! تو را از خود جدا نمی بینم
۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
سلام برتو، یرحسین سلام برتو ای همراه من
هیچ ندارم بگویم چون کار اشتباهی نکرده ایم جرم ما جز پافشاری برسخن راست خود در مقابل دروغ سازان ریاکاری که با دزدیدن آرزوهای من وتو که اهل ریا و فرعون پرستی بودند به اوج غرور رسیده بودند و ما را خس وخاشاک ومیکروب می نامیدند و شاید انسان هم حسابمان نمی کردند.
میرحسین! برخود ببال که تو دربین همین افراد مغرور به مردم خدمت کردی ومثل آنها نشدی…..
میرحسین! وقتی که این جماعت پول پرست قدیس ماب خود رافصل الخطاب اعلام می کردند تو مردم رافصل الخطاب اعلام کردی..میرحسین فریاد حق طلبی ات مانند سیلی های پی درپی بر صورت این جماعت نشست و پرده ی ریا و نفاق را ازصورتشان برای همیشه کنار زد.
میرحسین! وقتی از جلوی ستاد انتخاباتی ات در شهرمان رد شدم گفتم اینم مثل بقیه …….اما وقتی ادب و متانت وسخنان معقولانه ات و سخن از ارزش های اخلاقی ات در مقابله با تمام رذایل اخلاقی را در مناظره با نماد این نامردمان دیدم فهمیدم که اندیشه بزرگ تو را این سیستم محقر وخشک مغز تحمل نخواهد کرد….از فردای آ نروز برای اولین بار به سایت انتخاباتی ات قلم وارد شدم….
آن روزها با تمام تلخی هایی که داشت گذشت به ما گفتی صبر و استقامت کنیم. ننگ هایی را با نام هتک حرمت عاشورا و پاره کردن عکس خمینی و حمله به عزاداران حسینی را با خونمان برما چسبانده بودند شاید این روزها سخت ترین روزهای سبز زندگی من بود اما بهمن شد ماه اعتراض…..
صدای دل نشین تو همچون خرداد ماه روحی سبز از جنس زندگی را درجنبش سبز دمید و روزی سبز دیگر را رقم زد تا تلنگری باشد بر قلب های خفته این نامردمان…
من اینک روح تو را در خود میبینم و تو را از خود جدا نمی بینم زیرا
میرحسین موسوی! تو از همه ی مان میرحسین ساخته ای!
اما دلم برای صدای امید دهنده ات تنگ شده است.
مرا عهدی است با جانان که تا جان دربدن دارم هوادران کویش را چو جان خویشتن دارم.
نویسنده: ماهان از خوزستان
مقصد:تهران-خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد

کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد

حاکمی که درد مظلومان را نداشته باشد حاکم مطلوب امام علی نیست

چکیده :آن چه ما می‌خواهیم و می‌گوییم و انقلاب ما هم می‌خواست همین است. یعنی نظامی که هم در آن ارزش‌های الهی باشد هم خرد و منطق و عقل بر آن حاکم باشد و هم آزادی‌های مطلوب و مشروع وجود داشته باشد و هم پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم باشد و هم امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم باشد و هم حق و امکان مردم به جابجایی قدرت با انتخابات و به طریق آزاد و مسالمت‌آمیز. این‌ها خواست جمهوری اسلامی بود که ریشه‌های الهی را در آن می‌بینیم. ...

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید»، گفت:«آنچه ما می‌خواهیم و انقلاب ما هم می‌خواست؛ پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم و امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم است نه اینکه خدای نکرده مثل گذشته‌ها، قدرت در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد.»
حجت الاسلام سید محمد خاتمی در جمع معلمان با تبریک فرارسیدن روز معلم و گرامی داشت سالروز شهادت آیت‌الله دکتر مرتضی مطهری به تببین تفکرات شهید مطهری پرداخت.
سید محمد خاتمی در این دیدار ضمن خوشامدگویی به معلمان گفت :شما عزیزا در حساس‌‌ترین و مهم‌ترین موقعیت کشور در جایگاه بسیار ارزنده‌ای خدمت کردید و می‌کنید.
کاش در روز معلم ، معلمان زندانی در میان ما بودند
وی سپس به معلمان زندانی اشاره کرد و گفت : ای کاش عزیزانی از معلمان که گرفتارند در میان ما بودند، کسانی که در صداقت و پاکی و خدمت‌های‌شان تردیدی نیست، هر چند نمی‌خواهم بگویم هیچ‌کس اشتباه نمی‌کند ممکن است هرکس اشتباه کند ولی سوابق و انگیزه‌های آنها را می‌دانیم که اهل خدمت بودند، زحمت کشیدند، امروز در میان ما نیستند و گرفتار هستند.البته هر کسی که در بند گرفتار شود برای ما باعث تاسف و تاثر است ولی امروز به مناسبت روز معلم می‌گوییم ای کاش معلمانی که واقعا گناهی به آن صورت ندارند و جرمی مرتکب نشده‌اند و امروز گرفتار هستند در میان خانواده و خود ما و جامعه بودند.
وی ابراز امیدواری کرد که به لطف خداوند هر چه زودتر همچنان که بارها گفته‌ایم زندانیان آزاد شوند و فضا باز شود این به نفع کشور و نظام و همه خواهد بود و امیدواریم شاهد روزهای بهتری در این زمینه باشیم.
وی افزود: نام‌گذاری هفته معلم و روز معلم به مناسبت شهادت استاد شهید مطهری نکته و تناسب بسیار مهمی دارد چرا که به حق عنوان معلم برای آیت‌الله شهید مطهری بسیار به جا است.گرچه در فرهنگ یونان و نیز در فرهنگ فلسفی اسلامی معلم معنای خاصی داشت و دو معلم در تاریخ و فلسفه جهانی و اسلامی نامور شدند یکی ارسطوست و دیگری فارابی که موسس فلسفه اسلامی است.
معلمان شخصیت انسان‌ها را بر اساس آگاهی و عدل و ارزش‌ها شکل می‌دهند
به گفته خاتمی معلم به اقتضای وضعیتی که دانش و  اندیشه و فلسفه در گذشته داشت که فلسفه و حکمت شامل همه شعب و شاخه‌های علوم و دانش‌های بشری و فنون مختلف بود به کسی می‌گفتند که صاحب تبحر در همه این رشته‌ها و شاخه‌ها باشد و به همین دلیل ارسطو را که در مابعدالطبیعه و طبیعیات و موسیقی و سیاست صاحب‌نظر بود و به خاطر جامعیتش، معلم اول گفتند و در دنیای اسلام هم فارابی که در همه رشته‌ها و شاخه‌ها و شعبه‌ها صاحب‌نظر بود معلم دوم لقب گرفت. البته امروز که دانش‌ها از هم باز شده‌اند و رشته‌های مختلفی پیدا کرده‌اند دیگر اصلا محال است کسی به این معنا معلم باشد حتی ذوالفنون‌هایی که شیخ بهایی می‌گفت باز شامل همه رشته‌ها نمی‌شود، گرچه در زمان شیخ بهایی علوم مختلف تحت عنوان حکمت مطرح می‌شد. ولی در دنیای جدید با گستردگی علوم، دیگر معلم بدان معنا تحقق پیدا نمی‌کند ولی معلم یعنی کسی که آگاهی را به جامعه ‌می‌دهد و شخصیت انسان‌ها را بر اساس آگاهی و عدل و ارزش‌ها شکل می‌دهد الان هست و رایج است.
وی سپس خصوصیات آیت الله مطهری را برشمرد و گفت :علامه شهید آیت‌الله مطهری علاوه بر اینکه معلم بود یعنی مدرس و تعلیم دهنده دانش‌ها و علوم بود لااقل در حیطه دانش الهی و علوم اسلامی و حتی پاره‌ای از علوم عام امروز، جامع‌الاطراف بود. در کلام، فلسفه، عرفان، تفسیر، تاریخ، فقه و سایر رشته‌هایی که وجود دارد و آثار ایشان نیز شاهد مدعی است و نیز دارای تلاش برای آگاهی بیشتر نسبت به علوم و دانش‌های زمان خودش لاقل آنچه به رشته‌هایی که به حوزه تخصص ایشان مربوط می‌شد مثل فلسفه جدید و جامعه‌شناسی و اموری نظائر آن واقعاً شهید مطهری اگر نگوییم بی‌نظیر، کم‌نظیر بود و کار ایشان هم کار معلمی بود، چه در حوزه علمیه و چه در دانشگاه.شهید مطهری به خاطر دفاع از اندیشه درست و حاکمیت انصاف و عقلانیت در جامعه مورد غضب قرار گرفت و بدست انسان‌های پلیدی که با رشد و پیشرفت جامعه و روشن شدن حقایق و دور شدن جامعه از تعصبات نابه‌جا مخالف بودند شهید شد.
وی افزود: روز معلم به مناسبت شهادت آن بزرگوار است. بطور خلاصه اگر شهید مطهری را بخواهیم توصیف کنیم انسانی دین‌باور بود و از موضع استوار دین، انسان‌مدار بود و ایشان رسالت خود را دفاع از حقیقت دین و دین‌داری می‌دانستند با این توضیح که معتقد بودند در عرصه دین‌داری نیز خرد باید حاکمیت داشته باشد و دین باید استوار بر پایه‌های محکم منطق و برهان و خرد قرار بگیرد.
به اعتقاد رئیس جمهور سابق کشور، راهی که ما برای فهم دین خدا و بسط دین خدا داریم خردی است که خدا به ما داده است و به همین دلیل یکی از پیشتازان مبارزه با الحاد از یک طرف به عنوان تفکر ضدالهی و ضدتوحیدی استاد مطهری بودد بخصوص به آن صورت که در دوران ما رایج بود و نیز مبارزه با التقاط یعنی آمیخته شدن حق با باطل و عرضه مطالب به صورتی که بنیاد فکری و عقلانی ندارد و از هر جایی تکه‌ای گرفته شده و مجموعه ناهمگونی به نام مکتب، اندیشه و ایدئولوژی مطرح می‌شد و از طرف دیگر مبارزه با خرافات و تحریفات در در دین ایشان یکی از انسان‌هایی است که واقعاً درد داشت در مقابل خرافه‌گرایی در جوامع و جامعه اسلامی و مبارزه با تحریف و بد عرضه شدن دین و نادرست فهمیدن و فهماندن دین در جامعه.آثاری که شهید مطهری در زمینه تحریف‌های دینی و مبارزه با خرافات دارد و دفاع از آزاداندیشی گویای این مطلب است.
ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید
خاتمی اشاره کرد : ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید، ایمان تحمیلی نیست، ایمان را نمی‌توان به دیگران داد، در فضای آزاد با بکار انداختن خرد و عقلانیت است که انسان به خاطر فطرتی که دارد به آن حقیقت می‌رسد و ایمان می‌آورد، به همین دلیل است ایمان‌های ارثی، ایمان‌هایی که بصورت عادت درآمده است ایمان‌هایی که به خاطر تعصبات ایجاد شده است به آن صورت ارزشی ندارد.
ایمان مبتنی بر آگاهی و انتخاب است
وی افزود: ایمان مبتنی بر آگاهی و انتخاب است که در فضایی که آزادی وجود داشته باشد انسان امکان انتخاب دارد و البته این فضا باید الوده به خرافات و کج‌روی‌ها و تعصبات نشود. قرآن کریم نکوهش می‌کند گذشتگان و دیگران را که در مقابل پیامبران بودند، آنان که به تعبیر قرآن کریم می‌گفتند: “إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى اثارهِم لمُّقْتَدُونَ” چون پدران ما این چنین بودند و سنت را عبارت از عادت‌هایی می‌دانستند که از گذشته به ارث رسیده است بی‌آنکه فکر خود را به کار بیاندازند این را مردود می‌داند و می‌گوید انسان باید تفکر کند.
خاتمی معتقد است که ایمان اصیل، انسان‌ها را از دو اسارت نجات می‌دهد. وی ادامه می دهد : از اسارت هوای نفس و شیطان و از اسارت قدرت‌های سلطه‌گری که خودشان را حق مطلق می‌دانند و اجازه نمی‌دهند حق الهی و خداداد را که حاکمیت انسان بر سرنوشت او است با تشخیص و انتخاب انسان‌ها اعمال شود. با دو استبداد، دو جباریت پیامبران مبارزه کردند، جباریتی برخاسته از درون و هوس‌زدگی و قرار گرفتن بخش انسانی وجود در خدمت بخش حیوانی و دیگری جباریتی از بیرون و حاکمیت نفس‌گیر زورگویان بر جامعه.
وی تصریح کرد: باری شریف‌ترین شغل که شغل انبیاء هم هست همین معلمی است و مگر نه اینکه صفت خاص پیامبر تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه انسان‌هاست اموزش و آگاهی دادن از یک طرف و پاک کردن و پالایش دادن درون برای اینکه این سنگینی‌ها از او گرفته شود و بتواند اوج بگیرد و بالا بیاید.جالب اینکه در آن جایی که حضرت امام علی‌(ع) از حق متقابل والی و مردم صحبت می‌کند نیز آگاهی‌بخشی و تعلیم و تأدیب جایگاه مهم دارد. واقعاً در سیر تاریخ بشر این‌طور از حق مردم در مقابل حکومت صحبت نشده است، البته حکومت حدود و اختیاراتی دارد ولی اینکه همه امکانات و همه حق در خدمت قدرت باشد و همه فرمان‌پذیری‌ها و اطاعت محض برای مردم، شیوه‌ای بوده که نوعاً در حکومت‌ها جبار وجود داشته و اسلام عزیز و امیرالمومنین است که به صراحت از حق مردم صحبت می‌کند و حق مردم بر حکومت را عبارت می‌داند از بالابردن آگاهی جامعه، فرو‌انداختن پرده‌های جهل و نادانی در جامعه و پرورش انسان‌ها. می‌فرماید حق شما بر من والی و فرمانروا عبارت است از: توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا
وی ادب را در فرهنگ اسلامی و حتی ایرانی دارای دامنه وسیعی برشمرد و گفت: ادیب آن کسی است که بینش و منش درست و والا دارد و ادب هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی.ادب آن است که بینش، عالمانه و رفتار، درست باشد و انسان برخوردار از زندگی معقول باشد. جامعه‌ای که در آن جهل و فقر و تبعیض باشد جامعه مطلوب امام علی علیه السلام نیست. حکومتی که مورد خواست و رضایت مردم نباشد حکومت مطلوب نیست. و حاکمی که درد مظلومان و عزم مبارزه با استثمارگران و زورگویان را نداشته باشد حاکم مطلوب امام علی علیه السلام نیست.


