جستجوی این وبلاگ

میرحسین موسوی/ مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها

۱۳۹۰ تیر ۱۷, جمعه

جوانان اصلاح طلب: ما معترضیم و در برابر ظلم بزرگ اسارت سکوت نمی کنیم

جمعی از جوانان احزاب اصلاح طلب در بیانیه ای با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت جسمی رهبران محصور جنبش سبز تاکید کرده اند: در کنار پیگیری سایر فعالیت ها جهت پایان دادن به این حصر برای سلامتی و عزت این عزیزانمان روز چهارشنبه ۲۲ تیرماه ۱۳۹۰ روزه می گیریم. از همه مردم عزیز و آزاده ایران می خواهیم که در هر کجای جهان با ما همراه شوند و برای سلامتی و عزت و آزادی این یاران سبزمان دعا کنند.
این جوانان در بخشی از بیانیه ی خود آورده اند: ما نمی توانیم نگرانی و دلواپسی خود از وضعیت جسمی و روحی آنان را پنهان کنیم، مسئولیت مستقیم سلامت این عزیزان بر عهده حاکمیت است. ما از خداوند بزرگ و منان که هر عزت و ذلتی به دست اوست می خواهیم که همچون یوسف که او را از چاه و زندان به عرش رساند و همچون یونس که در دل تاریک ماهی در اعماق دریا در امانش داشت محافظ و همراه همیشگی رهبران عزیز در حصرمان میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی باشد، که نیک می دانیم قادر متعال اوست.
متن کامل این بیانیه که در اختیار سایت کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به نام خداوند صبور و قهار
مردم عزیز ایران
دیری ست که رهبران بزرگ و استوار جنبش سبزمان را به اسارت برده اند و حتی از بیم رسوایی بیشتر خویش در رسانه های رسمی خود به طرق مختلف آن را پنهان یا انکار می کنند، چرا که به خوبی می دانند که ارزش و اعتبار و کرامت این بزرگان با تبلیغات منفی آن ها در نزد مردم از بین نرفته است و برای حفظ مخاطبانی که دیر یا زود از دستشان خواهند داد از اعلام رسمی خبر پرهیز می کنند.
ما فرزندان شما به این حصر معترض بوده و هستیم، ما در برابر این ظلم بزرگ اسارت سکوت نمی کنیم، نه فقط به این دلیل که همراهان استوار ما در فراز و نشیب سخت این برهه حساس تاریخ در بند ظلم حاکمیت زر و زور و تزویر اسیر شده اند، نه فقط بخاطر اینکه ما را لحظه ای تنها نگذاشتند و به همراه ما به خیابان ها آمدند و به همراه ما شهید و زخمی و زندانی دادند و اکنون نیز خود در اسارتند، نه فقط بخاطر اینکه در برابر ظلم نباید سکوت کرد و این ظلمی آشکار است، نه فقط به خاطر اینکه دوستشان داریم و عزیز دل هایمان هستند و دلتنگشانیم، نه فقط بخاطر اینکه آسایش و آرامش و سلامت روح و جسمشان را به آزادی و شرف و عزت ایران و ایرانیان اولویت نداند.
ما معترضیم نه فقط به خاطر همه آنچه برای آسایش و عزت ما انجام داده اند بلکه بیش از این ما به این حصر معترضیم چرا که آنان اینک نماد مطالبات و خواسته های بر حق انسانی ما هستند، تا زمانی که آنان در حصر هستند یعنی مطالبات بر حق و قانونی و اخلاقی و انسانی ما به رسمیت شناخته نمی شود، یعنی نظامیانی که تمام قد وارد عرصه حکومت داری و دستگاه قضا شده اند هر روز میخ دیکتاتوری خود را که در کودتای انتخاباتی، علنی به نمایش گذاشتند محکمتر و محکمتر می کوبند، یعنی دموکراسی و رای و نظر مردم در این میان هیچ ارزشی ندارد و تنها برای توجیه نام جمهوری بر ایران تلاش می کنند که مردم را پای صندوق های رای بیاورند و در پایان آنچه می خواهند را اعلام کنند، به عبارتی نشان از تلاش برای نابودی قطعی نهاد انتخابات در کشور دارد.
رهبران سبزمان اکنون نماد مطالبات بر حق ما هستند و در واقع نماد خواسته های حداقلی و میانی جنبش سبز هستند و این حصر یعنی خواسته های حداقلی ما را نیز به رسمیت نشناخته اند. از این رو گام نخست پیش روی ما خالقان جنبش سبز باید شکست حصر رهبرانمان باشد. باید در مسیری گام برداریم که با همت و پشتکار و پیگیری خود حاکمیت را مجبور به پایان دادن به این حصر کنیم، ما باید از طرق مختلف بویژه آگاهی بخشی به جامعه در این مسیر گام برداریم.
ما جوانان اصلاح طلب از خداوند بزرگ سلامت و استقامت و صبوری رهبران همیشه سبزمان را خواهانیم، ما نمی توانیم نگرانی و دلواپسی خود از وضعیت جسمی و روحی آنان را پنهان کنیم، مسئولیت مستقیم سلامت این عزیزان بر عهده حاکمیت است. ما از خداوند بزرگ و منان که هر عزت و ذلتی به دست اوست می خواهیم که همچون یوسف که او را از چاه و زندان به عرش رساند و همچون یونس که در دل تاریک ماهی در اعماق دریا در امانش داشت محافظ و همراه همیشگی رهبران عزیز در حصرمان میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی باشد، که نیک می دانیم قادر متعال اوست.
همچنین در کنار پیگیری سایر فعالیت ها جهت پایان دادن به این حصر برای سلامتی و عزت این عزیزانمان روز چهارشنبه ۲۲ تیرماه ۱۳۹۰ روزه می گیریم. از همه مردم عزیز و آزاده ایران می خواهیم که در هر کجای جهان با ما همراه شوند و برای سلامتی و عزت و آزادی این یاران سبزمان دعا کنند . ما از همه انسان های آزادی خواه جهان که صدای ما بگوششان می رسد می خواهیم که همراه ما برای عزت ایران و ایرانیان دست به دعا بردارند.
جوانان اصلاح طلب
۱۷/۵/۱۳۹0

آیت‌الله دستغیب: وای به حال علمایی که در مقابل این‌همه تخلف از شرع و قانون سکوت می‌کنند/ آقای موسوی کار مجلس خبرگان را انجام داد



