جستجوی این وبلاگ

میرحسین موسوی/ مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها

۱۳۸۹ آبان ۳, دوشنبه

نامه رئیس مجالس سوم و ششم به نمایندگان مجلس، درباره طرح نظارت بر نمایندگان مجلس

مهدی کروبی: از تاریخ درس بگیرید و ننگ تصویب این طرح را برای خود نخرید

مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و رئیس مجالس سوم و ششم، در نامه‌ای به نمایندگان مجلس، نسبت به احتمال تصویب طرح موسوم به “نظارت بر نمایندگان مجلس” هشدار داد و تصویب این طرح را معادل ذبح مجلس و نابودی همیشگی این نهاد در نظام جمهوری اسلامی دانست.
کروبی در این نامه با اشاره به تصویب موضوع بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات خبرگان رهبری توسط شورای نگهبان در اولین سال پس از درگذشت امام خمینی (ره) که به کم اثر شدن این مجلس و رد صلاحیت بسیاری از روحانیون در انتخابات خبرگان منجر شد، طرح فعلی را نیز به آن طرح تشبیه کرد و نوشت: محتوای طرح حاضر نشان می دهد که نویسندگان آن نه به دنبال نظارت بر نمایندگان که در حقیقت به دنبال تحدید نمایندگان بوده اند و طبع آقایان با نظارت استصوابی و سلیقه ای شورای نگهبان سیر نشده که اکنون در اندیشه طرحی دیگر افتاده اند تا اگر یک نماینده در گذر از هفت خوان رستم و راه یافتن به مجلس، همچنان سخنی ناپسند اصحاب قدرت گفت بتوان به طرفه العینی و به گوشه قلمی او را توبیخ، تحدید و یا از مجلس اخراج کرد
وی همچنین به مخالفت صریح آیت‌الله صافی گلپایگانی با این طرح اشاره کرد و انتقاد این مرجع تقلید را بازگو کرد که گفته بود: “اینگونه طرح‌ها، موجب نظارت اکثریت بر اقلیت می‌شود که این امر نیز با فلسفه اسقلال نمایندگان مجلس کاملاً در تضاد است.”
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان نامه خود، با بیان اینکه “قدرت ها گذراست و حکومت ها از پی هم می آیند و می روند” از نمایندگان مجلس هشتم خواست که از تاریخ درس بگیرند و نگذارند ذبح مجلس، در دوره ای صورت بگیرد که آنها عنوان نماینده ملت را بر خود دارند. وی همچنین نوشت: “من در مقام یک برادر دینی، همکار قدیمی و پاسدار مشروطیت از شما می خواهم که اگر عده ای کمر به نابودی مجلس بسته اند شما ننگ تصویب این طرح که تیر خلاص بر نهاد قانونگذاری است را برای خود نخرید و بگذارید آنها خودشان در نهادی خارج از مجلس چنین برنامه ای را عملیاتی کنند.”
متن کامل این نامه، به نقل از سایت سحام نیوز، در ادامه می‌آید:
بسمه تعالی
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام
ضمن عرض خسته نباشید امید دارم که در این روزهای حساس و خطیر در پیگیری امور نمایندگی خود پیروز و موفق باشید. در روزهای گذشته متن طرحی به دست من رسید که نظارت مجلس بر مجلس عنوان آن بود اما به واقع پایه های جمهوریت نظام و مشروطیت حکومت را نشانه گرفته بود؛ و از اینرو وظیفه خود دیدم به عنوان یک پاسدار مشروطیت و در مقام فردی که چهار دوره در کسوت نمایندگی و همچنین سه دوره در هیت رئیسه خدمتگزار کوچک ملت بوده ام، شما را از عواقب و نتایج تصویب احتمالی چنین طرحی آگاه کنم؛ مقدمتا چند نکته را به عنوان ضرورت با شما در میان می گذارم و پس از آن اشاره خواهم کرد که چرا بیم آن دارم که با تصویب چنین طرحی، مجلس به عنوان یادگار عصر مشروطه و انقلاب اسلامی به نهادی فرمایشی و بی اثر تبدیل شود.
اول. به واقع بزرگترین نقطه قوت هر نظام مردمسالار در وجود و استقلال نهاد قانون‌گذاری است و اینچنین بود که پدران مشروطه خواه ما در مشروطه کردن حکومت استبدادی پیش از هرچیز بر تاسیس نهاد پارلمان همت گماردند و مشروطیت در ایران با تاسیس خانه ملت کلید خورد. هفت دهه پس از انقلاب مشروطه نیز قانون اساسی ما آنقدر به جایگاه مجلس اهمیت و اعتبار می‌بخشید که بر طبق اصولی از آن «مجلس وظیفه تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد» (اصل۷۶) و مطابق نظر قانونگذار اساساً تشکیل دولت بدون حضور مجلس امکان پذیر نیست (اصل۸۸) و مجلس حق سوال و استیضاح از دولت را دارد. نسل ما هنوز فراموش نکرده است توجهی را که امام از ابتدای مبارزه خود علیه استبداد پهلوی بر نهاد مجلس و پارلمان داشت آنچنانکه وقتی در آن دوره نهاد پارلمان در اثر ردصلاحیت ها و تقلب های گسترده به نهادی تحت امر حاکمان مبدل شد امام راحل مرگ جمهوریت و مشروطیت را هشدار داد و به هنگام تصویب لایحه کاپیتولاسیون با یک قیام و قعود نمایندگانی که به واقع نماینده ملت نبودند، فریاد برآورد که حق بود اگر «بیرق سیاه بالاى بازارها و خانه‏ها بزنند و چادر سیاه بالا ببرند». امام راحل آنقدر بر جایگاه و موقعیت مجلس توجه داشتند که پس از انقلاب نیز تصمیم گیری در خصوص ماجراهای مهم و تاثیرگذار را به مجلس واگذار کردند و حتی در بازنگری قانون اساسی علاوه بر اینجانب و رئیس وقت مجلس، انتخاب ۵ نفر از اعضا شورای بازنگری را به مجلس واگذارنمودند البته جمله مشهور و همیشگی امام هیچگاه از یاد ملت ایران نمی‌رود که فرمودند «مجلس در راس همه امور است»؛ و این سخن نه یک تعارف سیاسی که برآمده از یک اعتقاد قلبی بود.
دوم. اگر نبود سابقه چهار دوره خدمتگزاری ام در مجلس و احساس دینی که به این رکن رکین در نظام جمهوری اسلامی می کنم، شاید این نوشته را خطاب به شما قلمی نمی کردم. به واسطه چهار دوره خدمتگزاری مردم در نهاد مجلس همواره خود را پشتیبان نهاد مجلس دانسته ام و در هیچ موقعیتی نیز به حکم مصلحت چشم بر تضعیف جایگاه این نهاد نبسته ام و اکنون نیز اگر با شما سخن می گویم صرفا به واسطه خطری است که در کمین می بینم و نگرانی ای که از تضعیف این نهاد دارم.
سوم. نظارت بر مجلس در یک نظام دموکراتیک و اسلامی نه تنها امری پسندیده که امری لازم و از اوجب واجبات است. این نظارت اما نباید به ابزاری در دست مخالفان دموکراسی و اراده مردم و اصحاب قدرت تبدیل شود که در این صورت از معنا تهی و به ضد خود تبدیل خواهد شد. تحدید و تضعیف جایگاه مجلس به نام نظارت و حفاظت از مصلحت عمومی البته امری بی سابقه در این مملکت نیست. مخالفان اراده ملت در هر برهه و زمانه ای سعی در تحدید و تضعیف جایگاه مجلس و نمایندگان ملت داشته اند و آنچنانکه در تاریخ معاصرمان نیز دیده ایم گاه به کمک توپ و سرباز روسی و گاه به مدد ردصلاحیت های گسترده و تقلب در انتخابات تلاش شده اند تا نهاد پارلمان را به نهادی حکومت ساخته و فرمایشی تبدیل کنند. بر اساس همین تجربه بود که با پیروزی انقلاب اسلامی و در هنگام تدوین و تصحیح قانون اساسی بسیار تامل شد تا راهی برای جلوگیری از تبدیل مجلس به نهادی فرمایشی و حکومت ساخته تعبیه شود و نهاد شورای نگهبان به عنوان نهادی ناظر درنظر گرفته شد تا همچون گذشته که نفوذ دربار و حکومت سدی در برابر انتخابات سالم به حساب می آمد این بار در نظام جمهوری اسلامی، نهاد مجلس از دست اندازی حاکمان در امان بماند. با این حال شورای نگهبان خصوصا پس از رحلت امام آنچنان بر دایره نظارتی خود بر انتخابات مجلس افزود که عملا به نهادی مخل مشروطیت و سدی در برابر اراده مردم تبدیل شد. آنچنانکه امروز عملا یک نماینده مردم پیش از انتخاب توسط جمهور مردم باید توسط اعضای شورای نگهبان منتخب اعلام شود و ابتدا از صافی سلایق اعضای شورای نگهبان بگذرد تا در مرحله بعد در معرض انتخاب رای مردم قرار بگیرد. بدین ترتیب آنچه باید با هدف نظارت بر مجلس در جهت تحقق حقوق ملت و جلوگیری از دست اندازی ارباب قدرت انجام می شد عملا و در گذر زمان به ضد خود تبدیل شد.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
این توضیحات و مقدمات را با شما در میان گذاشتم تا تاکیدی کرده باشم بر جایگاه و ضرورتی که نهاد مجلس و پارلمان در ایران دارد و اکنون بر اساس این جایگاه و پیشینه قصد دارم تا سه عیب اساسی را که در طرح نظارت مجلس بر مجلس نهفته است با شما در میان بگذارم؛ طرحی که البته فوریت آن در مجلس یک بار با عدم همراهی نمایندگان رای نیاورد و از دستور خارج شد اما سپس در اقدامی کم سابقه با امضای ۵۱ نماینده همراه شد تا امکان طرح دوباره در صحن مجلس را بیابد؛ و البته این خود نشان دهنده آن است که چگونه برخی افراد و نهادها در پوشش این طرح، سودای تضعیف و فرمایشی کردن این نهاد یکصدساله را در سر دارند. اکنون اما سه ایراد کلی وارد بر این طرح را با شما در میان می گذارم:
اول: تحقیر نماینده. اینکه کار نماینده را به آنجا بکشیم که برای او پرونده سازی انجام شود و نهایتا این پرونده سازی به «تذکر بدون درج در پرونده، اخد تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار ، تذکر کتبی با درج در پرونده، کسر یک تا سه ماه حقوق و مزایا» (ماده ۱۶) منجر شود چگونه می تواند با حفظ شان و جایگاه مجلس تناسب داشته باشد؟ جالب آنکه در ادامه چنین مواد توهین آمیز و تحقیر کننده ای، نویسندگان طرح پیشنهاد کرده اند «در صورتی که اقدامات نماینده جرم تلقی شود موضوع برای رسیدگی و صدور حکم به قوه قضائیه منجر خواهد شد»(همان ماده) و به قوه قضائیه نیز تکلیف کرده اند که «شعبه خاصی را برای رسیدگی به موضوعات ارجاعی تشکیل» دهد. در نظر بگیرید مجلسی را که علیه نماینده خود پرونده سازی کند و پرونده او را برای تفهیم اتهام روانه نهادهای قضایی سازد. چنین اقدامی نه تنها در تاریخ مجالس ایران که در تاریخ پارلمان جهان نیز بی سابقه است و البته شرم آور. آنچنانکه در این طرح آمده است می توان برای تنبیه یک نماینده نطق او را به تعویق انداخت و عضویت او در مجامع و حتی هیات رئیسه مجلس و کمیسیونها را لغو کرد. به راستی چگونه می توان با اجرای چنین طرحی از عزت و استقلال یک نماینده نیز سخن گفت؟ تصویب قانونی در مجلس که مطابق آن یک نماینده موظف شود برنامه سفر خود را از پیش اعلام کند و بدون مجوز و اجازه حتی حق یک سفر نیز نداشته باشد و مصونیت نمایندگی او در معرض تهدید از سوی یک کمیته مشخص قرار گیرد، به معنای تبدیل خدمتگزاران ملت به نوکران قدرت خواهد بود.
دوم: تهدید نماینده در لوای نظارت. نظارت بر نمایندگان ضروری است و به واقع آیین نامه داخلی مجلس، هیئت رئیسه و کمیسیون اصل نود هر یک به نوعی این نیاز نظارتی را تامین می کنند؛ و البته می توان با اضافه کردن موادی به آیین نامه داخلی مجلس، تحقق این نظارت را مطابق نیاز و فهم زمان اجرایی تر نیز ساخت. اما محتوای طرح حاضر نشان می دهد که نویسندگان آن نه به دنبال نظارت بر نمایندگان که در حقیقت به دنبال تحدید نمایندگان بوده اند و طبع آقایان با نظارت استصوابی و سلیقه ای شورای نگهبان سیر نشده که اکنون در اندیشه طرحی دیگر افتاده اند تا اگر یک نماینده در گذر از هفت خوان رستم و راه یافتن به مجلس، همچنان سخنی ناپسند اصحاب قدرت گفت بتوان به طرفه العینی و به گوشه قلمی او را توبیخ، تحدید و یا از مجلس اخراج کرد؛ که البته در صورت تصویب چنین طرحی دیگر فاتحه مجلس هم در نظام جمهوری اسلامی خوانده خواهد شد. جالب آن است که در بندی از این طرح آمده است «رسیدگی قضایی و صدور رای برائت نماینده مانع از اجرای تصمیمات متخذه توسط مجلس یا کمیسیون در خصوص تخلفات ارتکابی نخواهد بود».(ماده ۲۰) بدین ترتیب نیک مشخص است که هدف نویسندگان طرح از نظارت بر نماینده، نه جلوگیری از تخلفات احتمالی، که گشودن راهی برای تهدید و توبیخ و اخراج نماینده بوده است، آن هم بر اساس سلایق خاص و تصمیم های گرفته شده در محافلی مشخص.
سوم: وظیفه نمایندگی. با مکانیسم های تنبیهی و محدود کننده ای که در این طرح نهفته است یک نماینده در پیگیری و دفاع از حقوق ملت همیشه در فشار خواهد بود و کمیته ای در مجلس شمشیر خود را بر سر او نگاه خواهد داشت. در صورت تصویب این طرح بیم آن دارم نمایندگانی همچون مرحوم مدرس که در رژیم پهلوی در مجلس تحمل می شدند با توبیخ ، احضار و اخراج دیگر تحمل نشوند و راه بر آخرین امکان حضور نمایندگان ملت در مجلس بسته شود. سلب مصونیت و آزادی از یک نماینده، یعنی نابودی مجلس و همان گونه که حضرت آیت‌الله‌العظمی صافی‌گلپایگانی فرمودند «اینگونه طرح‌ها، موجب نظارت اکثریت بر اقلیت می‌شود که این امر نیز با فلسفه اسقلال نمایندگان مجلس کاملاً در تضاد است». سخن گفتن از ابطال اعتبارنامه نماینده (ماده ۲۱) و ملزم کردن دستگاه های اجرایی به در اختیار گذاردن مدارک درخواستی علیه یک نماینده (ماده ۳۱) و بسیاری مواد دیگر این قانون در مواجهه کامل با آزادی عمل یک نماینده قرار دارد و حکایت از آن می کند که اراده ای خاص به دنبال فتح مجلس به عنوان آخرین خاکریز در نظام جمهوری اسلامی ایران است.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
پس از رحلت امام، جریانی خاص با پروژه ای مشابه با آنچه امروز برای تضعیف جایگاه مجلس درنظر گرفته است، نهاد مجلس خبرگان را نیز به نهادی کم اثر و غیر مستقل تبدیل کردند. آنچنانکه یک سال از مرگ امام، خبرگان رهبری در جلسه ای که البته در شرایطی خاص برگزار شد، وظیفه تایید صلاحیت خود را از خود سلب کردند و به شورای نگهبان واگذار کردند. در آن جلسه خبرگان، برخی تحفظ به خرج دادند و سکوت کردند و برخی نیز غایب شدند و تنها یک نفر، مرحوم آیت الله عبایی خراسانی، زبان به اعتراض گشود. اما به هر حال در آن جلسه وظیفه تایید صلاحیت نمایندگان خبرگان به شورای نگهبان واگذار شد و نتیجه آن واگذاری نیز این شد که امروز مجلس خبرگان رهبری به نهادی کم اثر تبدیل و انتخابات آن هر دوره با ردصلاحیت بسیاری روحانیون انقلابی و مبارز همراه شده است.
قدرت ها گذراست و حکومت ها از پی هم می آیند و می روند. این درسی است که تاریخ به ما آموخته است. شما اما نگذارید که در این میان ذبح مجلس، در دوره ای صورت بگیرد که شما عنوان نماینده ملت را بر خود داشته اید. من در مقام یک برادر دینی، همکار قدیمی و پاسدار مشروطیت از شما می خواهم که اگر عده ای کمر به نابودی مجلس بسته اند شما ننگ تصویب این طرح که تیر خلاص بر نهاد قانونگذاری است را برای خود نخرید و بگذارید آنها خودشان در نهادی خارج از مجلس چنین برنامه ای را عملیاتی کنند.
والسلام
مهدی کروبی
۱/ ۰۸/ ۱۳۸۹
  • احسان یوسفی
    واقعا حرف درست و به جا و مهمی رو شیخ اصلاحات زدند.
    اما شیخ عزیزی مجلسی که فرمایشی است
    مجلسی که نمایندگانش قبلی ملت بر تن دارند در حالی که پیراهنشان از حاکمیت است چه به نصیخت برادرانه
    گرچه نصحت شما برای ملت و ایران سات اما شیخ عزیز تو چون من بهتر دانیی دیگر اصلاح پذیر نیستند و من ترسم از انقلاب مجدد است