وی افزود: امام بعد از حق مردم از حق حکومت سخن می‌گوید: اولین حق حکومت بر مردم انتقاد کردن، نصیحت یعنی انتقادی که توام با خیرخواهی است، اینکه آزادی مطلوب در جامعه باشد. جالب این است که امام علی آزادی و اندیشه و بیان و نقد و انتقاد را حق حکومت و وظیفه جامعه می‌داند.ما در سایه بینش علوی یک گام از دنیای امروز جلوتریم که می‌گوید حق آزادی اندیشه، حق انتقاد و حق بحث آزاد در جامعه و پرسش از حکومت و… باید پاس داشته شود.
وی سپس به آنچه که انقلاب ایران می خواست پرداخت و گفت: آن چه ما می‌خواهیم و می‌گوییم و انقلاب ما هم می‌خواست همین است. یعنی نظامی که هم در آن ارزش‌های الهی باشد هم خرد و منطق و عقل بر آن حاکم باشد و هم آزادی‌های مطلوب و مشروع وجود داشته باشد و هم پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم باشد و هم امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم باشد و هم حق و امکان مردم به جابجایی قدرت با انتخابات و به طریق آزاد و مسالمت‌آمیز. این‌ها خواست جمهوری اسلامی بود که ریشه‌های الهی را در آن می‌بینیم.
قدرت نباید در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود
وی سپس اضافه کرد: نباید خدای نکرده مثل گذشته‌ها قدرت در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد. جمهوری اسلامی بر آمده از اراده آزاد مردم است و قدرتی که متمرکز شده است در مقابل مردم مسئول است و مردم حق بلکه وظیفه دارند انتقاد، امر به معروف و نهی از منکر کنند و کدام نهی از منکر بالاتر از اینکه اگر مردم می‌بینند ظلمی در جامعه است، اگر فقری در جامعه است، امکاناتی از جامعه از بین می‌رود، مسائل را بیان کنند و بعداً هم بالاتر از این مردم در موقعیتی قرار بگیرند که وقتی چیزی را نپسندیدند با آزادی و اراده کاملا آزاد و امنیت کامل با انتخاب خودشان بتوانند امور را جا‌به‌جا کنند. جمهوری اسلامی یعنی همین و ما هم ار آن دفاع می‌کنیم. همیشه هم از آن دفاع می‌کنیم.
وی به نکته دیگری هم اشاره کرد و آن قرار دادن اسلام در مقابل جاهلیت است و گفت :نگرانی امروز من هم که همیشه بوده و امروز هم هست اینکه خدای نکرده در این کشاکش‌ها اسلام آسیب نبیند.
وی افزود: باعث تأثر است این موج مبارکی که در خاورمیانه و در دنیای عرب و ان‌شاء‌الله در همه قسمت‌ها ایجاد شده و خواهد شد، موج‌آزادی خواهی، موج ضدیت با دیکتاتوری، موج مخالفت با وضعیت فوق‌العاده در تمام این کشورها در سوریه، مصر، الجزایر، یمن و همه جاهای که هست می‌گویند که باید این حالت فوق‌العاده از بین برود. انتخابات آزاد باشد. اینها خیلی مبارک است ولی در جنبه ایجابی مسأله چگونه است؟ این موج مبارک در کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، جاهایی که اکثریت آنها مسلمان‌اند. ما خیلی علاقمند بودیم که در مقابلش بگویند ما می‌خواهیم نظام دینی و اسلامی هم حاکم باشد و اگر در ذهن این جوامع بود که اسلام با آزادی می‌تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم می‌تواند سازگار باشد و نه تنها برای مسلمانان این آزادی برای همه کسانی که در ذیل و ظل حکومت و جامعه اسلامی زندگی می‌کنند این آزادی و حرمت وجود دارد ولو دین دیگری داشته باشند همه شهروند‌اند و حقوق شهروندی دارند آن وقت می‌دیدید امروز موجی که بود جنبه ایجابی آن هم جنبه اسلامی بود.
به گفته خاتمی ، در گذشته نگاه می‌کنند به نام اسلام چه جباریت‌هایی صورت گرفته، در زمان ما هم در همسایگی ما یک حکومت‌های جباری که با ابتدایی‌ترین حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهای دیگر و به نام خدا می‌کشتند، زنان را اسیر می‌کردند، ظلم می‌کردند، ترور و سرکوب می‌کردند و آزادی‌های مردم را می‌گرفتند و این‌ها را به نام اسلام انجام می‌دادند خوب مردم می‌گویند اگر بناست دیکتاتوری باشد باز این دیکتاتوری‌هایی که هست نامقدس است اگر یک دیکتاتوری مقدس بخواهد بیاید بهتر است که نیاید ترس از آنهاست.
وی خاطر نشان کرد: من بارها گفته‌ام و الان هم می‌گویم، که آنچه ما اصلاحات می‌نامیم تداوم انقلاب اسلامی است و تداوم حرکتی که مردم در یکصدوپنجاه سال گذشته داشته‌اند و در مشروطیت و نهضت ملی جلوه کرده و در انقلاب اسلامی جلوه روشن‌تر داشت ما همان راه را داریم. حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان، آزادی از سلطه استبداد و استعمار، پیشرفت در جامعه، مبارزه با عقب‌افتادگی و جریان یافتن عدالت در جامعه.
وی درباره عدالت گفت : عدالت هم فقط عدالت اقتصادی نیست گرچه عدالت اقتصادی بسیار بسیار مهم است. همین شهید مطهری از نکته‌های بسیار ارزنده‌ای که دارد در کتاب مبانی اقتصاد می‌فرماید عدالت در سلسله علل احکام اسلام قرار می‌گیرد. یعنی آن چیزی اسلامی است که عادلانه باشد نه اینکه ما هر برداشتی هر چیزی از اسلام داشتیم ولو در آن ظلم و تبعیض باشد آن اسلام است این اسلامی نیست! باید بسنجیم ببینیم این کارو حکمی که می‌کنیم عادلانه هست یا نه؟ اخلاق هم بسیار مهم است و من در جایی گفته ام اخلاق هم در سلسله علل احکام اسلامی است عدالت و اخلاق در خیلی جاها غریب است، ولی جایی که نام اسلام هست اگر اخلاق و عدالت لطمه ببینید زیانش به اسلام می‌رسد آن وقت بدبینی نسبت به اسلام پیدا می‌شود. ما باید از اسلام دفاع کنیم. امروز باید کاری نکنیم که جوانان ما در اینجا و در سراسر دنیا یک نوع سوء‌ظن نسبت به اسلام پیدا کنند.
رئیس جمهور سابق کشور افزود: حکومت‌ها می‌آیند می‌روند، جوامع می‌گذرند، ولی ما هم وظیفه‌ای داریم که در این زمان از اسلام و چهره رحمانی و انسانی و آزادی‌ خواهانه اسلام و عدالت‌پرور اسلام و ضد شرک اسلام دفاع کنیم.به هر حال اسلام در مقابل جاهلیت است. وظیفه ما این است از اسلام دفاع کنیم. نگذاریم اسلام لطمه بخورد. بخصوص اسلامی که مدعی است می‌تواند بر جامعه حکومت کند و ما هم به این معتقدیم.
وی سپس از اسلامی نام برد که باید حکومت کند و افزود: بدین معنا نیست که نه تنها یک گروه خاص و با ویژگی خاص همه امکانات را در انحصار خود بگیرد و در صدد طرد و حذف همه سلایق ولو اسلامی و شیعی بر می‌آید، بلکه غیرمسلمان هم در درون حکومت اسلامی محترم و صاحب حق است و باید باید همان حرمت و موقعیت را داشته باشد که یک مسلمان دارد.
وی افزود: شناخت وظیفه در این موقعیت خیلی مهم است. انسان مومن واقعی کسی است که هیچ‌گاه نباید مایوس شود. یکی از وظایفی که در این موقعیت برای خودم می‌دانم این است که از اسلام دفاع بکنم و به نکته دیگری هم اشاره کنم به مناسبت روز کارگر. کار و کارگری جایگاه مهمی در همه جوامع دارد.
با ادعا مسائل حل نمی شود
وی تصریح کرد: خوشبختانه در دوره ما سه‌جانبه‌گرایی را مورد توجه قرار دادیم. هم کارفرما، هم کارگر و هم دولت که با هم مسائل را حل کنند و بسیار هم مفید بود. به هر حال کارگر بخش زحمت‌کش و مؤثر جامعه است و در طول تاریخ تحولات یک‌قرنه کارگران ما بسیار هوشیار و بیدار عمل کرده‌اند، در همه صحنه‌ها حاضر بوده‌اند و بحمدالله تحت تأثیر تبلیغات مکاتب انحرافی قرار نگرفته‌اند و در عین حال همواره نسبت به حقوق خود حساس بوده‌اند. و پرسش این است که واقعا به حقوق خود رسیده‌اند؟ آیا امروز کارگران راضی هستند؟ پشتوانه کار و امنیت کارگر رواج و رونق تولید در جامعه است. آیا وضع تولید در جامعه مطلوب است؟ آیا کارفرمایان ما آنگونه که شایسته است می‌توانند فعال باشند؟ در حالی که در این سال‌ها از یک طرف امکانات بسیار وسیعی در اختیار دولت بوده است. از کل درآمد نفت از اول پیدایش و صدور نفت در یک قرن گذشته حدود نیمی از این درآمد در این پنج شش سال گذشته نصیب کشور شده است. از سوی دیگر نقشه راه یعنی سند چشم‌انداز پیش روی دولت بوده است. آیا در این مسیر حرکت کرده‌ایم؟ آیا رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری مطلوب و رواج و رونق کشاورزی و صنعت را شاهدیم؟ با ادعا مسائل حل نمی‌شود. اگر رشد ما پایین یا منفی است یعنی کار و کارگر هم دچار مشکل است!
وی در پایان برای کارگران عزیز و کارفرمایان و همه کسانی که به این مرز و بوم خدمت می‌کنند  آرزوی موفقیت کرد و گفت: معتقدم امکانات کم است ولی ایا مسیر طوری است که امیدوار کننده و به سوی بهبود زندگی پیش می‌رود؟کارگر باید کار داشته باشد همچنین حقوقی دارد باید بحث کند و از حقوق خود دفاع کند و تضمین برای آینده داشته باشد.
در آغاز این دیدار تعدادی از حاضران ضمن بزرگداشت هفته معلم و جایگاه تعلیم و تربیت از اینکه بعضی فشارها و ‌دستگیری‌ها نسبت به معلمان اعمال می‌شود اظهار ناراحتی کردند و نسبت به رواج خرافه و مطالب بی‌اساس نسبت به دین هشدار دادند و اینکه باید هوشیار بود که شاهد انحصارطلبی فکری و ترجیح بلامرجع بعضی بینش‌ها به نام انقلاب و اسلام نباشیم. این امور از یک سو، هویت جامعه را تهدید می‌کند و از سوی دیگر سبب گریز بخش‌هایی از جامعه بخصوص جوانان از دین و نظام می‌شود. و نیز بر لزوم هر چه بیشتر آگاه کردن جامعه و ارتباط با قشرهای مختلف جامعه برای بالابردن آگاهی آنان تأکید کردند.
در این دیدار از استاد شهید مطهری به عنوان معلم دینداری و روشنفکری و عقل‌گرایی تجلیل شد و بر لزوم پرداختن بیشتر به اندیشه‌های امام و شهید مطهری و ارزش‌های اصیل انقلاب اسلامی که متأسفانه در معرض تهدید است تأکید به عمل آمد.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