آیت الله دستغیب با انتقاد از سکوت اعضای مجلس خبرگان و علما و بزرگان در قبال ظلم‌های حاکمیت، گفت: چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟
موسوی چون دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد به حصر برده شد
کروبی و موسوی خواستار مطالبات بر حق مردم بودند؛ آمریکایی و اسرائیلی خوانده شدند
ایشان همچنین تصریح کرد: آقای موسوی کار همه اعضای خبرگان را انجام داد، دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد و نسبت به عواقب هر گونه اقدام خلاف شرع و قانون به مسئولین هشدار داد مع ذلک اشان را در حصر کردند و هیچ یک از بزرگان هم اعتراضی نکردند. این نوع برخوردها با کسانی که عمری را در همین دستگاه خودتان بوده اند صحیح نیست، خوب خودتان انقلاب کردید و خودتان همراه امام بودید و در دفاع مقدس از انقلاب دفاع کردید و این دو بزرگوار کمک کار شما بودند اما چون خواستار اجرای قانون اساسی و مطالبات بر حق مردم شدند، آمریکایی و اسرائیلی شدند؟! وظیفه شما اعضای خبرگان است که این تخلفات صورت گرفته را به گوش رهبری برسانید و تذکر دهید نه اینکه با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کنید.
به گزارش وب‌سایت حدیث سرو، این مرجع تقلید در ادامه جلسات تفسیر قرآن خود و در تفسیر آیات شصت و نهم تا هفتاد و پنجم سوره مبارکه غافر، گفت: تکذیب قرآن خود بر دو شعبه است؛ یکی تکذیب لفظی قرآن و دیگری تکذیب عملی آن بدین معنی که انسان عملا به دستورات قرآن و احکام اسلام اعتنایی ندارد و با توجیهاتی که برای خود درست می کند، پا روی عمل به دستورات این کتاب آسمانی می گذارد.
ایشان ادامه داد: یکی از مصادیق کتاب هم ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند. یعنی کسانی که نسبت به این حضرات ظلم کردند؛ یعنی مولا علی (ع) را خانه نشین کردند و خلافت ایشان را غصب کردند و ایشان و ائمه بعد از ایشان را به شهادت رساندند به زودی کیفر کردارشان را خواهند دید که چگونه گردنهایشان با غُل و زنجیر بسته می شود و در آتش دوزخ معذّب خواهند بود.
شرک ورزیدن به خدا برای علما و بزرگان خیلی خطرناک است
آیت الله دستغیب در ادامه با اشاره به خطرات ریاست و شهرت خصوصا برای علما و بزرگان گفت: شرک ورزیدن به خدایتعالی یعنی اینکه انسان موثر را غیر خدا بداند و به غیر خدا دلبسته شود و این مطلب بخصوص برای علما و بزرگان خیلی خطرناک است و پناه برخدا انسان را در سراشیبی سقوط قرار می دهد. ریاست و شهرت باعث دور شدن انسان از مقصد اصلی که همان معرفت خدایتعالی است می شود؛ یک همچین اشخاصی چه بسا خود را اهل علم می دانند و خود را به عنوان مجتهد و مرجع مردم نیز معرفی می کنند اما در واقع چون به دنبال تهذیب درون و معرفت خدایتعالی نبودند و ریاست و قدرت را دستاویز خود کردند، برای خدایتعالی شریک قائل شده اند.
خلفای عباسی با این توجیه که امیرالمونین هستند گروه گروه انسان های بی گناه را به قتل رساندند
ایشان ادامه داد: خیلی از این خلفای عباسی نماز می خواندند و حتی امام جمعه هم بودند ولی مع ذلک در موقع خودش گروه گروه انسانهای بی گناه را به قتل رساندند و از هیچ جنایتی فروگذار نبودند و به توجیهات مختلف که ما امیر المومنین هستیم و خلیفه واجب الاطاعة، به مردم ظلم می کردند و راه طغیان و سرکشی را در پیش گرفتند و در عمل خود را همردیف خدایتعالی می دانستند و همه را ملزم به پیروی از دستورات خود می کردند؛ روز قیامت به یک همچین اشخاصی گفته می شود: اَینَ ما کُنتُم تُشرکُون: آن شریکان که براى خدا مى‏پنداشتید کجا هستند؟
افرادی که در دستگاه ظلمه هستند موفق به توبه نمی شوند
این مرجع تقلید در ادامه با اشاره به این مطلب که افرادی هم که در دستگاه ظلمه هستند و فرمانبرداری می کنند و یا به نحوی ولو با سکوت خود، راضی به اعمال آنها هستند، گفت: وقتی حضرت امام سجاد(ع) را در غل و زنجیر کردند درست است که ظاهرا این غُل و زنجیرها بر گردن حضرت است اما باطنا این غُل و زنجیرها دامنگیر این اشخاص ظالم است یعنی گردن کسی که این کار را کرده و همچنین کسانی که این عمل را می بینند و دفاعی از حق نمی کنند. یک همچین اشخاصی معلوم هم نیست که موفق به توبه شود.
چرا علما در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟
مگر موسوی و کروبی چه گناهی کرده اند باید ماه ها در حبس باشند؟
این عضو مجلس خبرگان در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اظهار تاسف از سکوت علما و بزرگان گفت: چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟ خوب این دو بزرگوار زحمات زیادی را برای انقلاب کشیده اند و مورد نظر حضرت امام خمینی (ره) بودند. آقایان و علمایی که لباس پیغمبر بر تن دارید و عمامه به سر هستید؛ این سکوت شما یعنی رضایت به وضع موجود.
مجلس خبرگان باید تخلفات صورت گرفته را تذکر دهد
چطور است لباس پیامبر بر تن کرده اید و دم فروبسته اید؟
ایشان در ادامه با اشاره به نقش خطیر مجلس خبرگان گفت: از جمله کسانی که باید صحبت کنند و فریاد دادخواهی مردم را به سمع بزرگان برسانند شما اعضای مجلس خبرگان رهبری هستید که باید نسبت به تخلفات صورت گرفته توسط زیر مجموعه رهبری، از سپاه و بسیج و اطلاعات و صداوسیما و… تذکر دهید. غالب شما فقه و اصول خوانده اید و لباس مقدس پیامبر(ص) را به تن کرده اید و بعضی هم خود را مفسر قرآن می دانید چطور می شود که اطلاع از این همه اعمال خلاف شرع و قانون دارید و آن وضع شکنجه های کذایی در زندانها به سمع مبارکتان می رسد و دم فرو بسته اید؟! الله اکبر، اگر اطلاع داریم و حرف نمی زنیم وای بحالمان و اگر هم نمی دانیم باز هم وای بحالمان. نامه حضرت امام سجاد ع که به عالمی به نام زُهری می نویسد را بخوانیم و به خود بیاییم. حضرت به یک همچین شخصی که اهل فقه است و محل رجوع مردم است به عنوان نصیحت و خیرخواهی می فرماید: “خدا ما و تو را از فتنه ها نگه دارد وبتو از دوزخ ترحم کند، تو امروز به وضعی افتادی که سزاست هر که تو را بدان حال ببیند برایت طلب رحمت کند بتحقیق که بار نعمت خدا بدوش تو سنگین شده که به تو بدنی سالم و عمری دراز داده، حجت های خدا بر تو استوار است که قرآن را می دانی و فقه دینش را خوانده ای.”
آیت الله دستغیب ادامه داد: بعد در ادامه حضرت می فرمایند: “بدانکه کمترین کتمان حق و سبکترین باری که بر دوش داری این است که به وحشت ظالم انس گرفتی و راه گمراهی را با نزدیکی خودت به او و اجابت دعوت او برایش هموار کردی، وه چه می ترسم که فردای قیامت بهمراه خائنان گرفتار گناه خود باشی و از اینکه هر چه بگیری برای اعانت با ظلمه مسوول از آن باشی،تو مالی را گرفتی که از آن تو نیست از آن دستی که گرفتی و به کسی نزدیک شدی که باحدی حق او را رد نکرده و تو هم با تقرب به او هیچ باطلی را رد نکردی، تو دوست داشتی کسی را که با خدا می جنگد، آیا چنان نیست که تو را دعوت کردند و قطبی ساختند برای چرخاندن ستم خود و تو را نردبان گمراهی خود نمودند. در دل عوام جای گرفتی و آنها به دور تو جمع شدند و از رای تو پیروی کردند، اگر چیزی را حلال دانستی، حلال دانستند و اگر حرام دانستی حرام دانستند.”
موسوی کار خبرنگان را انجام داد اما ایشان در حصر است و بزرگان هم اعتراضی نکردند
با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کردید
این مرجع تقلید ادامه داد: این بنده خدا آقای موسوی کار همه اعضای خبرگان را انجام داد، دور شدن حاکمیت از قانون اساسی را تذکر داد و نسبت به عواقب هر گونه اقدام خلاف شرع و قانون به مسئولین هشدار داد مع ذلک اشان را در حصر کردند و هیچ یک از بزرگان هم اعتراضی نکردند. این نوع برخوردها با کسانی که عمری را در همین دستگاه خودتان بوده اند صحیح نیست، خوب خودتان انقلاب کردید و خودتان همراه امام بودید و در دفاع مقدس از انقلاب دفاع کردید و این دو بزرگوار کمک کار شما بودند اما چون خواستار اجرای قانون اساسی و مطالبات بر حق مردم شدند، آمریکایی و اسرائیلی شدند؟! وظیفه شما اعضای خبرگان است که این تخلفات صورت گرفته را به گوش رهبری برسانید و تذکر دهید نه اینکه با سکوت خود موجبات بدبینی مردم را فراهم کنید.
شما که عالم هستی سکوتت فایده ای ندارد
وی افزود: در همین قضایای اخیر مسجد قبا که سه نفر از طلاب ما را تبعید کردند؛ یکی از دوستان ما برای دادخواهی خدمت یکی از علما رسید و گفته بود: ما نمی خواهیم که از ما دفاع کنید و حرف بزنید ولی بدانید که ما می خواهیم حجت را برای شما تمام کنیم و در پیشگاه خدایتعالی عذری نداشته باشیم؛ ما کسانی هستیم که آمدیم با شوق و ذوق در این لباس مقدس و درس خواندیم و چیز یاد گرفتیم و متوجه حق شدیم، حال که به حق عمل کردیم اینطور با ما برخورد کردند. این دوست ما گفت: این عالم پس از شنیدن این سخنان سرش را به زیر انداخته بود و چیزی نگفت. خوب شما که عالم هستی و عمری درس فقه و اصول خوانده ای این سکوتت فایده ای ندارد و باید صحبت کنید و تذکر دهید. سلام وصلوات خدا بر حضرت امام زین العابدین (ع). در عین حالیکه پدرش را به شهادت رساندند و اهل بیت پیامبر را به اسارت بردند ولی مع ذلک بر روی منبر می رود و حقایق را می فرماید؛ مقصود این است که آقایان به خود بیایند و این سکوت خود را بشکنند.

۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه

شکوری راد:به دولت و شورای نگهبان اعتمادنداریم /مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند

پاسخ به سوال گروهی از خوانندگان وبلاگ در مورد انتخابات پیش رو

آقای شکوری سلام.
انتخاباتی (انتصاباتی) دیگر در پیش روست، ومن به همراه بسیاری از بچه های ستاد 88 و موج سوم که مدتی را هم در چنگ پلید استبداد گرفتار بودیم، تصمیم به عدم شرکت در انتصابات داشته و همانطور که مدتی زیاد را از جان و دل و تمام توان برای آوردن مردم به پای صندوق تلاش کردیم، اینبار برای عکس این کار با تمام وجود میخواهیم تلاش کنیم. شما تقریباً جزو معدود اصلاح طلبهای خارج از دانشگاه اوین هستید. برای انتصابات بعدی با توجه به حرفهای احمد جنتی که گفته بود: نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات ( به زعم جنتی و امثالهم البته انتخابات است) نیست، هرگونه تشویق از سمت اصلاح طلبان برای شرکت در انتصابات را محکوم میکنیم. تا زمانیکه کمیته صیانت از آرا وجود نداشته باشد( در تمام لحظه های اخذ و شمارش آرا)، عدم حمایت دست اندر کاران انتخابات از جریانی خاص( مانند حمایت آقایان جنتی ویزدی از احمدی نژآددر سال 88 که کاملاً این حمایت خلاف قانون و نشان از عدم بیطرفی این مجریان و ناظران داشت)، آزادی تمام زندانیان و دلجویی از خانواده های شهدای جنبش سبز، شکسته شدن حصر مهندس موسوی و آقای کروبی، دلجویی از آنها که در رسانه ظاهراً ملی حاضر شدند و مسایلی خلاف واقع بر ضد جریان اصلاحات مطرح کردند و ... تا زمانیکه این نیازهای حداقلی بر طرف نشوند( نظارت استصوابی و ... بماند) ما هیچگونه اعتمادی به حاکمیت نداریم و نظرمان در غیر این صورت اندکی هم تغییر نخواهد کرد. در سال 88 ما این فکر بهمان به درستی غالب شد که حاکمیت به ما به چشم یک روسپی نگاه کرده است. از جان خود برای شور و نشاط و رونق یک جریان استفاده کردیم و در نهایت لذتش را کسان دیگر برده و ما را به گوشه ای انداخته که گویی تنها ما در قبال آنها موظف هستیم و نه بر عکس. با روحیاتی که از خاتمی عزیز سراغ داریم ممکن است ایشان تن به سازش بدهند بدون انجام این پیش شرطها، ولی ما که تقریباً کم هم نیستیم اعتقاد داریم:
کشته ندادیم که سازش کنیم
حاکم ظالم رو ستایش کنیم.
گروهی از جوانان یاران خاتمی حامیان موسوی در سال 88.