نمی‌توان چیزی را به زور، به مردم تحمیل کرد



جمعی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های سراسر کشور صبح امروز با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند.
به گزارش آفتاب،  هاشمی رفسنجانی در این دیدار بهترین راه برای اداره کشور را حرکت در مسیر قوانین به‌ویژه قانون اساسی عنوان کرد.
وی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را مبتنی‌بر اسلام و مکتب اهل بیت(ع) بیان کرد و افزود: در قانون اساسی به حقوق مردم و آزادی‌های آنها تصریح شده که عمل به آنها می‌تواند زمینه‌های رشد فرهنگی و اجتماعی در جامعه را فراهم کند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تصویب سیاست‌های کلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و ابلاغ آنها توسط رهبر انقلاب آنها را لازم‌الاجرا عنوان و تأکید کرد: براساس این سیاست‌ها، سیاست خارجی باید براساس تعامل با حفظ اصول و سیاست‌ داخلی براساس آزادی و مشارکت و مبتنی‌بر رأی مردم اداره گردد.
وی حرکت تاریخ بشری را به سوی تکامل و بهتر شدن عنوان کرد و گفت: موانعی که در این مسیر در هر جامعه‌ای ایجاد می‌شود موقتی خواهد بود و نمی‌تواند برای همیشه مانع حرکت آن جامعه به سوی پیشرفت گردد.
هاشمی‌رفسنجانی با اشاره به گسترش ابزارهای اطلاع‌رسانی در دنیای امروز تأکید کرد: اکنون زمان انفجار اطلاعات است و نمی‌توان اطلاع‌رسانی را محدود کرد و باید زمینه را به نحوی فراهم نمود که مردم بتوانند با استفاده مطلوب از این ابزارها مسیر صحیح را پیدا کنند.
وی افزود: جامعه ایران جامعه‌ای تحصیلکرده است و این باعث ارتقای جامعه و گسترش طبقه متوسط شده است و می‌تواند در رفع فقر در جامعه مؤثر باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: در دنیای امروز جوامع بشری به‌گونه‌ای است که اگر کسی بخواهد به زور چیزی را به مردم تحمیل کند زمینه‌های تقویت عکس آن موضوع را فراهم کرده است.
هاشمی‌رفسنجانی، پرهیز از فضای یأس‌آور برای جوانان را مهم عنوان کرد و گفت: حالت یأس در جوانان خسارت‌بار است.
ایشان افزود: آینده را به دلیل رشد آگاهی در جامعه و وجود انسان‌های فرهیخته بسیار روشن می‌بینم هرچند ممکن است مشکلاتی در مسیر وجود داشته باشد.
در ابتدای این دیدار، ۵ نفر از فارغ‌التحصیلان رشته‌های مختلف به نمایندگی از جمع حاضر مطالبی را در حوزه‌های اقتصادی، سیاست خارجی، فرهنگ و جامعه به اطلاع رساندند.
  • ناشناس
    نمی‌توان چیزی را به زور، به مردم تحمیل کرد مگر آنکه زورش زیاد باشد.
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۶:۱۰ ب.ظ   پاسخ دادن
  • حامد.م
    هرچند من از طرفدارای آقای رفسنجانی نیستم ، ولی این صحبتها کاملاً نشون می دن که ایشون از بالا به اوضاع کشور نگاه می کنند و درک خوبی از وضعیت اجتماعی کشور دارند.
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۷:۰۹ ب.ظ   پاسخ دادن
  • ناشناس
    حالا که شده
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۷:۴۲ ب.ظ   پاسخ دادن
  • edalate sabz
    DOROOD BE GOFTEHA,,,,,, Aghaye Rafsanjani,,, bayad goft mellat ke 70 darsadeshan javan va vatan parastand besiar jelootar as in gofteha mibashand. tanha morede mohem,,,,,,,,,, shoma eshtebahe sayere,,,,,,,,, nakonid,,,, va az mogheeyate khod shojaane estefade konid,,, motmennan mellat poshtibane shoma khahand boooooood, dar zemn har kesi khod masole amalkarde khod mibashad be farz hasane khomeyni jayghahi faratar az ,,,,,,,, be eeshan ghaeel nemishavand, TARIKH goovahe, dorood bar azadie mellat
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۸:۴۴ ب.ظ   پاسخ دادن
  • من یک ویروسم
    خود کرده را تدبیر نیست.جناب هاشمی شما در انتخاب رهبر نقش اول را داشتی.اگر در اصلاح تغییر مسیری که ایجاد کردی نتوانی نقش ایفا کنی نامت در تاریخ به بدی یاد خواهد شد.
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۸:۵۰ ب.ظ   پاسخ دادن
  • mamad
    آقای هاشمی خیلی سیاسی صحبت می فرمایند (اقدام کردن مهم است)


۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

دیدار زهرا رهنورد با خانواده مجید دری دانشجوی دربند + عکس

کلمه: زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه تهران با خانواده مجید دری دانشجوی محروم از تحصیل دیدار کرد. مجید دری چند روز قبل به زندان بهبهان تبعید شد تا در این زندان دوران محکومیت شش ساله اش را بگذراند.
مجید دری دانشجوی ستاره دار و از فعالان دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی بود. وی به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی به شش سال حبس در تبعید محکوم شده است. او ابتدا در زندان اوین زندانی بود اما پس از گذشت یک سال از حبسش به زندان بهبهان تبعید شد.
در دیدار زهرا رهنورد با خانواده این دانشجوی دربند جمعی از زنان اصلاح طلب نیز او را همراهی کردند. خانواده مجید دری پیش از این بارها از مسئولان قضایی به خصوص دادستان تهران درخواست کرده بودند که از تبعید این فعال دانشجویی به زندان استان خوزستان جلوگیری کنند .اما اکنون با این تبعید خانواده مجید مجبورند بیش از ۱۵ ساعت راه را برای ملاقات با فرزندشان طی کنند.
مادر مجید دری در این دیدار گفت: اتهام وابستگی به منافقین که بارها توسط مجید و همه ما رد شده، تنها بهانه برای دادن حکمی سنگین محاربه به او قرار گرفته است و اکنون پسرم در زندان بهبهان در شرایطی بسیار نامناسب به سر می برد.
زهرا رهنورد هم در این دیدار با اشاره به اینکه این اتهامات واهی تنها بهانه ای برای صدور احکام سنگین و ناعادلانه است ادامه داد :دانشجوی ستاره دار ، ستاره درخشانی فرا روی جنبش دانشجویی ایران و پیشوایی برای جنبش سبز است .بدانید که ظلم پایدار و همیشگی نیست و روزی شاهد آزادی همه زندانیان سیاسی و تحقق آرمانهای آزادی خواهانه و دموکراتیک مان خواهیم بود .
مجید دری، ٢۵ مهرماه امسال، از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان بهبهان در استان خوزستان منتقل شد تا شش سال محکومیت خود را بگذراند.این دانشجوی دربند، در سال ۸۶ و در اعتراض به سوء مدیریت و فضای امنیتی دانشگاه علامه، ابتدا چند ترم از تحصیل تعلیق و سپس به طور کلی از ادامه تحصیل محروم شد. وی در سال ۸۷ و با همراهی سایر دانشجویان محروم از تحصیل که به دانشجویان ستاره‌دار معروف شده‌اند، «شورای دفاع از حق تحصیل» را تشکیل دادند. در جریان مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری و پس از آنکه رئیس‌جمهوری وقت، محمود احمدی‌نژاد، وجود دانشجویان ستاره‌دار را انکار کرد و گفت که چنین دانشجویانی وجود خارجی ندارند، مجید دری نیز به همراه سایر اعضای این شورا در تجمع‌های اعتراض‌آمیزی که به منظور آگاهی افکار عمومی برگزار شد، شرکت کرد تا نشان دهد که این دانشجویان وجود خارجی دارند؛ دانشجویانی که بی‌دلیل از حق تحصیل محروم شده‌اند. دادگاه بدوی رسیدگی به اتهامات وی، در حالی در سوم آذر ماه سال ۸۸ برگزار شد که این دانشجو با اتهام‌هایی از جمله “محاربه”، “اقدام علیه امنیت ملی” و “بر هم زدن نظم عمومی” به یازده سال زندان محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر به شش سال حبس کاهش پیدا کرد، اما حکم تبعید وی همچنان در حکم باقی ماند. وی هم اکنون در شرایط بسیار نامناسب در زندان بهبهان به سر می برد .
  • رضا
    وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطبِ
    فى جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسدِ
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۱۱:۵۶ ق.ظ   پاسخ دادن
    • اهل سنت سبز سبز
      درود بر رئیس جمهور موسوی و سبز بانو دکتر رهنورد
      الذین قالو ربنا الله ثم استقاموا تتنزل الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشرو بالجنت التی کنتم توعدون
      الله اکبر
      0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۱۲:۵۸ ب.ظ   پاسخ دادن
  • yek madare virosye sabz
    dorod bar ensanhaye azadeh
    salam bar madare majid va mifahmam ke alan che hesy darad
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۱:۱۴ ب.ظ   پاسخ دادن
  • سوشیانت
    الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.
    الهم فک کل اسیر……………………….
    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ ۱:۱۵ ب.ظ   پاسخ دادن
  • ناشناس
    زنده باد جنبش سبز ایران