چکیده :ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به آدرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم...

کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با رونمایی وب سایت این کمپین آغاز به کار کرد.
به گزارش کلمه، در فراخوانی که به همین مناسبت از سوی این کمپین منتتشر شده، آمده است:«همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد.»
در همین فراخوان آمده است که « ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به آدرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.»
پایه گذاران این کمپین در گفت و گو با کلمه خبر داده اند که به زودی کمپینی نامه نویسی به مهدی و فاطمه کروبی نیز راه اندازی می شود.
متن کامل فراخوان کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به این شرح است :
میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، از رهبران جنبش اعتراضی سبز در ایران،اکنون بدون محاکمه و هیچ گونه حکم قضایی در زندان خانگی به سر می برند. کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد از همه کسانی که در ایران و جهان به نقض حقوق آنها و در بند کشیدن شان معترض اند درخواست می کند که برای این رهبران جنبش اعتراضی ایران نامه بنویسند.
ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به ادرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.
همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد
ما با تعداد زیاد نامه هایمان که از هر گوشه به این آدرس ارسال خواهیم کرد،ادارات پست ایران را در قبضه پیام های آزادی خواهی مان در خواهیم آورد و پیام روشنی به حکومت خواهیم داد:رهبران ما را آزاد کنید.
شما می توانید از نامه های خود و مراحل پست آن فیلم و یا عکس تهیه کنید و به آدرس کمپین ارسال کنید.شما می توانید نسخه ای از نامه تان را نیز برای ما بفرستید.ما تا تعدادی از این نامه ها را انتخاب و در وب سایت این کمپین منتشر می کنیم.
ما تاکید می کنیم هدف اصلی از این کمپین به پرواز درآوردن نامه ها در فضای واقعی است و نه در فضای مجازی اما حتما تعدادی از این نامه ها را نیز در وب سایت کمپین منتشر خواهیم کرد.
ما به هم وطنان عزیز داخل کشور توصیه می کنیم جهت رعایت نکات ایمنی از درج آدرس صحیح پستی خود خودداری کنند
ما از همه ایرانیان و غیرایرانی ها ی آزادیخواه در سراسر جهان درخواست می کنیم که نامه های خود را علاوه بر آدرس منزل موسوی به آدرس سفارت خانه های ایران در کشور محل سکونت خود نیز ارسال کنند.
آدرس ایمیل : nemehnevisi@gmail.com
آدرس وب سایت :http://namehnevisi.info/
کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
*کلمه ضمن تبریک راه اندازی این کمپین، به نوبه خود تلاش می کند نامه های برگزیده به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را در این سایت نیز منتشر کند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

پیام جمعی از کارشناسان نهاد ریاست جمهوری به میرحسین: پیام صبر شما را دریافتیم

چکیده :جمعی از کارشناسان نهاد ریاست جمهوری در پیامی به مهندس میرحسین موسوی، درگذشت پدرش حاج میر اسماعیل موسوی را تسلیت گفتند و نوشتند: هر صبح و عصر که از سر کوچه بن بست اختر می گذریم، بر خود می بالیم که در پشت آن دیوار فولادی بلند مردی در بازداشت خانگی است که با صلابت خویش، اقتدار کاذب متکی به شکنجه گر و سلول انفرادی و قاضی ظلم زندانبانش را به سخره گرفته....

جمعی از کارشناسان نهاد ریاست جمهوری در پیامی به مهندس میرحسین موسوی، درگذشت پدرش حاج میر اسماعیل موسوی را تسلیت گفتند و “رحلت چشم انتظارانه و تدفین امنیتی” پیکر پدر بزرگوار میرحسین را که “روزگاری نه چندان دور پناه و سفره دار شخص اول این کشور بود”، فصل جدیدی از اسطوره مظلومیت شرقی و در عین حال از الطاف خفیه الهی دانستند که به مثابه حکمت بالغه ای، “وحشیگری عریان دستگاه عظمای ستم را در برابر چشمان حیرت زده مردم به نمایش عمومی” گذاشت.
به گزارش کلمه، کارشناسان نهاد ریاست جمهوری همچنین در پیام خود نوشته اند: هر صبح و عصر که از سر کوچه بن بست اختر می گذریم، بر خود می بالیم که در پشت آن دیوار فولادی بلند مردی در بازداشت خانگی است که با صلابت خویش، اقتدار کاذب متکی به شکنجه گر و سلول انفرادی و قاضی ظلم زندانبانش را به سخره گرفته.
متن کامل این پیام که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
درگذشت پدر بزرگوارتان حاج میراسماعیل موسوی که اسوه جوانمردی و فتوت بود را از صمیم قلب به شما و سایر بازماندگان داغدار تسلیت می گوییم و برای آن عزیز رفته آرامش ابدی آرزومندیم، زیرا اینک که از دیوار تن رسته و در آزادی روحانی پرگشوده، بی شک بر وضعیت پور دلبند خویش آگاه گشته است. کیست نداند رحلت چشم انتظارانه و تدفین امنیتی پیکر پدر بزرگوار شما که روزگاری نه چندان دور پناه و سفره دار شخص اول این کشور بود، فصل جدیدی از اسطوره مظلومیت شرقی است و طرفه تر اینکه دستگاه مستأجل ستم اجازه نداد تا به سهم ناچیز خود شریک غم شما و همه خانواده های شهدای سبز باشیم. ما تردید نداریم که این مظلومیت بزرگ از الطاف خفیه الهی و به مثابه حکمت بالغه ای بود تا وحشیگری عریان دستگاه عظمای ستم را در برابر چشمان حیرت زده مردم به نمایش عمومی بگذارد تا بدانند و مهمتر از آن ببینند در پشت نقاب دروغین دیانت این قوم مدعی ، ذره ای اخلاق و شرافت اسلامی و انسانی وجود ندارد.
همکار عزیز، جناب آقای موسوی
هر صبح و عصر که از سر کوچه بن بست اختر می گذریم، بر خود می بالیم که در پشت آن دیوار فولادی بلند مردی در بازداشت خانگی است که با صلابت خویش، اقتدار کاذب متکی به شکنجه گر و سلول انفرادی و قاضی ظلم زندانبانش را به سخره گرفته و افتخار می کنیم که روزگاری پا به پای زندانی بن بست اختر در تدارک جنگ و معیشت مردم می کوشیدیم و هر لحظه آرزوی روزهایی را داریم که همواره در ورودی کوچه بن بست اختر، به احترام متقابل همکارانت که به احترام شما می ایستادند، از خودرو پیاده می شدی و ما آنگاه از انرژی دستانت و نفوذ نگاهت در می یافتیم که میان صلابت و خضوع چه رابطه معنی داری برقرار است.
در پایان اعلام می داریم که پیام صبر شما را دریافتیم و استقامت را به آن افزودیم و با صبر و استقامت پای در راه سبز امید گذاشته ایم و در این راه پا به پای شما می مانیم.
جمعی از کارشناسان نهاد ریاست جمهوری

سید محمد خاتمی: حصرها برداشته و زندانیان آزاد شوند

چکیده :سید محمد خاتمی سپس با اشاره به اهمیت رأی مردم تأکید کرد: جمهوری اسلامی برآمده از اراده مردم و متکی به آنان است و از این رو انتخابات و رأی مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است و انتخابات آزاد و فراگیر نشانه زندگی جامعه است. همانگونه که در جمهوری مسؤولیت شناسی و انتقاد پذیری حاکمان بسیار مهم است که اگر اینها نبود یا ضعیف بود جمهوریت و اسلامیت نظام و زندگی جامعه آسیب می...