شکوری: حرف آقای خاتمی و ما هم دقیقا همین است که شما گفته اید. دوستان جوان باید بیشتر به کارکرد سخنان آقای خاتمی توجه کنند و زود نتیجه نگیرند. می شود گفت اگر این شرایط تحقق پیدا کند در انتخابات شرکت می کنیم. یا اگر این شرایط تحقق پیدا نکند در انتخابات شرکت نمی کنیم. یا ما در انتخابات شرکت نمی کنیم مگر این شرایط تحقق پیدا کند. هر سه یک معنی می دهد ولی ظاهراً فقط این آخری مورد نظر و رضایت دوستان جوان است و حق هم دارند. بهتر است هر کس که در این باب سخن می گوید از این لحن سوم استفاده کند.
ما نمی توانیم بدون گذاشتن شرط بگوئیم در انتخابات شرکت نخواهیم کرد چرا که نهایتاً یک روزی باید یک انتخابات آزاد در کشور برگزار شود تا معلوم شود نظر اکثریت مردم چیست و چه کسی یا کسانی را نماینده خود می دانند. خب چنین انتخاباتی باید شرایطی داشته باشد. ما به این دولت و این شورای نگهبان اعتماد نداریم و اگر آینها بخواهند به سیاق گذشته انتخابات برگزار کنند و نظارت
مردمی موثر بر کار آنها نباشد، شرکت در انتخابات بی معنی است. این نه تنها حرف ما اصلاح طلبان و پیروان جنبش سبز است بلکه حرف بسیاری از صاحب نظران جناح راست یا اقتدارگرا هم که با احمدی نژاد مخالف هستند نیز شده است. آنها اگرچه این شورای نگهبان را قبول دارند و به همین دلیل دارند خود را برای شرکت در انتخابات آماده می کنند ولی نگرانی های خود را از دخالت بی رویه دولت در سرنوشت انتخابات پنهان نکرده اند و نمی توانند مطمئن باشند شورای نگهبانی که حتی با آنها همسو است بتواند جلوی تخلف و تقلب، حتی بر علیه آنان، را در انتخابات بگیرد.
علاوه بر این چه ضرورتی دارد ما حرف آخرمان را همان اول بزنیم. آقای خاتمی روزی درون حاکمیت بود و مسئولیت اجرائی داشت. ناگزیر بود تصمیماتی بر خلاف میلش بگیرد تا شیرازۀ امور از دستش در نرود و هرج و مرج ایجاد نشود. اگر بقول شما در آن زمان سازش کرده است به سبب مسئولیتی که داشت، بوده است. الآن مسئولیت رسمی ندارد و لازم نیست برای زیر مجموعه اش تصمیم بگیرد و دستورالعمل صادر کند. می تواند کنار بکشد و سکوت کند و یا به میدان بیاید و موضع بگیرد. مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند و حتی برای خودش هم تصمیمی نمی گیرد که مخالف نظر اکثریت یا مصلحت اصلاح طلبان باشد چه برسد بخواهد برای خود آنان تصمیمی بگیرد یا نظری بدهد. علاوه بر این، نظر و تصمیم خاتمی در حالی که سمت حکومتی ندارد اگر مورد پذیرش اصلاح طلبان و مردم قرار نگیرد محل اثر نخواهد داشت.
این وسوسه ها نوعاً از سوی کسانی القاء می شوند که خواستار این هستند که سهمی بیش از حد شان در رهبری جنبش به آنان داده شود. در حالی که سهمی در اختیار کسی نیست که بخواهد توزیع کند و یا کسی مانع دیگری نیست و هر کس به اندازۀ اعتبارش در حال تأثیر گذاریست.

توضیحات آیت الله محمود امجد درباره بیانیه انتقادی اخیر ایشان+دانلود

» ناگفته های زندان خانگی در گفت و گو با خانم نواب صفوی مادر زهرا رهنورد+عكس



کلمه- زهرا صدر: «خانه‌ی موسوی و رهنورد را به زندانی با دیوارهای بلند آهنی برای آنها تبدیل کردند.» این، مشاهدات برخی از کارمندان نهاد ریاست جمهوری، پزشکان و بیماران بیمارستان شهید شوریده است که روبه‌روی کوچه اختر قرار دارد؛ کوچه‌ای که منزل موسوی در آن واقع شده است.
یاد آر روزهای سردی را که دلگرم بودیم بانوی سبزی که گاه مخفی و بیشتر پس از درگیر شدن با مامورین امنیتی از خانه بیرون می زد و با هزار زحمت، خودش را به جمع های منتظر می رساند.
رهنورد برای اصرارش بر حق جویی، برای مبارزه بر تبعیض ها ، برای قرآن پژوهی اش، محبوبیتش بارها به باد تهمت وتوهین گرفته شد. هنوز زمان طولانی نگذشته است از آن روزی که درصحن دانشگاه الزهرا، به ناروا روسری از سرش کشیدند. در صحن علنی مجلس عکسهای خصوصیش را پخش کردند. سالها اجازه چاپ کتابهایش را ندادند با اندیشه اش به ستیز پرداختند در طول مبارزات جنبش سبز. با گاز فلفل و اشک آور به او حمله ور گشتند، با ضربات باتوم کبودش کردند یا در خیابان برسر او تاختند و و بی ادبانه به سوال و بازجوییش کشیدند. دست آخر چه سبک فکرانه بعداز چندین بار تهدید بر اخراج، از ورودش به دانشگاه تهران جلو گیری کردند بعد از آنهم چنانکه رسمشان بود و هست، به دروغ پردازیهای خود در این زمینه ادامه دادند و از این طریق به آرام کردن دلهای بیمار خود پرداختند.
تمام آن روزها، زمزمه های نگران مادر بدرقه ی راهش بود و نگاه های سکوت پدر به یاد تمام مجاهدت های جوانی، ستایشگر استحکام قدومش بود.
امروز تقویم می گوید از زندانی کردن میرحسین و رهنورد صد و چهل روز گذشته است. اما دل بی قرار مادر شمردن نمی داند. دل بی تاب مادر کوچه ی بن بستی می شناسد که با دیوار و نرده هایی آهنی و سیاه، زندان شده است. دل نگران مادر، دختری را می شناسد که دیگر پشت زنگ تلفن حالی نمی پرسد و درآستانه ی در خانه مادری ظاهر نمی شود.
امروز نیز او را در خانه خودش زندانی کرده اند. به دروغ می گویند آزاد است و سرگرم فعالیتهای هنری و اما دغدغه این روزهای خانواده نگران او است که نکند این پدر پیر تن وجان فرسوده چون اسماعیل پدر میرحسین تشنه دیدار فرزند ارشد و چشم به در دوخته از میانشان رخت بربندد.
مادر زهرا رهنورد همان بود که انتظار می رفت، استحکام صدایش، یاد آور فریادهای بانوی سبز ایران بود و غم پنهان شده در گفتارش، درد مادران دیگر اسرای سبز را تداعی می کرد. صحبت کردن و مصاحبه با مادری پیر در این شرایط ساده نیست. مادری که خانواده اش در معرض تهدیدهای مختلف هر روز نگران تر از قبل منتظر خبری نشسته اند.
او این ماه ها شاهد ضعف جسمانی و کاهش وزن شدید دختر و دامادش بوده است که در دیدار آخر کاملا مشهود و نگران کننده بوده است. همچنین براین باور بود که کل این روند غلط بیشتر به آدم ربایی شبیه بوده است.
در باره وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گفت و گویی را با خانم نواب صفوی مادر پیر خانم رهنورد انجام داده ایم که با هم می خوانیم:
از آخرین خبری که از آقای مهندس و خانم دکتر دارید برای ما می گویید؟
حدود دو هفته پیش با داماد و دخترم ملاقات داشتم. و آنها هم روحیه ی خیلی خوب و قوی داشتند، محکم، مثل همیشه.
آزادی عمل در این دیدارها چقدرهست؟ مثلا فرزندان دیگرتون هم که به هرحال دلتنگ هستند می تونن باشن؟
ملاقات بدون هماهنگی قبلی بوده و به همین دلیل یکی دو بار اتفاقی فرزندان دیگرم هم حضور داشته اند.
در ملاقات می توانید راحت صحبت کنید؟ فکر می کنید چقدر فضای آن با واقعیتی که در آن محصور هستند تطابق می کند؟
من یک مادرم و حتما راحت صحبت خودم را می کنم. البته حرف های سیاسی نمی زنم چون شنیدم که به بچه ها هم گفته اند در دیدارها حرف سیاسی نزنند که در غیر این صورت همین دیدارهای محدود کوتاه هم قطع می شود تمام دیدارها هم با حضور تعداد خیلی زیادی از مامورها انجام می شود. یک عده داخل هستند خانم و آقا یعنی آنها هم در زوایای مختلف کنار ما می نشینند. در فضای بیرون هم که خب من تابه حال نشمرده ام اما خیلی زیاد هستند.
من هیچ اطلاعی درباره اینکه در جاییکه حصر هستند چگونه زندگی می کنند ندارم و بعید می دانم که کسی هم اطلاعی داشته باشد. البته این را هم بگویم که بعد از یک ماه و نیم بی خبری چندباری خیلی کم به من و همسرم تلفن کرده اند.
ملاقات دخترخانمها به چه ترتیبی است؟ مرتب می توانند به ملاقات بروند؟ و تعریفشان از ملاقاتها چه بوده است؟
متاسفانه باید بگویم که نوه هایم یعنی دخترها به مدت طولانی از پدر و مادرشان بی خبر بوده اند و برای ۳ ماه اول که تقریبا ملاقاتی نداشته اند حتی یکبار بیش از ۵۰ روز تمام خانواده به طور مطلق از آنها بی خبر بودند. جز چند دقیقه بالای سر پدر مرحومِ آقای موسوی. ولی در ۴۰ روز اخیرملاقات های محدودی صورت گرفته است که آنهم با حضور مامورهای خانم و آقا و دوربینهای متعدد نصب شده در محل بوده است.
طفلک نوه هایم با من زیاد صحبت نمی کنند. چرا که صحبت کردن راجع به این قضیه با کنترل دائمی مکالمه ها و دیدارهای خانوادگیمان سخت است در ضمن آنها نمی خواهند مرا نگران کنند. اما حتما بودن نیروهای امنیتی و کنترل کردن و بازرسی بدنی دختران ایشان و حتی مواد خوراکی که برده اند و لوازم نوه های دختر و دامادم برایشان خیلی آزاردهنده بوده است. حتی وقتی بچه ها می روند موهای سر آن ها را هم گشته اند که ببینند چه چیزی قایم کرده اند. گل سرشان راباز کرده اند. آخر این رفتار درست است؟
برخورد ماموران با شما و دختران آقای موسوی و خود مهندس و همسرشان چطور است؟
در ظاهر که محترمانه، اما واقعیتش تهدید امیز است. مثلا دختر من نمی تواند یک کلمه به من خصوصی چیزی بگوید، چشم های آنها مرتب روی ماست که ببینند کی چه می شنود و چه جواب می دهد. همیشه هم می گویند خبر ندهید، تهدید می کنند و می گویند سکوت کنید. اما تا کی؟
وضع روحی خانواده ، دخترهای مهندس چه؟ آیا آنها مشکل خاصی ندارند؟
آن ها هم مثل پدر و مادرشان روحیه ی مقاومی دارند. اما همگی ناراحتند از اینکه در چنین مخمصه گرفتار شده ایم. من یک مادرم. پدرش هم که بیمار است و من می ترسم اتفاقی بدی برایش بیفتد. مثل اتفاقی که برای موسوی بزرگ افتاد. امیدوارم همچین اتفاقی نیفته و سایه ی ایشون همچنان بر سر ما باشد.
از وضعیت جسمی خانم رهنورد و آقای موسوی چه خبری دارید؟
من که مدام نمی بینمشان و به هرحال دیدارها هم محدود بوده چون اونها زندانی هستند. اما از روی ظاهر می توانم بگویم که نسبت به ملاقات های اخیر، دفعه آخر متوجه رنگ پریدگی و لاغری شدید و ناگهانی دختر و دامادم شدم. و این از نظر من که مادر هستم پنهان نبود. من نمیدانم واقعا بر آنها چه گذشته است. البته خودشان برای اینکه ناراحتی ما را دیدند و خواستند من را از نگرانی در آورند گفتند گاهی روزه می گیرند. اما بی شک دلیلش این نمی تواند باشد و تغییر ناگهانی ظاهری آنها و رنگ کاهی پوست و از دست دادن وزنشان به شدت نگران کننده است.
خوب این مساله ی خیلی مهمیه…. اصلا وضعیت پزشکی آنها چطور است؟ قبل و یا بعد از زندان شما خبر دارید؟ مثلا آیا تحت نظر پزشک خاصی هستند؟
دخترم و دامادم پیش از این سالم سالم بودند و همه هم این را می دانستند. اصلا اگر غیر از این بود که نمی توانستند اینهمه فعالیت و جنب و جوش در این دو ساله داشته باشند. الان را طبیعتا نمی توانم بگویم، فقط از روی ظاهر و جسمشان می توانم قضاوت کنم. این نگرانی البته برای دخترانش و بقیه اعضای خانواده هم پیش آمد و همه پیگیر شدند. اما آنها گفتند که خودمان دکتر داریم و پیگیری میکنیم. ولی پزشک از طرف ما نبوده است. معلوم است که تا زمانی که پزشک از طرف ما نباشد نگرانی ما همچنان باقیست.