روزنامه کلمه مورخ شنبه اول آبان ماه

چکیده : روزنامه کلمه مورخ شنبه اول آبان ماه


دریافت نسخه JPEG -عکس

صدا وسیمایی برای فرانسوی ها و بلژیکی ها

















کلمه- مسعود شریف: فرانسه بار دیگر به صدر اخبار صدا و سیما بازگشته است. ماشین‌های آتش‌گرفته، پمپ‌بنزین‌های بسته‌شده، فروشگاه‌های تعطیل، مردم خشمگین و ناراضی که حاضر به عقب‌نشینی نیستند. حتی یکی از این موارد نیز سوژه مناسبی برای صدا و سیما به نظر می‌رسد، چه رسد به این‌که همه این‌ها با هم یک‌جا جمع شود.
فرانسویان معترض‌اند. به چه چیز؟ ظاهراً افزایش سن بازنشستگی از ۶۰ سال به ۶۲ سال. این اما همه ماجرا نیست. خشم تلنبار‌شده فرانسویان از سیاست‌های سارکوزی به این بهانه سر باز کرده. معترضان خواهان آنند که حقوق‌شان به رسمیت شناخته شود. خواهان این‌که دولت عقب‌نشینی کند. اما سارکوزی اعلام کرده به هیچ‌وجه کوتاه نمی‌آید و دستور تشدید برخورد با تظاهرکنندگان را صادر کرده است. ظاهرا همه چیز به یک بحران بدل شده است. دولت مجبور است از ذخیره سوخت خود استفاده کند تا لااقل جوابگوی بخشی از صف‌های طویل بنزین باشد. کارگران و کارمندان در اعتصاب بسر می‌برند. روزی یک اتحادیه به صف اعتصاب‌کنندگان می‌پیوندد.  سارکوزی که می خواهد با اعتصاب کنندگان مقابله کند جرات ندارد حق شهروندان برای تظاهرات و اعتصاب را نادیده بگیرد و مکرر تاکید می کند اعتصاب و تظاهرات از حقوق بنیادین شهروندان  است و ما مخالفتی با آن نداریم. همه کس حتی کارمندان دولت و پلیس حق اعتصاب دارند .  در برخی مناطق دانش‌آموزان و دانشجویان نیز به اعتصاب‌کنندگان پیوسته‌اند. آیا واقعاً افزایش دو ساله سن بازنشستگی این‌قدر مهم است؟ یا در حکم جرقه‌ای است که بر انبار باروتِ نارضایتی مردم فرانسه زده شده؟ باید به عقب برگشت.
بیش از چهارسال پیش فرانسه یک بار به آتش کشیده شد. البته هیچ کس برای این کار اعدام و یا مجازات سنگین نشد و همه آنهایی که دستگیر شدند پس از چندی آزاد شدند. هیچ کس برای سنگ پرانی مفسد فی الارض اعلام نشد و اعدام نشد. هیچ مامور پلیسی به خانه شهروندان حمله نکرد و یا  ماشین آنها را تخریب نکرد. هیچ خبرنگاری  از هیچ کجای دنیا حتی خبر نگار دولتی  ایران بازداشت نشد.  اعتراض آنان به قانونی بود که در آن زمان با عنوان «قانون استخدام اول» (cpe) تصویب شد. قانونی که به تمام کارفرمایانی که زیر ۲۰ نفر کارمند یا شاغل داشتند اجازه می‌داد در دو سال نخست استخدام بدون این‌که مجبور باشند دلیل قانع‌کننده‌ای بیاورند کارگران زیر ۲۵ سال خود را اخراج کنند. از سوی دیگر فرانسویان به کاهش مقررات حفاظت از تحصیل رایگان برای دانش‌آموزان زیر ۱۴ سال و همچنین کاهش سن مجاز کار شبانه از ۱۶ سالگی به ۱۵ سالگی اعتراض داشتند. بحران بالا گرفت. حاشیه‌نشینان و مهاجران نیز از تبعیض‌های موجود به تنگ آمده بودند. ژاک شیراک رئیس‌جمهور وقت معترضین و اتحادیه‌های کارگری را به قصد رفع اختلاف به مذاکره و گفت‌و‌گو دعوت کرد. در مقابل نیکلا سارکوزی، وزیر کشور آن زمان، سیاست سرکوب را در پیش گرفت و نیروهای پلیس بیشتری را بر ضد تظاهرکنندگان ارسال داشت. نیروهای پلیس یک جوان فقیر را با شلیک گلوله کشتند و همین امر موجب تشدید اعتراضات شد. سارکوزی جوانان حاشیه‌‌نشین را مشتی «کثافت» [خس و خاشاک] نامید. تا چندین هفته فرانسه تمامی اخبار کانال‌های تلویزیونی جهان را به خود اختصاص داد. صد البته صدا و سیمای ما نیز با شوقی وصف‌ناپذیر جزء‌به‌جزء تظاهرات و اتفاقات رخ‌داده را بازگو کرد. چهارسال بعد؛ فرانسوی‌ها باز هم اعتراض دارند، باز هم به سارکوزی و سیاست‌های او. صدا و سیما نیز بار دیگر دست به کار شده. گزارش‌گر تلویزیون به میان جمعیت می‌رود. پشت سر او دود غلیظی دیده می‌شود. با لحن تعجب‌برانگیزی می‌پرسد: «به چه چیز اعتراض دارید؟» آن طرفِ تصویر، عکاسان و خبرنگاران دیگری هم مشغول تهیه عکس و خبرند، درست در فاصله چند قدمی نیروهای پلیس و مأموران انتظامی. اما کسی کاری با آن‌ها ندارد. گزارشگر اخبار تمایز آمارهای رسمی و غیر‌رسمی را به رخ می‌کشد: «دولت می‌گوید یک میلیون نفر اما بیش از ۳ میلیون در خیابان‌ها هستند». از زبان او می‌شنویم: «. . . اتحادیه کامیون‌رانی نیز اعتصاب کرده. کامیون‌‌ها در سطح شهر آهسته می‌روند تا بر حجم ترافیک بیفزایند. شبکه حمل و نقل مختل شده، نیمی از پروازهای داخلی لغو گردیده. سیاست‌های سارکوزی به چالش کشیده می‌شود. ناظران داخلی و خارجی معتقدند دولت وی حتی اگر بتواند این بحران را پشت‌سر بگذارد برای کسب رأی در انتخابات بعدی با مشکل روبرو خواهد بود» . . .
این همه در حالی صورت می‌گیرد که بزرگ‌ترین راهپیمایی مسالمت‌آمیز در سی‌سال اخیر کوچک‌ترین رد‌پایی در تلویزیون از خود به‌جا نمی‌گذارد.  در بازنماییِ  دولتی ما  تظاهرات سکوت ۲۵ خرداد کوچکترین جایی ندارد. اثری از انبوه مردم ناراضی دیده نمی‌شود. آن‌ها که به خیابان آمده‌اند مشتی اراذل و اوباش، خس و خاشاک، گوساله و بزغاله، میکروب و انگل، غیره و غیره خوانده می‌شوند که قصد براندازی دارند. در بهترین حالت جوانان شکم‌سیری هستند که خوشی زیر دل‌شان زده. معترضانی که اگر فرانسوی باشند مسئولان تلویزیون به اوج‌شان می‌برند و اگر ایرانی باشند در گفتار رسمی «اغتشاشگر» خوانده می‌شوند؛ مارکسیست‌ها و کمونیست‌هایی که قصد مقابله با عاشورا و امام حسین و دین و مذهب دارند. فتنه‌گرانی که به جان و مال مردم افتاده‌اند. تصاویر آن‌ها قابل بازنمایی نیست. شعارهای آن‌ها قابلیت شنیدن ندارد. چرا که آن‌ها فرانسوی نیستند تا بتوان از اعتراض‌شان بهره‌برداری تبلیغاتی و سیاسی کرد. آن‌ها ایرانی‌هایی‌اند که پرسیده‌اند رأی‌شان چه شد. بنابراین نمی‌توانند به صدا و سیمای به اصطلاح ملی راه یابند. چرا که صدا و سیمای ملی متعلق است به فرانسوی‌ها، بلژیکی‌ها، انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها، و هر آن ملت‌هایی که در هر کشور صرفاً «غربی» اعتراضی کنند، بدون آن‌که خاستگاه این اعتراض‌ها مشخص شود. بدون این‌که معلوم شود بالاخره فرانسوی‌ها به چیز معترض‌اند؟
فرانسوی‌ها به چه چیز معترض‌اند؟ آیا افزایش دوساله سن بازنشستگی ارزش این همه خسارت و تخریب و اعتصاب و تظاهرات را دارد؟ حدود چهارسال پیش، پس از اعتراضات علیه قانون استخدام اول (cpe)، سازمان جوانان جنبش همدردی بورژوازی در فرانسه اعلامیه‌ای صادر کرد مبنی بر این‌که مسأله صرفاً قانون استخدام اول نیست: «مسأله اصلی قانون cpe به تنهایی نیست، بلکه ساختار جامعه کاری جدیدی است که این قانون و قوانین جانبی آن می‌خواهند بر ضد کارگر و کارمند تحمیل کنند». امروز نیز مسأله تنها رسیدن سن بازنشستگی به ۶۲ سال نیست.
خلاصه کنیم: آنها به افزایش بیکاری، فقر، بحران اقتصادی، کاهش سن کار، عدم توانایی خانواده‌ها در گذران زندگی، سیاست‌های تبعیض‌آمیز نسبت به اقلیت‌ها، مهاجران، حومه‌نشینان و امثال اینها معترض‌اند. به گفتار رئیس‌جمهورشان اعتراض دارند، به نحوه برخورد او با اعتراضات، به تشدید سرکوب، به سیاست‌های اصلاحات اقتصادی که لقب «ریاضتی» بر خود گرفته. افزایش سن بازنشستگی جرقه این اعتراض را زده است. جرقه‌ای برای آن‌که تمامی این اعتراضات به سطح بیاید و خودی نشان دهد. اعتراضات آن‌ها دقیقاً و عیناً به همان چیزهایی است که در گوشه دیگری از جهان توسط همان تلویزیون و همان مسئولین «سیاه‌نمایی» و «فتنه» (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی) نامید می‌شود: بالارفتن قیمت‌ها، افزایش بیکاری، فقر، محرومیت، فساد اداری، رواج دروغ، تبعیض‌های قومی، جنسیتی، فرهنگی، آزادسازی قیمت‌ها، هدفدمندیِ شبه‌ریاضتی، سرکوب مخالفان و معترضان، زندانیان سیاسی.
سردار جزایری معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح درباره اعتراضات کنونی فرانسوی‌ها می‌گوید: «مشکلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و امنیتی فرانسه هر روز که می‌گذرد بیشتر می‌شود و دولت سارکوزی توان مهار این سقوط و سراشیبی را ندارد و یکی از راه‌های کند کردن این حرکت ساقط‌کردن سارکوزی است. مردم فرانسه و به‌خصوص دانشگاهیان و نخبگان اجازه ندهند آوازه فرانسه با دلال‌بازی‌های امثال سارکوزی بیش از این تخریب شود». بد نیست یاد آور شویم که اگر مقامات فرانسوی در مورد ایران چنین اظهار نظری کنند دخالت در امور داخلی کش.ر و حمایت از فتنه و … تلقی می شود ولی اظهارات سردار جزایری دفاع از مظلومان فرانسوی تلقی می شود. اگر آقای جزایری چنین حقی را برای مردم خود می شناخت حق داشت برای مردم فرانسه هم  نسخه تجویز کند.
آیا مردم و به‌خصوص دانشگاهیان و نخبگان ایران نیز حق دارند اجازه ندهند آبروی ایران با رانت‌خواری و عوام‌فریبی بیش از این به بازی گرفته نشود؟ آیا حق دارند اجازه ندهند اقتصاد کشور از بی‌برنامگی و بی‌سامانی رنج نبرد، زندگی مردم بازیچه جاه‌طلبی و تمامیت‌خواهی عده‌ای نشود، سیاست خارجی و دیپلماسی با «هل من مزید»‌طلبی اشتباه گرفته نشود، ماجراجویی و سهم‌خواهی بین‌المللی کنار گذاشته شود، مداخله‌جویی در امور خاورمیانه، کشورهای دیگر، روند صلح در فلسطین و نظایر آن متوقف شود، ادبیات چاله میدانی از صحنه سیاسی حذف شود، دست نظامیان در امور سیاسی و اقتصادی کوتاه شود، مطبوعات آزاد و منتقد به رسمیت شناخته شوند، زندانیان سیاسی آزاد شوند، مهم‌تر از همه، دروغ و وارونه‌نمایی برچیده شود. و آیاها و اگرهای دیگری که بیش از یک‌سال است مردم ایران از خود می‌پرسند.
دولتمردان فرانسه نمی‌توانند آمارهای اقتصادی را کم و زیاد کنند، نمودارها را تغییر دهند، نرخ بیکاری را پس و پیش کنند. فرانسوی‌ها لااقل از این شانس برخوردارند که رسانه‌ها و مطبوعات آزاد داشته باشند، اتحادیه‌های کارگری تشکیل دهند، تحصن و اعتصاب کنند، داد بزنند، فریاد بکشند، شعار بدهند، اعتراض کنند، مخالفت کنند. بد نیست در میان گزارش‌های رنگارنگ صدا و سیما از این اعتراضات بپرسیم ما کجای کاریم. آیا همان‌گونه که خبرنگاران ایرانی از پاریس و بروکسل و لندن و در بحبوحة تظاهرات و شانه به شانة نیروهای ضد شورش مشغول تهیه عکس و گزارش و مصاحبه‌اند، خبرنگاران ایرانی خودمان (گزارشگران خارجی پیشکش) اجازه دارند کوچک‌ترین اشاره‌ای به اعتراض‌ها و مخالفت‌های موجود کنند، آیا روزنامه‌های ما حق دارند نامی از سران جنبش سبز ببرند؟ نگاهی به آمار روزنامه‌نگاران، خبرنگاران، عکاسان، و نویسندگان مطبوعات ایران که پشت میله‌های اوین شب را سحر می‌کنند و دم بر نمی‌آورند تناقضات موجود را بر ملا می‌کند.
فرانسوی‌ها احمدی‌نژاد خود را دارند و می‌دانند چگونه مخالفت خود را با او علنی کنند، کما اینکه چهارسال پیش کردند. احمدی نژاد آنها حق ندارد حق اعتصاب و تظاهرات مردم را انکار کند و هر روز بابت کوچکترین اعمال پلیسی و امنیتی در مقابل مردم پاسخگوست. آیا ما نیز حق داریم اعتراض داشته باشیم، یا به محض این‌که حرفی از اعتراض و انتقاد به میان می‌آید «فتنه‌گر» (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) نامیده می‌شویم؟

۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

پیش شماره یازدهم خبرنامه کلمه مورخ ۲۶ مهرماه

چکیده : پیش شماره یازدهم خبرنامه کلمه مورخ ۲۶ مهرماه


کلمه امروز فریاد مظلومیت زندانیان سیاسی؛ رسانه شمایید


کلمه: بسیاری از مخاطبان نظرشان بر این بود که نامه های زندانیان سیاسی و شرح مصایبی که بر آنان رفته است نقش مهمی در آگاهی مردم از واقعیت ها دارد. شماره امروز کلمه اگر چه ظرفیت شرح انبوهی از مظالم رفته بر زندانیان را ندارد اما تا همین حد نیز بسیاری از مردم شریفمان از آن اطلاع ندارند. شما همراهان سبز هم عضو تحریریه کلمه هستید و هم عضوی از شبکه عظیم توزیع آن. فرزندان انقلاب ماههاست که در اسارت نا اهلان و نامحرمان گرفتارند با انتشار و توزیع این نشریه صدای مظلومیت آنان را به گوش مردم برسانید. مردم رسانه رسمی ندارند. رسانه شمایید.

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

متن کامل مصاحبه کروبی با مجله نیویورکر: با وجود ۱۶ ماه سرکوب بی رحمانه، جنبش کماکان زنده است

کروبی: “اگر حکومت اجازهٔ هر گونه تجمعی در خیابانها را می داد، دنیا شاهد حضور میلیونها نفر می بود. محافل قدرت این را به خوبی‌ میدانند و به همین دلیل است که به شدت در این شانزده ماه سرکوب کردند و به بی رحم ترین صورت ممکن هر مخالفتی را ساکت کردند”

در بخشی از متن ترجمه شده که در اختیار سایت تغییر قرار داده شده است، به نقل از مهدی کروبی آمده است: ” ایران متعلق به تمام ایرانیان است، از آنانی‌ که ایران را سالهای پیش ترک کردند تا کسانی‌ که امروز در ایران زندگی‌ می کنند” … وی همچنین با تاکید بر زنده بودن جنبش افزودند: “به دلیل سرکوب گستردهٔ حکومت، مردم در خیابانها در حال شعار دادن و تظاهرات نیستند، ولی‌ جنبش بسیار‌ عمیق است”
دبیر کل حزب اعتماد ملی در پرسشی درباره اعدام های سال ۶۸ گفت: ” من از اعدام‌ها اطلاعی نداشتم و حتی تا این زمان اطلاعاتی‌ در این مورد ندارم. من از اتفاقاتی که در زندانها افتاد خبر ندارم، نمی دانم چه کسی‌ دستور را صادر کرده بودند یا نمی دانم امام از این موضوع اطلاعی داشتند یا نه”

متن ترجمه شده کامل مصاحبه شیخ اصلاحات با مجله نیویورکر  که در اختیار سایت تغییر قرار گرفته، به شرح زیر است:

لورا سکور: بحث های زیادی در خارج از ایران  مطرح می شود مبنی بر اینکه جنبش سبز شکست خورده است. این روز‌ها دیگر خبری در مورد تظاهرات میلیونی مردم نمی شنویم و تعداد زیادی از چهره های مخالف یا زندانی شده اند یا به خارج از کشور رفته اند. آیا هنوز جنبش سبزی در ایران وجود دارد؟ آیا ساختار سازمانی و استراتژی برای رسیدن به اهدافش را دارد؟

مهدی کروبی: به دلیل سرکوب گستردهٔ حکومت، مردم در خیابانها در حال شعار دادن و تظاهرات نیستند، ولی‌ جنبش بسیار‌ عمیق است. اگر حکومت اجازهٔ هر گونه تجمعی در خیابانها را می داد، دنیا شاهد حضور میلیونها نفر می بود. محافل قدرت این را به خوبی‌ میدانند و به همین دلیل است که به شدت در این شانزده ماه سرکوب کردند و به بی رحم ترین صورت ممکن هر مخالفتی را ساکت کردند. دولت در حال حاضر مشکلات زیادی دارد…. مسائل اقتصادی و سیاست خارجی‌ هر دو بسیار بحرانی هستند. تمام این مشکلات شرایط را برای اینکه دولت کنونی‌ بتواند به چیزی دست یابد را بسیار سخت کرده است. در ماههای و روزهای اولیه‌ بعد از انتخابات تعداد بسیار زیادی از چهره ها از رده های بالا تا پائین زندانی شدند و این روش ادامه دارد. تمام اینها نشان این است که جنبش هنوز زنده است.ا

 لورا سکور: در میان ایرانیان مهاجر تعداد زیادی هستند که در زمانی‌ که ایران را ترک کردند در زمینهٔ سیاسی بسیار فعال بودند (خیلی‌ از آنها به تازگی ایران را ترک کردند)و علاقمند هستند که بتوانند از خارج از کشور در جنبش سبز فعال باشند. در صورت امکان چه نقشی‌ این ایرانیان خارج از کشور میتوانند ایفأ کنند؟

مهدی کروبی: ایران متعلق به تمام ایرانیان است، از آنانی‌ که ایران را سالهای پیش ترک کردند تا کسانی‌ که امروز در ایران زندگی‌ میکنند. من همیشه تاکید کرده ام که ایرانیان خارج از کشور باید هویت ملی‌ خودشان را حفظ کنند و با وطنشان در ارتباط بمانند. من نمی توانم به ایرانیان خارج از کشور بگویم چه کار کنند، ولی‌ می‌توانم بگویم که بسیار خوب می شود، اگر بتوانند  افکار عمومی و دیدگاههای روشنفکرانه ی  ایران را در خارج از کشور همراهی کنند تا بتوانند صدای کسانی‌ باشند که در داخل ایران صدایشان به جای نمی رسد.ا

 لورا سکور: به نظر شما سیاست دولت ایالات متحده در قبال جنبش سبز باید چگونه باشد؟

 مهدی کروبی: نگاه ما به مردم خودمان، کشور خودمان و منافع خودمان است. ما تلاش می‌کنیم که از هرگونه وابستگی یا تعیین استراتژی برای کشورهای دیگر دوری کنیم. این جنبش، مسئولیت خود ما است و ما از ملتها و دولتهای دیگر انتظار نداریم که کاری برای ما انجام بدهند، ولی‌ اگر آنها از روی انسان دوستی احساس وظیفه می کنند که از ما حمایت کنند آن مسالهٔ جدایی است.ا

 لورا سکور: آیا احساس می‌کنید که امنیت و آزادی شما در خطر است؟ چطور میشود در این فضا فعالیت و زندگی‌ کرد؟آیا این شرایط زندگی‌ روزمرهٔ شما به عنوان یک شهروند و یک رهبر سیاسی را عوض کرده است؟

مهدی کروبی: مشکلات زیاد وجود دارد و فشار بسیار شدید است. من هیچ امنیتی در منزلم ندارم. اخیرا، برای پنج روز مداوم، سنگ و نارنجک دست ساز به  منزلم پرتاب می شد. همسایه های ما ترسیده بودند، منزلشان سوخت و تخریب شد. مخالفان ما از هیچ کاری واهمه ندارند، آنها دفتر حزب من و حتی دفتر شخصی من را بستند. من می‌دانستم که ممکن است چنین رفتارهای خسمانه ای با من بشود. از زمانی‌ که من رئیس مجلس بودم تا امروز که هیچ پست دولتیی ندارم، همیشه از حق مردم دفاع کرده ام. من برای هر رویداد یا تصادفی آماده هستم، و هیچ ترسی ندارم. ولی‌ من در مورد اسلام نگرانم، میترسم که این افراد که به نام اسلام مردم را مورد حمله و آزار قرار می دهند به این وسیله در چشم جهانیان آسیبهای جدی به دین ما وارد می کنند.ا

 لورا سکور: سال گذشته شما اتهامات آزار جنسی در زندانهای ایران را به صورت عمومی مطرح کردید. تا آنجا که شما اطلاع دارید آیا چنین آزارهایی همچنان اتفاق می افتند یا این مساله پیگیری شده است؟

مهدی کروبی: در فرهنگ ما، قربانیان تجاوز جنسی‌ از شرم و افسردگی رنج میبرند. ضمنا مسئولین شرایط را بسیار تهدید آمیز کرده اند به شکلی‌ که قربانیان تجاوز جنسی‌ می ترسند که این مساله را مطرح کنند. به همین دلیل بعضی‌ از قربانیان تجاوز جنسی‌ به من مراجعه کردند و به دنبال آن بعضی‌ از آنها مجبور شدند یا سکوت کنند یا کشور را ترک کنند. من حتی نمی دانم این افراد در چه شرایطی هستند یا در رو به بهبود هستند. من تنها شکایت‌های آنها را ثبت کردم و فیلمی از اتفاقاتی که گفتند بر سر آنها در مدتی‌ که در زندان بودند آمده بود تهیه کردم، تا اگر کسی‌ خواست انکار کند که زندانیان مورد تجاوز جنسی‌ قرار گرفته بودند من مدرکی دستم باشد. من بطور واضح می‌گویم: روزهای اولیه‌ بعد از جنبش آنها مردم را در زندانها مورد تجاوز جنسی‌ قرار دادند و هنوز آنها به شکنجه زندانیان به وحشیترین شکل ممکن ادامه میدهند. من مدرکی‌ که اخیرا  نشانگر آزار جنسی‌ در زندانها یا به صورت مداوم باشد ندارم.ا

 لورا سکور: نظر شما در مورد قانونی‌ که به زودی به اجرا در خواهد آمد که در آن یارانه های دولتی بر روی اجناسی مثل بنزین و مواد خوراکی یا کم میشوند یا به طور کلی‌ حذف میشوند چیست؟