سید محمد خاتمی با تاکید بر اینکه سال گذشته را در حالی پشت سر گذاشتیم که نه تنها زندانیان آزاد نشدند، بلکه کسانی که آزاد بودند نیز فراخوانده یا دستگیر شدند و نسبت به بسیاری از کسانی که در زندان اند و نسبت به بستگان آنان سخت گیریهایی بیشتر به عمل آمد و حصرها و محدودیت ها نیز بر آنها افزوده شد گفت: وقتی جهاد اقتصادی مطرح می شود معنایش این است که وضعیت اقتصادی فعلی چندان مناسب نیست و نیاز به جهاد همه جانبه برای پیشرفت و بهبود دارد و الحق که با درآمدهای شگفت انگیز نفتی در سالهای گذشته و با داشتن سند چشم انداز که نقشه راه جامعه است می بایست شاهد جهش های عظیم در عرصه تولید، سرمایه گذاری، اشتغال، حضور در بازارهای جهانی و بالارفتن سطح زندگی و معیشت مردم بخصوص برای بخش های کم درآمد تر جامعه باشیم که متأسفانه نیستیم.
به گزارش وب سایت رسمی سید محمد خاتمی، وی در دیدار با جمعی از قرآن پژوهان استان یزد با اظهار نگرانی نسبت به وضعیت موجود کشور، پیرامون وقایع سال گذشته گفت « سال گذشته را در حالی پشت سر گذاشتیم که نه تنها زندانیان آزاد نشدند، بلکه کسانی که آزاد بودند نیز فراخوانده یا دستگیر شدند و نسبت به بسیاری از کسانی که در زندان اند و نسبت به بستگان آنان سخت گیریهایی بیشتر به عمل آمد و حصرها و محدودیت ها نیز بر آنها افزوده شد.»
رئیس بنیاد گفت و گوی تمدن ها قرآن کریم را فراخواننده به زندگی حقیقی خواند و افزود:
یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم
خدا و پیامبر مردم را دعوت به زندگی می کنند و کسی که طعم زندگی را در این جهان نچشد از نعمتهای زندگی حقیقی در آن جهان نیز محروم خواهد بود. زندگی اختصاص به افراد ندارد و جوامع هم زندگی و مرگ دارند.
رئیس جمهوری سابق ایران انقلاب اسلامی را انقلاب احیاء خواند و گفت: انقلاب هنگامی رخ داد که فساد، وابستگی، فشار، استبداد و بیداد، زندگی را بر همه تنگ کرده بود. انقلاب آمد تا مردم را به زندگی برگرداند و زندگی مورد نظر عبارت بود از استقرار نظامی که از یک سو ارزشهای والای الهی بر آن حاکم باشد و از سوی دیگر مردم بر سرنوشت خود حاکم باشند. انقلاب، نفی استبداد و سرکوب و فراخواننده به رهایی از وابستگی بود و می خواست تا عامل حیات بخش عدالت را در همه جا و برای همه کس حاکم کند و به همین جهت جمهوری اسلامی را مطرح کرد و مردم هم به آن رأی دادند.
سید محمد خاتمی سپس با اشاره به اهمیت رأی مردم تأکید کرد: جمهوری اسلامی برآمده از اراده مردم و متکی به آنان است و از این رو انتخابات و رأی مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است و انتخابات آزاد و فراگیر نشانه زندگی جامعه است. همانگونه که در جمهوری مسؤولیت شناسی و انتقاد پذیری حاکمان بسیار مهم است که اگر اینها نبود یا ضعیف بود جمهوریت و اسلامیت نظام و زندگی جامعه آسیب می بیند.
رئیس جمهوری سابق ایران با توجه به پیش رو بودن انتخابات اظهار امیدواری کرد شاهد انتخاباتی سالم و آزاد و پرشور باشیم، بخصوص در مورد مجلس که در نظام مردم سالار جایگاه والایی دارد. مجلسی مورد نیاز است که همه سلیقه ها و گرایش های ملت را نمایندگی کند و با اتکاء به مردم، چه در قانونگذاری و چه در نظارت بر همه امور و پاسخگو کردن مسؤولان شجاعانه و مدبرانه عمل کند.
سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: وقتی جهاد اقتصادی مطرح می شود معنایش این است که وضعیت اقتصادی فعلی چندان مناسب نیست و نیاز به جهاد همه جانبه برای پیشرفت و بهبود دارد و الحق که با درآمدهای شگفت انگیز نفتی در سالهای گذشته و با داشتن سند چشم انداز که نقشه راه جامعه است می بایست شاهد جهش های عظیم در عرصه تولید، سرمایه گذاری، اشتغال، حضور در بازارهای جهانی و بالارفتن سطح زندگی و معیشت مردم بخصوص برای بخش های کم درآمد تر جامعه باشیم که متأسفانه نیستیم.
رئیس بنیاد گفت و گوی تمدن ها جهاد اقتصادی را مستلزم دستیابی به سیاست های عالمانه و کارشناسانه و مردم مدارانه و اعمال آنها دانست و افزود: جهاد اقتصادی، در جامعه با نشاط و امیدوار میسر است و یکی از شرایط آن حضور همه نیروها و بخش ها و بخصوص سرمایه های کاردان انسانی جامعه در صحنه است. و برای این کار لازم است که فضای سیاسی جامعه باز و امن باشد. وقتی فضا امنیتی باشد و با بدبینی به همه کس و همه چیز نگاه شود و برخوردهای ناورا صورت گیرد نشاط نخواهد بود. و مخصوصاً در سال انتخابات اگر مصلحت کشور و نظام را می خواهیم نیازمند فضای با نشاط سیاسی هستیم.
رئیس جمهوری سابق ایران با ابراز تأسف از وقایع سال گذشته تأکید کرد: در سالی که گذشت انتظار فراهم آمدن چنین فضایی را داشتیم تا پس از قریب دو سال تنش و وضع فوق العاده، بهار را با امید و دلگرمی و نزدیک تر شدن دلها به یکدیگر و رفع عواملی که باعث نارضایتی است آغاز کنیم و بارها نیز از سوی خیرخواهان که در دل بستگی آنان به نظام و انقلاب و کشور تردیدی نیست در این باب تذکر داده شده، ولی متأسفانه در حالی به سال جدید وارد شدیم که نشانی از رفتن به سوی این فضا ندیدیم بلکه سخت گیری ها و برخوردهای خشن بیشتر شد.
سید محمد خاتمی سپس با اشاره به انتقاد رهبری در روزهای پایانی سال گذشته از برخوردهای بداخلاقانه و خلاف شرع و قانون و بهتان و ناسزاگویی و اقدامهای ناپسند جریانهای افراطی و اشاراتی و هشدارهایی که پیشتر هم درباره تهمت زنی های رایج داده بودند این نکته را مطرح کرد که: نمی دانم لزوم برخورد با چنین رفتارها و اعمالی عطف به ماسبق هم می شود؟ و بدترین بداخلاقی ها و تهمت زنی ها و فحاشی ها و کوبیدن های یک طرفه در بسیاری از رسانه ها و منابر و تریبونها و محافل نیز مورد بررسی و برخورد قرار خواهد گرفت؟
به هر حال سال گذشته را در حالی پشت سر گذاشتیم که نه تنها زندانیان آزاد نشدند، بلکه کسانی که آزاد بودند نیز فراخوانده یا دستگیر شدند و نسبت به بسیاری از کسانی که در زندان اند و نسبت به بستگان آنان سخت گیریهایی بیشتر به عمل آمد و حصرها و محدودیت ها نیز بر آنها افزوده شد.
رئیس بنیاد گفت و گوی تمدن ها خطاب به دست اندرکاران عرصه سیاست گفت: در سالی که بیش از همیشه نیاز به نشاط و حضور ملت داریم باز هم پیشنهاد ما این است که حصرها برداشته شود و زندانیان آزاد شوند، فضای سیاسی و رسانه ای جامعه طبق موازین و قانون باز شود، حضور و فعالیت احزاب و تشکل ها ممکن و امن گردد و به سوی انتخابات آزاد و سالم حرکت کنیم و انتخابات مطلوب گرچه ناشناخته نیست ولی اجمالاً در صورتی خواهد بود که حذف های ناروا نباشد و همه بتوانند با امنیت در معرض انتخاب کردن و انتخاب شدن قرار گیرند. البته در این باب باز هم نیاز به بحث بیشتر داریم.
رئیس جمهوری سابق ایران بخش پایانی سخنان خود را به تحولات منطقه اختصاص داده و افزود: در این باب نیز کم و بیش بحث شده است و ان شاء الله در آینده هم سخن گفته خواهد شد. به هر حال این موج مبارک برای مردم منطقه گرچه هزینه فراوان داشته و دارد، ولی به نظر می رسد که افق بسیار روشن و امیدوار کننده است و نشانه های تحول بنیادی در ذهن و زندگی مردم آشکار شده است و این نکته را ناگفته نگذارم که متأسفانه برخوردهای دوگانه سیاستها و جوامع بین المللی در مورد حرکت های منطقه باعث تأسف است. از جمله شاید مظلوم ترین ملت در این میانه ملت شریف بحرین باشد که امیدوارم شاهد پیروزی همه ملت ها باشیم.
در ابتدای این دیدار حاضرین توضیحاتی درباره فعالیت قرآنی جمعیت، شناخت قرآن و اهداف عالیه آن و اهتمام به عقل در فهم و تفسیر قرآن کریم و تلاش برای رسیدن به حقایق قرآنی و چاره جویی از آن در حل مشکلات فردی و اجتماعی داده و یکی از آفاتی که از دیرباز تاکنون در جامعه اسلامی و جوامع دینی وجود داشته است را ظاهرگرایی و اخباری گری و خرافه زدگی و غفلت از حقیقت دین بوده است و افراطی گری و رادیکالیسم نیز ناشی از این آفت و بینش و منش خود حق پنداری ظاهرپرستان بوده است.
اهمیت انقلاب اسلامی و نقش آن در زنده کردن پیام قرآن و دعوت مردم به خردگرایی و عدالت گستری و آزادگی از دیگر مباحث حاضرین در این نشست بود.
همچنین سؤالاتی در درباب اصلاحات و آینده اصلاح طلبی و جریانهایی که با تمامیت خواهی درصدد حذف و طرد هرگونه اندیشه و عمل وفادار به انقلاب و یک دست کردن جامعه و جلوگیری از حضور و فعالیت هر آنچه نمی پسندند هستند مطرح شد و از محدودیت ها و تنگناهای موجود در عرصه های مختلف و از اینکه تحت عناوین مقدس خدای ناخواسته جمهوریت نظام اسلامی به خطر بیفتد اظهار نگرانی شد.

هاشمی رفسنجانی: مضامین نامه ۸۸ روشن شده است

چکیده :هدف اصلی من بودم و فضای مناظره به گونه‌ای بود که جامعه همین را فهمیدند و «عکس‌العمل‌ها که از پیش سازمان‌دهی شده بود، لحظاتی بعد از مناظره شروع به اجرا شد و هنوز هم ادامه دارد که این دلیل روشنی است....