یعنی خانواده مشخصا خواسته اند که این موضوع پیگیری شود و توجهی نشده است؟
بله دخترها و خانواده دامادم خواسته اند و بارها اصرار کردند ولی هر بار بهانه ای آورده اند و گفته اند ما خودمان دکتر خودمان را می بریم و ظاهرا هم دکتر از طرف خودشان برده اند.
نکته ی نگران کننده این است که دامادم( مهندس موسوی) پیش از این گفته بود که تنها در یک بیمارستان رسمی حاضر به انجام چکاپ است. یک بار هم اوایل حصر ظاهرا خواسته اند پزشک بیاورند که دخترم گفته بوده در همان بیمارستان ویزیت بشود و اگرنه راضی نمی شوم… اینها برای من نگرانی می آورد. روزهای سختیست… من مدام به این فکر می کنم که تا قبل از زندانی شدن، آنها هر دو در وضعیت سلامتی کاملا مناسبی بودند و این را همه خبر داشتند. اما بار آخر واقعا ما دچار شوک و نگرانی شدیم به خصوص اینکه اجازه نداده اند یک دکتر شناخته شده و قابل قبول از طرف خودمان به وضعیت سلامتی آنها رسیدگی بکند.
همه ی ما نگران شدیم با این خبر… هیچ خبری نیست که تا کی می خواهد این وضعیت ادامه داشته باشه؟
نه. هیچ خبری نیست. و هیچ معلوم نیست علت این زندان بی دلیل چه بوده است و تنها خبری که ما داریم وجود چند در و دیوار در یک کوچه کوچک است. نوه هایم می گویند که کوچه را با چند دیوار بلند آهنی مسدود کرده اند و هیچ کس هم نمی داند اصلا داخل این محدوده چه میگذرد؟ چه تعدادی نیرو هست و آیا نیروها اصلا داخل خانه مقیم هستند یا خارج از آن و تا کی قرار است ادامه پیدا کند. البته باید تذکر بدهم که من این را حبس و حصر نمی دانم. این دقیقا آدم ربایی است. دختر و داماد من که کاری نکردند که زندانی شوند اینها جز خدمت به کشورشان هیچ کاری نکردند.
نظر خانم رهنورد و آقای موسوی درباره ی این مسائل چیست؟
آنها راجع به این قضیه حرف خاصی نزده اند. زیرا همانطور که گفتم در دیدارهای کوتاه ما مثل هر زندانی دیگری فضای این حرفها نیست. من خودم مواظبم سوالی نکنم که گرفتاری ایجاد شود. اما خوب با توجه به زندانی شدن پسر بزرگم سال قبل که در راستای همین اتفاقات بود یاد گرفته ام که صحبت هایم چگونه و در چه مواردی باشد.
شما( یا اعضای خانواده ) تا حالا با بازجوها یا نیروهای امنیتی صحبتی داشته اید؟
البته من نه اما بارها دخترهای مهندس، نوه ها و بقیه اعضای خانواده بطور رسمی و غیر رسمی تلفنی و حضوری بازجویی شده اند و یا تحت فشار و تهدید قرار گرفته اند، تهدیدهای شغلی وجانی. و حتی توهین های آزار دهنده ای که نه تنها کلامی بلکه بدنی هم بوده است.
خواسته ی آن ها چیست؟
خواسته اصلی آنها که از همه پوشیده است. اما حتما یک از خواسته های بزرگ آنها سکوت کردن همه اعضای خانواده است. که همین هم به شک ما درمورد وضعیت زندگی و سلامتی آنها دامن می زند. شاید هم با سکوت ما برنامه های دیگری هم دارند.
تا حالا پیشنهاد یا راه حلی از سوی حکومت یا نیروهای امنیتی به خانواده شده برای حل این مسئله؟
البته که نه. چون خودشان می دانند راه حلی هم جز آزادی سریع آنها و جواب دادن به این ۵ ماه زندانی بودن بی دلیل دختر و دامادم نیست همه می دانند داماد و دخترم جز خیرخواهی در این سالها برای مردم و کشور چیزی نخواسته اند و از همه زندگیشان هم گذشته اند. دخترو دامادم برای مردم از هیچ کاری دریغ نمیکردند و حتی از ما هم کمک می گرفتند. این جواب تلخ و دردناکیست برای من که ناظر زندگیشان بوده ام و همه ی کسانی که حقیقت را دیدند و می دانند.
دختر شما یکی از زنان فعالی بود که در این دو سال خانواده های زندانیان را تنها نگذاشت و همین دیدار ها و سر زدن های خانم دکتر همیشه بدخواهان را خشمگین می کرد، در این چند ماه برخورد مردم و خانواده های زندانیان سیاسی و فعالان سیاسی با خانواده ی موسوی و رهنورد چطور بوده است؟
خیلی صمیمانه. البته من دیداری با کسی نداشته ام یا صحبتی. بیشتر احتیاط می کنم. اما هرجا می رویم همه احوالپرسند و نگرانند در کوچه خیابان محل همه جا هرکسی که متوجه می شود خیلی ابراز دوستی و محبت ونگرانی و ناراحتی و خشم از این وضع می کنند.
با توجه به فضای تبلیغاتی و دروغ هایی که درباره ی این زندان گفته می شود که ایشان اصلا در حصر نیستند ویا فعالیت روزمره یا هنری عادیشان را فقط تحت مراقبت ادامه می دهند، از همینجا صحبتی با مسببان این ماجرا ها دارید؟
هیچ معلوم نیست تا کی آن ها باید در این وضعیت آنجا بمانند. مگر اینها جز خدمت به مردم و خانواده های زندانیان سیاسی کاری کردند؟ اول از همه باید بگم که حتی اگر برفرض محال هم چنین بود یعنی آنها در امن و آسایش هم بودند که نیستند خود نفس زندان کردن بیگناهان و قطع ارتباطشان با همه انقدر بد هست و اسیر بودن انقدر دردناک هست که لازم به توضیح نیست. اما خطاب من با کسانیست که این دستور را داده اند یا اجرا کردند. برای من رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.
از دیگر سو سخنی با مردمی که این مصاحبه رو می خوانند دارید؟ نکته ای وجود دارد که لازم باشه در اختیار مردم قرار گیرد؟ در آخر هم اگر صحبتی هست بفرمایید
تشکر میکنم از شما که جویای حال من شدید. من خودم بیمارم و نگران دختر و داماد خوبم هم هستم و شوهرم که به شدت مریض احوال و رنجور است و بی تابی هایش برای خانم رهنورد ما را نگران و متاثر کرده است و تشکر میکنم از همه ی مردمی که یا همدرد ما هستند یا درد مارا درک می کنند.
مرتب به من آشنا و غریبه زنگ می زنند و می پرسند از آقای مهندس چه خبر از خانم دکتر چه خبر؟ من هم می گویم همان خبری که شما دارید را ما هم داریم. خیلی نکته ها هست اما فعلا نگفتنش بهتر است.
آرزو دارم روزی همه ی کسانی که دربند هستند روزی پیش خانواده هایشان برگردند و خانه هایشان دوباره روشن شود. من فقط برای دختر خودم دعا نمی کنم. امیدارم همه ی آنهایی که به هر علتی در بازداشت هستند و به آنها ظلم و ستم می شود زودتر آزاد شوند. ان شاالله خبر آزادی همگی را بشنویم که حتما همه خوشحال می شویم.