مهدی کروبی: من در اصول با بهینه سازی یارانه‌ها موافق هستم، ولی‌ این مساله باید بطور کامل و از جهات مختلف توسط متخصصان تحلیل و برسی‌ شود. متاسفانه به دلیل اشتباهت فراوان اقتصادی این دولت قیمتها سر به فلک کشیدند قبل از اینکه هرگونه بهینه سازیی صورت بگیرد. اکنون سوال این است وقتی‌ قانون بهینه سازی به اجرا در بیاید چه اتفاقی‌ می‌افتد ؟ من بر این باورم که این دولت به شکل کشنده ای اقتصاد را ضعیف کرده است به طوری که هر گونه بهینه سازی یارانه‌ها ممکن است بیشتر ضرر آفرین باشد.ا

 لورا سکور: در سال ۱۳۶۸ وقتی‌ که هزاران زندانی سیاسی با دستور آیت ‌الله خمینی اعدام شدند شما نمایندهٔ مجلس و منتخب مردم تهران بودید. تنها چهرهٔ سیاسی که به این دستور اعتراض کرد آیت ‌الله منتظری، جانشین آیت ‌الله خمینی در آن زمان بود. شما به همراه دو نمایندهٔ مجلس دیگر نامه ای در اعتراض به نظر آیت الله منتظری در مورد زندانیان سیاسی نوشتید. سالها از اتفاقات آن زمان گذشته است و در این مدت شما به عنوان یک قهرمان دفاع از حقوق بشر شناخته شده‌اید . آیا فکر می‌کنید که آیت الله منتظری اشتباه کرد که به کشتار زندانیان سیاسی اعتراض کرد؟ آیا فکر می‌کنید که آیت الله خمینی کار درستی‌ برای ایران کرد وقتی‌ که آیت الله منتظری را به دلیل اعتراضش از قائم مقام رهبری عزل کرد؟

مهدی کروبی: من جواب این سوال شما را در دو قسمت می دهم. اولا در آن زمان من از اعدام‌ها اطلاعی نداشتم و حتی تا این زمان اطلاعاتی‌ در این مورد ندارم. من از اتفاقاتی که در زندانها افتاد خبر ندارم، نمی دانم چه کسی‌ دستور را صادر کرده بودند یا نمی دانم آیت ‌الله خمینی از این موضوع اطلاعی داشتند یا نه. ثانیا نامه‌ای که شما به آن اشاره کردید هیچ ارتباطی‌ به اعدامها نداشت. یک سری اختلاف نظر بین آیت ‌الله منتظری و آیت الله خمینی وجود داشت. این اختلافات حتی باعث شد که تعداد زیادی از نزدیکان آیت ‌الله منتظری زندانی شوند. در جریان این حوادث ما تصمیم گرفتیم که نامه‌ای محرمانه به آیت‌الله خمینی بنویسیم. این یک نامهٔ کلی در مورد موضوعات مختلفی‌ بود، از جمله بعضی‌ حملات تروریستی و حوادث اصفهان و نجف آباد. نامه محرمانه بود و ما این نامه را قبل از اینکه آن اتفاقات روی دهد نوشتیم و فرستادیم. ولی‌ وقتی‌ نامه بیرون آمد و دیگر محرمانه نبود که با آن اتفاقات هم زمان شد. نامه در مورد حوادثی بود که در طول سال روی داده بود و ما آن نامه را نوشتیم که کمکی‌ کرده باشیم تا بعضی‌ اختلافات بر طرف شود. اگر بخواهیم در مورد مسائل بین آیت ‌الله خمینی و آیت ‌الله منتظری بحث کنیم، زمان زیادی لازم است. من هیچ اختلافی با آیت ‌الله منتظری نداشتم، من برای ایشان احترام قائل بودم و هنوز هم برای ایشان احترام قائل هستم، ولی‌ مسائلی‌ بین ایشان و آیت الله خمینی وجود داشت.ا

 لورا سکور: به تازگی به مجلهٔ اشپیگل گفتید که شما طرفدار انتخابات آزاد، آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی زندانیان سیاسی هستید. آیا باور دارید که امکان برقراری و تأمین کردن این آزادیها بدون تجدید نظر در مورد نقش رهبری در قانون اساسی‌ وجود دارد؟ آیا امکان وجود دموکراسی با قانون اساسیی‌ که ولایت فقیه را تقدیس می‌کند وجود دارد، و اگر نه چه فرمی از حکومت را ایرانیان باید طلب کنند؟

مهدی کروبی: بدون شرح

ولي جنگل نمي ميره تبر دار

خبر اومد زمستون داره ميره
                                                     سكوت از شهر تيره پر مي گيره
نگاه كن پاي ازادي دين خواه
                                                    داره قشنگ ترين گلا مي ميره
خبر اومد كه مردم تو خيابون
                                                      تموم عاشقا جمعا تو ميدون
خبر اومد ندا غلطيد در خون
                                                    نذاره جون بده ازادي اسون
خبر اومد كه سينش سرخ خرداد
                                                      تموم شهر پر از فرياد و فرياد
خبر اومد كه خون شد قاب سهراب
                                                        ترانه رو سوزونده دست بيداد
ببار اي اسمون بر اين شب تار
                                                     كه عاشقا رو مي بندن به رگبار
جواب حق ما سرب و گلولست
                              ولي جنگل نمي ميره تبر دار
                ولي جنگل نمي ميره تبر دار 
                ولي جنگل نمي ميره تبر دار 
                ولي جنگل نمي ميره تبر دار

شیخ صبحی طفیلی دبیرکل پیشین حزب الله لبنان:کاری که اکنون در ایران با علما، بیوت علم و مراجع می شود، شاه نکرد

ابوالوفا  جـــرس: شیخ صبحی طفیلی دبیرکل پیشین و از بنیانگذاران حزب الله لبنان، معتقد است “کاری که اکنون در ایران با علما، بیوت علم و مراجع می شود، در زمان حکومت شاه هم بوقوع نپیوست و مطمئن هستم طریقی که حکومت ایران در پیش گرفته سرنوشتی مصیبت بار در پی خواهد داشت.”
 این عضو مقاومت اسلامی لبنان همچنین خاطرنشان کرد “من از رهبری ایران می خواهم و نصیحتش می کنم که کمی به سیاست های خود در قبال مردم ایران اندیشیده و به عواقب سیاست هایش بیندیشید.”
شیخ صبحی طفیلی از بنیانگذاران حزب الله و مقاومت اسلامی در لبنان بوده و نخستین دبیرکل این حزب لبنانی به شمار می رود. به دلیل اختلافاتی که در اواخر دهه شصت میان وی و رهبری جمهوری اسلامی به وجود آمد، وی از رهبری حزب الله کناره گرفت و به مرور به حاشیه سیاست رانده شد. وی در لبنان به صراحت لهجه و زبان نقادش شهره است و همین موضوع مسبب ایجاد فشارهای زیاد علیه وی بوده است.


   به بهانه سفر محمود احمدی نژاد به لبنان، گفتگویی با شیخ صبحی طفیلی، دبیرکل و از بنیانگذاران حزب الله لبنان انجام داده و نقطه نظرات وی – به عنوان یکی از چهره های مهم سیاسی- مذهبی لبنان- پیرامون وضعیت داخلی ایران جویا شده ایم.


 همانطور که می دانید، محمود احمدی نژاد برای بازدیدی رسمی به لبنان آمده است. این سفر با نمایش تبلیغاتی فراوانی برای طرح وی به عنوان یک چهره محبوب همراه بوده است. این در حالیست که او در داخل ایران با انتقادات و اعتراض های بسیاری روبروست و بویژه در یک سال گذشته اعتراض های سراسری در کشور علیه وی و سیاست های حکومت بشدت بالا گرفته است. شما به عنوان یکی از بنیانگذاران حزب الله و چهره ای مذهبی در لبنان، وضعیت داخلی ایران را چگونه می بینید؟
 
نخست باید بگویم، وقایعی که پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران شاهد آن بودیم، بسیار برای من تکان دهنده بود. بویژه آنکه هنوز مدت زیادی از سقوط نظام شاه نگذشته است و خاطرات جنایت های آن رژیم و کشتار مردم در خیابان ها هنوز در اذهان مردم زنده است.

متاسفانه آن چیزی که الان در ایران به دست صاحبان حکومت و قدرتمندان در جریان است، به نظر من نه قانونی است و نه شرعی. زیر پا گذاشتن قانون تحت هر عنوانی توسط حاکمیت، هیچ توجیه شرعی ندارد؛ چرا که آنها بیش از هر کس دیگری  باید به این قوانین پایبند باشد. اما می بینیم که با هزار بهانه تراشی و با عنوان های مختلف، اعم از وجود دشمنان داخلی و خارجی یا وجود شرایط اضطراری، دست به قانون شکنی و محروم کردن مردم از حقوق قانونیشان می زنند. در حالیکه می دانیم قوت و توانایی یک امت به التزام به قانون و داد است.

 شما در سال های نخست پس از انقلاب به دلیل فعالیت هایتان در لبنان با سپاه در ارتباط بودید و از تجارب آن در لبنان برای پیروزی علیه اسرائیل استفاده کردید. با توجه به تغییر و تحولات اخیر ایران و نقش سپاه در معادلات سیاسی فعلی این کشور، جایگاه سپاه را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
همه دستگاه های امنیتی و نظامی و غیر آنها باید تابع اسلام بوده و نه تابع اشخاص و باید به چارچوب های قانونی نظام محدود باشند و نه به روابط باندی و دسته جات. با وضعیت کنونی، به نظر من ایران در حال حرکت به سوی پرتگاه خطرناکی است و متاسفانه در ایران امروز جریانی حاکم است که با بگیر و ببند و بستن دهان همه منتقدان اعم از روزنامه نگاران و علما، زمامداری می کند. و متاسفانه چنین دستگاه هایی در ایجاد این وضعیت نقش دارند.
 
هجوم وحشیانه، قتل و زندانی کردن تعداد بسیاری از مردم از دسته های مختلف و نخبگان که اخلاص و صدق آنها بر کسی پوشیده نیست، نشانه اهل اسلام نیست. چنین افعالی یادآور و نشانه نظام پهلوی است.

 رهبری ایران ادعا می کند که مخالفانش، همگی از سوی آمریکا و اسرائیل حمایت شده و پول و از آنها امکانات دریافت می کنند. بر همین اساس نیز بسیاری از منتقدان در زندان های ایران به سر می برند. نظر شما به عنوان یکی از رهبران مقاومت اسلامی در لبنان در اینباره چیست؟


شیعیان می دانند و در منابرشان می گویند که رای مخالف هر چه باشد، سلطان حق ندارد به او آزاری رساند؛ چه برسد به اینکه او را زندان کرده یا به قتل برساند و از سوی دیگر اسلام حاکمان را به شنیدن سخن مخالف و پرهیز از مدح وثناگویی فرا می خواند. چراکه معمولا شخصی که مدح سلطان را می کند، اهل نفاق است.