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به سوالاتی پیرامون نامه‌های سرگشاده خود در سال‌های ۵۹ و ۸۸ پاسخ گفت. آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با اشاره به اینکه نامه سال ۵۹ هم مورد رضایت بنیانگذار انقلاب قرار گرفت و هم بعدها با روشن شدن مضامین آن مورد تحسین دوستان انقلاب؛ در مورد نامه سال ۸۸ به  رهبری تاکید کرد: مضامین نامه ۸۸ روشن است و نکته بسیار مهم این بود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند “درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند”.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ در بخشی از پاسخ‌های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده است: یکی از علل تصمیم‌گیری در مورد نوشتن نامه سال ۵۹ به محضر امام(ره) توسط من ارتباط بیشتر من با امام و شناختی بود که امام از من داشتند ضمن اینکه اقدامات بعدی امام نشان از رضایت ایشان نسبت به محتوای نامه داشت و با روشن شدن مضامین آن مورد تحسین دوستان انقلاب هم قرار گرفت. آیت‌الله هاشمی در بخش دیگر این مصاحبه ضمن اشاره به دلایل نگارش نامه ۸۸ به رهبری بر روشن شدن مضامین آن تاکید کرد: نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند و بنظرم دیگر اظهارنظرها باندی و سیاسی است.
متن کامل این مصاحبه بدین شرح است:
چرا نامه سال ۵۹ به قلم و امضای آقای هاشمی نوشته شد؟
این تصمیم امضاء‌کنندگان بود. به من مأموریت دادند. نوشتم و آقایان هم تأیید کردند. یکی از علل این تصمیم «ارتباط بیشتر من با امام بود» که می‌دانستند. با «شناختی که امام از من داشتند» و با نیازی که به پیگیری بود، می‌دانستند از طریق من کار روان‌تر و آسان‌تر می‌شود.البته امضا منحصر به من نبود. امضای آن چهار بزرگوار قبل از امضای من است. نامه دوم فقط امضای مرا دارد.
چه کسانی و چگونه به مخالفت با آن پرداختند؟
در آن مقطع نامه‌ها منتشر نشد و کسی هم مخالفتی نداشت. آنها که مطلع بودند، همه موافق بودند. بعد از انتشار هم کسی اعتراضی نکرد. بلکه تحسین کردند. چون از نتایج آن خشنود بودند. البته طبعاً ضدانقلاب و طرفداران آقای بنی‌صدر و لیبرال‌ها مخالف بودند و بعدها مطالبی نوشتند.
نظر امام نسبت به نامه چه بود؟ آیا خاطره‌ای از برخورد امام در مورد نامه به یاد دارید؟
هر دو نامه بعد از گذشت حدود یکسال از تاریخ نوشتن نامه اول به امام تقدیم شد و در آن زمان بسیاری از پیش‌‌بینی‌ها و نکات نامه روشن شده بود. من شخصاً مطلبی و اظهار‌نظری از امام‌(ره) به یاد ندارم، ولی « اقدامات بعدی امام نشان از رضایت امام داشت».
دوستان مخالف بعد از اثبات عینی نامه اشتباه خود را چگونه جبران کردند؟ در صورت امکان با ذکر مصادیق.
مخالفتی نبود که نیاز به جبران باشد. «آنها هم که بعد از انتشار و اطلاع مخالفت داشتند، شاید بر مخالفت‌شان باقی ماندند».
توصیه شما به دوستانی که هنوز پیام اصلی نامه ۸۸ را با عینیت یافتن بخش عمده مفاد آن در نیافته‌اند، چیست؟
فکر می‌کنم «مضامین نامه ۸۸ روشن است». بنظر اینجانب اظهارنظرها باندی و سیاسی است و تا شرایط همین است، اعتراف نخواهند کرد. ولی نکته مهم این است که خود رهبری بعد از خواندن نامه و پس از انتشار به خود من فرمودند: «درباره مطالب نامه ملاحظه‌ای ندارند» و فقط دو نکته وجود دارد. اول اینکه اگر با من مشورت می‌کردید، می‌گفتم باید بعد از انتخابات منتشر شود که من جواب دادم چند ساعت قبل نامه را خدمت شما فرستادم برای مشورت که جوابی نرسید. فرمودند آقای حجازی نامه شما را موقعی به من داد که مشغول خواندن متن آن در کامپیوتر بودم. نکته دوم اینکه آقای احمدی‌نژاد در آن مناظره شخص شما را متهم نکرده است که جواب دادم هدف اصلی من بودم و فضای مناظره به گونه‌ای بود که جامعه همین را فهمیدند و «عکس‌العمل‌ها که از پیش سازمان‌دهی شده بود، لحظاتی بعد از مناظره شروع به اجرا شد و هنوز هم ادامه دارد که این دلیل روشنی است.» به علاوه در مراسم مرقد به ایشان گفتم اگر خودتان جبران کنید، من اعتراض نمی‌کنم که نکردند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

برگرفته از تفنگت را زمين بگذار

چند وقت پیش وبلاگهای دوستان ولایی این کاریکاتور رو پخش کرده بودند!؟!!

که ما هم در جوابش کاریکاتور نه! دوتا سه تا عکس واقعی پخش کردیم.
حالا برداشت آزاده دیگه.


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رسوایی نمایش دروغین صداوسیما در بین شهروندان پاوه

چکیده :دو ماه از شهادت صانع ژاله می‌گذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشده‌اند. ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» می‌دانند و با او قطع رابطه کرده‌اند....

نزدیک به دو ماه از شهادت صانع ژاله می‌گذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشده‌اند. در این حال، بستگان این شهید و دیگر ساکنان شهر پاوه، به طرد و قطع رابطه با پسرخاله صانع ژاله پرداخته‌اند که در پروژه شهید دزدی، نقش مؤثری داشت. جوانان این شهر هم نسبت به تبلیغات حکومتی مبنی بر بسیجی بودن صانع ژاله، واکنش نشان می‌دهند؛ که بارها به دستگیر شدن آنها منجر شده است.
خبرنگار کلمه از پاوه گزارش می‌دهد که ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» می‌دانند و معتقدند صداوسیما و نیروهای امنیتی دولت کودتا، با همکاری این فرد توانستند نمایش دروغینی را به اجرا بگذارند که علت حضور صانع ژاله در خیابان در روز ۲۵ بهمن و عامل کشته شدن او را وارونه جلوه می‌دهد.
صانع ژاله، دانشجوی دانشگاه هنر تهران بود که در راهپیمایی روز ۲۵ بهمن به ضرب گلوله به شهادت رسید. حاکمیت بلافاصله پس از شهادت او، در اقدامی غیرمنتظره و سخیف، ادعا کرد که صانع ژاله بسیجی بوده و منافقان او را کشته‌اند. پس از آن هم تبلیغات گسترده رسانه‌های و تشییع جنازه سازماندهی‌شده به کار گرفته شد تا پروژه‌ای که از سوی رسانه‌های مستقل، «شهید دزدی» نام گرفت، برای افکار عمومی توجیه شود. هرچند با مصاحبه برادر این شهید و اعلام اینکه او بسیجی نبوده، و نیز انتشار عکسهای دیدار او با مرحوم آیت‌الله منتظری و گزارش‌های فعالیتش در انتخابات به نفع مهندس موسوی، این تبلیغات نیز به ثمر نرسید.
اکنون پروژه شهید‌دزدی در پاوه، شهر محل سکونت خانواده‌ی این شهید، نیز با واکنش مردم مواجه شده و فردی که به دروغ به عنوان پدر صانع ژاله در تلویزیون معرفی شده و در جعل کارت بسیج برای صانع ژاله نیز با ماموران امنیتی همکاری کرده بود، با طرد و قطع رابطه از سوی شهروندان پاوه روبه‌رو شده است.
نام این فرد، زین‌الدین انصاری است. او پسرخاله شهید صانع ژاله است، اما خبرگزاری فارس و بخش خبری بیست و سی صداوسیما، به دروغ او را پدر صانع معرفی کردند. زین‌الدین انصاری که در بخش حراست قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران مشغول به کار است، از عوامل جعل کارت بسیج برای صانع ژاله است و برادر این شهید، در مصاحبه‌ای فاش کرده بود که صبح روز ۲۶ بهمن، پیش از آنکه خانواده از شهادت صانع مطلع شوند، او به در خانه آمده و قطعه عکسی از این شهید را درخواست کرده است که بعدا برای جعل کارت بسیج او استفاده شده است.
گزارش خبرنگار کلمه حاکی است که با توجه بافت سنتی شهرستان پاوه، که شبکه‌های فامیلی در آن گسترده‌اند و اکثر مردم بومی شهر همدیگر را می‌شناسند و و نام و نسب یکدیگر را می‌دانند، مردم پاوه پسرخاله شهید را خائن به خون او می‌دانند و از این رو نه تنها بستگان و آشنایان ارتباطشان را با او قطع کرده‌اند، بلکه مردم نیز به شکل‌های مختلف از او ابراز انزجار می‌کنند، تا جایی که بسیاری از مردم وقتی او را در حیابان می‌بینند، به سمت دیگر خیابان می‌روند تا با او چهره به چهره و هم‌کلام نشوند.
همچنین از پاوه گزارش می‌رسد که در ادامه پروژه شهید دزدی، به غیر از ادارات دولتی و امکان رسمی، اصناف پاوه هم مجبور شده‌اند تا پلاکاردها و بنرهایی را مبنی بر بسیجی بودن شهید صانع ژاله بر سردر مغازه‌ها و فروشگاهها نصب کنند. اما این پلاکاردها و بنرها، به کرات توسط جوانان پاوه به پایین کشیده شده است.
این گزارش همچنین حاکی است که تاکنون دهها نفر به بهانه پاره کردن یا پایین کشیدن این‌گونه تبلیغات دروغین، دستگیر شده و ساعت‌ها و گاهی چند روز را در بازداشت به سر برده‌اند.
در همین حال گزارش‌های رسیده از پاوه، حاکی از ادامه فشارهای امنیتی بر خانواده این شهید است؛ به طوری که خانواده داغدار صانع ژاله، حتی برای یک ساعت از حضور آشکار و پنهان ماموران امنیتی و اطلاعاتی در امان نیستند و آرامش ندارند.
این گزارش می‌افزاید: بزرگترین برادر صانع که ماجرای جعل کارت بسیج را در گفت‌وگو با رسانه‌ها افشا کرد، آزاد شده است، اما به طور دائم تحت نظر قرار دارد و حتی در آرایشگاه محل کار خود نیز آسایش ندارد.
پیش از این هم گزارش شده بود که دو مسئول بسیج غرب کشور، به پدر شهید صانع ژاله، پیشنهاد رشوه ۷۵ میلیون تومانی تحت عنوان خون‌بها را داده‌اند، آن هم در حالی که قاتل شهید هنوز معرفی نشده؛ اما پدر شهید این حق‌السکوت را نپذیرفته و در مقابل تهدید آنها به بازداشت برادر دیگر این شهید، گفته است: «یک پسرم در راهی که فکر می‌کرد درست است کشته شد و پسر دیگرم هم کاری را کرده که اعتقاد دارد درست است و هر هزینه‌ای را هم می‌پردازد.»
پدر این شهید همچنین به گواهی مردم پاوه، راضی به شرکت در مراسم ختم فرمایشی پسر خود نشده و ساعت‌ها بابت عدم حضور در آن مقاومت کرده است. گزارش‌ها همچینن حاکی است که تقریبا هیچ‌کس از مردم عادی هم در این مراسم فرمایشی شرکت نکرده، اما آنها به چشم خود دیده‌اند که بیش از ۲۰ دستگاه اتوبوس و دهها ماشین اداری و نظامی در روز تشییع جنازه، نظامیانی را از کرمانشاه به پاوه آورده‌اند تا به جای مردم پاوه، محوطه جلوی دوربین‌های صدا و سیما را پر کنند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