پیام تسلیت خانواده کروبی خطاب به سید محمد خاتمی و خانواده صدوقی

پیام تسلیت خانواده کروبی خطاب به سید محمد خاتمی و خانواده صدوقی

سحام نیوز:‌ خانواده کروبی در پی درگذشت ناگهانی حجت الاسلام والمسلمین صدوقی، پیام تسلیتی به شرح زیر منتشر نمودند:
بسم اله الرحمن الرحیم
انا لله وانا الیه راجعون
در گذشت جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای محمد علی صدوقی ضایعه ای بزرگ بود .آن مرد عزیز و ارجمند، سالهای طولانی از عمرپُر برکت و نه چندان طولانی خویش را صرف خدمت به اهداف بلند و آرمان های آزادیخواهانه ملت ایران کرد و اکنون با مرگ ناباورانه خویش ، همه علاقمندان به  او و پدر بزرگورش شهید آیت الله صدوقی را اندوهناک نمود. از آفریدگار مهربان می خواهیم پاداش فعالیت های خیر خواهانه و خداپسندانه او را، غفران وآرامش ابدی قرار دهد . همچنین با همه بازماندگان آن مرحوم به ویژه جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی و نیز همسر داغدار و فرزندان برومند مرحوم صدوقی ابراز همدردی می نماییم.
خانواده کروبی
۱۵ تیرماه ۱۳۹۰

مجتبی واحدی: ما می گیم “بت” نمی خواهیم…

مجتبی واحدی: ما می گیم “بت” نمی خواهیم…

سحام نیوز: مجتبی واحدی نوشت:
روزهای  منتهی به بیست ودوم بهمن ۵۷  را هم سن وسال های من به خوبی به یاد می آورند . درآن زمان  شعارهای خودجوش مردمی ، بسیار هوشمندانه و البته اثر گذار بود . برخی از آن شعارها علیرغم سادگی ، به بهترین وضع ممکن ، خواسته اصلی  انقلابیون را به نمایش می گذاشت . ازجمله  زمانی که در  ماههای پایانی  استقرار رژیم گذشته ، تعویض مکرر نخست وزیر به حربه ای برای آرام کردن مردم تبدیل شده بود این شعار به میان انقلابیون  آمد که « ما می گیم “شاه” نمی خوایم نخست وزیر عوض میشه » . از دو روز قبل که  سخنان  من در واکنش به اظهار نظر های اخیر آقای خاتمی منتشر شد واکنش های بر خی دوستان ، مرا به یاد همان شعار انداخت .  البته  بعضی از انتقادات ، بر اساس «استانداردهای پذیرفته شده ی نقد» و بر اساس « مصلحت اندیش های دلسوزانه »نسبت به جنبش اعتراضی مردم و آینده آن بود  که از منتقدان ، ممنونم، اما در مواردی ،  هر چه بیشتر به شکل ومحتوای انتقادات نگریستم نتوانستم مبنای اعتراضات را کشف کنم . من در اظهارات خود دو سؤال مشخص را مطرح کرده ام و از آقای خاتمی یا کسانی که  « موظفین حمایت دائمی » از اظهارات او هستند خواستم که « پیچش مویی » که آقای خاتمی دیده و من از دیدن آن عاجز بوده ام را برای کسانی که ممکن است دچار «سؤال » شده باشند توضیح دهند . سؤال نخست آنکه « کدام تغییر رویه یا حتی تغییر لحن آقای خامنه ای ، آنان را به احتمال برگزاری انتخابات  آزاد و سالم امیدوار کرده که اینگونه سخن می گویند؟»  سؤال دوم من آن بود که « با توجه به محدود سازی روزافزون مجلس توسط رهبری و عوامل او ، هدف از حضور در مجلس به فرض برگزاری انتخابات آزاد ،  چیست؟»  اما ظاهراً برخی از دوستان در میان اصلاح طلبان ، همان راهی را می روند که در یکی دوسال اخیر توسط افراطی ترین  حامیان اقای  خامنه ای  طی شده است . چندی قبل  اقای ذوالنور – جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه -  در یک اظهار نظر عجیب اعلام کرد « ما حق نداریم مبانی تصمیم ولی فقیه را مورد پرسش قرار دهیم» . متأسفانه  امروز  برخی طرفداران اقای خاتمی می خواهند به مردم نشان دهند « اطاعت چشم و گوش بسته ، یک اپیدمی در میان بسیاری ازکسانی است که خود را نخبگان  سیاسی می نامند.» حقیقت آنست که  اظهار نظر اخیر من ، همانند سخنانی که توسط همه انسان ها بیان می شود می تواند  شامل نکات مثبت و منفی باشد  و از لحظه ای که این سخنان را بیان کردم منتظر دریافت  انتقاد های سازنده بودم اما اکنون  دچار یأس و افسردگی سنگینی شدم زیرا برای من ثابت شد که « نخبه نمایان » هنوز پیام صریح مردم ایران  در دو سال اخیر و قبل از آن را دریافت نکرده اند .ایرانیان در تمام سالهای اخیر از  « معصوم پنداری ولی فقیه »  فریاد کشیده اند وخواستار استقرار نهادهای بیطرفی شده اند که عملکرد همه مسئولان کشور را  زیر نظر بگیرد و امکان تحقق این وعده ایت اله خمینی را فراهم  نماید که « هر فرد از آحاد ملت حق دارد مستقیماً و دربرابر سایرین ، زمامدار مسلمین را استیضاح کند دو او موظف است جواب قانع کننده  بدهد» . درهمین مدت ، گروهی از حامیان  ذینفع حکومت ، رفتاری از خود بروز دادند که مهدی کروبی در برابر ایشان ایستاد و گفت  : «دامنه ولایت فقیه آنقدر توسعه داده شد که بعید میدانم در مواردی این مقدار اختیار از سوی خداوند به پیامبران و ائمه معصومین نیز داده شده باشد». روزی که کروبی این سخنان را بیان کرد هرگز احتمال نمی داد کسانی در میان اصلاح طلبان ، شخصیت آقای خاتمی را از همان راه تخریب کنند و هرگونه نقد یا پرسش از او را « گناه نابخشودنی » تلقی نمایند وپرسش گر را مورد حملات  عجیب قرار دهند . شاید  لازم باشد مردم شعار دوران انقلاب که « ما می گیم شاه نمی خواهیم » را با زبان امروزی تکرار  و به همه ما  یادآوری کنند   که « ما می گیم بت نمی خواهیم »  چه با نام « دفاع از رئیس جمهور محبوب دوران اصلاحات » و چه به ادعای گزاف « اطاعت از رهبری »

ویدئو/ حمایت مردمی از حضور خاتمی در مراسم تشییع پیکر امام جمعه یزد+دانلود

چکیده :مردم یزد در واکنش به شعار "مرگ بر منافق" خود سرها، شعار "درود بر خاتمی" سرداده اند و به نحو احسن از مهمان،همشهری و رئیس جمهور سابقشان حمایت کرده...

سایت پیشگام نیوز با انتشار فیلمی از حاشیه مراسم تشییع پیکر امام جمعه یزد به دروغ گویی های کیهان و رجا نیوز پاسخ داد.
این سایت نوشت: هنوز یزد درغم از دست دادن حجت اسلام صدوقی است، اما آنچه این روزها را برای مردمان یزد سخت تر کرده، حواشی مراسم ختم آن مرحوم است، حاشیه هایی که به درگیری تعداد اندکی خودسر با مردم انجامید. آنچه این نارضایتی را شدت داده، برداشت های سیاسی رسانه های اصول گراست،روزنامه کیهان و البته سایت رجا نیوز در اقدامی اعلام کرده اند مردم یزد هیچ حمایتی از همشهری و مهمان خود یعنی سید محمد خاتمی و سید حسن خمینی نداشته اند و درگیری ایجاد شده در مجلس ختم بدلیل نارضایتی اکثریت مردم یزد بوده است.
این دو رسانه مدعی شده اند اکثریت مردم یزد شعار “مرگ بر منافق” سرداده اند و تعداد آنها اندک نبوده و در مقابل هیچگونه حمایتی از سید محمد خاتمی صورت نگرفته است.
پیشگام نیوز به فیلمی دست یافته است که نشان می دهند مردم یزد در واکنش به شعار “مرگ بر منافق” خود سرها، شعار “درود بر خاتمی” سرداده اند و به نحو احسن از مهمان،همشهری و رئیس جمهور سابقشان حمایت کرده اند.
گفتنی است انتشار این خبر صرفا به خاطر حمایت از مردم دارالعباده یزد است که علاوه بر دینداری به مهمان نوازی نیز معروف هستند و نباید اجازه داد صرفا به خاطر عده ای فرصت طلب -رسانه های کیهان و رجا نیوز-به آنها توهین شود.



برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید.

عکس/ مهر مادری در زندان اوین

چکیده :مهر مادری در زندان اوین...


عروسک ساخته شده توسط نسرین ستوده در زندان اوین برای پسرش نیما
«دارم برایت یک عروسک دلقک تقریبا بزرگی می‌بافم. البته وقتم را می‌گیرد. وقت مطالعه‌ام را می‌گیرد. اما عشق مادری مدام وادارم می‌کند تا هر گاه که بیکار می‌شوم به سراغ عروسکت بروم. کمی نگران و بی‌تابم که آیا خوب در می‌آید یا نه، ولی امیدوارم خوب شود»
نامه نسرین ستوده به پسر خردسالش نیما- ۸ خرداد ۹۰
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۱۲:۴۹ ب.ظ | پاسخ
    تاثیر گذار و عمیق
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۱:۵۵ ب.ظ | پاسخ
    صحنه بدبستن دستبند روی دستان این خانم نشان از کینه اهل ریا ونفرت پرونده سازان درمقابل آگاهی دهندگان بود.آبروی قوای امنیه و قضات امین مملکت راباکارشان بردند! عروسک قشنگی بود برای نیما.
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۲:۱۱ ب.ظ | پاسخ
    وای بر ما
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۲:۴۵ ب.ظ | پاسخ
    اشکم دراومد. ان‌شالله زودتر آزاد بشه.
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۳:۰۱ ب.ظ | پاسخ
    عشق
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۳:۲۴ ب.ظ | پاسخ
    نسرین جان هرشب که برای دردانه ام قصه میگم . تو اینفکرم که آیا فرزندانت از دور با لالائی مادران فرزند ازدست داده خوابشان میبرد!!!!!!!
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۳:۲۶ ب.ظ | پاسخ
    برای خانم ستوده آرزوی سلامتی دارم این چیزی است که برای رسیدن به اون )ازادی) باید بپردازیم
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۳:۴۰ ب.ظ | پاسخ
    واقعا باعث تاسف نظام نه جمهوری و نه اسلامیه …
  • ۱۳۹۰/۰۴/۱۵ ۳:۴۳ ب.ظ | پاسخ
    من عاشق نسرین ستوده ام. عشق در وجود این عزیز موج می زند. و دل پوسیده ما را سبز نگه میدارد