بر این اساس، بر همه مسلمین واجب است که در برابر هر حاکم خطاکاری که باشد و در هر شرایطی و هر زمانی که باشد، اعتراض کنند. هیچ توجیهی اعم از وجود دشمنان خارجی یا داخلی، برای سکوت وجود ندارد، چراکه آن آغازگر شری است که به مصیبتی دردناک ختم خواهد شد و این همان کلام اهل بیت و امامان است.


هنگامی که خداوند ما را به امر به معروف و نهی از منکر فرامی خواند، منظور این نبوده که در مقابل تهیدستان و ضعیفان فریاد بکشیم. اول همه ما به این فراخوانده شده ایم که صدایمان را در برابر اغنیا و صاحبان حکومت بلند کنیم. اینگونه نیست که ادعا می کنند اگر در مقابل حاکمیت و نظام خطاکار ایستادی و فریاد کشیدی، این تضعیف نظام است که دروغی بیش نیست. سکوت تو در مقابل ظلم، تضعیف اسلام و امام و امت وبلند کردن صدایت قوت اسلام و امت است.
 

نظر شما راجع به فشار و ایجاد محدودیت علیه نهادهای مذهبی در ایران و علمای قم چیست؟

قبل از انقلاب من به مدت ۳ سال در ایران بودم و با سختی ها و محدودیت های اهلمان و علمایمان در دوران پهلوی زندگی کردم. مبالغه نمی کنم اگر بگویم کاری که اکنون در ایران با علما، بیوت علم و مراجع می شود، شاه نکرد. من مطمئن هستم، این طریقی که حکومت ایران در پیش گرفته سرنوشتی مصیبت بار در پی خواهد داشت.  


من از رهبری ایران می خواهم و نصیحتشان می کنم که کمی به سیاست های خود در قبال مردم ایران اندیشیده و به عواقب سیاست هایشان در ایجاد فتنه سنی- شیعی بیاندیشند. متاسفانه سیاست رسمی ایران و سیاست رسمی اعراب، تبدیل به دو بال ایجاد فتنه شیعی- سنی شده اند. تلویزیون هایی از سوی حکومت ایران حمایت و راه اندازی می شوند که در ایجاد این شقاق نقش ایفا می کنند و از سوی دیگر شبکه های تلویزیونی از سوی حکومت های عرب راه اندازی شده است که به این فتنه دامن می زنند. حکومت ایران و حکومت عربستان در کنار برخی دولت های عربی در ایجاد این فتنه دست به دست هم داده اند. این سیاست نه به سود شیعیان است و نه اهل سنت و تنها برنده آن آمریکا و اسرائیل هستند. به هر صورت، نظام سیاسی حاکم در ایران، از روی نیت یا به شکل اتفاقی، در حال خدمت به دشمنان اسلام است و به همین ترتیب حکومت های عربی نیز در حال خدمت به آمریکا و اسرائیل هستند. از خدا برای همگی طلب هدایت می کنم.

طرح سبز/ آیا چاره ای جز این داریم؟

روزنامه کلمه؛ جای آن در مدرسه شما خالی است


کلمه: آرام و آرام روزنامه کلمه در اتوبوس و تاکسی و دست دوست و آشنا دیده می شود و دیده خواهد شد. این فقط شبکه توزیع کلمه نیست که مخاطبان و مردم سبز اندیش عهده دار آن هستند. بلکه تحریریه کلمه هم از بیشماران تشکیل شده است. کلمه محتوای مطالب خود را تنها با لحاظ کردن نظرات مخاطبان تهیه خواهد کرد و برای ‍آینده نیز در تصحیح و ارتقای کار روی کمک بی شماران حساب می کند. بسیاری از شما در مورد
زمان انتشار شماره یک و تبدیل شدن پیش شماره ها به شماره پرسیده بودید که انشالله پس از ایجاد صفحه مخصوص روزنامه در سایت انتشار کلمه به صورتی رسمی از شماره یک آغاز می شود. همچنان که مخاطبان و یاوران گمنام در حال آزمون راههای مختلف توزیع روزنامه هستند و آن را با یکدیگر در میان می گذارند کماکان در مورد نحوه ی تولید آن هم از بازه زمانی انتشار گرفته تا محتوا و فرم کار نظرات گوناگونی ارایه می کنند . نمایندگان شما در تحریریه هنوز به جمع بندی کامل در مورد این موارد نرسیده اند. برای همین تا زمانی که کلمه به صورت پیش شماره منتشر می شود روش های گوناگون در زمینه تولید آزمون می شود.
از دوستی که خبر از تکثیر هزاران نسخه و توزیع در جنوب شهر می دهد تا همراه همدلی که نسخه ای از آن را برای پدر و مادر خود چاپ می کند عضوی از خانواده سبز روزنامه کلمه هستند. بی شماران روی کمک همه شما حساب باز کرده اند.

دریافت نسخه JPEG -عکس (حجم ۵۶۵ کیلوبایت)

۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه

هاشمی رفسنجانی: بر گرفته از انجمن دانش اموزان مبارز

هاشمی  رفسنجانی: تا نظر امام حجت است دانشگاه آزاد دولتی نخواهد شد
جرس: پس از اعلام نظر رهبری مبنی بر ابطال وقف دانشگاه آزاد، وبسایت رسمی هاشمی رفسنجانی با باز انتشار بخشی از سخنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به نقل از بنیانگذار جمهوری اسلامی در مورد دانشگاه آزاد آورده است: ایشان گفتند محاسبه‌ات درست است، اقدام کنید. گفتم مخالفند. می‌گویند این کار باید دولتی باشد، خصوصی نمی‌شود. ایشان گفتند: من این موضوع را حل می‌کنم و حل کردند.

در این نوشتار با اشاره به ایده اولیه دانشگاه آزاد آمده است: "من خطبه‌ای در نماز جمعه خواندم و توضیح دادم که چه اتفاقی می‌افتد که بچه‌هایمان الان در حد دیپلم بیرون می‌آیند و بعد هم بیکار می‌مانند و استعدادها زنده به گور می‌شود! گفتم این جریان فقری که در جامعه وجود دارد و تبعیضی که هست، هر سال عمیق‌تر می‌‌شود، چون یک عده‌ ممتاز - چه در داخل و چه در خارج- تحصیل می‌کنند و بعد هم کارهای اساسی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را به‌دست می‌گیرند و خانواده‌های مردم عادی هم باید در حد عملگی، یا کارمند و یا کاسب بمانند. این تبعیض را هیچ ‌وقت نمی‌توانیم به هم بزنیم، مگر اینکه به بچه‌ها میدان بدهیم که درس بخوانند و این بچه‌ها بعداً در قشر بالای کشور حضور داشته باشند. این موضوع و تبعات آن را از لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، پیشرفت و ظلمی که به این‌ها می‌شود، فشار روحی که به جوان‌ها می‌آمد، هزینه‌ای که برای اعزام به خارج می‌شد و پولدارها به خارج می‌رفتند و غیره را توضیح دادم. این خطبه را امام هم گوش داده ‌بودند. بعد که امام را دیدم، به من گفتند حرف‌های هشداردهنده‌ای زدید. می‌خواهید چه کار کنید؟ گفتم: می‌خواهیم یک دانشگاه غیردولتی درست کنیم تا از امکاناتی که الان هست، استفاده کنیم. می‌توانیم کلاس‌های درس‌ را در حسینیه‌ها، مساجد، در اوقات فراغت دانشگا‌ه‌ها یا مدرسه‌ها و جاهایی که مردم هدیه می‌کنند، بگذاریم و از نیروهایی هم که در جامعه وجود دارند و آدم‌های باسوادی هستند - استاد دانشگاه نیستند، ولی باسواد هستند- استفاده کنیم. مردم هم خودشان خرج تحصیل‌شان را بدهند و به خارج نروند. ایشان گفتند محاسبه‌ات درست است، اقدام کنید. گفتم مخالفند. می‌گویند این کار باید دولتی باشد، خصوصی نمی‌شود. ایشان گفتند: من این موضوع را حل می‌کنم و حل کردند.

 همچنین در  بخشی از مصاحبه ریاست مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ماهنامه مدیریت ارتباطات آمده است:  خاطره‌ای که می‌توانم به عنوان نمونه اشاره کنم این است که اوایل انقلاب، یکی دو سال که گذشت، مشکل پشت کنکوری‌ها را داشتیم. بزرگ‌ترین مشکل این بود که میلیون‌ها نفر مایل‌ بودند در کنکور شرکت کنند و دانشگاه‌ها فقط چند هزار نفر می‌گرفتند، مثلاً ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر. ما هم بین مردم بودیم و در فامیل می‌دیدیم که بچه‌ها می‌رفتند کنکور می‌دادند و ندرتاً قبول می‌شدند، افراد خاصی قبول می‌شدند؛ یا سفارشی بودند یا این‌ که امکانات درس ‌خواندن و استعداد ممتاز داشتند و در کنکور موفق می‌شدند. بقیه می‌ماندند.
این کار برای کشور خیلی ضربه بود. انقلاب فرهنگی هم که راه افتاد، همین دانشگاه‌ها هم تعطیل شدند. دانشگاه‌ها ۲ سالی تعطیل بود و دانشجو نمی‌گرفتند. دیدیم این وضع یک فاجعه برای کشور است.