جمعی از وبلاگ نویسان سبز در پیامی کوتاه درگذشت پدر مهندس میرحسین موسوی را به ایشان تسلیت گفتند

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون


ارتحال ابوي معظم جناب مهندس مير حسين موسوي رييس جمهور ملت در بند ايران جاويد

را به محضر ايشان و تمام سبز انديشان تسليت  عرض مي نماييم
گروه خبري :جرس نيوز
 
 
به نام خدا
انا لله و انا الیه راجعون
ما همه از خداییم و به او باز میگردیم
با سلام خدمت سید عزیز مهندس میرحسین موسوی رییس جمهور منتخب ملت ایران که اینک در بند استبداد و دژخیمان ایران و ایرانی به سر میبرند درگذشت پدر گرامیتان مرحوم سید میراسماعیل موسوی را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض مینماییم. و از خداوند منان برای آن مرحوم طلب آمرزش و برای شما سید بزرگوار طول عمر با عزت را طلب میکنیم.
گروه حامیان سبز شما(وبلاگ نویسان سبز)
وبلاگ های:
جرس نیوز
تفنگت را زمین بگذار
ما بیدار و برداریم
شمارش معکوس
قلم سبز
طلوع سبز 88
رهایی
درفش کاویانی
خوشه چین
جوانه سبز
زیره سبز
سبزینگ
سایتک
ندای آزادی ایران
میبد سبز
مینویسند که بگویند هستیم
تحریریه خاموش
اعلامیه
آدنرمال
پل سبز چوبی
سبزین تن

و بسیاری از دوستان سبز دیگر که به دلایلی مجبور به حذف وبلاگ و یا مسدود شدن وبلاگهایشان نتوانسته ایم در این لیست نامی از آنها ببریم.
 
 
 
 
جمعی از وبلاگ نویسان سبز در پیامی کوتاه درگذشت پدر مهندس میرحسین موسوی را به ایشان تسلیت گفتند و از دیگر وبلاگ نویسان هم تقاضای مشارکت در انتشار این متن و همکاری در این کار را کردند. متن کامل این پیام تسلیت به شرح زیر میباشد.

به نام خدا
انا لله و انا الیه راجعون
ما همه از خداییم و به او باز میگردیم، با درود بر مهندس میرحسین موسوی رییس جمهور منتخب ملت ایران در انتخابات سال 1388 که برای احقاق حقوق مردم تسلیم مستبدین نشد و به زیر پرچم خود فروختگان نرفت و اکنون در بند استبداد و دژخیمان به ظاهر ایرانیانی به سر میبرد که هیچگونه ارزشی برای ایرانیان قایل نیستند و همچنین با درود فراوان به خانواده ی موسوی که در راه مبارزه برای آزادی مردم ایران از گزندهای گوناگون بی نسیب نمانده اند. ما وبلاگ نویسان سبز که با امکانات حداقلی خودمان و به درجات گوناگون در پی بیانیه ی شما مبنی بر گسترش آگاهی شروع به فعالیت و خبر رسانی و گهگاهی تحلیل و رایزنی در مورد مسایل خبری پرداخته ایم و همچنین در این راه برخی از ما از گزند نیروهای خود فروخته ی حکومتی هم بی نسیب نبوده ایم، درگذشت پدر گرامیتان مرحوم سید میراسماعیل موسوی را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض مینماییم و از خداوند منان برای آن مرحوم طلب آمرزش و برای شما طول عمر با عزت روز افزون را طلب میکنیم.

میرحسین عزیز همه می دانیم که استبداد پایدار نخواهد بود و ما همگی تا روزی که ایران و ایرانی طعم آزادی را بچشد و خود را از بند خود فروختگان و دورویان رها ببیند پشتیبان شما هستیم و بدانید که رسالت ما هیچ چیزی بجز رسیدن به نقطه ی سرافرازی ایران و ایرانی نیست و همینجا اعلام می کنیم که با تمام وجود به کار خود ادامه خواهیم داد و همچنین صمیمانه صبر و استقامت شما را در مقابل سختی های موجود می ستاییم و بر خود می بالیم که در انتخاب خود اشتباه نکرده ایم.

جمعی از وبلاگنویسان سبز


همچنین به یاد داشته باشید منتشر کنندگان این متن شاید به لحاظ سطح تفکر بسیار با هم متفاوت باشند و این تفاوت در متن وبلاگهایشان به صورت آشکار دیده شود اما این نشاندهنده ی تکثر موجود در جنبش سبز است. همچنین یادآور می شویم که جنبش سبز علیرغم اینکه شامل طیف گسترده ای از مردم ایران با تفکرات سیاسی گوناگون می شود اما برخلاف تبلیغات رسانه های حکومتی همگی در یک هدف متحد هستند و آن هم برچیدن دیکتاتوری از داخل مرزهای ایران میباشد.

درضمن این متن تنها مختص به وبلاگ ما و دیگر وبلاگ هایی که به طور همزمان این متن را منتشر ساخته اند نمی باشد و هروبلاگنویس عزیزی که تمایل دارد تا خود را در انتشار این متن تسلیت سهیم دارد می تواند این متن را بر روی خروجی وبلاگ خود قرار دهد. ما وبلاگنویسان امکانات چندانی نداشته و نیازمند یاری یکدیگریم.

باسپاس فراوان
 
 
 
 

فخرالسادات محتشمی‌پور: به هرچه حصر و زندان است، می‌خندیم

چکیده :خانم محتشمی پور از نظر روحی خوشبختانه مثل همیشه استوار و محکم است و به دخترش هم تاکید کرده که با صبر و استقامت این روزها را سر خواهد کرد. در این وضعیت و در انفرادی و تحت بازجویی کماکان بر پیگیری خواسته های خود مصر است و حتی بر برگه بازجویی هم عریضه نوشتن خود را ادامه می دهند .در شعری هم که برای فاطمه دخترشان نوشته از او خواسته که مثل خودش به هرچه حصر و زندان است...

کلمه :یک و ماه و نیم از بازداشت فخر السادات محتشمی پور، فعال حوزه زنان و همسر مصطفی تاجزاده زندانی سیاسی اصلاح طلب می گذرد و این در حالی است که خبر اعتصاب غذای دوم وی در زندان اوین نیز توسط خانواده اش تایید می شود . محتشمی پور در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری همسرش در قرنطینه زندان اوین که شرایطی کاملا غیر انسانی دارد به این اعتصاب غذاها دست زده و خواستار آن است که همسرش مانند دیگر زندانیان سیاسی به بند عمومی منتقل شود و شرایط یک زندانی معمولی برایش اجرا شود . محتشمی پور همچنین به خانواده اش گفته است که بیشتر بازجویی ها از وی ذرباره همسرش بوده تا فشارهای بیشتری یه او وارد کنند .
خبرنگار کلمه در گفتگو با علی طباطبایی، داماد خانم محتشمی پور درباره آخرین وضعیت این زوج زندانی و همچنین حال و هوای دو دختر آنها که نوروز امسال را به دور از پدر و مادرشان گذراندند پرسیده است.
بی یک ماه و نیم از بازداشت خانم محتشمی پور می گذرد آیا در این مدت خانواده ایشان موفق به دیدار با وی شده اند ؟
بله، خوشبختانه با پیگیری های زیادی که انجام شد تا به حال به ایشان اجازه دو ملاقات با خانواده داده شده است. یکی قبل از سال نو و دیگری هفته گذشته و پس از اینکه به علت اعتصاب غذای اول دچار مشکل شده بودند.

خانم محتشمی پور همچنان در بند ۲ الف سپاه و در سلول انفرادی نگهداری می شود یا از این بند به بند دیگری منتقل شده است ؟

ایشان کماکان در بند دو الف سپاه و در انفرادی نگهداری می شوند.
خبر دوبار اعتصاب غذای خانم محتشمی پور در سایتهای خبری منتشر شده است این خبر ها تا چه حد درست است و اکنون ایشان چه شرایطی دارند ؟
بله، خبرها توسط خانواده ایشان منتشر شده و درست است. خانم محتشمی پوراز روز دوشنبه اول فروردین اعتصاب غذای خود را شروع کردند که متاسفانه پس از چند روز دچار ناراحتی شده و مجبور شده بودند به ایشان سرم وصل کنند و حتی برای اینکه به شکسستن اعتصاب غذا وادارشان کنند به دروغ گفته بودند که ترتیب ملاقات با آقای تاجزاده را داده ایم .ولی طبق معمول خبری از ملاقات با آقای تاجزاده نبوده و تنها پدرشان را آورده بودند که خانم محتشمی هم به احترام پدر اعتصاب خود را شکسته بودند. ایشان از روز دوشنبه ۱۵ فروردین ماه هم اعتصاب غذای دوم خود را شروع کرده اند.
آقای طباطبایی ! از آخرین وضعیت روحی و جسمی ایشان برایمان بگویید ؟
متاسفانه وضعیت جسمی ایشان مخصوصا پس از اعتصاب غذا اصلا مساعد نیست و مدتی هم تحت مداوا بوده اند. خانم محتشمی پور هم مثل آقای تاج زاده معمولا خیلی راجع به مشکلات جسمی خود صحبت نمی کنند ولی این بار علاوه بر ضعف عمومی درد معده هم داشته اند. حالا هم که دوباره اعتصاب غذای خود را از سر گرفته اند شدیدا نگران وضعیت جسمی شان هستیم.
ولی از نظر روحی خوشبختانه مثل همیشه استوار و محکم هستند و در هر دو دیدار از روحیه بسیار عالی برخوردار بوده اند و به دخترشان هم تاکید داشته اند با صبر و استقامت این روزها را سر خواهد کرد. اینکه در این وضعیت و در انفرادی و تحت بازجویی کماکان بر پیگیری خواسته های خود مصر هستند و حتی بر برگه بازجویی هم عریضه نوشتن خود را ادامه می دهند نشان می دهد که از چه روحیه خوبی برخوردار هستند. در شعری هم که برای فاطمه دخترشان نوشته بودند از او خواسته بودند که مثل خودش به هرچه حصر و زندان است بخندد.