مولانا عبدالحمید: خواسته های اهل سنت؛ آزادی و برابری مذهبی وسعه صدر مسئولان

مولانا عبدالحمید: خواسته های اهل سنت؛ آزادی و برابری مذهبی وسعه صدر مسئولان

سحام نیوز: امام جمعه اهل سنت زاهدان با بیان اینکه “آزادی مذهبی، مساوات و برابری، و احترام به مقدسات دینی و مذهبی، از مهمترین انتظارات جامعه اهل سنت ایران می باشد”، خاطرنشان کرد “ما این را با افتخار می گوئیم که الحمدلله ما تا به حال خود را به دشمنان اسلام و به مخالفان ایران نفروخته ایم و- ان شاءالله- نخواهیم فروخت.”
به گزارش سنی آنلاین، مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، طی سخنانی در مراسم بیستمین همایش فارغ التحصیلی طلاب دارالعلوم زاهدان، که با حضور دهها هزار تن در مسجد جامع زاهدان برگزار شد، از فاصله گرفتن مسلمانان امروزی از دین انتقاد کرد و گفت: از روزی که مسلمانان از این نعمت عظیم (دین اسلام) فاصله گرفتند دچار تشتت و اختلاف و سقوط شدند، و بسیار جای تاسف است که مسلمانان امروزی با وجود بهره مند بودن از امکانات، باز هم در صحنه های بین المللی عقب هستند، در حالی که مسلمانان باید حرف اول را می زدند. دلیل این سرخوردگی مسلمانان ترک و یا سهل انگاری در انجام فرایض و احکام الهی و ارتکاب گناه و فحشا است.
مولاناعبدالحمید در ادامه به محبت دنیا در بین مسلمانان اشاره کرد و گفت: محبت دنیا که سرمنشا تمام گناهان است امروز در قلب مسلمانان جای گرفته و محبت خدا و رسول از قلبها رخت بربسته است، در حالی که مسلمانان باید محبت خدا و رسول را در قلب جای داده و تمام دستورات و اوامر الهی را در زندگی خود پیاده کرده و زندگی یک انسان صالح و دین دار و مومن واقعی را اختیار نمایند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان افزود: اگر مسلمانان به طور کامل در دین داخل می شدند، امروز شاهد مشکلات در فلسطین و افغانستان و عراق نبودند. وی در ادامه به خیزشهای منطقه اشاره کرد و گفت: زمان، زمان بیداری است، هدف زندگی ما، دنیا و مادیات نیست، بلکه هدف ما، دین و ایمان است و اگر به سوی هدف برگردیم، تمام پریشانی ها و اضطرابات ما از بین خواهند رفت.
وی تاکید کرد آزادی مذهبی، مساوات و برابری، و احترام به مقدسات دینی و مذهبی، از مهمترین انتظارات جامعه اهل سنت ایران می باشد.
مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در بخش دیگری از سخنان خود، وجود طوائف، اقوام و فرقه های متعدد در ایران را فرصتی مغتنم دانست و خاطرنشان کرد: این تنوع اقوام و مذاهب که در ایران اسلامی به چشم می خورد، در کمتر کشوری وجود دارد. این تعدد اقوام و مذاهب به هیچ وجه نباید باعث اختلاف و دودستگی شود، بلکه همه این اقوام و مذاهب یک نقطه مشترک دارند و آن نقطه مشترک “اسلام” است، و همین وجه مشترک، همه این اقوام و مذاهب را دور یکدیگر جمع کرده است، ما حتی با همه انسانها در انسانیت وجه مشترک داریم و لذا از این نظر خیرخواه همه هستیم.
مولانا در ادامه خاطرنشان کرد: بیشتر روی سخن بنده با ملت ایران است، و آن اینکه ما علاوه بر اینکه در دین با یکدیگر مشترک هستیم، در وطن نیز مشترک هستیم، آب و خاک همه ما یکی است و هر نفع و ضرری که متوجه این آب و خاک بشود این نفع و ضرر متوجه همه ما خواهد شد، لذا ما همانطور که به دین خودمان که اسلام است، می نازیم، به وطن خود نیز می نازیم و اسلام و وطن خود را دوست داریم، و آرزوی ما مجد و شرف اسلام و پیروزی مسلمانان و نیز مجد و شرف و ترقی و پیشرفت ایران اسلامی در تمام زمینه ها است.
مولانا عبدالحمید در ادامه تاکید کرد: الحمدلله در ایران و در بین جامعه اهل سنت، که مرزداران ایران اسلامی هستند، و مقام رهبری گاهی اوقات از آنها به عنوان “مرزداران غیور” یاد می کنند، تجزیه طلبی نیست. جامعه اهل سنت همواره در طول سه دهه، از انقلاب و از نظام حمایت کرده و در وحدت و امنیت ملی نقش بسزایی داشته است؛ اگر امروز در ایران فضای اتحاد و تفاهم حاکم بوده و مسلمانان با وحدت زندگی می کنند، علاوه بر تاثیرگذار بودن حاکمیت و برادران شیعه، اهل سنت نیز نقش بسیار بزرگی در به وجود آوردن این فضا داشته است.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه گفت: ما این را با افتخار می گوئیم که الحمدلله ما تا به حال خود را به دشمنان اسلام و به مخالفان ایران اسلامی نفروخته ایم و- ان شاءالله- نخواهیم فروخت.
وی در ادامه سخنان خود ضمن بیان این نکته که بنده در این جلسه انتقاد نمی کنم بلکه برخی از انتظارات اهل سنت را در اینجا مطرح می کنم، به گوشه ای از انتظارات اهل سنت از نظام جمهوری اسلامی پرداخت که چکیده آنها به شرح ذیل است:
۱ـ آزادی مذهبی؛ آزادی مذهبی برای ما بسیار حیاتی و مهم است که باید حفظ شود؛ ما نباید این دلهره را داشته باشیم که با اعمال سلیقه جلوی فعالیتهای مذهبی و مراسم مذهبی ما که در قانون اساسی آزاد اعلام شده است، گرفته شود و یا اینکه محدودیت ایجاد شود، بلکه باید حوزه های علمیه، مساجد و جماعتهای تبلیغ آزادانه فعالیت داشته باشند و نباید مداخله ای در آنها صورت گیرد.
۲- برابری در بین شیعه و سنی؛ همانطور که شیعه و سنی برادر هستند، بین آنها برابری و مساوات نیز حفظ شود، همه با یک نگاه و با یک دید، نگاه شوند. اهل سنت در مرزهای مختلف کشور، برای دفاع از وطن و کشور خود قربانی دادند. لذا انتظار اهل سنت این است که عدالت و مساوات اجرا شود و تفاوت و تبعیض نباشد. جامعه اهل سنت انتظار دارد که فرزندان آنها در نیروهای مسلح استخدام شوند تا از وطن و از استقلال میهنی خود دفاع کنند.
۳- آزادی برگزاری نماز جماعت در کلان شهرها؛ انتظار اهل سنت این است که در کلان شهرها برگزاری نماز جماعت آزاد باشد. اعتقاد اهل سنت این است که در هر منطقه و شهر و روستایی که نماز جماعت برگزار نشود، شیطان بر آن منطقه مسلط می شود.
لذا ما همواره خواهان وحدت و انسجام هستیم و حفظ این وحدت جزو اعتقاد ماست؛ اهل سنت ایران به هیچ وجه با مخالفان نظام و کسانی که به فکر براندازی نظام هستند، جمع نشدند بلکه بسیاری اوقات دشمنان ایران به سوی ما دست دراز کردند اما ما با شدت تمام دست رد به سینه آنان زدیم، اگر چه ممکن است که در بین اهل سنت افراد افراطی موجود باشد، که اینگونه افراد در بین برادران شیعه هم وجود دارد، اما حساب آنها از عموم مردم جداست.
۴- سعه صدر مسئولین؛ انتظار ما آن بود که در مورد برگزاری این مراسم، مسئولین بیشتر از خودشان سعه صدر نشان می دادند، و کمافی السابق مردم از دیگر استانها نیز آزادانه می توانستند در این مراسم شرکت کنند، اما برخی از میهمانان مراسم که حتی جزو سخنرانان جلسه هم بودند، نتوانستند در این مراسم حضور یابند. ما انتظار داشتیم که میهمانان خارجی نیز که ما آنها را دعوت نموده ایم، می توانستند دراین مراسم حضور یابند؛ زیرا این چیز ثابت شده است که کسانی که در این مراسم حضور یافته اند، دیدگاهشان در مورد نظام عوض شده و با دیدی خوب و مثبت برگشتند و در سرزمینهای خود تبلیغ نموده اند. لذا برگزاری این مراسم به نفع جامعه و به نفع نظام و ملت است.
۵- احترام به مقدسات فریقین؛ ما التزام نموده ایم که به مقدسات شیعه توهین نکنیم، زیرا بخشی از مقدسات شیعه مانند اهل بیت آنحضرت جزو مقدسات ما نیز بشمار می آید، و نسبت به دیگر مقدسات شیعه نیز حرمت قائلیم، و انتظار ما نیز متقابلا آن است که به صحابه آنحضرت و دیگر مقدسات اهل سنت اهانت و بی احترامی صورت نگیرد.
مولانا عبدالحمید در پایان سخنان خود، ضمن تاکید مجدد بر این مطلب که باید همه ما از عواملی که باعث ایجاد اختلاف و دودستگی در جامعه می شود، پرهیز کنیم و مطالبات خود را از طریق قانونی و منطقی مطرح و پیگیری نماییم، از تمامی علما، دانشگاهیان، فرهیختگان، نمایندگان مجلس و عموم مردم که در این همایش شرکت کردند، و نیز از مسئولین استانی که در برگزاری مراسم همکاری نمودند تشکر و قدردانی کرده و همچنین از اینکه از شرکت برخی از میهمانان خارج و داخل کشور در این همایش ممانعت صورت گرفته گلایه نمود.

۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه

.به سوی 18 تیر


 

.به سوی 18 تیر



از باغ و درخت
که با یاس ها به داس سخن گفته ای...