من خطبه‌ای در نماز جمعه خواندم و توضیح دادم که چه اتفاقی می‌افتد که بچه‌هایمان الان در حد دیپلم بیرون می‌آیند و بعد هم بیکار می‌مانند و استعدادها زنده به گور می‌شود! گفتم این جریان فقری که در جامعه وجود دارد و تبعیضی که هست، هر سال عمیق‌تر می‌‌شود، چون یک عده‌ ممتاز - چه در داخل و چه در خارج- تحصیل می‌کنند و بعد هم کارهای اساسی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را به‌دست می‌گیرند و خانواده‌های مردم عادی هم باید در حد عملگی، یا کارمند و یا کاسب بمانند. این تبعیض را هیچ ‌وقت نمی‌توانیم به هم بزنیم، مگر اینکه به بچه‌ها میدان بدهیم که درس بخوانند و این بچه‌ها بعداً در قشر بالای کشور حضور داشته باشند. این موضوع و تبعات آن را از لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، پیشرفت و ظلمی که به این‌ها می‌شود، فشار روحی که به جوان‌ها می‌آمد، هزینه‌ای که برای اعزام به خارج می‌شد و پولدارها به خارج می‌رفتند و غیره را توضیح دادم. این خطبه را امام هم گوش داده ‌بودند. بعد که امام را دیدم، به من گفتند حرف‌های هشداردهنده‌ای زدید. می‌خواهید چه کار کنید؟ گفتم: می‌خواهیم یک دانشگاه غیردولتی درست کنیم تا از امکاناتی که الان هست، استفاده کنیم. می‌توانیم کلاس‌های درس‌ را در حسینیه‌ها، مساجد، در اوقات فراغت دانشگا‌ه‌ها یا مدرسه‌ها و جاهایی که مردم هدیه می‌کنند، بگذاریم و از نیروهایی هم که در جامعه وجود دارند و آدم‌های باسوادی هستند - استاد دانشگاه نیستند، ولی باسواد هستند- استفاده کنیم. مردم هم خودشان خرج تحصیل‌شان را بدهند و به خارج نروند. ایشان گفتند محاسبه‌ات درست است، اقدام کنید. گفتم مخالفند. می‌گویند این کار باید دولتی باشد، خصوصی نمی‌شود. ایشان گفتند: من این موضوع را حل می‌کنم و حل کردند.
امام یک میلیون تومان پول دادند و گفتند: من این را به این کار هدیه می‌کنم. در صحبتی هم اعلام کردند که این کار خیلی خوبی است که فلانی پیشنهاد کرده ‌است. دیگر این تندروها  نتوانستند مخالفت کنند

۱۳۸۹ مهر ۲۰, سه‌شنبه

زهرا رهنورد به کمپین خانواده بزرگ زندانیان سیاسی پیوست

زهرا رهنورد به کمپین خانواده بزرگ زندانیان سیاسی پیوست

من به کمپینی که برای آزادی زندانیان سیاسی ایران تشکیل شده می پیوندم ،خودم را عضوی از خانواده بزرگ زندانیان سیاسی می دانم و برای دفاع از همه زندانیان سیاسی ایران فعالیت می کنم ،چرا که همه آنها همراهان حق و آزادی و خواهران و برادران من هستند .من مدافع همه زندانیان آزادیخواهم تا جشن یپروزی سعادت مردم را همه با یکدیگر برگزار کنیم .

۱۳۸۹ مهر ۱۹, دوشنبه

پخش راديو رسا با نام (GBTS1) هم اكنون بر روي ماهواره هاتبرد

Hotbird

(هر شب از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰)


فركانس: 12597

سيمبولريت : 27500

پولاريزيشن : عمودي


با نام    : GBTS1 

مشاور موسوی از سیاست های آلوده به ذلت می گوید





امیر ارجمند: کدام عزت و مصلحت در سیاست خارجی حاکم است؟

مشاور ارشد میرحسین موسوی گفت: ” فعالان جنبش سبز باید شجاعانه صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جامعه جهانی و کلیه ارگانهای بین المللی برسانند.”
دکتر اردشیر امیر ارجمند در حاشیه جلسه ای که با جمعی از فعالان جنبش سبز برگزار شده بود، در گفتگو با خبرنگار کلمه خاطر نشان کرد: “جامعه ی جهانی نباید کارگران، کشاورزان، معلمان و طبقات محروم ملت ایران که تحت ستم دولت مستبد کنونی زندگی می کنند را به دلیل ماجرا جویی های غیر مسوولانه رییس جمهوری که مشروعیت مردمی ندارد مجازات کند.”
جنبش سبز خواستار لغو تحریم هاست
وی با تاکید بر تاثیر گذاری تحریم ها در زندگی مردم ایران اظهار کرد: “تحریم ها بر خلاف ادعاهای بی اساس آقایان تاثیر روشنی بر زندگی روزمره مردم خواهد گذاشت، بنابراین جنبش سبز ایران خواستار لغو تحریم های اقتصادی است. لطمات این تحریم ها مستقیما بر وضعیت معیشتی مردم تاثیر گذاشته و استفاده از منابع ملی را با مشکلات اساسی مواجه خواهد کرد.”
آقای احمدی ن‍‍ژاد نماینده مردم ایران نیست و حق ندارد از جانب  آنان سخن بگوید
امیر ارجمند افزود: ” آقای احمدی نژاد نماینده مردم ایران نیست و حق سخن گفتن از جانب مردم ایران در مجامع بین المللی را ندارد. سفر او به لبنان نیز صرفا برای بهره برداری داخلی و تشویق جامعه ی بین المللی برای مذاکره است. متاسفانه احمدی نژاد عادت دارد که با شعار ها و اعمال عوام فریبانه از درد و رنج دیگران بهره برداری سیاسی و شخصی کند.”
سیاست خارجی ایران به شدت آلوده به ذلت و بی تدبیری است
این استاد دانشگاه  با این تعبیر که دن کیشوت متوهم صادق بود اما احمدی نژاد دروغگوی متوهم است خاطرنشان کرد: “کدامین عزت و کدام حکمت در سیاست خارجی ایران حاکم است؟ سیاست خارجی ایران به شدت آلوده به ذلت و بی تدبیری است و به روشنی و بی پرده پوشی منافع عالی کشور و سرنوشت مردم ایران وجه المصالحه بلند پروازی های کودکانه دولت مستقر قرار گرفته است.”
پس از هر ماجراجویی باید منتظر باج دادن های احمدی نژاد باشیم
وی افزود: ” متاسفانه پس از هر گنده گویی و ماجراجویی بین المللی باید منتظر باج دادن های آقای احمدی نژاد به یک قدرت بین المللی و حتی کشور های دست چندم باشیم و مردم نیز باید آماده پذیرش رنج و زحمت جدید باشند.”
اسراییل محتاج سنگ پرانی  احمدی نژاد است
امیرارجمند با اشاره به اینکه اسراییل مشتاق و محتاج سنگ پرانی احمدی نژاد است گفت: ” احمدی نژاد هزینه ای پرداخت نمی کند چراکه پاسخگو نیست اما مردم ایران باید این هزینه را با رنج و سختی هایی که بر آنها تحمیل خواهشد شد پرداخت کنند.”
جنایات اسراییل محکوم است
رییس کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی موسوی با بیان اینکه جنبش سبز از حقوق قانونی و مشروع مردم مسلمان فلسطین دفاع می کند افزود: جنبش سبز اعمال تجاوزکارانه اسراییل را در نقض حقوق بشر و کرامت انسانی محکوم می کند. حمایت ما از مردم فلسطین علاوه بر اینکه وظیفه دینی و اخلاقی است حمایت از آزادی عدالت و حقوق بشر نیز محسوب می شود.”
ایرانی ضعیف نمی تواند حامی خوبی برای آرمان مردم مظلوم فلسطین باشد
وی افزود: ” باید به خواهران و برادرانمان در سرزمین های اشغالی و همچنین روشنفکران مسلمان در سراسر جهان یاد آور شد که ایرانی ضعیف و بی اعتبار در صحنه بین المللی با دولتی مستبد که دمکراسی و حقوق بشر را در سرزمین خود و نسبت به مردم خود رعایت نمی کند نمی تواند حامی خوبی برای فلسطین و دفاع از آرمانهای حق جویانه آنها باشد.”
مبارزه با فتنه را از خود شروع کنید
مشاور ارشد موسوی با تاکید بر اینکه حمایت از مردم فلسطین و و آرمانهای آنها به معنای مداخله در امور داخلی آنها نیست خاطر نشان کرد: وظیفه ما حمایت از مردم فلسطین و حقوق آنها است. وظیفه ما حمایت از تصمیم و اراده مردم فلسطین است نه مداخله در امور داخلی آنها یا تحمیل دیدگاهی به آنان.”
امیر ارجمندی در پایان با اشاره به تهمت ها و رجز خوانی های بی اساس عده ای خطاب به اقتدارگرایان گفت: “فتنه حاکم کردن استبداد و جهل در کشور است. مبارزه با فتنه را از خود شروع کنید.”

راديو رسا بر روي ماهواره هاتبرد


Hotbird

(هر شب از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰)


فركانس: 12597

سيمبولريت : 27500

پولاريزيشن : عمودي

۲۸ سؤال محمــــــد نوری‌زاد از رهبری

"دوستی ما، که زندانی سیاسی این نظامیم، با شما صادقانه است. گر چه اکنون در زندانیم. و گرچه در زندان، با ما به تلخی سخن گفته‌اند و بر ما ناسزا باریده‌اند و ما را به ضرب و زور نواخته‌اند. دوستی ما با شما، در این روزهای تلخ زندان، از سر صدق است. و نه، نفاق. چرا که نفاق، در ظاهر به گونه‌ای است و در باطن به گونه‌ای دیگر. ما را اما چه به نفاق؟ که از همین زندان، سخن باطن خود آشکارا با شما می گوییم

روزنامه کلمه؛ خبرنامه یا سندی برای کتاب های تاریخ؟



کلمه: شفافیت یا پنهان کاری ؟ مردم کدام یک را برای اداره کشور بیشتر می پسندند؟ صداقت یا دروغ؟ کدام یک برای آماده کردن مردم در مواجهه با خطرات کاربردی تر است؟
یک دیدگاه حل مساله را در پشت پرده ها و دور از منظر مردم طلب می کند و واقعیات را به هزار بهانه قلب می کند و دیدگاهی دیگر می گوید داستان چوپان دروغگو فقط برای کتاب ها نیست. بامردم صادق باشید مشکلات کشور را به وضوح با آنان در میان بگذارید آنگاه آنان را پشتیبان خود در مخاطرات خواهید یافت.
وجود روزنامه کوچک کلمه ضرورت دارد لااقل برای اینکه در پیشگاه تاریخ کشورمان سربلند باشیم که روزگاری بود علیرغم خفقان رسانه ای و سانسور شدید و حیف و میل بیت المال در دستگاههای تبلیغاتی رسمی دستان سبز مردم ایران به اندازه وسعشان خبر مظلومیت و در عین حال سرفرازی جنبشی که به اعتلای ایران می اندیشد را فریاد می کردند.

دریافت نسخه JPEG -عکس (حجم ۵۷۳ کیلوبایت)