آیا اطلاع دارید که خانم محتشمی پور چه خواسته ای را از اعتصاب غذایش دنبال می کند ؟یعنی می خواهم بدانم با این اعتصاب به دنبال تحقق چه خواسته یا خواسته هایی است ؟

خانم محتشمی پور خارج زندان هم که بودند با نوشتن عریضه ها و نامه های سرگشاده خود نسبت به وضعیت غیرقانونی نگهداری آقای تاجزاده اعتراض می کردند .آقای تاج زاده در اقدامی خلاف قانون پس از بازگشت به زندان به جای اینکه به بند عمومی منتقل شود و مانند دیگر عزیزان مدت محکومیت خود را در آنجا سپری کند به محلی که آن را قرنطینه می نامند منتقل شد، در آنجا ایشان از کمترین حقوق یک زندانی هم بی بهره است و هیچ تماسی با دیگر زندانیان ندارند .کسی هم خبری از وضعیت ایشان پیدا نمی کند که با توجه به وضعیت نامناسب جسمی که دارند، این شرایط شدیدا نگران کننده است.
مورد دیگر مساله مربوط به درمان پزشکی ایشان هست که خانم محتشمی پیگیر آن بودند، آقای تاج زاده به گفته پزشکان خود زندان حتما باید “ام آر آی” گردن انجام دهند تا در صورت لزوم هر چه سریعتر عمل جراحی گردنشان انجام شود. ایشان در وضعیتی به زندان بازگردانده شدند که دوران نقاهت عمل کمرشان را می گذراندند و قطعا نیاز به مراقبتهای پزشکی دارند. خانم محتشمی پور کلا درخواست شان این بوده که ایشان به عنوان یک زندانی باید از حقوق اولیه خود برخوردار شود. باید حق ملاقات هفتگی و تماس تلفنی داشته باشند و طبق توصیه پزشکان از ایشان “ام آر آی” صورت بگیرد.
آیا به این درخواستها تاکنون رسیدگی شده است و خانم محتشمی پور و آقای تاجزاده در زندان ملاقاتی با یکدیگر داشته اند ؟
خیر . متاسفانه اجازه هیچ ملاقاتی داده نشده است. آقای تاجزاده هم همانطور که اشاره کردم اصلا وضعیت جسمی مناسبی ندارند. درد گردن، عمل کمر و بیماری نقرس آن هم در شرایط نا مساعد زندان و عدم دسترسی به امکانات پزشکی خیلی نگران کننده است. علاوه بر اینها شما در نظر بگیرید که آقای تاج زاده به دخترشان اعلام کرده بودند که در تمام این مدت در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی روزه گرفته و بنا دارند تا به این روزه های اعتراضی خود تا پایان این وضعیت ادامه دهند.اینها همه خیلی نگران کننده است .

آقای تاجزاده و خانم محتشمی پور هر دو عید نوروز را در زندان و به دور از دختران شان سپری کردند حتما این شرایط برای دختران آنها بسیار دشوار بوده است؟ کمی از حال و هوای این خانواده برای مان بگویید؟

نوروز بسیار سختی بود. خصوصا برای فاطمه دختر کوچکشان که با پدر و مادر زندگی می کند و با دستگیری مادرش کاملا تنها شده است، البته دوستان خیلی لطف می کنند و همیشه در کنار خانواده هستند ولی نبود همزمان پدر و مادر و بی خبری از وضعیتشان به شدت آزار دهنده است. عارفه( دختر بزرگتر ) هم که کلی برنامه ریزی کرده بود و حتی سوغاتی خریده بود که مانند عید سال گذشته تعطیلات نوروز را ایران و کنار خانواده باشد و مطمئن بود که مثل سال گذشته به آقای تاج زاده مرخصی می دهند که نه تنها این چنین نشد که مادرش هم بازداشت شد. همسرم از اول سال تلفن را از خود دور نمی کند و هر روز منتظر تماس تلفنی پدرو مادرش است .اما متاسفانه این وضعیت فقط مختص خانواده آقای تاج زاده نیست، نوروز امسال برای خیلی از خانواده ها نوروز سختی بود. به قول همسرم تنها فایده ای که نوروز امسال داشت این بود که کمتر از دیگر خانواده ها خصوصا آنها که عزیزانشان را از دست داده اند خجالت می کشیدیم .

در این شرایط آیا آنها توانستند دیدار نوروزی با پدر و مادرشان داشته باشند ؟

فاطمه یکبار ملاقات داشته و مادرش یک تسبیح که با پوست پرتقال و نخ فرش درست کرده بوده به عنوان عیدی به او داده است ولی عارفه هنوز در حسرت یک تماس برای تبریک سال نو است.

آقای طباطبایی !وکلای پرونده دلیل بازداشت خانم محتشمی و تداوم آن را چه می دانند؟ یعنی چه اتهامی تاکنون به ایشان تفهمیم شده است ؟ ایا در این باره اطلاعی دارید ؟

هنوز هیچ اتهام رسمی اعلام نشده است. ابتدا گفته شد که ایشان باید پاسخگوی نوشته هایش باشد، یک تعداد اتهام مضحک هم از سوی رسانه های کودتا که معمولا مسئولیت تهیه کیفرخواست ها را بر عهده دارند منتشر و اعلام شد. طبق معمول مواردی از لابلای نوشته های ایشان بیرون کشیده شده بود و به عنوان توهین و هتاکی علیه نظام مطرح شده بود. عباراتی مثل :” همسرم از فردای کودتای انتخاباتی!!! دستگیر شد”، “رژیم ستمشاهی! شرایط بهتری برای زندانیان سیاسی داشت”، “جرم خانواده تاج‌زاده فریاد زدن بر سر ظالم است” و یا ” دانشجویان را فله‌ای می‌گیرند و می‌بندند” را به عنوان اتهام ایشان مطرح کرده بودند.
اما در آخرین ملاقات خانم محتشمی پور گفته بودند که بازجویی هایشان بیشتر در خصوص آقای تاج زاده و فعالیتهای ایشان بوده و اعتراض داشته اند که بازجوها بر خلاف آنکه سعی می کنند وانمود کنند که وی برای نوشته هایش بازجویی می شود اما به دنبال یافتن بهانه ای برای اعمال فشار بیشتر به آقای تاجزاده هستند.

در خواستی از مسوولان قضایی دارید ؟

خواسته اولیه خانواده، آزادی هر چه سریعتر خانم محتشمی پور و رسیدگی به درخواستهای به حق ایشان است. از آنجا که هیچ کس پاسخگو نیست، ما مسئولان نظام را مسئول سلامت هر دوی آنها می دانیم. ما انتظار داشتیم قوه قضاییه نسبت به موارد مطرح شده در عریضه ها و نامه های سرگشاده خانم محتشمی پور رسیدگی کند و پاسخگوی ایشان به عنوان یک شهروند معترض باشد .ولی این بار هم مانند دفعات گذشته فشارهای کودتا گران بر قوه قضاییه آن چنان زیاد بوده که طبق روال گذشته به جای رسیدگی به شکایت، شاکی را متهم و محکوم می کنند تا خوش خدمتی خود را به مقامات نشان دهند. این مورد در خصوص شکایت آقای تاج زاده از جنتی هم رخ داد و به محض آنکه آقای تاجزاده از جنتی به اتهام تقلب در انتخابات و تغییر آرای مردم تهران شکایت کردند، خودشان محکوم شدند. همچنین در خصوص شکایت آقای تاج زاده و دیگر شاکیان از کودتاگران انتخاباتی هم باز شاهد همین برخورد بودیم با توجه به این سابقه گمان می کنم قوه قضاییه می تواند با اقدام به آزادی زندانیان سیاسی وجهه خود را به عنوان قوه ای مستقل ترمیم کند در غیر این صورت بیش از پیش به این تصور عمومی دامن زده خواهد شد که قوه قضاییه کشور تنها به اجرا کننده بی چون و چرای خواسته های نا مشروع حزب پادگانی در برخورد با مخالفانش بدل شده است.
و کلام آخر ؟
کلام آخر آنکه ما هم به عنوان عضو کوچکی از خانواده زندانیان سیاسی خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی دربند هستیم.

بگذاريد بتابد آفتاب ، بر اين سبزينه مهر مادري....


۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

خود قضاوت كنيد :فیلم جدید فحاشی سعید تاجیک این بار به محسن هاشمی

فیلم جدید فحاشی سعید تاجیک این بار به محسن هاشمي 

 

شما ميتوانيد به ادرس زير مراجعه كرده و ان را مشاهده نماييد


http://www.youtube.com/watch?v=bn5rtjjq_uo




اقاي سعيد تاجيك ايا شما خود ناموس نداريد   يا انكه اين هم از افتخارات نظام اسلامي است كه به ناموس مردم در مكان عمومي فحاشي كنيد  واي برما............... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عكسي از خانواده رييس جمهور عزيزمان مهندس مير حسين موسوي