ققنوس از خاکستر خود دوباره بر می خیزد...به سوی 18 تیر

جعفری اظهارات احمدی‌نژاد در مورد قاچاق کالا توسط نهادهای نظامی را انحرافی خواند



سرلشگر جعفری متهم کردن سپاه به دست داشتن در قاچاق کالا را رد کرد
سرلشگر محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در واکنش به سخنان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، در رابطه با قاچاق کالا از اسکله‌های نظامی این حرفها را انحرافی دانست.
به گزارش خبرگزاری مهر، سرلشگر جعفری به این خبرگزاری گفته "این ارگان همچون سایر نهادهای نظامی اسکله‌هایی نظامی در اختیار دارد اما هیچگونه مبادله تجاری در آنها انجام نمی‌دهد."
فرمانده کل سپاه پاسداران، در واکنش به اتهام فعالیت‌های تجاری قاچاق توسط اسکله‌های در اختیار سپاه گفته "این بحثی انحرافی است که توسط افرادی که به نظر ما، ذینفع هستند، مطرح می‌شود."
محمود احمدی نژاد دیروز، شنبه (۱۱ تیر)، در همایشی مربوط به پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز در تهران با تأکید بر لزوم بسته شدن همه گذرگاه‌های مرزی غیر قانونی در ایران گفت: "در این موضوع هیچکس نباید مصونیت داشته باشد و اگر کالای دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی هم قرار است وارد کشور شود، می تواند از مرز قانونی وارد شود."
رئیس جمهور ایران آثار جابه‌جایی غیرقانونی کالا را "بسیار گسترده" خوانده و گفته بود "نمی‌خواهم بگویم سهم قاچاق کالا معادل حجم قانونی جابه‌جایی کالاست، ولی نمی توان گفت خیلی کمتر از آن است."
آقای احمدی نژاد در خلال سخنان خود به عنوان نمونه‌ای از گسترده بودن قاچاق کالا در ایران به ارقام کلان حاصل از قاچاق سیگار اشاره و اضافه کرد: "بین ۵۵ تا ۶۰ میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف می شود که معادل ۲ هزار میلیارد تومان است. این رقم همه قاچاقچیان درجه یک دنیا را به طمع می اندازد، چه رسد به «برادران قاچاقچی» خودمان!"
ناظران بکار رفتن «برادران قاچاقچی خودمان» توسط محمود احمدی نژاد را عبارتی جنجالی و احتمالا کنایه ای به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهادهای امنیتی- نظامی مشابه قلمداد کردند. شاید از همین روست که فرمانده کل سپاه به سرعت به موضع‌گیری دیروز آقای احمدی نژاد واکنش نشان داده آن را تکرار حرفهای انحرافی خوانده است.
سرلشگر جعفری به خبرگزاری مهر گفت: "نیروهای مسلح به طور طبیعی به دلیل وضعیت نظامی که دارند، اسکله‌هایی نظامی در اختیارشان است که در آنها هیچوقت بحث تبادل کالا صورت نمی‌گیرد و این مسایل صحبتهای انحرافی است که مطرح می‌کنند."
هفت سال پیش نمایندگان دوره ششم مجلس ایران که اکثر آنها از جناح اصلاح‌طلب بودند، در مورد واردات و قاچاق چای به ایران تحقیق و تفحصی انجام دادند که نتیجه آن روز ۵ خردادماه سال ۱۳۸۳ در یکی از آخرین جلسات مجلس ششم اعلام شد.
در بخشی از این گزارش، فهرست اسکله‌هایی که فعالیت تجاری غیرمجاز در آنها صورت می‌گرفت ارائه شده بود که در آن به صراحت از سه اسکله متعلق به سپاه پاسداران در چابهار، خور زنگی و هرمزگان در کنار چندین اسکله متعلق به نیروی انتظامی، نیروی دریایی ارتش، استانداری و چند نهاد دولتی دیگر نام برده شده بود.

حمله ماموران امنیتی به منزل ماهرخ شاهرخی یکی از مادران پارک لاله

حمله ماموران امنیتی به منزل ماهرخ شاهرخی یکی از مادران پارک لاله
جــرس:  ماهرخ شاهرخی، از گروه مادران پارک لاله (مادران عزادار) پس از یورش ماموران امنیتی به منزلش و ایجاد رعب و وحشت، متواری شده و خبری از او دسترس نیست.

گزارش رسیده همچنین حاکیست با اینکه با برخی افراد خانواده اش که در کمپ اشرف به سر می برند، هیچگونه تماس و ارتباطی نداشته، اما همراه همسرش عزیزالله ربیعی که وی نیز هیچگونه فعالیت سیاسی ندارد، مورد بازجویی های مکرر و تهدید قرار گرفته اند.

همچنین در سال ۸۸ نیز پس از دستگیری و زندانی کردن دختر وی، منیره ربیعی، و حضور فعالش در تجمعات به همراه مادران زندانیان سیاسی و مادران پارک لاله جهت آزادی زندانیان سیاسی مدام مورد تهدید و تحقیر واقع شدند.

لازم به ذکر است که در اوایل سال ۱۳۹۰ پس از یورش نیروهای عراقی به کمپ اشرف و جانباختن برادرش سعید، وی مجددا” از طرف نیروهای سازمان اطلاعات ،بارها و بارها به صورت تلفنی مورد تهدید واقع شد که خود را جهت پاره ایی از توضیحات به آنجا معرفی کند و چون وی اعلام کرد که بدون حکم کتبی و احضاریه رسمی به آنجا نخواهند رفت، در آخرین تماس تلفنی در حالیکه هم خود وی و هم همسرش به شدت از این آزارها دچار ناراحتی عصبی شده بودند، یکی از ماموران امنیتی آنها را تهدید به برخوردی جدی تر می کند و سرانجام در تاریخ ششم تیر ماه ۱۳۹۰پس از یورش به منزشان و تهدید و ارعاب منجر به متواری شدن آنها می گردند.

طی روزهای اخیر، بسياری از فعالان زن در ايران برپايه اتهاماتی مبهم بازداشت شده اند. از جمله مريم مجد، عکاس، مهناز محمدی، فيلم ساز، زهرا يزدانی، روزنامه نگار، مريم بهرمن، مدافع حقوق زنان، و منصوره بهکيش، از فعالان «مادران عزادار».

در حاشیه سخنان آیت الله خامنه ای با مسئولان قوه قضائیه

چرا سخنان رهبری درباره رعایت حقوق متهم را جدی نمی گیرند

چکیده :چرا سخنان رهبری در باره ضرورت حفظ امنیت و برخورداری منتقدان و مخالفان از حقوق شهروندی موج که نه، هیچ حرکت ضعیفی هم بر نمی انگیزد؟ هیچ تغییری را موجب نمی شود؟ ظاهراً این تنها قضاوت عمومی جامعه نیست که در پس این سخنان عزمی نمی بیند...

کلمه-علی محمد شمس:
مقام رهبری در دیدار با رئیس و مسئولان قوه قضائیه کشور بر وظیفه این قوه در حفظ آبروی افراد تأکید کردند. ایشان با اشاره به این اصل که متهم تا پیش از اثبات جرم بیگناه است تصریح کردند نام افرادی که دستگیر می شوند نباید در رسانه ها اعلام شود، زیرا باید آبروی افراد حفظ شود حتی پس از اثبات جرم و محکومیت نیز بهتر است حتی المقدور نام محکومان رسانه ای نشود.
در صحت این سخنان و انطباق آن با ارزش ها و حقوق انسانی تردیدی وجود ندارد، در عین حال ما حق داریم بپرسیم چرا این سخنان در این مقطع بیان می شود؟ شأن نزول این سخنان چیست؟ بی شک سخنان رهبری ناظر به واقعیات و رخدادهای جاری کشور است و لابد اتفاقی رخ داده است و خطایی صورت گرفته است و یا دستکم مسائلی در جریان است و احتمال خطا و اشتباهی وجود دارد که ایشان برای پیشگیری از آن تذکر این نکات ارزشمند را ضروری دیده اند. اما چه اتفاقی رخ داده و یا در حال وقوع است؟ این اتفاق لابد باید با آن چه که تا کنون و به ویژه طی یکی دو سال اخیر رخ داده است، تفاوت اساسی داشته باشد. پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ همگان شاهد بودند که قوه قضائیه و صدا و سیما که هر دو زیر نظر رهبری اداره می شوند بدیهی ترین حقوق انسانی و اسلامی دستگیر شدگان را نقض کردند. خاطره جلسات دادگاه متهمان در شهریور ماه سال ۸۸ که فقط با دادگاه های مخالفان استالین در شوروی قابل مقایسه است، برای همیشه تاریخ قضای کشور باقی خواهد ماند. در آن دادگاه برخلاف بدیهی ترین اصول اخلاقی، شرعی و قانونی و برخلاف آیین دادرسی کشور، فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و …. منتقد و معترض به انتخابات را جمع کردند و کیفر خواست جمعی دادستان که در واقع یک بیانیه حزبی بود، قرائت شد و سپس براساس برنامه از پیش طراحی شده چند تن از متهمان شکنجه شده را پشت تریبون آوردند که از کرده خود اظهار ندامت کنند. این جلسات همچون شوی تلویزیونی در کانال های متعدد سیمای جمهوری اسلامی ایران بارها پخش شد. پس از آن شوی سریالی تلویزیونی همان افرادی که متهم به انبوه اتهامات براندازی، جاسوسی، کودتا، … به مردم معرفی شدند، در دادگاه های غیر علنی محاکمه شدند با این تفاوت که اتهامات جاسوسی و براندازی و کودتا جای خود را به اتهاماتی نظیر شرکت در راهپیمایی و اخلال در ترافیک و تبلیغ علیه نظام داد.

طی دو سال گذشته کمتر میزگرد و سخنرانی تلویزیونی یا نطق های مجلس و یا منبر جمعه و جماعاتی بوده است که از آن افراد به عنوان خائن و جاسوس و برانداز و فتنه گر نام برده نشود. حتی رئیس قوه قضائیه که علی القاعده باید بیش ازهمه ضوابط قضایی و حقوق شهروندان را رعایت کند، بارهای منتقدان و مخالفان را به اقدامات و جرائمی متهم کرد که در هیچ دادگاهی به اثبات نرسیده بود. در طول این مدت و با وجود این همه نقض بدیهی ترین حقوق شهروندی، مقام رهبری هرگز ضرورتی ندیدند که به رئیس قوه قضائیه و رئیس صدا و سیما که توسط شخص ایشان منصوب می شوند، متذکر گردند، اعلام نام متهمان و اتهام ایشان قبل از اثبات در دادگاه های صالحه خلاف اخلاق و قانون و شرع است و پس از محاکمه نیز بهتر آن است مسئله رسانه ای نشود.

با توجه به این سابقه قطعاً مقصود مقام رهبری از رعایت حقوق متهمان، رعایت حقوق متهمان و دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم نبوده است، که اگر چنین بود باید دو سال قبل شاهد این سخنان می بودیم. بنابراین چه نگرانی و دغدغه ای ایشان را برآن داشته است که به مقامات قضایی کشور چنین تذکری بدهند؟ لابد پرونده هایی در دست بررسی است، متهمانی دستگیرشده اند و یا در آستانه دستگیری هستند و دادگاه هایی در شرف تشکیل است، پرونده ها و متهمان و دادگاه هایی متفاوت با آن چه در گذشته شاهد بوده ایم.

اگر به تحولات جاری کشور و بحران و اختلافی که در درون حاکمیت رخ داده است، نظری بیفکنیم، پاسخ سئوال خود را خواهیم یافت. طی هفته های اخیر برخی اطرافیان احمدی نژاد دستگیر شده اند، معاون و یار و همراه همیشگی او آقای مشائی متهم به انبوهی از اتهامات مالی و سیاسی و … است. برخی از افراد مرتبط با وی دستگیرشده و سخن از پرونده های اختلاس چند میلیارد دلاری در باره ایشان مطرح است. با تضعیف موقعیت احمدی نژاد و عقب نشینی های آشکار وی در هفته های اخیر احتمال دستگیری و محاکمه معاون دیگر وی آقای رحیمی که مدت ها خبر سوء استفاده های مالی و پرونده چندهزار میلیارد تومانی وی مطرح بوده اکنون قوت بیشتری گرفته است. اخبار به دست آمده حاکی از آن است که محاکمه او قطعی شده است.

بدیهی است که چنین اتفاقاتی به هیچ وجه به مصلحت رهبری نیست. هنوز که تنها خبر دستگیری برخی اطرافیان احمدی نژاد به اتهام ارتباط با جریان انحرافی و یا اختلاس های میلیاردی بر سر زبان ها افتاده است، این سئوال و ابهام در انبوه مریدان ساده دل آتشی از تردید به پا کرده است که اگر چنین است، پس آن همه تأیید و حمایت چه بود و چگونه دو سال تمام تحت عنوان بصیرت و اقتضائات بصیرت از این افراد حمایت شد و امروز ادعاها و هشدارها و اعتراض های کسانی که دو سال تمام متهم به بی بصیرتی بودند درست از آب در آمده است؟

پس اعتقاد به عصمت و خطاناپذیری و حمایت حضرت صاحب و کرامات و … چه شد؟ این سئوال های جان سوز آتشی به خرمن اعتقادات انبوه ساده دلان و پاک باختگانی انداخته است که طی سال های اخیر با انواع روش های آموزشی و تبلیغاتی و برگزاری دوره های آموزشی بصیرت و ولایت و … باورهایی را مسلم و تخلف ناپذیر یافته بودند و دل خوش داشتند که گوهر حقیقت مطلق را در مشت دارند و دیگران جملگی بر باطل و مرتد و مزدورند.

بنابراین مصلحت ایجاب می کرد که چنین اتفاقی رخ ندهد، اختلافات عمیق تر نشود و آتش بحران دامن جریان حاکم را نگیرد، اما اوهام و توهمات احمدی نژاد به وی اجازه نداد که متوجه شود هیچ قدرتی در کار نیست. هیچ رسالت تاریخی در میان نیست و هیچ مآموریتی از جانب امام زمان به او واگذار نشده است، بلکه تنها قرعه فال به نام او خورده و شرایط چنین اقتضا کرده است که او با انگشت تأیید و حمایت غیر مشروط، چند صباحی نقش آفرینی کند و بعد دیگر هیچ. تضاد میان توهمات احمد نژاد و واقعیت او را به اقدامات و تصمیماتی کشاند که برخورد با وی و حذف اطرافیان او را اجتناب ناپذیر کرد و شرایط را به گونه ای پیش برد که دیگر ادامه وضعیت گذشته امکان پذیرنبود.

حال که چنین است و برخورد با اطرافیان احمدی نژاد اجتناب ناپذیر، باید تا آن جا که امکان دارد دامنه نتایج و آثار منفی این برخورد اجتناب ناپذیر محدود تر شود. از جملۀ تمهیدات و اقدامات پیشگیرانه یکی هم این که ماجرا نه با سر و صدای رسانه ای بلکه در سکوت برگزار شود. دلیلی ندارد نام افراد دستگیر شده و جریان دادگاه رسیدگی به تخلفات و احکام صادره علیه ایشان خیلی رسانه ای و تبلیغاتی شود، زیرا این ماجرا هرچه بیشتر علنی و رسانه ای شود، شک و تردید بیشتر و گسترده تری نسبت به تصمیمات و مواضع و عملکرد گذشته رهبری به جان مریدان و علاقمندان خواهد افتاد.
****
تصویری که امام از رهبری نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه ترسیم کرده بود با آن چه که تا کنون گفتیم بسیار متفاوت بود. حتی مخالفان ولایت فقیه و امام به رغم همه انتقادها و مخالفت ها در یک حقیقت کمتر تردید روا می داشتند و آن حقیقت این بود که امام اهل بازی و بازیگری سیاسی نیست. اگر سخنی می گوید از سر اعتقاد می گوید. این تصویر از ولایت فقیه او را از مسئولان و سیاستمداران متمایز می ساخت و در نظام سیاسی جمهوری اسلامی جایگاه متمایزی را برای رهبری تعریف می کرد. به عنوان نمونه اگر به گورباچف نامه می نوشت، هیچ گوشه چشمی به معیارهای متعارف دیپلماتیک نداشت. وقتی هم که شوروی ها این نامه را در چارچوب موازین دیپلماتیک تمایل امام به نزدیکی به شوروی تحلیل کردند و شوارد نادزه را با پیشنهادت همکاری های اقتصادی و سیاسی به ایران فرستادند، امام در پاسخ وی گفت قصد من آن بود که دریچه ای به سوی آسمان در برابر چشمان آقای گورباچف باز کنم، این مسائلی که شما می فرمایید به من ربطی ندارد با دولت مطرح کنید.

اگر امام در ضرورت احترام و رعایت حقوق شهروندی اعلامیه ۸ ماده ای صادر می کرد، موجی در کشور به پا می شد، اقداماتی عملی صورت می گرفت، رویه ها اصلاح می شد. حتی اگر آن اعلامیه در مواردی و در باره برخی نقض می شد که البته شد و از آن تخلف می شد که البته شد، کسی در صدق نیت امام در صدور آن تردید نمی کرد. همگان مطمئن بودند و باور داشتند که امام در صدور این اعلامیه بازیگری نمی کند بلکه به آن چه می گوید اعتقاد دارد.
اما چرا سخنان رهبری در باره ضرورت حفظ امنیت و برخورداری منتقدان و مخالفان از حقوق شهروندی موج که نه، هیچ حرکت ضعیفی هم بر نمی انگیزد؟  هیچ تغییری را موجب نمی شود؟  ظاهراً این تنها قضاوت عمومی جامعه نیست که در پس این سخنان عزمی نمی بیند، بلکه اگر عده ای  هم تلاش کنند تا به این سخنان امیدی ببندند و تصور کنند که لابد از این پس قرار است حداقل مردگان از امنیت برگزاری یک مراسم ختم ساده برخوردار شوند، نیروهای امنیتی و نظامی تحت امر با جلوگیری از برگزاری یک مراسم ختم ساده برای مرحوم سحابی و دخترش و ضرب و شتم کسانی که از همه جا بی خبر و براساس اعلام قبلی به مسجد آمده اند، عملاً و صریحاً اعلام می کنند این حرف ها را جدی نگیرید.

تضاد بین جایگاه فرا سیاسی که امام برای رهبری نظام تعریف کرد، با جایگاه واقعاً موجود رهبری امروز، یکی از عوامل اصلی تضعیف رهبری است. صرفنظر از قضاوت ارزشی درباره نظریه ولایت فقیه، ارتفاع گرفتن از منازعات سیاسی و آلوده نشدن به بازی ها و بازی گری های سیاسی عامل بقا و استحکام رهبری در نظام جمهوری اسلامی بوده است. اگر امروز می بینیم این جایگاه برای بقا و استحکام خود نیازمند اعمال زور و بهره گیری از تبلیغات سخیفی نظیر ماجرای یاعلی گفتن به هنگام تولد و سید خراسانی بودن و …. است، یک علت بیشتر ندارد و آن سقوط به بازیگری های سیاسی است که تمام احترام و اعتبار رهبری را برباد می دهد.

۱۳۹۰ تیر ۳, جمعه

درخواست فرزندان کروبی و موسوی از اعتصاب کنندگان اوین برای شکستن اعتصاب

درخواست فرزندان کروبی و موسوی از اعتصاب کنندگان اوین برای شکستن اعتصاب

سحام‌نیوز: فرزندان میرحسین موسوی و  مهدی کروبی در پیام مشترکی خطاب به زندانیان  سیاسی اعتصاب کننده  بند ۳۵۰ اوین از آنها خواستند تا  به  اعتصاب غذای خود خاتمه دهند.
به گزارش کلمه متن کامل پیام به شرح زیر است:
به نام خدا
برادران قهرمان و استوار ما
پیام اعتصاب شما کوبنده تر از هر اعتراضی به گوش تمامی هم وطنان و هم دلانتان رسید چرا که اگر چه جانتان تنها وسیله رساندن صدای حق طلبی شما است اما این جان های سبز برای همگان و خانواده های صبور و دلسوخته تان و ما که خود درد آشناییم عزیز است و سلامتی شما برایمان مایه دلگرمی است.
پس به عنوان برادران و خواهرانی کوچک از شما می خواهیم به اعتصاب خود پایان دهید که اگر پدر و مادر ما نیز چون شما در بند نبودند از شما همین تقاضا را داشتند.
فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
فرزندان مهدی کروبی و فاطمه کروبی

همسران شهیدان باکری و همت: با شرمندگی درخواست پایان اعتصاب غذای شما را داریم

همسران شهیدان باکری و همت: با شرمندگی درخواست پایان اعتصاب غذای شما را داریم

سحام نیوز: همسر شهید حمید باکری و شهید ابراهیم همت با انتشار پیامی خواستار پایان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی شده اند.
به گزارش کلمه متن این پیام مشترک به شرح زیر است:
مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَ لَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِکَ فِی الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ….
هر کس کسى را جز به قصاص قتل یا به کیفر فسادى در زمین بکشد چنان است که گویى همه مردم را کشته باشد و هر کس، کسى را زنده بدارد چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پیامبران ما دلایل آشکار براى آنان آوردند با این همه پس از آن بسیارى از ایشان در زمین زیاده روى مى کنند.
سوره مائده آیه ۳۲
برادران عزیز سلام علیکم
می دانیم آنچه بر شما این روزها گذشته چقدر سنگین بوده است . و یقینا شما طبق وظیفه انسانی و شرعی خود برای نشان دادن اعتراض تان دست به اعتصاب غذا زده اید . یعنی با تنها وسیله ای که در اختیار دارید ، یعنی جانتان به میدان آمده اید . تا بلکه جلوی این ظلم آشکار را بگیرید . می دانیم این روزها برای شما و خانواده تان سخت می گذرد اما ما به فرمایش مولا علی (ع)ایمان داریم که فرموده اند :
یوم المظلوم علی الظالم اشد من یوم الظالم علی المظلوم
روزی که مظلوم حق خود را می ستاند، سختتر است تا روزی که ظالم بر مظلوم ستم می کند
و می دانیم که هیچ گاه خون بی گناه بر زمین نخواهد ماند . این را تاریخ نشان داده . با شرمندگی از شما تقاضا می کنیم که به اعتصاب غذای خود پایان دهید.

ژیلا بدیهیان همسر شهید محمد ابراهیم همت
فاطمه چهل امیرانی همسر شهید حمید باکری

فریاد مادر ندا در مراسم دومین سالروز شهادت دخترش +دانلود

فریاد مادر ندا در مراسم دومین سالروز شهادت دخترش

مزار شهید ندا آقاسلطان - بهشت زهرا ۳۰ خرداد ۱۳۹۰

دانلود