روایتی از ضرب و شتم داماد میرحسین موسوی

سحام نيوز: مشت محکمی بر گوشۀ چشم چپش فرود آمد و عینكش را روی صورتش خرد کرد و بلافاصله مشت دیگری به چشم راستش. این پاسخی بود به اعتراض او به مرد درشت هیکلی که پنجۀ قوی خود را به بازوی زن چادری استغاثه کننده ای، که جرمش فریاد “یا حسین” بود، افکنده و وی را در مقابل چشمان حیرت زدۀ جمعیت، کشان کشان می برد و گاهی ضربه ای نیز بر او وارد می کرد.”
این بخشهایی از نوشته های علی شکوری راد در رابطه با داماد موسوی است که در تارنمای شخصی وی آمده است.
سايت کلمه نیز، با رویکردی به وقایع اخیر و اهانت های ماموران حکومت به شرکت کنندگان در مراسم تشییع پیکر پدر میر حسین موسوی و ضمن اشاره به اظهارات دکتر علی شکوری راد پیرامون آنچه نیروهای امنیتی در حق داماد میرحسین موسوی روا داشته اند، می نویسد:
گفته‌اند که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یعنی که هر روزی، عاشورایی دیگر است و هر سرزمینی، کربلایی دیگر؛ و شاید این یعنی که برای هرکس، آن لحظه آزمایش و امتحان، آن معرکه حماسه و شجاعت و آن اوج غربت و مظلومیت، دست‌کم یک بار در زندگی تکرار می‌شود.
برای میرحسین و خانواده‌اش، اگر در سالیان دور و نزدیک چنین تجربه‌ای نبود – که بود و بارها هم بود – این چند روز تجربه‌ای از چنین روزهای عاشوراگونه‌ای بود: تلفیق مظلومیت و حماسه، که از یک سو تعالی روح آنها را سبب می‌شود و از سوی دیگر، دنائت و جنایت‌پیشگی قدرت‌مداران را فاش می‌کند.
در مظلومیت این خانواده همین بس که در هفتمین روز درگذشت بزرگ خاندان آنها، نه مجالی برای فاتحه‌خوانی و تسلیت‌گویی به آنها باقی گذاشته شده و نه امکانی برای همنشینی و همدردی دوستان و یاران پیشین باقی مانده است. توقع تسلیت‌گویی از سوی نان‌خوردگان و نمکدان‌شکستگان دیروز و قدرت‌طلبان بی‌اخلاق و بد‌سیاست امروز پیشکش؛ که حتی پیام‌های تسلیت از سر معرفت هم از تعرض افراد قلم‌به‌مزد در امان نمی‌ماند تا بار دیگر طنین سخن معروف مرجع تقلید سبز را زنده کند که: از مرده هم می‌ترسند.
سالهای سال است که در توصیف کرامت و راه و روش پیامبر(ص) در مقایسه با اعراب جاهلی زمانه‌اش، اشاره می‌کنند که او حتی به مرده‌های دشمنانش هم بی‌حرمتی نمی‌کرد، اجازه‌ی تدفین آنها و سوگواری بر ایشان را می‌داد و حتی به زنان داغ‌دیده‌ی مشرکان که کشته‌هایشان در جنگ با مسلمانان بودند و اینک در لابه‌لای سوگواری‌شان به پیامبر و مسلمانان توهین می‌کردند، تعرضی نکنند.
باز سالهاست که در این دیار هر بار خانواده‌ای، عزیزی را از دست می‌دهد، روضه‌خوانان در پایان مراسم ختم و تعزیت، برای تسلای دل آنها، مظلومیت خانواده حسین‌بن علی (ع) را یادآوری می‌کنند و می‌گویند که اگرچه این عزیز تازه‌گذشته تشییع‌کنندگانی داشت و … اما ارباب بی‌کفن از تشییع و تدفین و همراهی همراهان با احترام در آخرین روزهای حضور در این جهان هم محروم بود.
اکنون چه می‌توان گفت برای تسلا دادن به این خانواده در هفتمین روز درگذشت پدربزرگ ایشان، که حکومت مدعی اسلام حرمت مسلمانی‌اش را نگه نداشت و به مانند مظلومیت شهدای کربلا و به تاسی از ایشان، این خانواده هم از مراسم باشکوه و پر احترام و آزادی عمل برای تشییع عزیز خود، محروم ماندند.
تک‌جمله‌ای در روزهای گذشته در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد که چنین بود: وقتی مادر مهندس فوت شد میر حسین نخست وزیر بود و چون از قبل برنامه کاشان داشت فقط آمد مادر را بوسید و رفت مراسم تشیع نبود .داخل هلی کوپتر سر به دیوار کم کم گریه میکرد. وقتی پدرش که به هم خیلی وابسته بودن فوت کرد فقط آمد جسد را بوسید و رفت.
این، خلاصه‌ای از داستان مظلومیت روزهای اخیر میرحسین است؛ و البته مظلومیت نزدیکانش که در روز تشییع جنازه‌ی عزیزشان، وقتی می‌بینند حکومت حرمت نگه نمی‌دارد و خود به عنوان میزبان مراسم، خواستند مانع تعدی و تعرض اوباش یقه‌بسته به تشییع‌کنندگان شوند، مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند و حتی پس از آزادی هم ترجیح دادند سکوت کنند و دم نزنند؛ شاید تا بی‌حرمتی به پدر پیرشان، مضاعف نشود.
اکنون دکتر علی شکوری راد که خود او نیز در حاشیه‌ی مراسم در تشییع میر اسماعیل موسوی، برای مدت کوتاهی بازداشت شده بود، در وبلاگ شخصی‌اش تصویری از دکتر جواد سلیمی، داماد مهندس موسوی، را که صورتش بر اثر ضرب و شتم ماموران آسیب دیده، منتشر کرده و به شرح بخشی از ماوقع آن روز و نیز به گوشه‌ای از بازجویی‌های این برادر سه شهید اشاره کرده است؛ کسی که تا پدرش فوت نکرد، بسیاری از همکارانش نمی‌دانستند که او برادر سه شهید است که دو تن از آنها از فرماندهان دفاع مقدس بوده‌اند.
عکسی که دکتر شکوری راد منتشر کرده، مربوط به روز چهاردهم فروردین است که همکارش دکتر سلیمی در محل کار حضور یافته، یعنی سه روز پس از حادثه. او همچنین در یادداشتی که در زیر این عکس نوشته، اشاره می‌کند که جرم داماد میرحسین، دفاع از خانمی بود که به جرم فریاد یاحسین بازداشته شده بود و او را همراه با ضرب و شتم بر روی زمین می‌کشیدند و می‌بردند؛ و نیز اشاره می‌کند که وقتی بازجوی نظام جمهوری اسلامی این توضیحات را شنیده که توضیح دکتر سلیمی درباره بازداشتش پس از اعتراض به برخورد لباس‌شخصی‌ها با زن نامحرم یاحسین‌گو را «جفنگ» نامیده است.
متن یادداشت علی شکوری راد را به نقل از وبلاگش در ادامه بخوانید، که در شرح مظلومیت خانواده موسوی در شب هفت مرحوم میر اسماعیل، همین کافی است:
مشت محکمی بر گوشۀ چشم چپش فرود آمد و عینکش را روی صورتش خرد کرد و بلافاصله مشت دیگری به چشم راستش. این پاسخی بود به اعتراض او به مرد درشت هیکلی که پنجۀ قوی خود را به بازوی زن چادری استغاثه کننده ای، که جرمش فریاد “یا حسین” بود، افکنده و وی را در مقابل چشمان حیرت زدۀ جمعیت، کشان کشان می برد و گاهی ضربه ای نیز بر او وارد می کرد. غیرت مسلمانی به او اجازه نداده بود که در برابر این صحنه، تنها نظاره گر باشد.
غیرت و شهامت سه برادر شهیدش در وجودش به غلیان در آمد و اعتراضش را ادامه داد. همین شد که چند نفر از مأموران امنیتی که لباس شخصی بر تن داشتند بر سر او ریختند و او را در حالی که از خود دفاع می کرد زیر ضربات مشت و لگد گرفتند و سپس کشان کشان از جمعیت مردم جدا کردند و در کنار دیوار، جائی که جز خودشان کسی نبود نگه داشتند. در این حال مأموری لباس شخصی و سپید موی که سن پدر جواد را داشت در پیش چشم مردمی که نظاره گر بودند همچنان به او لگد می زد. جواد که صورتش خونین و لباسهایش پاره شده بود دیگر رمق و تاب ایستادن نداشت و روی همان دیواری که تکیه زده بود، سُر خورد و روی پاهایش نشست.
لحظاتی بعد بر دستانش دستبند زدند و درون یک سواری نشاندند. در آنجا بود که یکی دیگر از خیل مأموران دو مشت دیگر به صورت او کوفت تا به گفتۀ خودش تلافی کرده باشد. بر چشمان مجروحش نیز چشم بند زدند و بردندش.
او تنها نبود. چند نفر دیگر از نوه های غیور آن مرحوم، پدر میر حسین، که جمعیت برای تشییع پیکر بی جان او گرد آمده بودند و نیز داماد آن مرحوم را نیز که پدر دو شهید بود و برای وساطت به میان آمده بود، بازداشت کرده و با خود بردند.
از ۱۵ سال پیش که با جواد در بیمارستان همکار شده ام، او را می شناسم. دانش آموختۀ طب و دارای تخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی عروق بوده و اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه با رتبۀ استاد تمامی و نیز عضو تیم پر اهمیت پیوند کبد است. با آنکه داماد مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر پر افتخار و محبوب دوران امام و جنگ تحمیلی ست، اما چندان وجهه و فعالیت سیاسی نداشته است.
فردی آرام و بی سر و صدا و دارای حسن خلق، که وظایف درمانی، آموزشی و پژوهشی خود را با دقت و به نحو احسن انجام می دهد و علی رغم فرصت بسیار مناسبی که تخصصش به او داده است، دنبال کسب درآمد بیشتر نبوده است و به همین دلیل دارای یک زندگی ساده و معمولی است.
تا پیش از آنکه چندی پیش پدر رنج کشیده اش به رحمت خدا برود و معرفی پدر موجب معرفی او نیز بشود، بسیاری از همکاران نمی دانستند او افتخار برادری سه شهید را دارد. شهدائی که دو تن از آنان از فرماندهان جبهه های جنگ در دفاع از اسلام و میهن بوده اند.
روز یکشنبه ۱۴ فروردین، وقتی به بیمارستان آمد چشمان کبود شدۀ او حکایت مزدی بود که بابت ایثارگری خود و خانواده اش و نیز تلاش بی وقفۀ علمی، که او را در سن ۴۵ سالگی به رتبۀ استاد تمامی رسانده بود، دریافت کرده بود. کشور به دستاورد ایمان، ایثار و از جان گذشتگی و شهادت مردمانش می بالد و افتخار می کند اما اینچنین از آنها قدرشناسی می شود.
او همان راهی را می رود که برادران شهیدش رفتند، یعنی دفاع از اسلام، انقلاب و راه و اندیشۀ امام(ره). اگر از خود او بپرسید، از هیچکس هیچ طلب و مطالبه ای ندارد. او همۀ این کارها را برای خدا کرده است و به رضایت او راضی ست.
دکتر جواد سلیمی، استاد دانشگاه و برادر سه شهید را با صورتی خون آلود و با چشم بند، در حالی که تمام بدنش درد می کرد، به پای میز بازجوئی بردند. فردی که معلوم نیست که بوده، چقدر درس خوانده و چه خدمتی به کشور و ملت کرده و ارزش وجودی‌اش چقدر است، او را بازجوئی می کند.
می پرسد: چرا بازداشت شدی؟ او می گوید: دیدم یک زن چادری را، که گفته می شد شعار یا حسین سر داده است، مأموری لباس شخصی و درشت هیکل گرفته است و کشان کشان می برد و در همان حال او را می زند. اعتراض کردم که چرا با یک زن نامحرم و در پیش چشم مردم این گونه رفتار می کنید … بازجو سخنش را قطع می کند و می گوید: جفنگ نگو!
دیگر چه بگوید این دکتر مجروح دل شکسته! همۀ آنچه روزگاری ارزش بوده است و برای آن انقلاب شده است، اکنون از نظر آنان جفنگیاتی بیش نیستند.
جواد دیگر حرفی برای گفتن ندارد و در خود فرو می رود.
… و چه می دانی که جواد کیست و اکنون به چه می اندیشد و در درون خود چه می کشد.

۱۳۹۰ فروردین ۱۲, جمعه

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون


ارتحال ابوي معظم جناب مهندس مير حسين موسوي رييس جمهور ملت در بند ايران جاويد
 
را به محضر ايشان و تمام سبز انديشان تسليت  عرض مي نماييم
گروه خبري :جرس نيوز

پیام تسلیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مهندس میرحسین موسوی

چکیده :در پی درگذشت حاج سید میر اسماعیل موسوی، آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی خطاب به خاندان موسوی نوشت: مصیبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ویژه مهندس میرحسین موسوی تسلیت می گویم....

آیت الله هاشمی رفسنجانی با صدور پیامی، درگذشت حاج میر اسماعیل موسوی را به خاندان موسوی و فرزندان آن مرحوم به ویژه مهندس میرحسین موسوی تسلیت گفت.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، متن کامل پیام تسلیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بدین شرح است:
انا لله و انا الیه راجعون
خاندان محترم موسوی
خبر درگذشت شادروان حاج سید میر اسماعیل موسوی موجب تاسف و تالم خاطر گردید .
مصیبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ویژه مهندس میر حسین موسوی تسلیت می گویم .
خاندانی که خدمات شایسته ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی مان کردند و افتخار تقدیم چندین شهید در راه اسلام ، انقلاب و میهن را در کارنامه خود دارند .
از درگاه احدیت برای آن مرحوم مغفور رحمت واسعه و برای بستگان صبر و اجر مسالت می کنم .
اکبر هاشمی رفسنجانی
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام
یازدهم فروردین ۱۳۹۰

۱۳۹۰ فروردین ۴, پنجشنبه

سبزم و سبز می مانم

یا حسین گفتیم و عشق اغاز شد
با تشکر از تمام همرزمان سبز                      و شاد باش سال 1390
شمارش معکوس....جویندگان ازادی.....رها نیوز.....نهضت سبز ازادی.....ندای رسا...جنبش سبز مشهد....و تمامانسان های ازاد اندیش سبز
و از هم وطن ها مخالف ما    مخالف من درود
سال خوبی داشته باشید  سال اگاهی تا رهایی مبارک
جرس نیوز